27 فروردین 1396, 23:21
كتاب شريف نهج البلاغه آكنده از پندها و هشدارهاست و در اين ميان پرداختن به هر يك راهگشاي دستيابي به سعادت و خوشبختي هم در اين دنيا و هم در آخرت است. از جمله حكمت 82 نهج البلاغه كه حضرت در اين حكمت ميفرمايند: شما را به پنج چيز سفارش مى كنم كه اگر براى آنها شتران را پر شتاب برانيد و رنج سفر را تحمل كنيد، سزاوار است: 1- كسى از شما جز به پروردگار خود اميدوار نباشد 2- و جز از گناه خود نترسد 3- و اگر از يكى سوال كردند و نمىداند، شرم نكند و بگويد نمى دانم 4- و كسى در آموختن آنچه نمىداند شرم نكند 5- و بر شما باد به صبر، كه صبر در ايمان مومن چون سر است براى بدن و ايمان بدون صبر، چونان بدنى بى سر، ارزشى ندارد (نهج البلاغه/ حكمت 82) .
اميد به غير خدا ممنوع
ابراهيم بن داود يعقوبى، از قول برادرش روايت كرده است كه: مردى از رسول خدا (ص) درخواست كرد كه چيزى به من بياموز تا با انجام دادن آن خدا در آسمان و مردم در زمين مرا دوست داشته باشند، حضرت به او فرمود: (فقط) به آنچه در نزد خداست، چشم اميد داشته باش تا خداوند تو را دوست بدارد، و به آنچه كه در نزد مردم است بىميل و رغبت باش، تا مردم نيز تو را دوست داشته باشند. (پاداش نيكيها و كيفر گناهان / ترجمه ثواب الاعمال / 461) از اين رو چشم اميد به خدا داشتن و نظر از غير به خدا افكندن نه تنها موجب محبوبيت انسان نزد خدا ميشود بلكه دوستي مردم را نيز در پي خواهد داشت. مالك بن عوف اشجعى مىگويد: نزد رسول خدا (ص) نه، يا هشت يا هفت نفر بوديم، فرمود: آيا شما نمىخواهيد با رسول خدا بيعت كنيد؟ عرض كرديم: مگر ما تاكنون با شما بيعت نكردهايم؟ دوباره فرمود: آيا شما با رسول خدا بيعت نمىكنيد؟ ما دستهايمان را باز كرديم و با آن بزرگوار بيعت كرديم، يكى از ما گفت: چه بيعت كنيم و روى چه چيز بيعت كنيم؟ فرمود: خدا را عبادت كنيد و چيزى را شريك خدا نشماريد و پنج وعده نماز گزاريد، و گوش به فرمان بوده و مطيع باشيد و يك كلمه را آهسته فرمود: از مردم چيزى درخواست نكني (مجموعه ورام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبيه الخواطر / 307) .
جز از گناه خود نترسيد
انواع ترس پنجتاست؛ خوف و خشيت و وجل و رهبت و هيبت. خوف براى گناهكاران و خشيت براى عالمان و وجل براى فروتنان و رهبت براى عابدان و هيبت براى عارفان. خوف از براى گناهان است، خداوند مىفرمايد: «هر كس از مقام پروردگارش بترسد، دو بهشت دارد.» (سوره الرحمن، آيه 46) و خشيت براى آن است كه خود را اهل تقصير مىبيند، خداوند مىفرمايد: «همانا در ميان بندگان خدا فقط دانشمندان از خدا مىترسند.» (سوره فاطر، آيه 28) و وجل به خاطر ترك خدمت است، خداوند مىفرمايد: «آنها كه وقتى خدا ياد شود دلهايشان مىترسد» (سوره انفال، آيه 2) و رهبت به جهت احساس كوتاهى است، خداوند مىفرمايد: «و ما را از روى رغبت و ترس مىخوانند.» (سوره انبياء، آيه 90) و هيبت به خاطر شهود حق به هنگام كشف اسرار عارفان است، خداوند مىفرمايد: «و خداوند شما را از خود مىترساند.» (سوره آل عمران، آيه 27) از پيامبر خدا (ص) روايت شده كه وقتى نماز مىخواند از ترس خدا از سينهاش صدايى چون صداى ديگ جوشان مىآمد. (الخصال / ترجمه جعفرى / ج1 /411).
از گفتن «نمیدانم» شرم نكنيد
و اين كلام حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) است كه ميفرمايند: كسي كه از گفتن نميدانم رويگردان است به هلاكت و نابودي ميرسد. (نهج البلاغه/ حكمت 85). دانش انسان محدود است و باید به اندازه تواناییاش از او انتظار داشت.
از «آموختن» شرم نكنيد
طلب دانش بر هر زن و مرد مسلمان واجب است، پس علم را از جايگاهش بخواهيد و تأسي از اهل علم بجوييد، زيرا آموزش دانش براى خدا حسنهاى است و طلب آن عبادت است و گفتوگوى علم تسبيح و عمل به آن جهاد و آموختن به نادان صدقه و بذل علم به اهل آن نزديكى به خداى تعالى مىباشد زيرا علم نشانههاى به حلال و حرام است و راه بهشت را روشن مىكند و در وحشت مونس انسان است و در غربت و تنهايى رفيق انسان است و در خلوت با انسان گفتوگو مىكند و راهنماى آسودگى و تنگى است و دانش سلاح عليه دشمنان و زينت نزد دوستان است. خدا بهواسطه علم گروهى را بالا برد و ايشان را در خوبيها رهبر قرار داد كه از آثار ايشان اقتباس مىشود و افعال آنها الگوى راهنماى ديگران است و از افكار ايشان استفاده مىشود و ملائكه در دوستى با ايشان راغبند و با پرهايشان ايشان را لمس مىكنند (و تبرك مىجويند) (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز (ترجمه عده الداعي) / 69) .
صبور باشيد
زندگي لبريز از فراز و فرودهايي است كه اگر صبور نباشي در نخستين پيچ و خم آن سرنگون شده و قادر به ادامه راه نخواهي بود، چاره اي جز صبوري نيست كاري كه بس دشوار و طاقت فرسا و در عين حال نتيجه بخش است. امام صادق (ع) مىفرمايد: معنى صبر، هر چيزى است كه تلخ مزه باشد و مقارن اضطراب نباشد، چه، هرچه تلخ باشد و مقارن اضطراب باشد او را صبر نمىنامند و معنى جزع اضطراب دل است با اظهار حزن و تغيير حال و تغيير لون. (مصباح الشريعه / ترجمه و شرح عبد الرزاق گيلان/ 557).
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان