دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عالم رؤیا

No image
عالم رؤیا

قطب الدین اشکوری گوید: یکی از بزرگان می گفت: من از عالم فاضل کامل قاضی القضاة اصفهان معزالدین محمد شنیدم که: شبی در عالم رؤیا به محضر یکی از امامان، علیه السلام، رسیدم. به من فرمود: کتاب مفتاح الفلاح را بنویس و بر عمل به آن مداومت بنمای. از خواب بیدار شدم و از هر کس از این کتاب پرسیدم، اظهار بی اطلاعی کرد. این، در وقتی بود که شیخ بهایی به همراه لشکر شاه عباس از اصفهان خارج شده بود. پس از زمانی که به اصفهان بازگشت، به دیدار وی رفتم و از این کتاب پرسیدم. او فرمود: من در این سفر، کتاب دعایی به نام مفتاح الفلاح نگاشته ام و تاکنون اسمش را به کسی نگفته ام و نسخه ی آن را برای استنساخ به احدی نداده ام. شما از کجا اطلاع یافته اید؟

من داستان خواب را برای وی بازگفتم. شیخ بزرگوار با شنیدن آن گریست و نسخه ی خویش را برای استنساخ به من سپرد. من، اولین کسی بودم که از روی آن نگاشتم.[2]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

هویت زنانه در تندباد تاریخ

هویت زنانه در تندباد تاریخ

✍️ سعید احمدی
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت

پر بازدیدترین ها

الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِم...

یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِم...

یادداشت | 

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

با اینکه سعی کرده بودم، طوری که پدر دوست دارد لباس بپوشم، اما انگار جلب رضایتش غیر ممکن بود! من فقط سکوت کرده بودم و پدر پشت سر هم شروع کرد به سرزنش و پرخاش به من! تا اینکه به نزدیکی خانه رسیدیم.
Powered by TayaCMS