دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هم‌شانه رسالت نبوی

جانشینی امیرمؤمنان(ع) واقعه‌ای نیست که فقط شیعیان آن را بیان کرده باشند، بلکه بسیاری از علمای اهل تسنن آن را پذیرفته و نقل کرده‌اند به خصوص واقعه غدیر و خطبه معروف پیامبر اعظم(ص) که فرمودند: «فَمَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلیٌّ مَوْلاهُ» ‌مورد اجماع و اتفاق جمیع مسلمانان شیعه و سنی است و جایگاه ویژه‌ای در نصوص دینی و ادبیات و اشعار مسلمانان اعم از عرب و غیر عرب دارد...
No image
هم‌شانه رسالت نبوی
هم‌شانه رسالت نبوی اهل بیت- سید صمد موسوی: جانشینی امیرمؤمنان(ع) واقعه‌ای نیست که فقط شیعیان آن را بیان کرده باشند، بلکه بسیاری از علمای اهل تسنن آن را پذیرفته و نقل کرده‌اند به خصوص واقعه غدیر و خطبه معروف پیامبر اعظم(ص) که فرمودند: «فَمَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلیٌّ مَوْلاهُ» ‌مورد اجماع و اتفاق جمیع مسلمانان شیعه و سنی است و جایگاه ویژه‌ای در نصوص دینی و ادبیات و اشعار مسلمانان اعم از عرب و غیر عرب دارد. در متون اسلامی هیچ روایتی به اندازه این واقعه به حد فوق تواتر نرسیده است و احدی را یارای تردید در آن نیست. در میان صحابه پیامبر (ص) 110 نفر و از تابعین 89 نفر آن را نقل کرده‌اند و طبقات راوی آن، به 360 نفر رسیده است. شاعران بسیاری نیز این جریان را به نظم آورده‌اند.مهم‌ترین نقطة اختلاف بین مذاهب شیعه و سنی، جانشینی پیامبر اکرم(ص) است و اهمیت غدیر از آن رو است که می‌تواند اختلاف بین شیعه و سنی را جدای از هر گونه تعصب و کینه از بین بِبَرد‌ و امت یکپارچة اسلامی را هویدا گرداند و به راستی که اگر همه مسلمانان بر این مسئله اتفاق می‌نمودند و به حبل متین در غدیر به عنوان«حبل الله» چنگ می‌زدند، هیچ گونه اختلافی وجود نداشت.پس غدیر محوری است برای وحدت و انسجام هر چه بیشتر مسلمین که در این مختصر به برخی از نمادهای آن اشاره می‌شود. راهی به سوی انسجام در قرآن ‌کریم، در کنار دعوت اکید مسلمانان به انسجام اسلامی و چنگ زدن به ریسمان الهى از آنان خواسته شده تا بسان پیروان ادیان پیشین که به پراکندگى فرقه‌اى دچار شده‌اند، پراکنده‌ نشوند؛ چنان‌که می‌فرماید: «و مانند کسانى نباشید که بعد از آنکه دلایل روشن برایشان آمد، باز هم اختلاف کرده و پراکنده شدند و آنان برایشان عذابى بزرگ است.» بدین سبب قرآن از اهل‌ بیت(ع) با عنوان «اُولىِ الأمر» یاد ‌کرده و اطاعت آنان را در جهت اطاعت خدا و رسول(ص) و سخن آنان را حجّت دانسته و می‌فرموده است: «اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خدا را اطاعت کنید و از رسول و اولى الامر خود (جانشینان پیامبر) اطاعت کنید. پس اگر درباره چیزى نزاع کردید آن را به حکم خدا و پیامبر ارجاع دهید.» بدین جهت از مسلمانان خواسته است تا در موارد اختلاف میان خود یا فهم دین، به آنان مراجعه کنند، چرا که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان- که قدرت تشخیص کافى دارند- بازگردانند، از ریشه‌هاى مسائل آگاه خواهند شد؛ «ولَو رَدّوهُ اِلَى الرَّسولِ واِلى اُولِى الاَمرِ مِنهُم لَعَلِمَهُ الَّذینَ یَستَنـبِطونَهُ مِنهُم.» اولی الامر با چنین جایگاهی که قرآن برایش تعیین نموده، در غدیر خم توسط پیامبر(ص) و به امر خدا در شخص علی(ع) و سپس در فرزندان معصومش مصداق یافت. اهل بیت(ع)، ثقل اصغر در روایت ثقلین، اهل بیت(ع) در جایگاه ثقل اصغر معرفی شده‌اند. پیامبر اعظم(ص) می‌فرمایند: «من در میان شما 2 چیز گرانبها باقی می‌گذارم که اگر به آنها تمسک کنید، هرگز بعد از من گمراه نمی‌شوید. یکی از آن 2 عظیم‌تر از دیگری است و آن کتاب خدا‌ست که ریسمان کشیده شده از آسمان به سوی زمین است و دیگری عترت و اهل بیت من است...» این معرّفى نقش مؤثّر آنان در ایجاد و حفظ یگانگى بوده است؛چنان‌که هشام‌بن‌حکم در حضور امام صادق(ع) در مناظره‌اى با مرد شامى، ضرورت وجود امام را بر اساس ناکافى بودن قرآن و سنّت در رفع اختلاف ثابت کرد. در برخى از روایات نیز مقصود از ریسمان مردمى در «...‌اِلاّ بِحَبل مِنَ اللّهِ و حَبل مِنَ‌ النّاسِ» آیه 112 سوره آل‌عمران، ولایت على(ع) یا امامان معصوم(ع) معرّفى شده است. همپای رسالت پیامبر(ص) غدیر، اساسِ عقیده بر ولایت امیرمؤمنان(ع) و فرزندان معصوم او به عنوان جانشینان پیامبر(ص) و نیز خلفای خداوند بر ‌روی زمین است که در قرآن از عظمت ویژ‌ه‌ ای برخوردار است. قرآن کریم، اهمیت این واقعه را چنان بیان می‌کند که هر مسلمانی را به شگفتی وامی‌دارد. خداوند در کلام خویش، خطاب به پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید که اگر ولایت امیرالمؤمنین(ع) را اعلام نکند، همانند این است که زحمات طاقت‌فرسای خود را در جهت انجام رسالت بر باد داده و نبوت خویش را به پایان نبُرده است! و البته، خداوند او را از شرّ کسانی که با این امر مخالف هستند و نمی‌خواهند که علی(ع) جانشین پیامبر گردد، محافظت خواهد نمود؛ آنجا که می‌فرماید:«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ.» این است رمز کلام باقر العلوم آل محمد(ع) که فرمود: «و لم یناد بشی‌ء ما نودی بالولایة یوم الغدیر؛ در میان احکام اسلامی هیچ یک به اندازه ولایت روز غدیر مهم شمرده نشده است‌.» ‌روز رانده شدن شیطان در معارف قرآن گذشته از رذیلت‌هاى اخلاقى که به نوعى به شیطان باز‌مى‌گردد، به استناد برخى آیات، بسیارى از ستیزها و تفرقه‌ها از دخالت بدون واسطه یا با واسطه شیطان ناشى مى‌شود‌؛ چنان‌که از نگاه قرآن، شیطان از رهگذر شراب‌خوارى و قمار در‌صدد ایجاد دشمنى میان مردم است؛ «اِنَّما یُریدُ الشَّیطـانُ اَن یوقِعَ بَینَکُمُ العَدوه والبَغضاءَ فی الخمر و المیسر.» امام علی(ع) در حدیث مفصلی با عنوان خطبه غدیریه که درباره معرفى روز غدیر و بیان عظمت و شکوه آن است، این روز را روز راندن شیطان می داند که«یوم دحر الشیطان». «دحر» بر وزن «دهر» به معناى راندن است. در روز غدیر با کامل شدن دین، شیطان نیز براى دومین بار رانده شد و با واقعه غدیر، وسوسه‌ها، توطئه‌ها و نقشه‌ها، نقش بر آب شد‌ و همان‌گونه که کافران مأیوس و نومید شدندکه‌ «الیوم یأس الذین کفروا من دینکم» شیطان نیز مأیوس و رانده درگاه الهى شد؛ در حدیثى از امام رضا(ع) نیز مىخوانیم که فرمود: «یوم مرغمه الشیطان.» امنیّت و آرامش دستاورد غدیر مهم‌ترین دستاورد اتّحاد در همه انواع آن، حفظ صلح، آرامش و امنیّت و دور ماندن از جنگ و خون‌ریزى و نیز اختلاف و جدایى است؛ زیرا اتّحاد در جامعه جهانى، حسّ نوع‌دوستى و همکارى متقابل را تقویت مى‌کند و همه فتنه‌هاى اجتماعى را که از عواملی همچون برترى‌جویى نژادى ناشى می‌شود، از بین مى‌برد؛ چنان‌که اتّحاد پیروان ادیان آسمانى، از تنش میان آنان کاسته و اتّحاد میان مؤمنان، زمینه درگیرى را مرتفع مى‌سازد. قرآن از تفرقه، به کرانه گودال آتش جنگ یاد‌کرده که اتّحاد، خطر فرو افتادن در چنین گودالى را بر طرف مى‌سازد و می فرماید: «و شما بر لبِ حفره‌اى از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد.» حضرت علی(ع) در خطبه غدیریه خویش غدیر را روز آسایش و آسودگى خوانده، می‌فرماید: «هذا یوم الامن و المأمون» افزون بر اینکه خداوند براى پیامبر(ص) نسبت به پیامدهاى غدیر، امنیت و آسایش را تضمین کرد: «وضمن له عصمته منهم» که از این جهت نیز غدیر روز آسودگى است. تکامل دین‌ غدیر، منزلگاهی است برای تکامل آیینی که پیامبر خدا(ص) آن را از غار حرا آغاز نمود و در کنار برکة آسمانی این سرزمین(غدیر خم)، به اوج خود رساند و خداوند نیز نعمت جاودانه خویش، یعنی اسلام را که تا آن هنگام به وسیله پیامبر(ص) به مردم رسانده بود، در این واقعه کامل نمود و پرچم پیروزی آن را به علی(ع) ‌سپرد تا دین را به وسیله او کامل گرداند و بدین ترتیب جانشین پیامبر(ص) در تمام امورات دین و دنیای مردم گردد و زمام امور را در دست گیرد. آری! به راستی همان گونه که پیامبر(ص) را خداوند انتخاب می‌کند تا اسلام را به وسیله او ظاهر کند، بر خداوند است که جانشین پیامبر(ص) را نیز خود انتخاب نماید تا آیینش را تکامل و استمرار بخشد و اگر این گونه نباشد، اسلام فقط برای دوران حضور پیامبر(ص) خوب می‌باشد و بس. و دیگر شرط جاودانگی اسلام به عنوان دین وحدت آفرین از بین خواهد رفت. از این رو ست که خداوند، دین بدون ولایتِ جانشین پیامبر(ص) را ناقص معرفی می‌کند و در کتاب جاودانه خویش از این حقیقت پرده برمی‌دارد؛ در آنجا که می‌فرماید: «ألْیَوْمْ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دینًا؛ امروز (روز غدیر) دینتان را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و راضی شدم که دین شما اسلام باشد.» تأکید ‌ بر بزرگداشت غدیر یکی دیگر از اموری که اهمیت غدیر را به حقیقت جلوه‌گر ساخته و موجب شده تا این واقعه هرگز از اذهان مؤمنین و معتقدین به پیغمبر اکرم(ص) خارج نشود، بیانات خود پیغمبر(ص) چه در خود غدیر و چه بعد از آن است، همچون دستور پیامبر(ص) بر این که: حاضران در آن روز، باید پیام غدیر را به غایبان برسانند‌ و نیز آن که، آن روز را بزرگ‌ترین عید امّت اسلام قرار دادند و فرمودند:«أفْضَلُ أعْیادِ أُمَّتی الْغَدیر»؛ بزرگترین عید امّت من، عید غدیر است‌ و به امیرالمؤمنین(ع) وصیت نمودند که این روز را عید بگیرید. سخن آخر غدیر، در عین اینکه پرچم جاودان هدایت و چشمة زلال ایمان است که پیوسته مؤمنین را در طول تاریخ سیراب نموده، مرزهای تاریخی و جغرافیایی را نیز در نوردیده و بندگان مؤمن خداوند را از رهگذر تمسک به ولایت اهل بیت(ع) که مایه اکمال دین و دوری از شرّ شیطان رجیم است، به یکدیگر متصل نموده و در واقع تا ابد این پیام را توسط پیامبرش به همگان داده است که «یَا أَیهَُّا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَ إِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛ اى پیامبر! آنچه را از پروردگارت بر تو فرود آمده است، ‌به مردم برسان و اگر نرسانى رسالت‌ خداى را به جا نیاورده‌اى و خداوند تو را از گزند مردم حفظ مى‌کند.»
روزنامه همشهری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
Powered by TayaCMS