دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آگاهی، مانع پیشداوری

No image
آگاهی، مانع پیشداوری

آگاهي، علم، جهل

آزاد جعفری

از کلمات ارزشمند امام علی(ع) در نهج البلاغه این عبارت، کوتاه و موجز ولی گویا و پرمغز است: «الناس اعداء ما جهلوا: مردم دشمن آنند که نمی‌دانند.» (کلمات قصار، 172 و 438) این عادت ابنای بشر است که به جای تبدیل جهل به علم، با گریزانی از فهم و آگاهی در مقابل نادانسته‌هایشان حالت تدافعی به خود می‌گیرند و خود را بی نیاز از رفع نادانی و تحصیل علم می‌پندارند و گاهی از این بدتر، با تکیه بر نادانسته‌هایشان دست به قضاوت هم می‌زنند، آن هم قضاوت جزمی و قطعی بدون درصدی احتمال خلاف. مردم دشمن چیزی هستند که نمی دانند. شاید چون آگاهی مسوولیت می‌آورد و مثل جهل، هرگونه قول و فعل نامسوولانه را برای انسان مجاز نمی شمارد یا شاید چون لازمه آگاهی ، تفکر و تعقل است و لازمه تفکر و تعقل، عبور از ظاهر امور به باطن آنها و به گواه قرآن، اکثریت مردم ناآگاهند چون تنها ظاهر را می‌بینند: «خداوند خلاف وعده خویش عمل نمی کند. بیشتر مردم ولی نمی دانند. به ظاهری از زندگی دنیا آگاهند و از روز داوری، غافل.» (سوره روم، آیه 6 و 7)

نکته‌ای که در مقایسه کلام حضرت امیر با این آیه از قرآن ـ و نیز دیگر آیاتی که اکثریت مردم را گریزان از فهم و شناخت و ایمان عنوان می‌کنند ـ شایان تفکر و تامل است اطلاقی است که در کلام امیرالمومنین مشاهده می‌شود. حضرت می‌فرماید: «الناس» نه «اکثرالناس». یعنی ایشان دشمنی با مجهولات را ویژگی عمومی انسان‌ها می‌داند. می‌توان گفت تخصیص این اطلاق را باید در عبارات دیگر حضرت جست، اما این گزینه هم قابل بحث است که در این عبارت، امام علی در مقام بیان خصوصیت کلی انسان هاست نه در مقام نفی امکان مقابله با این خصیصه. پس می‌توان چنین برداشت کرد که نزدیک نشدن به مجهولات برای رفع آنها، اختصاصی به جاهلان ندارد، بلکه عالمان هم در معرض این آسیب مهم قرار دارند و لازم است همواره به آن متوجه و نسبت به خطرات ناشی از آن بیدار و هشیار باشند. چه آن که ریشه تعصب و تحجر در همین خودبرتربینی و احساس عدم نیاز به فهم و شناخت بیشتر و بهتر است.

علم روان شناسی شناختی دو فرآیند برای ذهن انسان در مواجهه با پدیده‌ها ذکر می‌کند. یکی درونی سازی و دیگری برونی سازی . در حالت نخست انسان تلاش می‌کند تا همه چیز عالم خارج را با فرآیند درونی سازی براساس چارچوب‌های تثیبت شده یا طرح واره‌های ذهنی خودش بشناسد. مثل کودکی که فقط نام جوجه را یادگرفته و چون نام گربه را نمی داند به گربه هم می‌گوید جوجه. در فرآیند دوم، انسان با فراتر رفتن از چارچوب‌های ذهنی، به جای این که عالم خارج را با دانسته‌های محدود ذهن خودش تعریف کند، ذهنیاتش را با حقایق خارجی وفق می‌دهد. در مثال مذکور این اتفاق زمانی می‌افتد که به کودک نام گربه را هم می‌آموزند و او دیگر به گربه نمی گوید جوجه، ولی باز این امکان هست که به سگ بگوید گربه. این ماجرای درونی سازی و برونی سازی همین طور ادامه پیدا می‌کند و شناخت انسان تا پایان عمر از طریق همین دو فرآیند صورت می‌گیرد. در این میان کسانی که گذار از مرحله درونی سازی به مرحله برونی سازی برایشان به درستی صورت نمی گیرد از یادگیری بیشتر باز می‌مانند و در واقع شناختشان متوقف می‌شود. جالب این که این افراد اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهند. از همین روست که استعداد انسان‌ها برای غرور و تعصب به مراتب بیشتر است تا فروتنی و تواضع و عجیب این که کودک با وجود معلومات کمتر و مجهولات بیشتر، در دام این رذیله شناختی گرفتار نمی شود و بنا به فطرت حقیقت جوی خویش پیوسته به دنبال آموختن و دانستن است. چه بسا از همین روست که گفته اند «العلم هو الحجاب الاکبر». دانایی اگر با فرزانگی همراه نباشد، خود بزرگ ترین مانع آگاهی خواهد بود. چراکه عُجب می‌آورد و عُجب نمی گذارد انسان «لاادری» بگوید. در نتیجه آدمی درباره همه چیز ـ بیشتر، چیزهایی که نمی داند ـ سخن می‌گوید و از آن بدتر قضاوت می‌کند و با لغزیدن به ورطه جهل مرکب بر موانع شناختی خویش می‌افزاید.

قضاوت یا آگاهی؟ کدام مهم ترند؟ اولویت با کدام است؟ این دو کمتر با یکدیگر قابل جمعند. قضاوت مانع آگاهی است و آگاهی مانع قضاوت. بله اگر از یک سو قضاوت محدود شود به دانسته‌ها و از سوی دیگر دانسته‌ها هم حقیقی باشند و فراتر از ظن و گمان، آن وقت جمع میان این دو ممکن می‌شود. اما براستی آیا این فرض واقعاً محتمل است؟ به جرات می‌توان گفت جز در مورد معصومین و به طور کلی مرتبطان با وحی و عالم فراماده، خیر؛ چراکه اگر جز این بود تفکر و تعقل تعطیل می‌شد و فلسفه خلقت که تکامل و تعالی روزافزون آدمی است زیر سوال می‌رفت. آن وقت به جای این که بگویند زگهواره تا گور دانش بجوی باید می‌گفتند فقط تا وقتی به مرتبه قضاوت برسی، دانش بجوی. یعنی این که ممکن است آدم زمانی به ته خط شناخت برسد و نیازی به بیشتر دانستن نداشته باشد. پس چه باید کرد؟ هیچ نگفت و همواره سکوت پیشه کرد؟ یا این که باید پلورالیستی اندیشید و گفت همه راست می‌گویند و همه بر حق اند؟ شاید جواب این باشد که نه. نیازی به این راه حل‌ها نیست. فقط کافی است در گفتار و کردارمان حد انصاف را رعایت کنیم و دست کم به محدوده ای که می‌دانیم از آن آگاهی نداریم یعنی نسبت به آن جهل بسیط داریم، وارد نشده و ابراز عقیده نکنیم. در موارد دیگر هم اگر بنا به اقتضای بحث و نظر و بنا به ضرورت اتخاذ موضع در مورد مسائل مختلف قضاوتی می‌کنیم قضاوتمان علمی باشد نه قضاوت حقوقی و حکومتی. خاصیت قضاوت علمی عدم اطلاق است و حقیقت جویی مدامی که ریشه در تفکر انتقادی دارد. تفکر انتقادی ما را پیوسته جویا و انتقادپذیر بار می‌آورد و به ما این واقعیت مسلم را یادآوری می‌کند که مجهولات انسان همیشه بیشتر از معلومات اوست.

البته نباید فراموش کنیم که قضاوت حقوقی هم امری لازم و ضروری است، ولی باید توجه داشت که در زمان غیبت امام معصوم با توجه به امکان خطای قاضی، تنها به عنوان یک ضرورت عقلی، قابل پذیرش و دفاع است. یعنی تنها به دلیل حفظ نظم و امنیت جامعه که مهم تر است از برخی قضاوت‌های ناصوابی که به هر حال از آنها گزیری نیست، نه این که به خودی خود دارای ارزش باشد و حاکی از حقیقت محض. پس همچنان با قاطعیت می‌توان گفت در مناسبات بشری که ریشه و حیانی ندارند، اصل همواره عدم قضاوت است و هیچ چیز هم به اندازه آگاهی، مانع قضاوت نیست.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

بررسی تطبیقی دوران امامت امام حسن مجتبی و امام حسین(عليهم السلام)

در مطالعه تاريخ و شرايط زماني سالهاي بعد از شهادت امير المؤمنين عليه السلام می توان دریافت که گرچه عدۀکثيري از کوفيان و اهل عراق آن زمان، با امام مجتبی (ع)، خلف صالح امام علی عليه السلام بيعت کردند، اما شرايط خاص و ویژه ای در کوفه حاکم بود.
No image

حلم وبردباری امام حسن مجتبی علیه السلام

امام حسن علیه السلام دو تا صفت داشته که خیلی بروز داشتند. یکی حلم و برد باری و یکی هم حسن خلق بود. انشاالله یک ذره از حلم حضرت به ما عنایت کنند. آقا پای منبر خطیب شامی نشستند خطیب به آقا اهانت می کرد اما آقا این جا مامور به تحمل است.
No image

بررسی ابعاد مختلف شخصیت امام حسن مجتبی علیه السلام

تجسم حلم امیرالمؤمنین تجسم حسن زهرای مرضیه تجسم حیا اباعبدالله و تصویر و تجسم و تمثیل عقل و خرد و اندیشه امام مجتبی علیه السلام است.
No image

مظلومیت امام حسن مجتبی علیه السلام

هر وقت کسی خدا را فراموش کرد خدا برایش یک شیطان را مسلط می کند.شیطان تاریکی و بدی است. یاد خداهم نور و جمع کل خوبی ها است. هر چه قدر که نور باشد تاریکی از بین میرود.

پر بازدیدترین ها

No image

اهداف بعثت پیامبر اکرم صلی الله

بزرگ ترين حادثه تاريخ بشر، بعثت پيامبران خداست. پيامبران الهى براى اصلاح سه عضو از وجود انسان فرستاده شده اند، زيرا بى شك، سعادت دنيا و آخرت انسان و خرابى دنيا و آخرت او در صلاح و فساد سه عضو است.
No image

تربيت فرزند در سيره معصومان (عليهم السلام)

بانگاهي هر چند اجمالي به آيات و رواياتي كه در مورد فرزند وارد شده، مي توان به نگرش عميق اسلام درباره فرزند و جايگاهش در انديشه اسلامي پي برد. فرزندان نعمت هاي الهي نزد والدين اند، هم مي توان آنها را بر انجام اعمال ناشايست و خلاف فطرت الهي شان به خاك ذلّت و پستي نشاند.
No image

سیره پیامبر و اهل بیت صلوات الله علیهم در تربیت اعتقادی

اهميت اعتقاد به پيامبر اسلام تا اندازه اي است كه شهادت به رسالت ايشان در كنار شهادت به يگانگي خداوند شرط ورود به اسلام شمرده شده است. از اين رو لزوم آشنايي مسلمانان با اصل نبوت معلوم مي گردد.
No image

حلم و بردباری در سيره اخلاقي ائمه معصومين

هدف تمامي اديان و پيامبران الهي و ائمه معصومین علیهم السلام تربیت آدمی و دعوت به فضائل اخلاقی میباشد. و در دين اسلام به عنوان آخرين و کاملترين دين خدا، مکارم اخلاق، و خويهاي پسنديده از جايگاه ويژه اي برخوردارند چنانکه اخلاق يکي از غايات مهم بعثت است که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) آن را بيان فرموده است.
Powered by TayaCMS