13 مهر 1394, 13:51
دشمن ستمگران
آیت الله شهیدى به عنوان یک فقیه وارسته و به حق پیوسته، هیچ گاه با ستمگران سرسازش نداشت و در فرصت هاى مختلف نارضایتى و مخالفت خود را ابراز مى داشت و به این آیه شریفه عمل مى نمود که (وَلاتَرْکَنُوا اِلىَ الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمسَّکُمُ النّارُ)([30]) و برظالمان تکیه ننماید، که موجب مى شود آتش شما را فراگیرد. در اینجا چند نمونه از مخالفت ها و ناسازگارى هاى وى با ستمگران و رژیم طاغوت را مى خوانیم.
1 ـ مخالفت با انتخابات طاغوتى
در سال 1331 قرار بود که انتخابات طاغوتى دوره هفدهم مجلس شوراى ملى انجام یابد. جمعى تلاش مى کردند تا با شرکت در آن، به رژیم شاه و عوامل آن مشروعیت بخشند. مرحوم آیت الله شهیدى به مخالفت برخاسته و با بیانات روشنگرانه و مثالهاى متنوع مردم را از شرکت در آن بر حذر مى داشت.
2 ـ توبیخ استاندار طاغوت
یکى از شاگردان وى مى نویسد:
روز جمعه بود و من و رفیقم میرزا صادق و حاج میرزا على داماد در گوشه اتاق نشسته بودیم و آقاى شهیدى بالاى اتاق مشغول مطالعه بود که سیدى معمم وارد شد و گفت: آقا! استاندار (دکتر منوچهر اقبال) در بیرون در، اجازه شرفیابى مى خواهند، فرمود: من با استاندار کارى ندارم! سید از بس اصرار کرد آقاى شهیدى ساکت شد، استاندار آمد، آقاى شهیدى در مورد اعمال خلاف شرع و خلاف قانون به سرزنش و توبیخ استاندار پرداخت و او را مقدارى نصیحت نمود، پس از ختم سخنان آقاى شهیدى، استاندار بدون اینکه چیزى بگوید، برخاست و رفت.([31])
3 ـ رد هدیه دربار
علامه جعفرى در خاطرات خود مى گوید:
«روزى شاه، براى مرحوم آقا میرزا فتاح شهیدى 30 هزار تومان (به عنوان هدیه) مى فرستد. مرحوم شهیدى قبول نمى کند! افراد دربار مى گویند: این پولى که ما آوردیم، مى دانیم که مورد نیاز شما نیست، آن را بگیرید و به طلبه ها بدهید. میرزا گفته بود: اگر طلبه ها از این پول ها مصرف کنند دیگر طلبه نمى شوند.
4 ـ امتناع از ملاقات با شاه
استاد جعفرى در خاطره دیگرى مى گوید:
محمدرضا شاه به تبریز رفته بود. عده اى از بزرگان حتى بعضى از روحانیون مشهور تبریز به دیدن ایشان رفته بودند. چند تن از اطرافیان دربار، به خدمت آیت الله شهیدى رسیده و از ایشان خواهش مى کنند که او نیز به دیدن شاه برود. وى براى اینکه آنها را متقاعد کند، مى گوید: آقا جان! من یک دهاتى هستم. مرا چه به شاه! آنها هر چه اصرار مى کنند، وى این جمله را تکرار مى کند.([32])
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابهلاى آن اشعارى دیده مىشود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.
 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخههاى خطى از آن در کتابخانههاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیتاللَّه مرعشى و کتابخانههاى نجف و کربلا نگاهدارى مىشود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کردهاند.
 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.
 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت دادهاند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان