1 اردیبهشت 1395, 23:23
به راستي ما پيش از آنكه به خوب سخن گفتن نيازمند باشيم، به خوب شنيدن محتاجيم، امير مؤمنان علي (ع) ميفرمايد: «خوب شنيدن را بياموز، چنانكه خوب سخن گفتن را ميآموزي.» هنر شنيدن بس كمياب و پرقيمت است و شنيدن را بايد از استماع نداي درون آغاز كرد. اوليای حق ما را به محاسبه و سنجش مستمر خودمان سفارش كردهاند. نفس اماره، تسويلگر است؛ يعني، ميكوشد تا زشتيها و ناراستيها را در چشم ديگران و حتي خودمان خوب جلوه دهد. اما آيا به راستي رنگ و لعاب بهانه و تزوير، ننگ نارساييهاي دروني را پاك ميكند؟ آيا ميتوان منكر اين حقيقت شد كه اعمال، افكار، سخنان و آرای ما ناقص و آلوده اشتباهند؟ و چه خوب است كه قبل از ديگران، خود به يافتن و رفع اين نواقص برخیزیم. از مولاي متقيان و سرور عدالتخواهان بشنويم كه فرمود: « عاقل كسي است كه رأی خود را در موضع خطا بداند و هرگز آن را حقيقت مطلق نپندارد». و همين بينش ژرف است كه آن رادمرد را به گفتن اين كلمات وزين واميدارد:»… و در ديده مردم پارسا، زشتترين خوي واليان اين است كه خواهند مردم، آنان را دوستدار بزرگمنش شمارند و كارهایشان را به حساب كبر و خودخواهي بگذارند و خوش ندارم كه در خاطر شما بگذرد كه من دوستدار ستودنم و خواهان ستايش بشنودن. سپاس خدای را كه بر چنين صفت نزادم و اگر ستايشدوست بودم آن را وا مينهادم به خاطر فروتني در پيشگاه خداي سبحان…. ليكن مرا به نيكي مستاييد تا از عهده حقوقي كه مانده است برآيم و واجبها كه بر گردنم باقي است ادا نمايم. پس با من چنانكه با سركشان گويند، سخن مگوييد و چونان كه تيزخويان كنند از من كناره مجوييد و با ظاهرآرايي آميزش مداريد و شنيدن حق را بر من سنگين مپنداريد و نخواهم مرا بزرگ انگاريد. چه آنكس كه شنيدن سخن حق بر او گران افتد و نمودن عدالت بر وي دشوار بود، كار، به حق و عدالت كردن بر او دشوارتر است پس از گفتن حق، ياراي زدن در عدالت باز نايستيد كه من نه برتر از آنم كه خطا كنم و نه در كار خويش از خطا ايمنم، مگر كه خدا مرا در كار نفس كفايت كند كه از من بر آن تواناتر است…». «نهجالبلاغه، خطبه 216)»
یادداشت | رضا طراوت
یادداشت | سعید احمدی
یادداشت | حبیبالله اسداللهی
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان