دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اختلالات عاطفی یا خلقی Affective Disorders or Mood Disorders

No image
اختلالات عاطفی یا خلقی Affective Disorders or Mood Disorders

كلمات كليدي : اختلال عاطفي، اختلال خلقي، افسردگي، آسيب شناسي رواني

نویسنده : الهام السادات برقعي

اختلال خلقی، اصطلاحی است کلی و مربوط به اختلال روانی که در آن آشفتگی اساسی در خلق، مشاهده می‌شود. اختلالات خلقی در طیف وسیعی می‌گنجد که در یک طرف آن، افسردگی یا خوشی خفیف و کوتاه‌مدت و در طرف دیگر آن، افسردگی‌های هذیانی شدید یا شیدایی قرار دارد.[1]

خلق، وضعیت هیجانی درونی فرد است که مقطع طولانی‌تری از زمان را دربرگرفته و نقش خود را بر جلوه‌های مختلف زندگی حکاکی کرده و تمامی وضعیت روانی بیمار را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. عاطفه، تظاهر خارجی هیجانات است و برهه کوتاهی از زمان را دربرگرفته و معمولا با کلام و فکر بیمار همراه است.[2]

تاریخچه اختلالات عاطفی

این اختلالات از نظر تاریخی، از کهن‌ترین سندرم‌های شناخته‌شده در روانپزشکی است. در ادبیات کهن ایران، یونان و مصر، مواردی ذکر شده که حکایت از اختلال خلقی به‌خصوص، افسردگی دارد. افراد مشهور و برجسته‌ای مثل: "آبراهام لینکن" و "وینستون چرچیل"، به این اختلال دچار بودند.[3]

اشخاص مبتلا به اختلال‌های عاطفی، از یک حالت خلقی شدید و طولانی‌مدت در عذاب هستند. شکایت اصلی این بیماران از ماهیت هیجانی(عاطفی) برخوردار است. معمولا شخص می‌تواند استدلال کند و با واقعیت تماس داشته باشد، هر چند امکان دارد که برای موارد شدیدتر، بیمار بستری شود.[4]

اختلالات عاطفی، گروهی از اختلالات روان‌پزشکی هستند که علامت اصلی آن را خلق غیرطبیعی تشکیل می‌دهد. این اختلالات به محورI تعلق دارند. این محور دربرگیرنده اختلالات بالینی و سایر اختلالاتی است که ممکن است کانون توجه بالینی قرار گیرد. اختلالات عاطفی شامل درجات مختلف افسردگی، خلق بالا یا تحریک‌پذیر است.

اختلال افسردگی، از نظر بالینی یک سندرم(نشانه) است که با اختلال خلق، به علاوه مجموعه‌ای از علایم شناختی و روان‌شناختی – جسمانی همراه است و منجر به اختلال واضح در توانایی‌های فرد برای عملکرد مناسب می‌شود.[5] اختلالات عاطفی، به دو گروه اختلالات افسردگی و اختلال دوقطبی تقسیم می‌شود.

اختلالات افسردگی

الف. اندوه: یک غمگینی خلقی عادی و متناسب، در پاسخ به یک فقدان قابل ملاحظه خارجی است. این یک واکنش واقع‌بینانه و مناسبی است نسبت به آنچه از دست رفته است. به خودی خود محدود شده و به‌تدریج فروکش می‌کند.

ب. افسردگی خفیف یا افسرده‌خویی(اختلال دیستمیک) : اختلال افسرده‌خویی یک اختلال مزمن بدون علائم سایکوتیک است. عامل اتیولوژیک در افسردگی خفیف نسبت به اندوه عادی وضوح کمتری دارد. افسردگی یا شدیدتر از اندوه عادی است، یا بی‌جهت ادامه پیدا می‌کند.

ج. اختلال افسردگی اساسی(شدید) : این اختلال، یک اختلال روان‌پزشکی جدی و غالبا ناتوان‌کننده است. علائم اصلی این اختلال عبارتند از: احساس ذهنی غمگینی و از دست دادن علاقه و لذت در فعالیت‌ها و سرگرمی‌هایی که قبلا لذت‌بخش بوده‌اند. افراد افسرده اغلب احساس یاس، شکست، تنهایی و ناامیدی داشته و در تطابق با استرس‌های روزمره زندگی ناتوان هستند. در افسردگی شدید ممکن است حتی انگیزه کافی برای انجام وظایف معمول و روزمره زندگی را نیز نداشته باشند.[6]

اختلال دوقطبی

الف. اختلال دوقطبی یا اختلال مانیک – دپرسیو(شیدایی – افسردگی):اختلالاتی که شامل حمله‌های مانی و افسردگی شدید باشد را اختلال دوقطبی می‌نامند. مانی(شیدایی) یا هیپومانی(حالتی از مانی خفیف) اختلال دوقطبی را مشخص می‌کند. مانیا، عبارت است از یک دوره مشخصی با خلق بالا، بسیط یا تحریک‌پذیر که به‌خودی‌خود شایع نیست بلکه همراه با افسردگی در روان‌پریشی مانیک – دپرسیو رخ می‌دهد. نشانه‌های این اختلال تا حدودی متضاد با افسردگی بوده و عبارت است از: پرسش اندیشه‌ها، خلق و خوی بالارفته، پرفعالیتی، انجام مقدار زیادی کار بدون احساس خستگی، فشار، تکلم، پرش افکار، اعتماد به نفس بالا، کاهش نیاز به خواب، حواس‌پرتی و افزایش فعالیت‌های خطرناک، فزون‌خواهی جنسی و ولخرجی.

ب. اختلال ادواری: اختلال خلق ادواری، اختلال مزمنی است که علامت اصلی آن، هیپومانیا و خلق افسرده خفیف می‌باشد.[7]

مقاله

نویسنده الهام السادات برقعي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آزادی معنوی

آزادی معنوی

رهیافت های معناگرایانه در اومانیسم مسیحی و اومانیسم سکولار

رهیافت های معناگرایانه در اومانیسم مسیحی و اومانیسم سکولار

آزادی معنوی» لازمه سرشت و سرنوشت انسان است و «عقل و اراده» بر محور «فطرت» مبانی «آزادی انسان» در آموزه­های وحیانی است. آزادی در یک تحلیل مفهوم­شناسانه و پدیدارشناسانه دو نوع است: الف) آزادی درونی = معنوی؛ ب) آزادی برونی = آزادی اجتماعی.
نقش جنبش های معنوی نوظهور در جنگ نرم

نقش جنبش های معنوی نوظهور در جنگ نرم

مسئله این است که آیا جنبش­های معنوی نوظهور در جنگ نرم علیه نظام جمهوری اسلامی ایران نقش و کارکردی دارند؟ ادیان جدید و معنویت­ های نوظهور با تکثرگرایی، شک­ گرایی، احساس­گرایی، ناعقل­ گروی و خودمحور معنوی، فرهنگ دینی را دگرگون می­کنند و فرهنگ سیاسی برآمده از آن را ـ که پشتوانة نظام جمهوری اسلامی است ـ تغییر می­دهند.

پر بازدیدترین ها

رهیافت های معناگرایانه در اومانیسم مسیحی و اومانیسم سکولار

رهیافت های معناگرایانه در اومانیسم مسیحی و اومانیسم سکولار

آزادی معنوی» لازمه سرشت و سرنوشت انسان است و «عقل و اراده» بر محور «فطرت» مبانی «آزادی انسان» در آموزه­های وحیانی است. آزادی در یک تحلیل مفهوم­شناسانه و پدیدارشناسانه دو نوع است: الف) آزادی درونی = معنوی؛ ب) آزادی برونی = آزادی اجتماعی.
آزادی معنوی

آزادی معنوی

نقش جنبش های معنوی نوظهور در جنگ نرم

نقش جنبش های معنوی نوظهور در جنگ نرم

مسئله این است که آیا جنبش­های معنوی نوظهور در جنگ نرم علیه نظام جمهوری اسلامی ایران نقش و کارکردی دارند؟ ادیان جدید و معنویت­ های نوظهور با تکثرگرایی، شک­ گرایی، احساس­گرایی، ناعقل­ گروی و خودمحور معنوی، فرهنگ دینی را دگرگون می­کنند و فرهنگ سیاسی برآمده از آن را ـ که پشتوانة نظام جمهوری اسلامی است ـ تغییر می­دهند.
Powered by TayaCMS