دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وجوه نامگذاری قيامت به «يوم التلاق»

No image
وجوه نامگذاری قيامت به «يوم التلاق»

در آيه 15 سوره غافر از روز قيامت به يوم التلاق روز «تَلاقي» ياد شده است. درباره علت اين نامگذاري مي توان پنج وجه بيان کرد:

1- به اعتبار «تَلاقي» ارواح با ابدان است که اين روز به اين نام ناميده شده است؛ يعني ارواحي که ابدان را رها کردند، در قيامت دوباره برمي گردند و با هم تلاقي مي کنند؛ يعني همان معاد جسماني تحقق مي يابد؛

2- به اعتبار «تَلاقي» فرشته هاي آسمان با موجودات زمين است که اين نام براي آن آمده است؛ زيرا در آن روز فرشته ها نازل مي شوند و به عنوان شهادت و مانند آن در دادگاه عدل الهي در روز قيامت حضور پيدا مي کنند؛

3- به اعتبار «تَلاقي» اولين و آخرين در «يوم» قيامت است که اين نام بر آن نهاده شده است؛ زيرا خداوند در آيه 49 سوره واقعه مي فرمايد: إِنَّ الاَوَّلينَ وَ الآخِرينَ لَمَجمُوعُونَ إِلي‌ ميقاتِ يَومٍ مَعلُوم؛ به راستي که اولين و آخرين يقيناً در روز قيامت که روز معلوم است مجموع خواهند شد؛

4- به اعتبار «تَلاقي» انسان با پروردگار خودش است اين روز قيامت را روز تلاقي ناميده است؛ زيرا خداوند در آيه 6 سوره انشقاق مي فرمايد: إِنَّكَ كادِحٌ إِلي‌ رَبِّكَ كَدحاً فَمُلاقيه؛ به راستي که تو کادح (تلاش کننده اي ) هستي به سوي پروردگارت تا با او ملاقات کني.

5- به اعتبار «تَلاقي» با اعمال خودش است که اين روز را روز تلاقي ناميده اند؛ زيرا هر کسي کيفر و پاداش اعمال خودش را در آن روز مي بيند. خداوند در آيه 7 سوره تحريم می‌فرمايد: اليَومَ إِنَّما تجزَونَ ما كنتم تَعمَلون؛ امروز جز اين نيست که هر آنچه کرديد را جزا مي بينيد. يا در آيه 30 آل عمران آمده است: يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا ؛ روزي که هر نفس آنچه از خير عمل کرده را حاضر شده مي يابد. پس هر کسي با عمل خودش ملاقات خواهد کرد. از همين رو در قيامت هر کسي به سرعت حسابش رسيده می‌شود و هيچ اشتباه و خطا و نسياني نيست؛ زيرا عين عمل خودش به شکل مجازات ظهور مي يابد.

روزنامه كيهان، شماره 21075 به تاريخ 17/3/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS