دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کودکان استثنایی

No image
کودکان استثنایی

كلمات كليدي : تفاوت هاي فردي، گروه هنجار، گروه ناهنجار، بهره هوشي، كودكان استثنايي، علوم تربيتي

نویسنده : سمانه محمدي قراسويي

با کمی دقت و تامل در خلقت انسان‌ها، ‌درمی‌یابیم که هیچ دو انسانی مانند یکدیگر نیستند. این تفاوت‌ها در ابعاد مختلف جسمی، ذهنی و رفتاری قابل مشاهده و ادراک است که، حکمت و فلسفه خاصی زیربنای این تفاوت‌ها می‌باشد. ما دقیقا نمی‌دانیم اگر این تفاوت‌ها نبود و انسان‌ها از ابعاد مختلف مانند یکدیگر بودند، دنیای انسان‌ها و امور مربوط به آنان چگونه می‌شد؟ آیا انسان‌ها از یکدیگر به لحاظ ظاهری قابل تشخیص بودند؟ آیا نیازهای متنوع‌ انسانی که استعدادهای مختلف را می‌طلبد، برآورده می‌شد؟

با این حال اگرچه هر یک از انسان‌ها در مفهومی عام و گسترده، استثنایی هستند، اما این تفاوت‌ها در اکثر افراد، چشمگیر نیست و لذا این گروه اکثریت را اصطلاحا "گروه هنجار" یا "متوسط" تلقی می‌کنند. در حالی که آنچه امروزه به طور عام از مفهوم استثنایی برداشت می‌شود، در واقع وجود تفاوت‌های فاحش پاره‌‌ای از انسان‌ها در زمینه گوناگون با گروه اصطلاحا هنجار یا متوسط است.[1]

تفاوت‌های بین‌فردی

نه تنها هر گروه از انسان‌ها با هم متفاوتند، بلکه افراد یک گروه نیز با هم تفاوت‌های زیادی دارند. فرد فرد انسان‌ها علاوه بر مشخصات ظاهری، از نظر خصوصیات اخلاقی، هوشی و روانی نیز با یکدیگر متفاوت‌ هستند. همان‌گونه که اختلاف قیافه انسان‌ها یک امر بدیهی است، باید تفاوت توانایی‌ها و نیازهای آنها نیز امری عادی و طبیعی به نظر آید.

تفاوت‌های درون‌فردی

انسان‌ها علاوه بر اینکه از نظر توانایی‌ها و مهارت‌های گوناگون با یکدیگر تفاوت دارند، این مهارت‌ها و توانایی‌ها در خود شخص نیز به یک میزان نیست. اگر با دقت به خودمان نظر کنیم، می‌بینیم که در بعضی مهارت‌ها خوب هستیم و توانایی یادگیری برخی از مفاهیم را به خوبی داریم ولی در یادگیری بعضی دیگر از مفاهیم و مهارت‌ها کند و ضعیف هستیم. برای مثال فردی ممکن است در مهارت‌های دستی و مکانیکی، بسیار خوب و توانا عمل کند ولی همین فرد در تفکر انتزاعی و امور ذهنی ضعیف باشد.

به‌طور خلاصه می‌توان نتیجه گرفت که هر فرد با افراد دیگر تفاوت دارد. همچنین استعدادها و توانایی‌های گوناگون یک فرد نیز با هم هم‌سنگ نیستند و این همان مفهوم گسترده و عام "استثنایی بودن" است.

کودکان استثنایی به مفهوم خاص آن

تاکنون کوشش‌های زیادی برای تعریف "کودک استثنایی" به‌عمل آمده است. برخی، استثنایی را به کسی اطلاق می‌کنند که از هوش و استعداد خارق‌العاده‌ای برخوردار باشد. دیگران، این اصطلاح را موقعی به‌کار می‌برند که بخواهند هر نوع کودک غیرعادی را توصیف کنند. با وجود این، اصطلاح کودک استثنایی برای توصیف کودکان معلول و معیوب و مستعد و باهوش هر دو به یک اندازه مورد پذیرش قرار گرفته است.

مفهوم عادی و بهنجار، به افرادی اطلاق می‌گردد که در حد طبیعی و عادی گذران زندگی می‌کنند. از نظر عامه، فردی که رفتارش چون دیگران است و مانند همه و به‌طور معمولی و عادی زندگی روزمره خویش را می‌گذراند، بهنجار و طبیعی است. از نظر علمی، چنانچه بهره هوشی(IQ) شخصی 100 باشد یا به عبارت دیگر سن تقویمی و سن عقلی فرد برابری کند، آن فرد طبیعی و بهنجار است.[2]

بررسی‌های علمی نشان داده است که از هر ده انسانی که در این جهان پهناور زیست می‌کنند، یک نفر شناخته یا ناشناخته با معلولیت و کمبودی درگیر است و قریب 5 درصد کودکان، دچار نقص جسمی و حسی و یا ذهنی هستند و درصد قابل توجهی از این گروه، نیاز به آموزش خاص و مراقبت ویژه دارند. این واقعیت‌ها و حقایقی نظیر وجود نارسایی‌هایی از قبیل سوء تغذیه، جنگ، سست شدن بنیان خانوادگی، کافی نبودن بهداشت و درمان در بسیاری از نقاط جهان که خود از عوامل موثر ازدیاد کودکان استثنایی هستند، لزوم توجه عمیق‌تر به این مساله را ایجاب می‌کند که به موضوع پیشگیری از تولد کودک معلول و جلوگیری از ابتلای به معلولیت بعد از تولد، ارزش و اهمیتی خاص می‌دهد.

اصولا باید پذیرای این واقعیت باشیم که هر انسانی حتی در بالاترین سطوح هوشی امکان دارد در پاره‌ای از فعالیت‌ها در حدی متوسط و حتی کندتر از دیگران عمل نماید و معلولیت در یکی از توانایی‌ها برای هیچ فردی نمی‌تواند مانع پیشرفت وی در سایر جنبه‌ها گردد.

نکته مهم این است که مطالعه کودکان استثنایی، مطالعه تفاوت‌هاست. کودکان استثنایی به نوعی از کودکان متوسط، متفاوت هستند. چنین کودکانی ممکن است در تفکر، دیدن، شنیدن، تکلم، اجتماعی شدن و یا حرکت کردن مشکلاتی داشته و یا سرآمد باشند.

همچنین مطالعه کودکان استثنایی، مطالعه شباهت‌هاست. کودکان معمولی به جهات مختلف، متفاوت نیستند، در واقع اغلب کودکان استثنایی از جهات مختلف در حد میانگین‌اند. امروزه به وجوه مشترک کودکان استثنایی و غیراستثنایی در زمینه خصوصیات، نیازها و شیوه‌های یادگیری توجه بیشتری می‌شود.[3]

طبقه‌بندی کودکان استثنایی

کودکان استثنایی، در روان‌شناسی و آموزش و پرورش به لحاظ نوع تفاوتی که با گروه هنجار دارند، به دسته‌ها یا طبقاتی تقسیم می‌شوند:

· تفاوت‌های هوشی: شامل کودکانی که از نظر هوشی به‌طور چشمگیر در سطح بالاتر از متوسط یا پایین‌تر از متوسط قرار دارند.

· تفاوت‌های ارتباطی: شامل کودکانی که دارای ناتوانی‌ها و یا نقایص گفتاری و زبانی می‌باشند.

· تفاوت‌های حسی: شامل کودکانی که مبتلا به نقایص شنوایی و یا بینایی می‌باشند.

· تفاوت‌های رفتاری: شامل کودکانی که دچار آشفتگی‌های عاطفی و یا ناسازگاری‌های اجتماعی می‌باشند.

· معلولیت‌های چندگانه و شدید: شامل کودکانی که به نقایص مضاعف مبتلا هستند مانند فلج مغزی و عقب‌ماندگی ذهنی همراه با ناشنوایی یا نابینایی.

· تفاوت‌های جسمانی: شامل کودکانی که با این که نقایص محسوس و قابل مشاهده ندارند، نمی‌توانند از نظر فیزیکی حرکت کنند و فاقد انرژی بدنی می‌باشند.

