14 بهمن 1396, 15:56
ستایش خداوندی را سزاست، که به قدرت، والا و برتر، و با عطا و بخشش نعمتها به پدیدهها نزدیک است. اوست بخشنده تمام نعمتها، و دفع کننده تمام بلاها و گرفتاریها. او را میستایم در برابر مهربانیها و نعمتهای فراگیرش. به او ایمان میآورم چون مبدا هستی و آغاز کننده خلقت آشکار است.
از او هدایت میطلبم چون راهنمای نزدیک است، و از او یاری میطلبم که توان و پیروز است، و به او توکل میکنم چون تنها یاور و کفایت کننده است. و گواهی میدهم که محمد(ص) بنده و فرستاده اوست. او را فرستاده تا فرمانهای خدا را اجرا کند و بر مردم حجت را تمام کرده، آنها را در برابر اعمال ناروا بترساند.
سفارش میکنم شما بندگان خدا را به تقوای الهی، که برای بیداری شما مثلهای پندآموز آورده،و سرآمد زندگانی شما را معین فرمود، و لباسهای رنگارنگ بر شما پوشانده، و زندگی پر وسعت به شما بخشیده، و با حسابگری دقیق خود، بر شما مسلط است.
در برابر کارهای نیکو، به شما پاداش میدهد، و با نعمتهای گسترده و بخششهای بیحساب، شما را گرامی داشته است، و با اعزام پیامبران و دستورات روشن، از مخالفت با فرمانش شما را برحذر داشته است.
تعداد شما را میداند، و چند روزی جهت آزمایش و عبرت برای شما مقرر داشته، که در این دنیا آزمایش میگردید، و برابر اعمال خود محاسبه میشوید.
آب دنیای حرام همواره تیره، و گل آلود است.
منظرهای دل فریب و سرانجامی خطرناک دارد. فریبنده و زیباست اما دوامی ندارد. نوری است در حال غروب کردن، سایهای است نابودشدنی، ستونی است در حال خراب شدن. آن هنگام که نفرت دارندگان به آن دل بستند و بیگانگان به آن اطمینان کردند، چونان اسب چموش پاها را بلند کرده،سوار را بر زمین میکوبد، و با دامهای خود آنها را گرفتار میکند، و تیرهای خود را سوی آنان پرتاب مینماید، طناب مرگ به گردن انسان میافکند، به سوی گور تنگ و جایگاه وحشتناک میکشاند تا در قبر، محل زندگی خویش، بهشت یا دوزخ را بنگرد، و پاداش اعمال خود را مشاهده کند.
و همچنان آیندگان به دنبال رفتگان خود گام مینهند، نه مرگ از نابودی انسان دست میکشد و نه مردم از گناه فاصله میگیرند! تا پایان زندگی و سرمنزل فنا و نیستی آزادانه به پیش میتازند.
تا آنجا که امور زندگانی پیاپی بگذرد، و روزگاران سپری شود، و رستاخیز برپا گردد، در آن زمان، انسانها را از شکاف گورها، و لانههای پرندگان، و خانه درندگان، و میدانهای جنگ، بیرون میآورد که با شتاب به سوی فرمان پروردگار میروند، و به صورت دستههایی خاموش و صفهای آرام و ایستاده حاضر میشوند، چشم بیننده خدا آنها را مینگرد، و صدای فرشتگان به گوش آنها میرسد. لباس نیاز و فروتنی پوشیده درهای حیله و فریب بسته شده و آرزوها قطع گردیده است. دلها آرام، صداها آهسته، عرق از گونهها چنان جاری است که امکان حرف زدن نمیباشد، اضطراب و وحشت همه را فرا گرفته، بانگی رعدآسا و گوش خراش، همه را لرزانده، به سوی پیشگاه عدالت، برای دریافت کیفر و پاداش میکشاند.
بندگانی که با دست قدرتمند خدا آفریده شدند، و بیاراده خویش پدید آمده، پرورش یافتند، سپس در گهواره گور آرمیده متلاشی میگردند. و روزی بتنهایی سر از قبر بر میآورند، و برای گرفتن پاداش به دقت حسابرسی میگردند، در این چند روزه دنیا مهلت داده شدند تا در راه صحیح قدم بردارند، راه نجات نشان داده شده تا رضایت خدا را بجویند، تاریکیها شک و تردید از آنها برداشته شد، و آنها را آزاد گذاشتهاند تا برای مسابقه در نیکوکاریها، خود را آماده سازند،تا فکر و اندیشه خود را به کار گیرند و در شناخت نور الهی در زندگانی دنیا تلاش کنند.
وه! چه مثالهای بجا، و پندهای رسایی وجود دارد،البته اگر در دلهای پاک بنشیند، و در گوشهای شنوا جای گیرد، و با اندیشههای مصمم و عقلهای با تدبیر برخورد کند. پس، از خدا چونان کسی پروا کنید که سخن حق را شنید و فروتنی کرد، گناه کرد و اعتراف کرد، ترسید و به اعمال نیکو پرداخت، پرهیز کرد و پیش تاخت، یقین پیدا کرد و نیکوکار شد، پند داده شد و آن را به گوش جان خرید، او را ترساندند و نافرمانی نکرد، به او اخطار شد و به خدا روی آورد، پاسخ مثبت داد و نیایش و زاری کرد، بازگشت و توبه کرد، در پی راهنمایان الهی رفت و پیروی کرد، راه نشانش دادند و شناخت، شتابان به سوی حق حرکت کرده و از نافرمانیها گریخت، سود طاعت را ذخیره کرد، و باطن را پاکیزه نگاه داشت، آخرت را آبادان و زاد و توشه برای روز حرکت، هنگام حاجت و جایگاه نیازمندی، آماده ساخت، و آن را برای اقامتگاه خویش، پیشاپیش فرستاد. ای بندگان خدا! برای هماهنگی با اهداف آفرینش خود، از خدا پروا کنید، و آن چنان که شما را پرهیز داد از مخالفت و نا فرمانی خدا بترسید، تا استحقاق وعدههای خدا را پیدا کنید، و از بیم روز قیامت بر کنار باشید. (نهجالبلاغه، بخشی از خطبه 83)
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان