27 فروردین 1396, 23:20
پرسش: پنهان کاري امام حسن عسکري(ع) درباره امام مهدي(عج) چگونه با وجوب معرفت امام زمان سازگار است؟
پاسخ: امامت در تفکر اسلامي اهميت بسياري دارد. از تعاليم قرآن به دست مي آيد که مقام امامت برتر از مقام نبوت است؛ زيرا خداوند پس از آن که ابراهيم(ع) را در زمان نبوتش مورد آزمايش هاي گوناگون قرار دارد، به وي منصب امامت داد: «به ياد آور هنگامي را که پروردگار ابراهيم او را به آزمون هايي آزمود وي آن آزمون ها را به اتمام رساند، خداوند فرمود تو را پيشواي مردم قرار دادم.» (بقره- 124) به خاطر همين جايگاه منيع امامت است که گزينش انتصاب امام از توان عقل بشر بيرون و يک امر الهي است. به همين جهت اختلاف شيعه و سني در اين مسئله تنها اختلاف درباره مصداق امام نيست، که بعضي ها تصور مي کنند. تعريف امامت در نزد دو گروه کاملامتفاوت است. امامت از ديدگاه شيعه مسئله اي کلامي و از اصول دين است؛ زيرا اعتقاد به انتصاب امام از سوي خداوند دارد، ولي اهل تسنن آن را مسئله اي فقهي و از فروع دين مي داند؛ چون به انتخاب امام از طرف مردم اعتقاد دارند.
در احاديث اسلامي، امامت و امام شناسي جايگاه والايي دارد. پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: «کسي که بميرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهليت مرده است.» (بحارالانوار، ج 23، ص 76) از اين روايت و ساير روايت هايي که به همين مضمون وارد شده است، وجوب شناخت امام و امام شناسي فهميده مي شود؛ زيرا فهم عميق و کامل از توحيد بدون شناخت از طريق امامت ممکن نيست. بنابراين فهم صحيح از اصول عقايد ديني تنها از طريق امامت حاصل مي شود. از اين رو آنان که از اين طريق دور افتاده اند، در فهم مسائل اساسي و اصول دين به انحراف رفته اند.
اما مراد از اين شناخت، رويت با چشم و چهره به چهره نيست. همچنان که مراد از پيامبرشناسي، ديدن و مشاهده صورت ظاهري پيامبر نيست. شايد بتوان گفت که رويت جسم امام کمترين نقش را در شناخت او دارد. از اين رو اويس قرني با وجود اينکه در تمام عمرش حتي يک بار هم پيامبر اکرم(ص) را نديد، ولي از معرفت بالايي نسبت به رسول خدا(ص) برخوردار بود. پيامبر خدا(ص) از وي بسيار تعريف و تمجيد نمود. (سفينه البحار، ج1، ص 199). حديث «اويس بهترين تابع است» را محدثين و دانشمندان شيعه و اهل سنت از پيامبر خدا(ص) روايت کرده اند. (صحيح مسلم، ج1، ح 181) چنين شخصيتي بعد از رحلت رسول خدا(ص) همواره از شيعيان و اراتمندان امام علي(ع) بود و در جنگ صفين در رکاب آن حضرت به شهادت رسيد. در مقابل افرادي چون ابوجهل و ديگر کفار که هميشه در کوچه و بازار پيامبر(ص) را مي ديدند، از شناخت آن حضرت نصيبي نداشتند و همواره به دنبال آزار و اذيت و حتي درصدد کشتن آن حضرت بودند. همچنين بودند کساني که امام را بسيار مي ديدند، ولي شناخت حقيقي نداشتند و پيدا نکردند و حتي قاتل امام شدند.
پس مشاهده جسم و بدن امام، نقشي در شناخت امام ندارد؛ زيرا شناخت امام به معناي شناخت حقيقت امام و مقام و منزلت او در پيشگاه خداوند، شناخت جايگاه امام در جهان هستي، شناخت وظايف و تکاليف خود در مقابل امام است. به عبارت ديگر يعني درک اينکه امام داراي مقام عصمت و وارث پيامبر و جانشين او است و اطاعت او، اطاعت خدا و پيامبر و برطرف کننده هرگونه شک و حيرت است. (بحارالانوار، ج 23، ص 93) شناخت اينکه امام و پيامبر از يک نور آفريده شده اند. چنان چه پيامبر اکرم(ص) فرمود: «خداوند تعالي من و علي را از يک نور آفريد.» (ينابيع الموده، ص 256) شناخت اينکه امام ترجمان وحي الهي و بيانگر حقايق قرآني، يگانه زمان و معدن پاکي و قداست است. (عيون اخبارالرضا، ج1، ص 171)
پس بايد گفت که امام حسن عسکري(ع) به هيچ وجه مردم را از شناخت امام به معنايي که گفته شد، منع نکرد. بلکه ايشان به عللي تنها درباره ديدن فرزندش محدوديت ايجاد کرده بود. از جمله به خاطر ترس از دشمنان که مبادا او را به شهادت برسانند و همچنين به علت اينکه به تدريج زمينه را براي غيبت امام مهدي(عج) فراهم سازند. البته اين محدوديت هم براي همه نبود و برخي از خواص شيعه، توفيق زيارت حضرت را پيدا مي کردند.
روزنامه كيهان، شماره 21234 به تاريخ 29/9/94، صفحه 6 (معارف)
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان