دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال الله الحکیم: «کونوا قوامین لله شهدآء بالقسط»

«اى اهل ایمان در راه خدا قیام کنندگان و پایدار بوده و گواه بر عدالت و انصاف باشید» (مائده/8)
قال الله الحکیم:  «کونوا قوامین لله شهدآء بالقسط»
قال الله الحکیم: «کونوا قوامین لله شهدآء بالقسط»

انصاف

قال الله الحکیم:

«کونوا قوامین لله شهدآء بالقسط» [1]

«اى اهل ایمان در راه خدا قیام کنندگان و پایدار بوده و گواه بر عدالت و انصاف باشید»

قال على (علیه‌السّلام):

«من ینصف من نفسه لم یزده الله الا عزا»[2]

«هر کس از خود به دیگران انصاف دهد، خداوند بر عزتش ‍ مى‌افزاید»

شرح کوتاه :

ایمان بنده کامل نمى‌شود مگر انصاف درباره خود و درباره مردم را رعایت کند؛ و خداوند در عوض بر عزت آن بنده مى‌افزاید.

انسان بالطبع از طبیعت نفسى خود، خود را مى‌خواهد و آنچه متعلق به اوست را دوست دارد و از بدى و زشتى کراهت دارد.

پس اگر کسى از مال او احتیاج پیدا کرد و آن را داد، مورد مدح همه عالمیان است؛ و اگر بدى را براى خودش نمى‌خواهد براى دیگران هم نباید بخواهد.!

هم‌چنین در داورى و میانجى‌گرى از حقوق هیچ‌کدام از طرفین طریقه غیر انصاف را نباید روا بدارد، اگر چه برایش آفاتى داشته باشد.

1- پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) و عرب

عربى خدمت پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله)، و حضرتش به سوى جنگى مى‌رفتند. عرب رکاب شتر پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) را گرفت و عرض کرد: یا رسول‌الله (صلى‌الله‌علیه‌وآله) به من عملى آموز که سبب رفتن به بهشت شود.

فرمود: از روى انصاف هر گونه دوست دارى که مردم با تو رفتار کنند، تو با آنها رفتار کن. و هر چه را ناخوش دارى مردم با تو کنند، با آنها انجام مده فرمود: جلو شتر را رها کن که قصد به جهاد دارم.[3]

2- انصاف على (علیه‌السّلام)

شعبى مى‌گوید: من همانند دیگر جوانان به میدان بزرگ کوفه وارد شدم. امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) را بر بالاى دو ظرف طلا و نقره ایستاده دیدم که در دستش تازیانه‌اى کوچک بود، و مردم سخت جمع شده بودند و آنها را به وسیله تازیانه به عقب مى‌راند که ازدحام مانع از تقسیم نشود.

پس امام به سوى اموال برگشت؛ و بین مردم تقسیم کرد به نوعى که براى خودش هیچ چیز باقى نماند و دست خالى به منزلش بازگشت .

من به منزل آمدم و به پدرم گفتم: امروز چیز عجیبى دیدم نمى‌دانم عمل این شخص خوب بود یا بد؛ که چیزى براى خو برنداشت !

پدرم گفت: او چه کسى بود؟ گفتم: امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) و آنچه دیدم را برایش نقل کردم. پدرم از شنیدن انصاف و تقسیم على (علیه‌السّلام) به گریه افتاد و گفت: پسرم، تو بهترین کس از مردم را دیده‌اى.[4]

  • [1] - سوره مائده، آیه، 8.
  • [2] - جامع السعادات، 1/368.
  • [3] - اصول کافى ج 2، باب الانصاف ح 10.
  • [4] - الغارات 1/55 - داستانهائى از زندگى على ص 7.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

موانع همراهی امام حسین علیه السلام

در این بخش "موانع همراهی امام حسین علیه السلام " بیان شده است.
No image

غفلت از یاد خدا، اولین عامل تحقق حادثه کربلا

در این بخش موضوع "غفلت از یاد خدا، اولین عامل تحقق حادثه کربلا " بیان شده است.
No image

دلایل وقوع حادثه کربلا

در این بخش به "دلایل وقوع حادثه کربلا" پرداخته شده است.
No image

حب دنیا، ریشه مقابله مسلمین با سید الشهدا

در این بخش موضوع "حب دنیا، ریشه مقابله مسلمین با سید الشهدا" بیان شده است.

پر بازدیدترین ها

No image

آثار محبت به امام حسین علیه السلام

در این بخش موضوع "آثار محبت به امام حسین علیه السلام " بیان شده است.
No image

هدایت، مهم ترین درس عاشورا

در این بخش به موضوع "هدایت، مهم ترین درس عاشورا" پرداخته شده است.
No image

دلایل وقوع حادثه کربلا

در این بخش به "دلایل وقوع حادثه کربلا" پرداخته شده است.
No image

تجلی بلا و مصیبت در کربلا

در این بخش به موضوع "تجلی بلا و مصیبت در کربلا" اشاره شده است.
Powered by TayaCMS