دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال الامام امیرالمؤمنین (ع): «الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ، وَأَعْمالُ الْعِبَادِ فِی عَاجِلِهِمْ، نُصْبُ أَعْیُنِهِمْ فِی آجَالِهِمْ»

حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرماید: «صدقه دادن دارویی ثمربخش است، و کردار بندگان در دنیا، فردا در پیش روی آنان جلوه‌گر است.»
قال الامام امیرالمؤمنین (ع): «الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ، وَأَعْمالُ الْعِبَادِ فِی عَاجِلِهِمْ، نُصْبُ أَعْیُنِهِمْ فِی آجَالِهِمْ»
قال الامام امیرالمؤمنین (ع): «الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ، وَأَعْمالُ الْعِبَادِ فِی عَاجِلِهِمْ، نُصْبُ أَعْیُنِهِمْ فِی آجَالِهِمْ»

صدقه و دفع بلا

یکی از دستورات اکید دین مقدس اسلام پرداخت صدقه است و روایات زیادی در انواع و آداب و حدود آن وارد شده است. در اینجا یکی از اثرات صدقه مورد بررسی قرار می‌گیرد:«صدقه موجب دفع بلاها و شرور و مرگهای ناگهانی و امثال آن می‌گردد.»

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«صدقه هفتاد در از درهای شر را می بندد.»

و نیز فرمود:«بیماران خود را با صدقه مداوا کنید.»

امام باقر علیه السلام فرمود:«نیکی و صدقه، فقر را از بین می برد و عمر را زیاد می کند و جلوی هفتاد نوع مرگ بد را می‌گیرد.»

امام صادق علیه السلام چنین روایت فرموده است:

روزی حضرت عیسی علیه السلام فرمود:«این عروسی که امشب به حجله می‌رود، فردا خواهد مرد.»

اما فردای آن روز همه دیدند که عروس زنده است. حضرت عیسی فرمود:«برویم، ببینیم چه شده است؟»

به خانه او رفتند و از پرسیدند:« دیشب چه عمل خیری انجام دادی؟»

عروس گفت:«فقیری هر شب جمعه می آمد و ما به او کمک می کردیم. دیشب آمد و من با اینکه شب عروسی‌ام بود، برخاستم و به او صدقه ای دادم.»

حضرت عیسی فرمود:« از اینجا که نشسته ای برخیز!»

عروس برخاست و به کناری رفت. ناگهان دیدند ماری بزرگ سر برآورد و روی دم خود ایستاد.

حضرت عیسی فرمود:«این مار قرار بود تو را بکشد اما به علّت صدقه ای که دادی خطر مرگ از تو دفع شد.»

حضرت رضا علیه السلام فرمود: در میان بنی اسرائیل قحطی شدیدی پیش آمد. روزی زنی لقمه ای نان به دست آورد، آن را در دهان گذاشت، اما در این هنگام فقیری صدا زد:«ای کنیز خدا! گرسنه هستم.»

زن لقمه را از دهان خارج کرد و آن را به فقیر داد.

این زن پسری داشت که از بیابان هیزم جمع می‌کرد. روزی گرگی آمد و پسر او را به دندان گرفت و برد. مادرش فریاد زد و به دنبال گرگ دوید. خداوند جبرئیل را فرستاد و آن پسر را از دهان گرگ گرفت، به مادر تحویل داد و فرمود:«آیا راضی هستی؟ لقمه ای به لقمه ای!»

    منابع:
  • بحار الانوار، ج 96، باب 14، از صفحه 111 تا 138. 14، از صفحه 111 تا 138.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

Powered by TayaCMS