دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صراحت لهجه

No image
صراحت لهجه صراحت لهجه

هر سال مبلغ معینى از طرف حکومت براى آقا جمال مى فرستادند تا قضاوت کند. روزى یکى از کارگزاران حکومت در محضر او حاضر شد. شخصى در آن هنگام مسئله اى پرسید. آقا جمال گفت: اکنون نمى دانم. شخص دیگرى آمد و پرسشى دیگر کرد، همان جواب را شنید، تا چهار نفر که مسئله سؤال کردند و جواب نمى دانم شنیدند. کارگزار حکومتى حاضر در جلسه به عنوان اعتراض به آقا جمال گفت: «شما هر سال مبلغ معینى از دولت مى گیرید تا به سؤالات و مشکلات مردم جواب بگویید!» آقا جمال فرمود: «من آن مبلغ را براى آن چیزهایى که مى دانم، مى گیرم و اگر براى آنچه که نمى دانم بگیرم، خزینه پادشاه به آن وفا نمى کند.»([32])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

هویت زنانه در تندباد تاریخ

هویت زنانه در تندباد تاریخ

✍️ سعید احمدی
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت

پر بازدیدترین ها

الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِم...

یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِم...

یادداشت | 

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

با اینکه سعی کرده بودم، طوری که پدر دوست دارد لباس بپوشم، اما انگار جلب رضایتش غیر ممکن بود! من فقط سکوت کرده بودم و پدر پشت سر هم شروع کرد به سرزنش و پرخاش به من! تا اینکه به نزدیکی خانه رسیدیم.
Powered by TayaCMS