22 آبان 1396, 12:45
قال امیرالؤمنین علیه السلام:
…عباد الله، زنوا أنفسکم من قبل أن توزَنوا وحاسبُوها من قبلِ أن تُحاسَبوُا…
(نهجالبلاغه، خطبه 90)
…ای بندگان خدا بیش از آن که مورد سنجش قرار گیرید خود را بسنجید، و قبل از آن که شما را به پای حساب ببرند، حساب خود را برسید…
(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
قرآن کریم، راههای تشریعی را همانند راههای تکوینی، به صورت باز و مبسوط بیان میکند؛ یعنی راهی را که انسان بدون اختیار باید در نظام تکوین طی کند، مشابه و معادل آن را به او ارائه میکند تا از راه صحیح و با اختیار خود در نظام تشریع طی کند؛ مثلاً، یکی از راههایی که در نظام تکوین، هر انسانی آن را طی میکند رجوع به خداست؛ انسان بداند یا نداند و بخواهد یا نخواهد با مرگ، به سوی خدا رجوع میکند و ﴿إنّا لِلّه وإنّا إلیه راجعون﴾[1]، اصل کلّی حاکم بر حیات بشری است؛ همان گونه که ﴿کلُّ نفسٍ ذائقة الموت﴾[2]، اصل حاکم بر همگان است.
برای این که انسان، قبل از مرگ «طبیعی»، به موت «ارادی» بمیرد و قبل از «ارجاع طبیعی»به «مراجعه ارادی»، رجوع کند قرآن کریم راههای تهذیب روح را از نظر تشریع، تبیین کرده است. «توبه» و «انابه» نوعی مرگ و رجوع است. کسی که توبه میکند، در حقیقت از شهوت و غضب میمیرد و آنها را «اِماته» میکند و میمیراند. اماته شهوت و غضب، همان تعدیل این دو خوی سرکش است. اگر چنین شد، انسان از شهوت و غضب و همچنین جهل میمیرد و برای این که این راه را ادامه دهد و به صِرف مرگ شهوت و غضب، اکتفا نکند، میکوشد آنچه را که عقل دستور میدهد همان را بفهمد و عمل کند؛ یعنی از لذایذ عقلی، طَرْفی ببندد.
این که به ما گفتند: «موتوا قَبل أنْ تَموتُوا»[3]: یعنی قبل از این که به مرگ طبیعی بمیرید، به موت ارادی بمیرید یا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) میفرماید: «عباد الله، زِنوا أنفسکم من قبل أن توزَنوا وحاسبُوها من قبلِ أن تُحاسَبوُا»[4]؛ یعنی قبل از این که شما را به محاسبه دعوت کنند، حسابرس خود باشید، از همین آیات قرآن کریم مدد گرفتهاند. وقتی انسان رجوع میکند، هجرتش آغاز میشود.
از سوی دیگر، رجوع تکوینی، مراتب و درجاتی دارد: برخی تا به اوج رجوع میرسند و برخی دیگر در وسط راه میمانند؛ مانند، آبها که به ابر و آنگاه به باران تبدیل میشود و دوباره به دریا بر میگردد؛ امّا آبهایی که به دریا برمیگردد بردوگونه است؛ قسمتی از آنها در نهرهای کوچک به سمت دریا حرکت میکند و چون فشار و شتاب آن زیاد نیست، در کرانهها به دریا ملحق میشود و آن قدرت را ندارد که به عمق دریا راه پیدا کنند، ولی رودخانههای بزرگ خروشان است و هنگامی که به دریا میرسد، آبهای کنار دریا را میشکافد و خود را تا به عمق دریا میرساند.
بازگشت انسانها به «لقاء» خدا هم چنین است؛ گرچه همه انسانها به لقای حق بار مییابند: ﴿یا أیُّها الانسان إنّک کادحٌ إلی ربّک کدحاً فَملاقیه﴾[5]، امّا معنای «لقاء الله»، این نیست که همه به مرحله ﴿دَنی فتدَلّی٭ فَکانَ قابَ قوسینِ أوْ أدنی﴾[6]، برسند. در مرگ و رجوع طبیعی، همگان یکسان نیستند؛ چنانکه در مرگ و رجوع اختیاری نیز چنین است و از این رو بین تائب و مُنیب فرق گذاشتهاند و اِنابه را بالاتر از توبه دانستهاند. گاهی انسان از معصیت و مخالفت به اطاعت و موافقت رجوع میکند و گاهی از دیدن غیر حق به دیدن حق رجوع میکند و در این حالت دوم به چیزی جز حقّ علاقه نخواهد داشت و این رجوع تام است. بنابراین، همان گونه که رجوع، در نظام تکوین درجاتی دارد، در نظام تشریع نیز درجاتی دارد که از توبه، شرو ع و به مراحل عالی اِنابه ختم میشود.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان