دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چگونگی سقوط و انحراف جامعه

No image
چگونگی سقوط و انحراف جامعه

پرسش:عوامل سقوط و انحراف جامعه را از منظر قرآن کريم توضيح دهيد؟

پاسخ:به يك ماجرا توجه كنيد تا عوامل سقوط را كشف كنيد: خداوند با حضرت موسي(ع) وعده كرد كه سي شب را در كوه طور مشغول عبادت شود تا تورات را دريافت كند، سي شب كه تمام شد، ده شب ديگر به آن اضافه شد.

هنرمند مجسمه سازي به نام سامري از نبود موسي و تاخير برگشت او سوء استفاده كرد و طلاو زيورآلات مردم را گرفت، و مجسمه گوساله‌اي را به نوعي ساخت كه با عبور هوا از درون آن صدايي شبيه صداي گاو برمي‌خاست و به مردم گفت:

خداي شما همين است و بدين وسيله جمعيت بسياري را منحرف كرد.

با كمي دقّت در اين مأجرا مي‌توان عوامل سقوط يك جامعه را نشان داد، كه عبارت است از:

  1. عدم حضور رهبري همچون موسي(ع) در ميان مردم.
  2. وجود منحرفان هنرمندي همچون سامري در اجتماع.
  3. استفاده از ابزاري پرجاذبه و گران قيمتي همچون طلا.
  4. تبليغات منفي پر سر و صدا و ابتكاري و جذاب همچون صداي گوساله.
  5. سادگي و زودباوري و ضعف ايمان مردم.
  6. استفاده از خرافات و سنت‌هاي گذشته و سوابق اجتماعي گاوپرستي.

همچنين قرآن کريم در آيه 61 سوره بقره درباره‌ بني‌اسرائيل عوامل ذلت و سقوط آنان را بيان فرموده است كه با نگاهي به آن، مي‌توان عوامل ذلّت و درماندگي هر جامعه‌اي را دريافت و آن عبارت است از:

  1. شكم پرستي، عامل هبوط و سقوط انسان است. «لن نَصبر علي طعامٍ واحد ... اهبطوا»
  2. رفاه‌طلبي، زمينه ذلت و خواري است. «لن نَصبر ... ضُرِبَت عليهم الذّلّة»
  3. كفر به آيات الهي و كشتن به ناحق انبيا و گناهان پي در پي و روحيه‌ تجاوزگري نيز از عوامل بدبختي است. «ضُرِبَت عليهم الذّلّة ... ذلك بانّهم كانوا يكفرون بآيات اللّه و يقتلون النبيّين بغير الحقّ ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون» (مُهر) ذلت و نياز بر پيشاني آنها زده شد ... چراکه آنان نسبت به آيات الهي، کفر مي ورزيدند و پيامبران را به ناحق مي کشتند. اينها بخاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.

در همين رابطه قرآن کريم در آيات 155 تا 161 سوره نساء مي‌فرمايد:

بعضي از عذاب و قهرهاي الهي و سختي‌ها و محاصره‌هاي اقتصادي به خاطر ظلم خود مردم بوده است، «فبظلم من الّذين هادوا حَرّمنا عليهم طيّبات» بخاطر ظلمي که از يهود صادر شد، و (نيز) بخاطر جلوگيري بسيار آنها از راه خدا بخشي از چيزهاي پاکيزه را که بر آنها حلال بود، حرام کرديم. (نساء 160) و نمونه‌هاي ديگري را پي‌درپي مي‌خوانيم كه عوامل قهر الهي به دست خود مردم است.

عواملي از قبيل: پيمان‌شكني، «فبما نقضهم ميثاقهم» بي ايماني و كفر، «و كفرهم بآيات اللّه» پيامبركشي، «و قتلهم الانبياء» تهمت به پاكدامناني همچون حضرت مريم، «و قولهم علي مريم بهتانا عظيماً» رباخواري، «و اخذهم الرّبا» و حرام خواري «و اكلهم اموال النّاس بالباطل» از جمله عواملي هستند که موجبات سقوط، انحراف و انحطاط جوامع انساني را فراهم مي آورند، بنابراين از منظر قرآن کريم جامعه اي که بخواهد در مسير رشد و تعالي حرکت کند، بايد با اين عوامل مقابله نمايد و زمينه هاي پيدايش آنها را در جامعه از بين ببرد.

روزنامه كيهان، شماره 21216 به تاريخ 3/9/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS