دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ضحاکیه

No image
ضحاکیه

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : ضحاكيه، ضاحكيه، خوارج، ضحاك بن قيس

ضحاکیه به عنوان یک شورش از خوارج محسوب می­شود که با عملکردی افراطی در برابر جامعه اسلامی موضعگیری می­کردند و از جمله عناصر بی­بصیرتی بودند که دوست را از دشمن تشخیص نمی­دادند و کورکورانه بدون تشخیص حق با هرحکومتی مخالفت می­کردند و فقط خودشان را حق و مسلمان و مخالفین خود را کافر می­دانستند. دراین مقاله به بررسی خارجیان ضحاکیه می­پردازیم.

ضحاک بن قیس حروری

ابوسعید ضحاک بن قیس شیبانی یکی از شورشیانی است که عقیده خوارج را در سده دوم به دوش می­کشید. او در کتب اهل­سنت از عالمان خوارج خوانده شده است.[1] وی در اواخر دوران حکومت بنی­امیه و به سبب جنگ قدرت در حکومت مرکزی توانست برعلیه آنان شورش کند و کوفه را به تسخیر خود درآورد. او در ابتدا از یاران سعید بن بهدل شیبانی بود که با دویست نفر وارد منطقه جزیره شدند و بعد از تصرف آن به سمت کوفه حرکت کردند اما سعید بن بهدل به سبب طاعون درگذشت و ضحاک به جانشینی او انتخاب شد. او در شهرروز اقامت داشت تا اینکه یارانش با او بیعت کردند.[2] اولین حضور او به عنوان حاکم خوارج حرکت او به سوی کوفه بود. در زمان ضحاک خوارج بسیار شدند و گفته شده افراد خوارج تا قبل از آن زمان به این حد نبودند بطوریکه چهار هزار تن از خوارج با ضحاک بیعت کردند و با او در جنگها و شورشها شرکت می­کردند.[3]

بنی­امیه به دلیل جنگهای مختلفی که با دشمنان خود داشت چراکه ظلم و ستمهای بنی­امیه و بی­کفایتی حاکمان بنی­امیه زمینه را برای شورشها و نهضتهای انقلابی در برابر آنان آماده می­کرد.[4] این تزلزل تا حدی بود که مروان بن محمدبن مروان، حکومت ابراهیم بن ولید اموی، که بعد از مرگ یزید بن ولید بدست اورده بود را ساقط کرد و حکومت مرکزی را به تصرف خویش درآورد و از عمال حکومتی خواست تا از مردم برای وی بیعت بگیرند و نضر بن سعید بن عمرو الحرشی را به ولایت عراق برگزید ولی عبدالله بن عمر بن عبدالعزیر که از سوی ابراهیم اموی به حکومت کوفه رسیده بود با نضر بن سعید مخالفت کرد و کار به جنگ کشیده شد. در حین جنگ بودند که فهمیدند ضحاک بن قیس حروری نیز با سه، چهار هزار نفر به کوفه لشگرکشی کرده­است. در این هنگام دو لشگری که تاکنون با هم جنگ داشتند، برعلیه ضحاک بن قیس متحد شدند. اما ضحاک ایشان را شکست داد و کوفه را تسخیر کرد.[5] با تسخیر شهر مهم کوفه و اطراف آن، در واقع حکومت عراق از چنگ بنی­امیه خارج ساخته بود. [6] سران لشگر شکست خورده به همراه بسیاری از مردم به شهر واسط فرار کردند.[7] مروان بن محمد نیز لشگری به سرداری سلیمان بن هشام بن عبدالملک را به مقابله با ضحاک فرستاد اما سلیمان با ضحاک نجنگید، بلکه با او بیعت کرد و پشت سرش نیز نماز خواند و این حادثه برای حکومت بنی­امیه رسوائی زیادی فراهم نمود تا جائی که این حادثه را به شعر درآوردند و برای خوارج و برعلیه بنی­امیه تبلیغ می­کردند.[8]

ألم تر أنّ اللّه أنزل نصره و صلّت قریش خلف بکر بن وائل‌

آیا ندیدی که خداوند نصرت خود را نازل کرد چراکه قریش(بنی­امیه) پشت سر بکر بن وائل به نماز ایستاد

از بزرگان بنی­امیه که در جنگ با ضحاک کشته شده بود، عاصم بن عمر بن عبد العزیز بن مروان بن الحکم اموی، که از طرف مادر به عمر بن خطاب منتسب می­شود.[9] قتل او نیز اثر بدی در بنی ­امیه داشت تا حدی که برای او اینگونه مرثیه سرائی می­کردند:

فان تک احزان و فائض عبـــــــره اذابت عبیطا من دم الجوف منقعا

تجرعتها فی عاصم و احتسیتها فأعظم منها ما احتسـى و تجرعا

فلیت المنایا کن خلفن عاصــــما فعشنا جمیعا او ذهبـــــن بنا معا

او توسط برذون بن مرزوق شیبانی کشته شد و جعفر بن عباس کندی یکی دیگر از بزرگان بنی­امیه بود که در این جنگ توسط عبدالملک بن علقمه کشته شد. کشته شدن بزرگان بنی­امیه افتخاری برای خوارج بود تا حدی که این شعری به عنوان افتخار در این باره سرودند:[10]

نحن قتلنا عاصما و جعفرا و الفارس الضبی حین اصحرا

اما این ذلت برای بنی­امیه به اینجا ختم نشد بلکه عبیدالله بن العباس الکندى‌ که برادرش در جنگ با ضحاک کشته شده بود، وقتی دید که مردم فرار می­کنند، از ترس با ضحاک بیعت کرد تا جان خود را نجات دهد و به همین دلیل مورد ملامت دیگران واقع شد و او را هجو می­کردند.[11]

لشگرکشی­های ضحاک

پس از تسخیر کوفه و شکست خوردن بنی­امیه از ضحاک، وی با اکثر یارانش به سوی شهر واسط رفت و کوفه را به یکی از یارانش به نام ملحان بن معروف شیبانی سپرد. شهر واسط که در دست لشگر شکست خورده کوفه و عبدالله بن عمر بن عبدالعزیر بود این بار توسط ضحاک محاصره شد. این محاصره و جنگ و گریز سه ماه طول کشید اما در نهایت عبدالله بن عمر با ضحاک مصالحه کرد و تسلیم شد. سپس ضحاک به لشگر کشی ادامه داد و این بار برای جنگ با مروان حاکم اموی، آماده بود که در این درگیری که در شهر کفرتوثا رخ داد کشته شد.[12]

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شفاعت، بالاستقلال یا بالواسطه؟

شفاعت، بالاستقلال یا بالواسطه؟

شرایط استحقاق شفاعت، بازدارنده از ارتکاب گناه باید توجه داشته باشیم که شفاعت نیز یکی از رحمتهای الهی است که خداوند بدین وسیله می‌خواهد بندگان گنهکار خویش را حتّی در قیامت و در آخرین لحظات تعیین سرنوشت نیز مایوس و ناامید نسازد.
No image

قلب ایمان

دین باید وجه الهی داشته باشد و دارای جنبه‌ای باشد که از آن به جنبه «ید الحقی» تعبیر می‌کنند، یعنی آن طرفی که طرف خداست، اصلا بدون خداوند که دین معنایی نخواهد داشت.
حضرت مهدی (عج) در کلام اهل تسنن

حضرت مهدی (عج) در کلام اهل تسنن

نخستین وجه مشترک میان تشیع و تسنن در مسأله ظهور منجی است
دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
شفاعت و شبهات وهابیت‌

شفاعت و شبهات وهابیت‌

از زمان پیغمبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله تا کنون، درخواست شفاعت از شافعان راستین، جزء سیره مسلمانان بوده است.

پر بازدیدترین ها

چرا اهل سنت، اهل بیت پیامبر(ص) را قبول ندارند

چرا اهل سنت، اهل بیت پیامبر(ص) را قبول ندارند

واقعیت آن گونه نیست که سؤال کننده تصور کرده است، بلکه اهل سنت اهل بیت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم را قبول دارند؛ یعنى علم، تقوا و کرامات ایشان را قبول دارند
پیوند "ایمان" و "عمل" از منظر آخرین پیامبر خدا

پیوند "ایمان" و "عمل" از منظر آخرین پیامبر خدا

عنصر "ایمان" در روان‌شناسی شخصیت انسان بر اساس آموزهای دینی از جایگاه عالی برخوردار است.
عدل و اقسام آن از دیدگاه شهید آیت الله مرتضی مطهری

عدل و اقسام آن از دیدگاه شهید آیت الله مرتضی مطهری

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب وزین عدل الهی چهار تعریف یا کاربرد برای عدل ارائه می‌دهند که عبارت هستند
انسان و دیدگاه توحیدی

انسان و دیدگاه توحیدی

راست است که هر انسانی براساس نوع نگرش خود به هستی، رفتار و منش خویش را سامان می‌بخشد.
ولایت باطنی ائمه و تائید عامه و خاصه

ولایت باطنی ائمه و تائید عامه و خاصه

کلام در بررسی شبهاتی درخصوص ناسازگاری اصل امامت با اصل خاتمیت رسل بود.
Powered by TayaCMS