دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نهرهای چهارگانه بهشت

No image
نهرهای چهارگانه بهشت

در بهشت چهار نهر روان است:

نهر آب روان:

 خداوند درآيه 15 سوره محمد(ص) مي فرمايد: مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتي‌ وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فيها اَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ؛ بهشتي که به متقيان وعده داده شده در آن نهرهائي با آب روان است و آب آن نهر غيرآسن است. آسن يعني مانده و متغير، از اين رو به آب بدبو و گندزده، آب آسن مي گويند، ولي اين آب بهشتي به جهت آنکه روان است، اين گونه مانده نيست تا طعم و رنگش تغيير کرده باشد.البته ممکن است با زياد ماندن در يک جا باز هم تغيير مزه ندهد؛ چنانکه علامه طباطبايي مي گويد: آسن يعني آبي كه با زياد ماندنش بو و طعم خود را از دست نمي‌دهد. اما به نظر مي رسد که مراد همان آب روان است که گندزده و بدبو نمي شود.

نهر شير:

 نهر ديگر که در همين آيه از آن ياد شده نهري از شير است که مزه آن تغيير نمي کند: وَ اَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ. در اينجا عدم تغيير به طعم نسبت داده شده است که مي تواند مرتبط با انسان نيز باشد به اين معنا که مزه آن در دهان نوشنده هم تغيير نمي‌کند. پس هم خودش خوشمزه است و هم براي نوشنده خوشمزگي اش مي ماند و عوارضي چون ترش شدن و بد رنگ گشتن و ديگر آفت‌ها به آن نمي‌رسد و شخص از اين شير بدون تغيير مزه مي نوشد و لذت مي برد.

   نهر شراب پاک بی زيان:

نهر ديگر از خمر و شراب است که داراي خصوصياتي چند است از جمله اينکه لذت بخش است. چنانکه در همين آيه آمده است: وَ اَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبينَ. در آيات 45 تا 47 سوره صافات نيز آمده است: يُطافُ عَلَيْهِمْ بِكَاْسٍ مِنْ مَعينٍ بَيْضاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبينَ لافيها غَوْلٌ وَ لاهُمْ عَنْها يُنْزَفُونَ؛ طواف کنندگان با جام هايي از چشمه سپيد به اينان مي نوشانند که نوشندگان لذت مي برند و در آن فساد و ضعف عقل و غائله نيست و نه آنان از آن مست گردند و گزندي ببيند. «غُول»، «غيل» و «غائله» همه به معناي شرّ و فساد و مانند اينهاست؛ يعني در اين شرّ و فساد، زيان، غائله اي نيست، پس لذت مي برند و از گزند خماري آن هم مصون هستند؛ چرا که «مُنزَف» كسي است كه در اثر خُماري، ضعف عقل، ضعف فطرت، ضعف خِرَد گرفتار آثار رواني شود. پس در اين خمر، بي خردي و آثار رواني فساد و گزند سردرد و درد سري نيست. همچنين در آيات 18 و 19 واقعه درباره اين شراب مي فرمايد: بِاَكْوَابٍ وَاَبَارِيقَ وَكَاْسٍ مِّن مَّعِينٍ لَا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ ؛ با جامها و آبريزها و پياله [ها] يي از باده ناب روان [كه‌] نه از آن دردسر گيرند و نه بي‌خرد گردند. از اين رو از آن به «شَراباً طَهُوراً» تعبير کرده است: وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا ؛ و پروردگارشان باده‌اي پاك به آنان مي‌نوشاند. پس نه تنها خودش پاک و طاهر است، بلکه پاك كننده هم است.

  نهر عسل صاف:

نهر چهارم بهشت نهر عسل صاف است. خداوند مي فرمايد: وَ اَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّي. عسل صاف عسلي خالص و ناب است. از اين رو، به عسلي که موم آن گرفته شده باشد عسل صاف مي گويند.

   

 روزنامه كيهان، شماره 21025 به تاريخ 16/1/94، صفحه 6 (معارف)

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS