دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شهادت

No image
شهادت

شهادت

در سال 1360 ش. منافقین طرح ترور آیت الله دستغیب را تهیه کرده، مدتها براى جمع آورى اطلاعات تلاش کردند. تشکیلات منافقین زمان ترور را روز جمعه 13 آبان تصویب کرد و براى این کار دخترى به نام گوهر ادب آواز انتخاب شد. او به موجب مشکلات خانوادگى از کانون خانواده رهیده و در شیراز جذب تشکیلات منافقین شده بود. برنامه ترور روز 13 آبان غیر منتظره به هم خورد و بخشى از تلاش گروه هدر رفت. اما آنان در پى فرصتى دیگر برآمده نقشه یک ترور انتحارى را شکل دادند و ضارب باید خود طعمه هوس تشکیلات شود.([23])

آن سوى دیگر حالات و واردات روحى آقا سید عبدالحسین به او خبر از یک واقعه مى داد. گاهى که به آقا مى گفتند : آقا بیشتر مواظب خودتان باشید، مى گفت : شهادت افتخار است، مگر شما حسودى تان مى شود که من به مقامى برسم، افتخارى نصیبم شود!

آقا معمولا شبها در ساعت معینى از خواب بر مى خاستند ولى شب جمعه پس از ساعتى استراحت ناگهان از خواب بیدار شدند. سرشان را در دستانشان مى گیرند و مرتب «لاحول و لاقوه الا بالله» مى گویند همسرش مى گوید : آقا آب مى خواهید؟ ناراحتى دارید؟ جوابى نمى شنود. اصرار مى کند و آقا مى گوید دیگر جز به اشاره سخن نمى گویم! مشهدى حیدر خادم مى گوید : صبحها که مى رفتم ایشان همیشه پشت میز نشسته بود ولى آن روز جمعه در اتاق قدم مى زد و «لاحول و لاقوة الا بالله» مى گفت. همه این حالات حکایت از این داشت که بار سنگین معرفتى در جانش ریخته اند و او در تحمل آن از زلال یاد حق استمداد مى کند و سخن جز یاد حق در کام کشیده است. همسرش مى گوید آنگاه که خواست براى نماز جمعه خارج شود دو اشاره کرد که من بعدها فهمیدم یعنى چه. و آن دو اشاره، یکى به خود و دیگرى به سوى آسمان بود! یعنى که روز پرواز من به آسمان فرا رسیده است.

آقا به طرف نماز جمعه حرکت کرد. ناگهان در مسیر خانمى از در خانه اى به طرف آقا آمد. چون معمولا افراد در راه به آقا نامه مى دادند و آقا سخت پروا داشت که پاسداران مانع شوند آن خانم خیلى سریع خود را به آقا رساند و در ساعت 25/11 دقیقه بود که در یک لحظه زمین و زمان، کوچه پس کوچه هاى اطراف خانه آقا آتش شد! انفجارى مهیب رخ داد و پس از لحظه اى آقا غرق در خون شد و آیت نیک کردار حق، دستغیب، صد پاره به سوى دوست عروج کرد.

چون کفن آقا را آوردند کیسه اى کوچک به همراه آن بود که معلوم نشد چیست. یک هفته بعد از خاکسپارى چندین نفر خواب دیدند که آقا مى گوید تکه گوشتهاى من لابه لاى دیوارها و اطراف است به من ملحق کنید! هنگامى که آنها را جمع کردند دریافتند آن کیسه براى این مقدار از بدن آقا بوده است و این خود شاهدى دیگر بر آن بار معرفت قبل از عروج بود.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

موانع همراهی امام حسین علیه السلام

در این بخش "موانع همراهی امام حسین علیه السلام " بیان شده است.
No image

غفلت از یاد خدا، اولین عامل تحقق حادثه کربلا

در این بخش موضوع "غفلت از یاد خدا، اولین عامل تحقق حادثه کربلا " بیان شده است.
No image

دلایل وقوع حادثه کربلا

در این بخش به "دلایل وقوع حادثه کربلا" پرداخته شده است.
No image

حب دنیا، ریشه مقابله مسلمین با سید الشهدا

در این بخش موضوع "حب دنیا، ریشه مقابله مسلمین با سید الشهدا" بیان شده است.
No image

تاریکی جامعه، عامل گمراهی در عاشورا

در این بخش به موضوع "تاریکی جامعه، عامل گمراهی در عاشورا" اشاره شده است.

پر بازدیدترین ها

No image

بررسی تحلیلی قیام عاشورا

در این بخش به موضوع "بررسی تحلیلی قیام عاشورا " پرداخته شده است.
No image

عاشورا، سرمایه ی هدایت همه ی عوالم

در این بخش به موضوع "عاشورا، سرمایه ی هدایت همه ی عوالم" پرداخته شده است.
No image

ابزار گمراهی شیطان در کربلا

در این بخش به موصوع " ابزار گمراهی شیطان در کربلا " اشاره شده است.
No image

بررسی ابعاد اخلاقی، عبادی و عرفانی عاشورا

در این بخش به موضوع "بررسی ابعاد اخلاقی، عبادی و عرفانی عاشورا" پرداخته شده است.
No image

زاویه های از مصیبت عاشورا

در این بخش به "زاویه های از مصیبت عاشورا" اشاره شده است.
Powered by TayaCMS