ماهیت تعریف آموزشگاهی کودکان استثنایی

عامل مهمی که در تعریف کودکان استثنایی دخالت و نقش اساسی دارد به نقش مدارس مربوط می‌شود. برخی از انواع استثنایی بودن، تقریبا به‌طور کامل توسط پاسخ کودک به فرامین مدرسه تعریف می‌شوند. در مورد ناتوانایی‌های یادگیری، ناکامی‌های مکرر در پیشرفت تحصیلی است که کودک را به عنوان فردی ناتوان در یادگیری تعریف می‌کند. عین این حکم در باب عقب‌ماندگی ذهنی خفیف نیز جاری است. یعنی کودک ممکن است در مدرسه عقب‌مانده تلقی شود ولی در جای دیگر کنش و فعالیت کافی و بسنده داشته باشد.[4]

کودکان استثنایی، کسانی هستند که نیازمند تعلیم و تربیت ویژه و خدمات وابسته‌اند تا از کل استعداد انسانی‌شان بتوانند استفاده کنند. از سوی دیگر روش‌های معمولی و متداول، غالبا نمی‌تواند در یادگیری آنها موثر باشد. آنها به تعلیم ویژه نیازمندند چرا که قابلیت‌ها و توانایی‌های این کودکان را هر اندازه که اندک باشد، از طریق اجرای برنامه‌های مناسب آموزشی می‌توان توسعه داد.

مقاله

نویسنده سمانه محمدي قراسويي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شفاعت، بالاستقلال یا بالواسطه؟

شفاعت، بالاستقلال یا بالواسطه؟

شرایط استحقاق شفاعت، بازدارنده از ارتکاب گناه باید توجه داشته باشیم که شفاعت نیز یکی از رحمتهای الهی است که خداوند بدین وسیله می‌خواهد بندگان گنهکار خویش را حتّی در قیامت و در آخرین لحظات تعیین سرنوشت نیز مایوس و ناامید نسازد.
No image

قلب ایمان

دین باید وجه الهی داشته باشد و دارای جنبه‌ای باشد که از آن به جنبه «ید الحقی» تعبیر می‌کنند، یعنی آن طرفی که طرف خداست، اصلا بدون خداوند که دین معنایی نخواهد داشت.
حضرت مهدی (عج) در کلام اهل تسنن

حضرت مهدی (عج) در کلام اهل تسنن

نخستین وجه مشترک میان تشیع و تسنن در مسأله ظهور منجی است
دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
شفاعت و شبهات وهابیت‌

شفاعت و شبهات وهابیت‌

از زمان پیغمبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله تا کنون، درخواست شفاعت از شافعان راستین، جزء سیره مسلمانان بوده است.

پر بازدیدترین ها

چرا اهل سنت، اهل بیت پیامبر(ص) را قبول ندارند

چرا اهل سنت، اهل بیت پیامبر(ص) را قبول ندارند

واقعیت آن گونه نیست که سؤال کننده تصور کرده است، بلکه اهل سنت اهل بیت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم را قبول دارند؛ یعنى علم، تقوا و کرامات ایشان را قبول دارند
پیوند "ایمان" و "عمل" از منظر آخرین پیامبر خدا

پیوند "ایمان" و "عمل" از منظر آخرین پیامبر خدا

عنصر "ایمان" در روان‌شناسی شخصیت انسان بر اساس آموزهای دینی از جایگاه عالی برخوردار است.
عدل و اقسام آن از دیدگاه شهید آیت الله مرتضی مطهری

عدل و اقسام آن از دیدگاه شهید آیت الله مرتضی مطهری

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب وزین عدل الهی چهار تعریف یا کاربرد برای عدل ارائه می‌دهند که عبارت هستند
انسان و دیدگاه توحیدی

انسان و دیدگاه توحیدی

راست است که هر انسانی براساس نوع نگرش خود به هستی، رفتار و منش خویش را سامان می‌بخشد.
ولایت باطنی ائمه و تائید عامه و خاصه

ولایت باطنی ائمه و تائید عامه و خاصه

کلام در بررسی شبهاتی درخصوص ناسازگاری اصل امامت با اصل خاتمیت رسل بود.
Powered by TayaCMS