27 فروردین 1397, 18:17
یکی از دلایل بدبینی ملتهای جهان به سردمداران جهان غرب تناقضهای فاحش آنان در گفتار و عمل است.این تناقضها باعث بی اعتمادی و انزجار ملتها نسبت به غرب شده که به وضوح این بی اعتمادی و انزجار قابل مشاهده است. یکی از مواردی که غرب در خصوص آن دچار تناقضات فراوان شده حقوق بشر و دفاع از آزادیهای مردم است.این شعار به ظاهر بسیار زیبا و دلفریب است و هر انسانی را به سوی خود جذب میکند اما وقتی کمی به واقعیت مینگریم میبینیم که بین گفتار و رفتار فاصله ای بسیار طولانی وجود دارد. غربیها اصطلاح حقوق بشر را برای اهدافی غیر انسانی وضع کردند و هدفی جز استثمار و ارضای خوی زیاده طلبانه و تجاوزکارانه خود به شیوهای مدرنتر نداشتند. نگاه آنان به حقوق بشر نگاه به یک ابزار موثر و مفید جهت پیشبرد اهداف در کشورهای جهان سوم است و الاآنان در باطن هیچ اعتقادی به شعارهایی چون حقوق بشر نداشتند و ندارند. شعارهایی از این دست تا زمانی مورد احترام و توجه آنان است که تامین کننده منافع آنان باشد.تجربههای متعدد ثابت میکند که هر جا غرب منافع خود را در خطر دیده یا شرایط را برای کسب منفعت بیشتر مهیا دیده تمام اصول قانونی و حقوق بشری را زیر پا گذاشته است و در عمل کمترین پایبندی و اعتقاد را به آن نشان نداده است. مطالعه اعمال و رفتار آنان در حوزههای مختلف نشان میدهد که بزرگترین ناقضان حقوق بشر همین مدعیان حقوق بشر هستند که به نام دفاع از آن به خود اجازه میدهند هر کار خلاف قانونی را انجام دهند.تطبیق رفتارهای آنان با قوانین و ادعاهای خودشان نشان میدهد که آنان نه بر اساس قانون بلکه صرفا بر اساس منافع خود عمل میکنند و قانون برای آنان معنایی ندارد چرا که آنان قانون را نه برای خود بلکه برای دیگران و به منظور کنترل آنان وضع کرده اند.آنچه از قوانین بین المللی بر میآید احترام به اعتقادات و ارزشهای انسانها و عدم تجاوز به حقوق مسلم آنان است.اعتقادات هر کس برای خودش محترم است.اما امروزه ما شاهد نقض گسترده این آزادی در کشورهای به اصطلاح متمدن اروپایی هستیم که بر خلاف اصول حقوق بشر عمل میکنند و از حجاب زنان و دختران جلوگیری میکنند. ممانعت از داشتن پوشش اسلامی در برخی کشورهای اروپایی نقض کننده ادعاهای سردمداران حقوق بشر دنیاست. طبق قوانین داشتن پوشش اسلامی حق هر زن مسلمان است اما در یک تناقض آشکار شاهد برخورد مدعیان دروغین حقوق بشر با پوشش زنان و دختران و جلوگیری از ورود آنان به دانشگاهها هستیم.بر اساس اعلامیه حقوق بشر هر انسانی از حق آزادی فکر، وجدان و دین برخوردار است. این حق شامل اظهار عقیده و ایمان، تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی به نحو فردی یا جمعی، خصوصی یا عمومی خواهد بود(ماده 18 اعلامیه حقوق بشر)و یا اینکه «هر فردی بدون هیچ گونه تمایز، مخصوصا از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، تولد یا هرموقعیت دیگر، از تمام حقوق و آزادیهای اعلام شده در این اعلامیه برخوردار است». (ماده 2 اعلامیه حقوق بشر).همچنین منشور ملل متحد دولتهای عضوش را از ایجاد محدودیتهای غیرضروری و سلیقه ای باز میدارد.بند 3 ماده اول و بند ج ماده 55 منشور سازمان ملل میگوید: «کلیه دول عضو، متعهد به رعایت حقوق بشر و آزادیهای اساسی برای همه، بدون تبعیض از حیث نژاد، جنس، زبان یا دین خواهند بود».میثاق حقوق مدنی سیاسی هم بر آزادیهای مذهبی تاکید دارد.«در کشورهایی که اقلیتهای نژادی، مذهبی یا زبانی وجود دارند، اشخاص متعلق به اقلیتهای مزبور را نمیتوان از این حق محروم نمود که مجتمعاً با سایر افراد گروه خودشان از فرهنگ خاص خود بهرهمند شوند و به دین خود متدین بوده و بر طبق آن عمل کنند یا به زبان خود تکلم نمایند» (ماده 27 میثاق حقوق مدنی و سیاسی).«هر کس حق آزادی فکر، وجدان و مذهب دارد. این حقوق شامل آزادی داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خود، همچنین آزادی ابراز مذهب یا معتقدات، به صورت فردی یا جمعی ، علنی یا پنهان، در عبادات و اجرای آداب، اعمال و تعلیمات مذهبی میباشد.»(ماده 18 میثاق حقوق مدنی سیاسی). بسیاری از کشورهای اروپایی در قالب اتحادیه اروپا، کشورهای آسیایی را ناقض حقوق بشر معرفی میکنند. این در حالی است که موارد فراوانی از نقض حقوق بشر در آمریکا و اروپا دیده میشود. نقض حقوق بشر در فرانسه - کشوری که تاریخ اروپا از آن به عنوان مهد آزادی و دموکراسی یاد میکند - به دلایلی همچون نفوذ لابیهای صهیونیستی در حاکمیت و اصرار دولت بر حفظ ماهیت سکولار خود و سیطره نظام سرمایه داری بر جامعه، به امری طبیعی در آمده است. به عنوان مثال با به اجرا گذاشتن قانون منع حجاب، از تحصیل دختران محجبه در مدارس و دانشگاهها ممانعت به عمل میآید و مقامات دولتی اعتراضات مردمی را نادیده گرفته و آن را تحقیر نمودند. تصویب قانون منع استفاده از علائم مذهبی در اماکن عمومی در کشور فرانسه که در عمل منجر به منع استفاده از حجاب شد، با دموکراسی و آزادیهای فردی که روح قانون اساسی نوشته شده غربی است، مغایرت دارد.
جوانان مسلمان اروپایی که در میان فقر معنوی و سرگردانی مردم اطراف خود، اسلام را مطلوب نهایی خود یافتهاند، اصرار دارند که به تمام فرایض آن از جمله حجاب پایبند باشند. این در حالی است که نظام سرمایه داری و لیبرالیسم که سعی دارد از زن به عنوان ابزاری در جهت تحقق منافع خود استفاده کند از حجاب اسلامی که نتیجه آن حضور فعال و سالم زن مسلمان در جامعه است، میهراسد زیرا فقط دو شکل از زن را میپسندد: یکی زنانی که به دلیل پایبندی به ارزشهای سنتی خانه نشین شدهاند و از حضور در اجتماع محرومند این دسته گروهی بی اثر و بی خطرند. دیگری، زنانی که دست از ارزشهای دینی شسته اند و - به اصطلاح - آزادانه در جامعه حضور دارند؛ از این گروه به نام سکولاریسم حمایت میشود. البته مشکل به همین جا ختم نمیشود و این سکه روی دیگری دارد و آن ضعف خود کشورهای اسلامی در استیفای حقوق مسلمشان است. متاسفانه عدم انسجام داخلی جهان اسلام باعث گستاخی غرب در مقابل اسلام شده است.
واقعیت این است که جهان اسلامی علی رغم ظرفیتها و امکانات بسیار وسیع مادی، فرهنگی، انسانی و... به دلایل متعددی نظیر اختلافات مذهبی، سیاستهای استعماری قدرتهای بزرگ، خیانت زمامداران کشورهای اسلامی و وابستگی آنان به بیگانگان و... از جایگاه مناسبی در ساختار جهانی برخوردار نبوده و توانایی اعمال و به کارگیری ظرفیتهای موجود را در دفاع از حقوق مسلم خویش ندارد.فقدان اتحاد و تصمیم گیری قاطعانه از سوی کشورهای اسلامی در مقابل سیاستهای کشورهای استعماری، وضعیت را به گونه ای ساخته است که مسلمانان با اینکه از لحاظ جمعیتی درصد قابل توجهی در کشور هایی همچون فرانسه را تشکیل میدهند،امکان استفاده از حق آزادی مذهبی خود را ندارند و حال آنکه اقلیتهای غیر مذهبی و غیر دینی در جهان اسلام نظیر فرقه خرافی و بی پایه بهائیت(که از پیروان بسیار معدودی برخوردار است) مورد حمایت کشورهای اروپایی و مجامع بین المللی بوده و با محکوم نمودن کشور ایران به نقض حقوق بشر، خواستار رسمیت بخشیدن به آن میباشد.
خوشبختانه علی رغم همه محدودیت هایی که سران غرب برای مسلمانان فراهم کرده اند گرایش مردم به اسلام در اروپا رشد قابل توجهی دارد و آنان را در پروژه منزوی کردن و ایجاد بد بینی نسبت به اسلام ناکام گذاشته است.
اسلام با قدرت تمام در حال رشد و گسترش است و میتوان یکی از عوامل مخالفتهای سردمداران لیبرال دموکراسی با آموزهها و نمادهای اسلامی را ترس و واهمه آنان از گسترش اسلام در غرب دانست.اسلام هراسی پروژه ای است که از مدتها قبل آغاز شده و به شیوههای مختلف و شگردهای خاص به اجرا درآمده است.
تجربه ثابت کرده که غرب علی رغم همه ادعاهای خود هرگز نتوانسته است در برابر موج اسلام خواهی رفتاری منطقی از خود بروز دهد و همواره به زور و نقض حقوق و آشکار ترین قوانین بین المللی دست زده است.
مقابله غرب با حجاب زنان و دختران نشانه استیصال و درماندگی آنان در مقابل اسلام است و از سوی دیگر به ما نشان میدهد که حقوق بشر دروغی بیش نیست که همچون ابزاری در راستای منافع نظام سرمایه داری غرب عمل کرده و خاصیت دیگری ندارد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان