دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کجا گذشت، کجا انتقام؟

در زندگی اجتماعی انسان، گاهی اوقات شرایطی پیش می‌آید که انسان در عالم رفاقت و معاشرت با بی وفایی و یا حتی ظلم از جانب دوستش مواجه می‌شود.
کجا گذشت، کجا انتقام؟
کجا گذشت، کجا انتقام؟
نویسنده: مصطفی یاسینی

درباره اخلاق اجتماعی

در زندگی اجتماعی انسان، گاهی اوقات شرایطی پیش می‌آید که انسان در عالم رفاقت و معاشرت با بی وفایی و یا حتی ظلم از جانب دوستش مواجه می‌شود. حال در این شرایط چه باید کرد؟ وظیفه انسانی و اسلامی در این موقعیت چیست؟ در حالت طبیعی، آدمی نسبت به کسی که می‌خواهد حق او را پایمال کند، حساس است. اصل وجود این روحیه در انسان نه تنها اشکالی ندارد، بلکه مفید هم هست. اگر آدمی نسبت به ظلمی که در حق او می‌شود بی اعتنا باشد و هر کسی به خود اجازه دهد تا هر نوع ظلمی در حق او روا دارد، در زندگی دنیا و در امور اخروی موفقیتی نخواهد داشت. بی تردید انسان نباید ظلم پذیر باشد. اما در عالم رفاقت، ظلم پذیر بودن یا نبودن، شکل دیگری دارد. اگر شخص بیگانه ای به انسان ظلم کرد باید به او پاسخی مناسب و درخور داد؛ ولی اگر دوستی در حق دوست خود ظلم روا بدارد، جواب دیگری می‌طلبد. ‌

به طور کلی یکی از مسائلی که در اخلاق اجتماعی مطرح است، پاسخ به تعدی و ظلمی است که گاه در محیط دوستانه رخ می‌دهد. آیا باید در مقابل این نوع رفتارها مقابله به مثل نمود؟ آیا سختگیری، ترشرویی و انتقامجویی لازم است؟ یا اینکه می‌باید چشم پوشی و اغماض کرد و با بی اعتنایی از کنار آن گذشت؟ در دستورات شرع مقدس هر دو نوع رفتار مطرح شده است؛ ولی هرکدام جایگاه و مقام خاص خود را دارد. در فضای دوستی و مقام رفاقت، به عفو و اغماض و گذشت سفارش شده است:

«فاعف عنهم واصفح ان الله یحب المحسنین؛

از آنها بگذر و صرف نظر کن مگر دوست نمی‌دارید که خداوند از شما درگذرد؟!»(مائده: 13).

این آیه به روشنی اهمیت عفو و گذشت و اغماض را بیان می‌کند؛ ولی در برخی موارد، مقابله به مثل و انتقام تجویز و حتی سفارش شده است، که شما هم در برابر ظلم و تعدی دیگران مقابله به مثل کنید و انتقام بگیرید، بخصوص در برابر دشمنان دین هرگز کوتاه نیایید.

به هرحال در این مقام جای بحث فراوانی وجود دارد که در کجا عفو بهتر است و در کجا مقابله به مثل و انتقام؟ آیا به محض اینکه کسی ظلم کرد باید درصدد قصاص برآمد؟ آیا وظیفه ما و بهترین کار این است که اگر کسی مرتکب ظلم شده و نسبت به اموال و اعراض دیگران تعدی نمود، او را از عملکرد زشتش آگاه نسازیم و چشم پوشی کنیم یا اینکه همه جا درصدد مقابله به مثل و انتقام و ستاندن حق خود باشیم؟ شاید از بررسی آیات و روایات در این زمینه بتوان به این نتیجه رسید که قاعده کلی از نظر حقوقی و قانونی این است که اگر کسی مرتکب ظلم شد، طرف مقابل و فرد مظلوم حق دارد مقابله به مثل نماید؛ ولی این سخن، بیان یک مسئله قانونی است و در مسائل اخلاقی چنین دستورالعملی وجود ندارد؛ بلکه از نظر اخلاقی و برحسب موارد، وظیفه انسان تغییر می‌کند.

در برخی موارد اگر کسی مرتکب ظلم شود باید چشم پوشی کرد و نباید درصدد احقاق آن برآمد. چه بسا با این عمل، طرف مقابل جَری شود و نسبت به همان شخص و همچنین دیگران دوباره ظلم روا دارد. از طرفی نیز گاهی گذشت باعث جرات یافتن طرف مقابل می‌شود؛ یعنی اگر در برابر ظلم او مقابله به مثل نشود، وی جرات پیدا می‌کند و باز هم مرتکب این عمل زشت می‌شود. پس در اینجا به عنوان نهی از منکر یا تادیب، لازم است انسان عکس‌العمل نشان دهد. درست است که انسان می‌تواند اهل گذشت باشد و از حق خود بگذرد؛ اما این کار صحیح نیست؛ چراکه او را در تکرار گناه جَری می‌کند. باید عکس العملی مناسب نشان داد تا دیگر این کار را تکرار نکند و به خود اجازه ندهد که در حق دیگران چنین رفتاری داشته باشد. از طرف دیگر باید توجه داشت که وقتی حقی تضییع شود در واقع حقی از خداوند متعال فرو گذارده می‌شود؛ یعنی در حقیقت فرد گنهکار ظلم بزرگتری در حق خودش روا داشته است. لذا نباید راضی شد که وی گناهکار تربیت شود. اخلاق اسلامی اقتضا می‌کند که انسان در محیط زندگی خویش نگران گنهکاری دیگران باشد چرا که اگر با چنین افرادی برخورد لازم و مناسب نشود، نه تنها حق دیگران تضییع می‌گردد و به دیگران ظلم می‌شود، بلکه خود فرد نیز متضرر شده و شخصیتش فاسد می‌گردد. برای جلوگیری از ارتکاب گناه و تکرار کار زشت باید عکس العمل نشان داد تا گنهکار تنبیه شود. در چنین مواردی قصاص و مقابله به مثل بهتر از گذشت است؛ چراکه چشم پوشی باعث جرات او در تکرار گناهش می‌شود.‌

در مواردی نیز مقابله به مثل و انتقام، نه تنها فرد را اصلاح نمی‌کند بلکه موجب آن می‌شود که بر رفتار بد و زشت خود اصرار ورزد و به کمیت و کیفیت آن بیفزاید؛ خشونتش افزوده، بدبینی وی مضاعف و دشمنی او دو چندان گردد و لذا چشم پوشی کردن بهتر است؛ چه به هرحال او اصلاح نمی‌شود، پس بهتر آن است که ما بر بار خصومت او نیفزاییم. نتیجه آنکه در برخی موارد انسان باید حق خود را بازستاند تا جلوی مفسده ای را بگیرد و مانع رشد و توسعه فساد گردد. چه بسا استیفای حق موجب تادیب شخص گردد و روش صحیح رفتار با دیگران را به او بیاموزد. همچنین در برخی موارد اگر آدمی عفو کند، موجب اصلاح طرف مقابل خواهد شد؛ به این ترتیب که او از زشتی رفتار خویش آگاه و شرمنده می‌شود. اگر انسان در مقابل کار بدی که آن شخص مرتکب شده، خوبی کند باعث تنبه وی می‌گردد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
Powered by TayaCMS