دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاص

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: اخلاص، جمع کرده است همه فضایل اعمال و مکارم اخلاق را. یعنى: فضیلت هر عمل و کمال هر عمل به اخلاص است، و کلید اخلاص و علامت اخلاص، قبول شدن عمل است و توفیق اخلاص، رضا و خوشنودى پروردگار است.
اخلاص
اخلاص

قال الصّادق علیه السّلام: الاخلاص یجمع فواضل الاعمال، و هو معنى مفتاحه القبول، و توقیعه الرّضا، فمن تقبّل الله منه و رضى عنه فهو المخلص و ان قلّ عمله، و من لا یتقبّل منه فلیس بمخلص و ان کثر عمله، اعتبارا بآدم علیه السّلام، و ابلیس.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: اخلاص، جمع کرده است همه فضایل اعمال و مکارم اخلاق را. یعنى: فضیلت هر عمل و کمال هر عمل به اخلاص است، و کلید اخلاص و علامت اخلاص، قبول شدن عمل است و توفیق اخلاص، رضا و خوشنودى پروردگار است. پس هر عملى که مقبول حضرت بارى است و خداى به آن راضى است، آن عمل موسوم به اخلاص است و صاحب آن عمل، مخلص، هر چند که عملش کم باشد. و هر عمل که مقبول الهى نباشد و حضرت پروردگار به آن عمل راضى نباشد، نه آن عمل موسوم به اخلاص است و نه عامل مخلص، هر چند آن عمل بسیار باشد. چنانکه ابلیس علیه اللّعنة، که مدّت مدید، عبادت پروردگار کرد و چون مقارن به اخلاص نبود به ترک سجود آدم علیه السّلام همه محو شد و حضرت آدم علیه السّلام به یک استغفار که از روى اخلاص کرد، مقبول درگاه احدیّت گشت و مستحقّ درجات عالیه و مراتب لایقه گردید.

و علامة القبول وجود الاستقامة ببذل کلّ المحابّ مع إصابة علم کلّ حرکة و سکون.

مى‌فرماید که: نشانه قبول عمل، وجود استقامت است و معنى استقامت، حاصل نمى‌شود مگر به بذل کردن هر چه محبوب‌تر است و تعلّق به او بیشتر است به ارباب حاجت. و مستقیم بودن در جمیع افعال و اعمال و حرکات و سکنات. یعنى: هرفعل و عملى که از او صادر شود، صواب باشد نه خطا.

و المخلص ذائب روحه، و باذل مهجته فی تقویم ما به العلم، و الاعمال و العامل و المعمول و العمل، لانّه إذا أدرک ذلک فقد أدرک الکلّ، و إذا فاته ذلک فاته الکلّ، و هو تصفیة معانى التّنزیه فی التّوحید.

مى‌فرماید: هر که در صدد آن است که هر عملى از او صادر شود، خالص باشد و از أغراض فاسده زایفه، خالى باشد. مى‌گدازد روح خود را و مى‌ریزد خون خود را در تقویم علم و عمل و عامل و معمول. یعنى: باید نهایت سعى به عمل آرد و غایت بذل جهد نماید، تا علم او از اخلاص بیرون نرود و عمل او مقبول باشد و خود در سلک عامل حقیقى و معمول او در سلک معمول حقیقى، مندرج باشد. و هر که به این مرتبه رسید و افعال و اعمال خود را از غلّ و غشّ خالص کرد، پس به تحقیق که رسیده است به جمیع مراتب خیر و نیکوئى. و از هر که فوت شود این مرتبه علیا، پس به تحقیق که فوت شده است از او جمیع خیرات و مبرّات. و این چنین اخلاص، از لوازم تنزیه و توحید حقیقى الهى است.

کما قال الاوّل: هلک العاملون الاّ العابدون، و هلک العابدون الاّ العالمون، و هلک العالمون الاّ الصّادقون، و هلک الصّادقون الاّ المخلصون، و هلک المخلصون الاّ المتّقون، و هلک المتّقون الاّ الموقنون، و انّ الموقنین لفی خطر عظیم.

ممکن است که مراد به «اوّل»، اوّل تعالى باشد و مراد حضرت بارى عزّ اسمه، باشد. و ممکن است که مراد، امام اوّل باشد و اوّل انسب است، چرا که عدول از اسم حضرت به اوّل وجه ندارد. به هر حال مى‌فرماید که: نابود و بى اعتبار است هر عملى که جز عبادت و بندگى حقّ باشد و عمل عبادت و بندگى هم نابود و ناچیز است، مگر عبادت کسانى که عبادت ایشان از روى علم و دانش باشد و عبادت‌مقرون به علم هم بى اعتبار و نابود است، مگر علمى که صاحب آن علم در گفتار و کردار صادق باشد. و علماى صادق هم عبادت ایشان نابود و ناچیز است مگر عبادت علمائى که عبادت ایشان از روى اخلاص باشد، و عبادت مخلصان نیز نابود است، مگر آنان که متّقى و پرهیزکار باشند، و عبادت متّقى هم نابود است مگر آنان که تقواى ایشان از روى یقین باشد، و اهل یقین هم در خطر عظیم‌اند که آیا سالم توانند جست یا نه؟! قال الله تعالى لنبیّه صلّى الله علیه و آله: وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ. [1] خداوند عالم به حبیب خود مى‌فرماید که: بندگى کن پروردگار خود را تا وقتى که فرارسد تو را موت. و نسبت اتیان به موت داد، نه به واسطه تلخى موت و اشارت به آن که موت، نه چیزى است که آدمى به اختیار خود به او برسد و به مردن راضى شود، پس در حکایت موت، گویا موت به او رسیده است نه او به موت. یا اشاره باشد به عظمت مرتبه موت به اعتبار أهوال قبل از موت و بعد از موت. یعنى:

از بس که موت در نهایت خوف و هول است، رسیدن بنده ضعیف به او، متعسّر بلکه متعذّر است و اگر واقع شود از طرف موت، متصوّر است نه از طرف بنده.

چنانکه از خواجه جمال الدّین محمود شیرازى که از جمله تلامذه ملّا جلال دوانى است، (منقول است که) روزى به خدمت استاد عرض کرد که شیخنا، آیا روزى باشد که ما به فضیلت برسیم و فی الجملة ما را ترقّى علمى حاصل شود و در عداد فضلا توانیم بود؟ استاد فرمود که: شما هرگز به فضل نمى‌رسید، امّا فضل به شما مى‌رسد. یعنى فضیلت و دانش، رفته رفته تنزّل خواهد کرد و به شما خواهد رسید.

صوفیّه (غیر متشرع) یقین را تفسیر مى‌کنند به مرتبه وصول به حقّ، یعنى هر که از ریاضات و مجاهدات و ترک تعلّقات بدنى و رفض غواشى هیولانى، و اصل به حقّ شد، دیگر عبادت و تکلیف از او ساقط است و از قلم تکلیف بیرون است. و این، لا. یعنى: پوچ محض است، چه اگر رسیدن به مرتبه اعلى و درجه قصواى ریاضت، منتج سقوط تکالیف مى‌بود، مى‌بایست از انبیا و اوصیا ساقط باشد.

و ادنى حدّ الاخلاص بذل العبد طاقته، ثمّ لا یجعل لعلمه عند الله قدرا، فیوجب به على ربّه مکافاة بعمله لعلمه، انّه لو طالبه بوفاء حقّ العبودیّة لعجز.

یعنى: پست‌ترین مرتبه اخلاص، بذل کردن طاقت است در عبادت، آن قدر که ممکن باشد و با وجود بذل جهد و طاقت، طاعت و عبادت را بى‌قدر و بى‌اعتبار دانستن، و گفتن که: بار الها! من به سبب این عمل، مستحقّ أجر و ثواب نیستم و اگر از من آن چه حقّ عبادت و بندگى است مطالبه فرمایى، کى هرگز از عهده آن بیرون مى‌توانم آمد ...؟! و ادنى مقام المخلص فی الدّنیا، السّلامة من جمیع الاثام و فی الآخرة، النّجاة من النّار و الفوز بالجنّة.

یعنى: پست‌ترین مرتبه کسى که عملش محض از براى خدا است و مغشوش به غرض دیگر نیست، ادناى مرتبه او در دنیا، سلامت از اثم و گناه است و در آخرت نجات از عذاب جهنّم و فائز شدن به دخول بهشت.[2]

    منبع : شرح(ترجمه) مصباح الشریعة، عبد الرزاق گیلانى، انتشارات پیام حق، تهران، 1377 هجرى شمسى‌
    پی نوشت :
  • [1] . سوره حجر- آیه99
  • [2] . ترجمه مصباح الشریعة، صص470- 473

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شفاعت، بالاستقلال یا بالواسطه؟

شفاعت، بالاستقلال یا بالواسطه؟

شرایط استحقاق شفاعت، بازدارنده از ارتکاب گناه باید توجه داشته باشیم که شفاعت نیز یکی از رحمتهای الهی است که خداوند بدین وسیله می‌خواهد بندگان گنهکار خویش را حتّی در قیامت و در آخرین لحظات تعیین سرنوشت نیز مایوس و ناامید نسازد.
No image

قلب ایمان

دین باید وجه الهی داشته باشد و دارای جنبه‌ای باشد که از آن به جنبه «ید الحقی» تعبیر می‌کنند، یعنی آن طرفی که طرف خداست، اصلا بدون خداوند که دین معنایی نخواهد داشت.
حضرت مهدی (عج) در کلام اهل تسنن

حضرت مهدی (عج) در کلام اهل تسنن

نخستین وجه مشترک میان تشیع و تسنن در مسأله ظهور منجی است
دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
شفاعت و شبهات وهابیت‌

شفاعت و شبهات وهابیت‌

از زمان پیغمبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله تا کنون، درخواست شفاعت از شافعان راستین، جزء سیره مسلمانان بوده است.

پر بازدیدترین ها

چرا اهل سنت، اهل بیت پیامبر(ص) را قبول ندارند

چرا اهل سنت، اهل بیت پیامبر(ص) را قبول ندارند

واقعیت آن گونه نیست که سؤال کننده تصور کرده است، بلکه اهل سنت اهل بیت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم را قبول دارند؛ یعنى علم، تقوا و کرامات ایشان را قبول دارند
آیا در قرآن آیه ای بر ولایت و امامت حضرت علی (علیه السلام) وجود دارد؟

آیا در قرآن آیه ای بر ولایت و امامت حضرت علی (علیه السلام) وجود دارد؟

بنا به نقل مفسرین و مورخین عامه و خاصه آیات زیادى (بیش از سیصد آیه )درباره ولایت على(علیه السلام) و فضائل و مناقب آن حضرت در قرآن کریم آمده است که نقل همه آنها از عهده این پاسخ خارج است لذا ما در اینجا فقط به نقل چند مورد از کتب معتبره اهل سنّت اشاره مى نمائیم:
تاثیر اعتقاد به قدرت الهی در زندگی

تاثیر اعتقاد به قدرت الهی در زندگی

قدرت به معنای قوت و توانایی بر انجام دادن کار و ترک آن است.
عدل و اقسام آن از دیدگاه شهید آیت الله مرتضی مطهری

عدل و اقسام آن از دیدگاه شهید آیت الله مرتضی مطهری

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب وزین عدل الهی چهار تعریف یا کاربرد برای عدل ارائه می‌دهند که عبارت هستند
نور رسول الله اولین مخلوق عالم

نور رسول الله اولین مخلوق عالم

حضرت زهرا سلام الله علیها در این چند جمله فلسفه عظیمی برای خلقت را بیان فرموده اند که ما در چند جلسه به صورت فشرده درباره آن صحبت کردیم.
Powered by TayaCMS