دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پروژه عاشوراسازی در طراحی فتنه‌

No image
پروژه عاشوراسازی در طراحی فتنه‌

فتنه، بصيرت، فرقان، اقدام، استقامت

علیرضا فرقانی

بصیرت، مفهومی است که شناخت و رعایت آن ضامن توفیق جبهه حق در مهار فتنه و عمل به عکس آن ضامن موفقیت جبهه باطل در فتنه می‌گردد.‌

بصیرت همواره شامل 3 مرحله فرقان، اقدام و استقامت است که به مجرد متزلل شدن هر کدام از این مراحل، فرد از زمره اهل بصیرت خارج می‌شود و قطعا نخواهد توانست از گرداب فتنه، ایمان سالم به در ببرد. ‌اولین مرحله از بصیرت که فرقان و تشخیص حق و باطل است، به لحاظ پیش نیاز بودن برای اقدام، مهمترین گام به شمارمی‌رود. اما خود فرقان شامل 4 زیر مرحله است. ابتدا تبیین شاخص‌های حق و باطل و بعد از آن تفکیک مصادیق روز با توجه به شاخص ها و در گام آخر از فرقان، اراده برای حرکت به نفع جبهه حق علیه باطل است.‌در مورد اینکه تنها ضامن کسب توفیق برای مهار فتنه توسط مومنین، بصیرت‌ورزی و عمل به 3 مرحله فوق است بسیار بحث شده اما نکته این است که شناخت مراحل بصیرت و عمل به مهندسی معکوس آن نیز می‌تواند ضامن پیشبرد اهداف فتنه‌گران در طراحی فتنه باشد.‌ در مدیریت استراتژیک، در بحث منازعات دانستن این مطلب بسیار مهم است که دشمن در مورد راهبرد ما چه اطلاعاتی دارد. اینکه شناخت و عمل به «بصیرت» تنها راه مهار و فرار از فتنه است، قرنهاست که توسط دشمن شناسایی شده و همواره سعی کرده است دقیقا عکس مراحل بصیرت طرح ریزی کند.‌ در قضیه کربلا، بعد از اینکه یزید دید که نعمان بن بشیر نمی‌تواند شاخص‌های حق و باطل را در میان اهل کوفه عوض کند، عبیدالله ابن زیاد را به کوفه فرستاد تا در مرحله بعدی، اراده مردم را در دفاع از امام حسین(ع) سست کند. که البته ابن زیاد در ماموریت موفق شد و اهالی نااهل کوفه، اراده خود را به اندک دینار سیاهی فروختند. اراده‌ای که هیچ وقت متاثر از تشخیص صحیح مبانی حق و باطل نبود. مبانی که قرآن و احادیث مبین آن هستند. ایشان هرگز شان و مقام امامت و ولایت امام حسین(ع) را درک نکرده بودند و تنها دلیل دعوت کوفیان از امام حسین(ع)، بیعت با نوه پیامبر بود نه بیعت با امام خود. ‌بعد از آن ماند 72 نفر. وقتی ابن زیاد آن 72 نفر باقی مانده را توفیق یافته در گذر از مرحله فرقان دید به عمربن سعد دستور داد تا در اجرای فتنه وارد فاز بعدی بشود. عمربن سعد از آنجایی که می‌دانست در بصیرت‌ورزی، بعد از فرقان پیدا کردن نوبت به اقدام و استقامت است ابتدا سعی کرد با دادن امان نامه به افرادی مانند حضرت عباس(ع)، هم مانع اقدام ایشان در دفاع از قرآن ناطق بشود و هم در اقدام مابقی افراد تشکیک وارد کند. اما از آنجایی که کیفیت اقدام و استقامت نسبتی مستقیم با عمق فرقان دارد و آن 72 یار باقی مانده از فرقانی مثال زدنی برخوردار بودند، هرگز خللی در اقدام ایشان وارد نشد.‌ تنها راه باقیمانده برای سپاه کفر، حمله به «استقامت» یاران و همراهان امام حسین(ع) بود. ‌لذا با امید به گرمای سوزان روز عاشورا مترصد وارد کردن مصائبی همچون تشنگی و گرسنگی و خستگی و وحشت بر یاران و همراهان امام شدند تا شاید بتوانند در استقامت ایشان خدشه‌ای وارد کنند.‌بعدها راز این استقامت فاش شد. اینکه چرا ذره ای در استقامت همراهان امام اعم از زن و مرد، کوچک و بزرگ خللی وارد نشد.زیرا در حالت طبیعی، وارد کردن مصائب بر زنان و کودکان، بایستی استقامت انسان را از بین ببرد. بعد مدتی از حادثه عاشورا، حضرت زینب(س) در پیش چشم همگان به نمایندگی از تمامی شهدای کربلاو بازماندگان، اعلام کردند که :« در روز حادثه عاشورا چیزی جز زیبایی ندیدم»(ما رایت الاجمیلا).‌ این نوع تفسیر از وقایع عاشورا به معنی ناکارآمدی تمام تاکتیک‌های دشمن در القای مصائب و سختی‌ها در آن روز بود و اینکه اساسا از ابتدا احلا من العسل بوده است.‌پس عاشورا نمادی است که فتان با فتانه در اجرای فتنه در مرحله اول یعنی خدشه وارد کردن به فرقان، شکست خورده و از آنجایی که هرگز دشمن برنامه خود را نیمه کاره رها نمی‌کند، کار را به صحنه عمل می‌کشاند تا در آنجا به اقدام و استقامت اهل بصیرت حمله کند. ‌عاشورا نتیجه فرقان داشتن است و فرقان نتیجه اراده مبتنی بر تشخیص صحیح. عاشورا آزمون کیفیت استقامت است و استقامت خروجی اقدامی مبتنی بر فرقانی عمیق. ‌امروز نیز دشمن همواره برای توده مردم در فازهای مختلف برنامه‌ریزی کرده تا هرکسی را در مرحله‌ای از بصیرت ناکام بگذارد. و امت حزب الله در عاشورای 1388 ثابت کردند که در تشخیص حق و باطل اشتباه نکرده بودند و قیمت آنان نه مانند اهل کوفه که خداوند را مشتری اعمال و رفتار خودمی‌دانند با بهایی مانند جنت(ان الله الشتری من المومنین)‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS