دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پیروز در دو جبهه

قال امیرالمؤمنین علیه السلام: …أسهروا عیونکم وأضمروا بطونکم... وخذوا من أجسادکم فجودوا بها علی أنفسکم ولا تبخلوا بها عنها… (نهج البلاغه، خطبه 183، بند 20) ترجمه : در دل شب چشمها را بیدار دارید و شکمها را لاغر و قدمها را به کار اندازید و اموال را انفاق کنید ، از جسم وتن خویشتن بگیرید و بر روان و جان خود بیفزایید و در این کار بخل نورزید … (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
پیروز در دو جبهه
پیروز در دو جبهه

قال امیرالمؤمنین علیه السلام:

…أسهروا عیونکم وأضمروا بطونکم... وخذوا من أجسادکم فجودوا بها علی أنفسکم ولا تبخلوا بها عنها…

(نهج البلاغه، خطبه 183، بند 20)

ترجمه :

در دل شب چشمها را بیدار دارید و شکمها را لاغر و قدمها را به کار اندازید و اموال را انفاق کنید ، از جسم وتن خویشتن بگیرید و بر روان و جان خود بیفزایید و در این کار بخل نورزید …

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

توضیح:

پیروز در دو جبهه

امیرالمؤمنین (علیه السّلام) که در نبرد درونی و بیرونی، پیروز شده درباره نفس امّاره می‌فرماید: «وإنّما هی نفسی أروضُها بالتّقوی»؛ من نفس خودم را با تقوا ریاضت می‌دهم.

ما موظّفیم که نفس را تمرین بدهیم. نفس اگر از ما کار حرامی را بخواهد، مانند این است که اسب زیر پای انسان بخواهد به بیراهه برود که باید لجامش را گرفت و آن را به راه آورد. اگر ما به خواسته‌های نفس پاسخ ندهیم، کم کم عادت می‌کند تا در سختیها صبر کند. این کار مبارزه با نفس است. از نظر جنگ با زرق و برق بیرون نیز آن حضرت می‌فرماید: «یا دنیا... أُعْزُبی عنّی»[1]: ای دنیا از من دور و غایب شو و خودت را به من نشان مده که خریدار تو نیستم. آن حضرت (علیه السلام) این سخن را در بحبوحه قدرت و حکومت می‌فرمود، نه در دوران انزوا.

ممکن است کسی منزوی باشد و زاهدانه به سر ببرد و به دنیا چنین خطاب‌کند؛ امّا کسی که منزوی نیست، بلکه شهرت جهانی دارد، اگر زاهدانه به سر ببرد کار هنرمندانه‌ای کرده است. خود آن حضرت در نامه‌ای به عثمان بن حنیف انصاری که کارگزار آن حضرت در بصره بود می‌فرماید: اگر بخواهم، می‌توانم بهترین غذاها را فراهم کنم؛ ولی این کار را نمی‌کنم. شاید در دورترین مناطق این کشور، گرسنه‌ای به سر ببرد: «ولو شئتُ لاهتدیتُ الطریق إلی مصفّی هذا العسلِ ولُباب هذا القَمح ونسائج هذا القَزّ ولکن هیهات أن یغلبنی هوای ویقودنی جَشَعی إلی تخیّر الأطعمة ولعل بالحجاز أو الیمامة من لا طمع له فی القرص ولا عهد له بالشبع أو أبیت مِبْطاناً وحولی بطون غَرْثی وأکباد حَرّی»[2]. آن حضرت در همین نامه می‌فرماید: شما مثل من نمی‌توانید زندگی کنید، ولی از حلال خدا نگذرید و وارد مرز حرام نشوید: «ألا وإنّکم لا تقدرون علی ذلک ولکن أعینونی بورع وإجتهاد وعفّة وسَداد»[3].

امیرالمؤمنین‌(علیه السّلام) در باره بهره‌وری از حلال نیز می‌فرماید: «أسهروا عیونکم وأضمروا بطونکم... وخذوا من أجسادکم فجودوا بها علی أنفسکم ولا تبخلوا بها عنها»[4]: چشمهای خود را به کم‌خوابی و بی‌خوابی عادت دهید تا بتوانید در آخر شب بیدار باشید، شکمهای خود را هم لاغر کنید. عقل، نقل و علم، پرخوری را بد می‌داند؛ زیرا مقدار زیادی از غذاهایی که می‌خوریم مورد نیاز بدن نیست و بدن وادار می‌شود برای تبدیل آن تلاش و کوشش و بعد آن را دفع کند در نتیجه روح که باید به فرزانگی نایل شود، سرگرم زباله‌روبی می‌گردد. مانند این که مهندسی که می‌تواند نقشه‌ای جامع برای شهری تهیه و اجرا کند به زباله‌روبی وادار کنیم. روح می‌تواند معمار و مهندس بسیار خوبی باشد، ولی ما بر اثر پرخوری او را به زباله‌روبی وادار می‌کنیم و این جفای به روح است.

کسی در جبهه جنگ، کامیاب است که اهل ایثار و نثار باشد. از این رو آن حضرت فرمودند: شما در جنگ با هوس و لهو و لعب درون و بیرون باید سخاوتمندانه از جسمتان بکاهید و به سود جانتان حرکت کنید.

دنیا از راه نفس امّاره انسان را فریب می‌دهد، که باید آن را در صحنه جهاد اکبر سرکوب کرد و اگر منزّه شویم، تعلّقات ما کم می‌شود. آنگاه وارد قلعه امنی می‌شویم که هیچ کس به ما دسترسی ندارد، و از گناه به آسانی می‌گذریم.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص188-189
    پی نوشت:
  • [1] . نهج‌البلاغه، نامه 45، بند 26.
  • [2] . نهج‌البلاغه، نامه 45، بند 11.
  • [3] . نهج‌البلاغه، نامه 45، بند 5.
  • [4] . نهج البلاغه، خطبه 183، بند 20.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS