دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هجرت از پلیدی و گناه

در اسلام بر هجرت تأکید بسیار شده است.
هجرت از پلیدی و گناه
هجرت از پلیدی و گناه

در اسلام بر هجرت تأکید بسیار شده است. این هجرت به معنای کوچ از جایی به جایی یا کاری به کاری دیگر است تا شرایط به شکلی درآید که مطلوب شخص باشد. وقتی انسان در شرایط محیطی نامناسبی است و نمی‌تواند به مسئولیت‌های انسانی - الهی خویش عمل کند و توانایی تغییر محیطی را ندارد، باید از آن محیط خارج شود و اصطلاحاً هجرت محیطی کند. خداوند می‌فرماید: الذین توفاهم الملائکه ظالمی أنفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی‌الأرض قالوا ألم تکن أرض الله واسعةً فتهاجروا فیها فأولئک مأواهم جهنم و ساءت مصیرا؛ کسانی که بر خویشتن ستمکار بوده‌اند، وقتی فرشتگان جانشان را به تمام کمال می‌گیرند، می‌گویند: در چه حال بودید؟ پاسخ می‌دهند: ما در زمین از مستضعفان بودیم. فرشتگان می‌گویند: مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن مهاجرت کنید؟! پس آنان جایگاهشان دوزخ است؛ و دوزخ بد سرانجامی است. (نساء، آیه97)

این هجرت محیطی برای آن است تا در محیطی قرار گیرند که بتوانند به مسئولیت‌های خویش عمل کنند.

اما مهم‌تر از هجرت محیطی و مکانی، هجرت از صفت ناپسند به صفتی نیک، یا از اخلاقی بد به اخلاقی خوب یا از کاری بد به کاری خوب است. اگر انسان از محیط بد بیرون آید ولی از زشتی و بدی اخلاقی و رفتاری بیرون نیاید، هیچ فایده‌ای ندارد. از این‌رو خدا از مردم می‌خواهد تا از هرچه پلیدی و زشتی است هجرت کنند. چنانکه می‌فرماید: والرجز فاهجر؛ از هر پلیدی پس هجرت کن! (مدثر، آیه5)

رجز همان بیماری چرکین در شتر است که موجب لرزش اندام و پاهای شتر می‌شود. این بیماری به‌گونه‌ای است که می‌آید و می‌رود و زمانی که آدم احساس سلامت کرد دوباره او را می‌گیرد و می‌لرزاند. به مطلق پلیدی و گناه نیز از این بابت رجز می‌گویند؛ زیرا چرکی است که دل و روان آدمی را پلید می‌کند. پس انسان باید افزون بر محیط ناپاک، از پلیدهای درونی رهایی یابد و از آن به صفات و رفتار نیک کوچ کند.

روزنامه کیهان

تاریخ: سه شنبه 16 آبان ماه 1396

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

No image

استحالة رؤیة القدیم

No image

الخلاصه

No image

بحرالمعارف

در خصوص عرفان، حدیث و کلام اسلامى که در لابه‌لاى آن اشعارى دیده مى‌شود. این کتاب به زبان فارسى و عربى است.

 ,عبدالصمد همدانى بحرالمعارف را در کربلا به رشته تألیف درآورد و نسخه‌هاى خطى از آن در کتابخانه‌هاى معتبر ایران از جمله آستان قدس رضوى، کتابخانه آیت‌اللَّه مرعشى و کتابخانه‌هاى نجف و کربلا نگاهدارى مى‌شود. چاپ سنگى آن در ایران در یک مجلّد رحلى و در 550 ص به سال 1293ه .ش در تبریز انجام پذیرفته است. در بمبئى (هند) نیز به طبع آن اقدام کرده‌اند.

 ,طبع جدید بحرالمعارف در سه مجلّد با قطع وزیرى و تحقیق و ترجمه آقاى حسین استاد ولى در پاییز 1370ه .ش توسط انتشارات حکمت صورت گرفته است.

 ,کتابى تحت عنوان «شرح معارج الاصول محقق حلّى» در اصول فقه را نیز به عبدالصمد همدانى نسبت داده‌اند که در واقع این اثر از آنِ سید عبدالصمد حسینى از احفاد میر سید على همدانى است.

No image

نهایة المرام

Powered by TayaCMS