دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تغییر اخلاق؛ دشوار یا محال!‌

همان گونه که در مقاله قبل یادآور شدیم، پذیرش تغییر اخلاقی و یا عدم آن، نقش بسیار مهمی را در مباحث اخلاقی و تربیتی از خود نشان می‌دهد.
تغییر اخلاق؛ دشوار یا محال!‌
تغییر اخلاق؛ دشوار یا محال!‌
نویسنده: مصطفی یاسینی

در‌باره فلسفه اخلاق

همان گونه که در مقاله قبل یادآور شدیم، پذیرش تغییر اخلاقی و یا عدم آن، نقش بسیار مهمی را در مباحث اخلاقی و تربیتی از خود نشان می‌دهد. در مجموع آنچه که درباره تغییر پذیری و عدم تغییر پذیری اخلاق آدمیان مطرح می‌باشد در سه نظریه خلاصه می‌شود.

معتقدین به نظریه اول بر این باورند که اخلاق قابل تغییر نیست. درباره این رویکرد در نوشتار قبل توضیحاتی ارائه شد و مورد ارزیابی و نقد قرار گرفت.

اما رویکرد دوم:

برخی قائلند که بعضی از صفات اخلاقی قابل تغییر و بعضی غیر قابل تغییر است و در توضیح گفته شده است آن صفاتی که طبیعی و فطری است، قابل تغییر و تحول نمی‌باشد و آن صفاتی که عوامل خارجی دارد قابل تغییر است. صاحب این نظریه معتقد است که بعضی یا اکثر اخلاق قابل تبدیل است، زیرا اولا این تغییر در انسانها امری محسوس و آشکار است و ثانیاً در غیر این صورت تشکیل نظامهای سیاسی و شرایع آسمانی باطل و بی معنی خواهد بود و ثالثاً تغییرپذیری در بسیاری از حیوانات پذیرفته شده است مانند زمانی که حیوانی وحشی، اهلی می‌شود و اسب سرکش رام می‌شود و سگ وحشی تربیت می‌شود و برای پاس و نگهبانی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

پس چگونه در انسان که ویژگی‌های برتری دارد تربیت اخلاقی پذیرفته نشود. و اما اینکه بعضی از خلقیات که البته کم هستند تغییر را نمی‌پذیرند، زیرا تجربه و مشاهده آن را نشان می‌دهد که این نوع خلق‌ها متعلق تکلیف نیستند، مانند آن نوع اخلاقی که به قوه عقلیه آدمیان تعلق دارد مثل هوش و حافظه و خوش فکری و مانند آن و لذا اشخاص در آرایش و پیرایش این نوع خلقیات مختلف و متفاوتند. برخی زود و به آسانی و برخی دیر و به دشواری به این صفات آراسته می‌شوند و به همین جهت است که اگر همه انسانها را مشاهده کنیم نمی توان دو نفر را مانند هم پیدا کرد چه اینکه در قیافه دو شخص را از هر جهت به مثل هم نمی‌توان یافت.‌

مرحوم نراقی برای نظر خود و اختلاف در استعدادها به حدیثی از پیامبر اکرم(ص) اشاره می‌کند که فرمودند: «اعملوا فکل میسر لما خلق له؛ عمل کنید که هر کسی برای آنچه آفریده شده آمادگی دارد».

او از ارسطو نیز عبارتی را برای تائید مطلب خود ذکر نمود که گفته است: «ممکن است انسانهای بد با تادیب و تربیت اصلاح شوند که البته این قاعده کلیت ندارد زیرا گاهی تربیت در برخی به گونه‌ای اثر می‌گذارد که اخلاق بد را به کلی زایل و ریشه کن می‌کند و در بعضی آن اخلاق زشت را کاهش می‌دهد و در بعضی اصلاً تاثیر نمی‌کند».‌

همان گونه که دقت می‌شود برای این نظریه استدلال و برهانی ارائه نشده و فقط به مشاهده و تجربه بازگشت داده شده و به نظر می‌رسد آنچه که آورده نه اینکه مدعای ایشان را ثابت نمی‌کند بلکه آن مباحث اثبات تغییر خلق را نتیجه می‌دهد، زیرا خلاصه سخن این بود که افراد در آراستن صفات به لحاظ استعداد و هوش متفاوتند از این رو تحقق آن برای برخی آسان و برای بعضی دیگر دشوار است که این سخن صحیح است ولی هیچ ربطی برای اثبات مدعا که بعضی از اخلاق قابل تغییر نیست ندارد. تنها نتیجه‌ای که از بعضی عبارات مانند آنچه که از ارسطو نقل شد برمی آید، دشوار بودن تغییر برخی از صفات است نه امتناع و استحاله تغییر.

بنابراین؛ این نظریه فاقد هر گونه دلیل می‌باشد زیرا چنین تفصیل و تفاوتی میان صفات قابل اثبات نمی‌باشد. اینکه گفته شود صفات و اخلاق طبیعی و فطری قابل تغییر نباشد و آن بخش از صفاتی که از عوامل خارجی برخوردار است قابل تغییر است، چه دلیلی می‌توان بر آن اقامه کرد و بر فرض اینکه چنین تغییری در این نوع صفات پذیرفته شود چه دلیلی وجود دارد که صفات فطری قابل تغییر نباشند؟ چگونه حالات طبیعی حیوانات تغییر پذیر باشد و خلق آدمیان تغییر نپذیرد؟ و چگونه تعلیم و تربیت نمی‌تواند آنقدر ریشه دار باشد که اعماق وجود انسان را دگرگون سازد؟

در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است: «اذا سمعتم ان جبلا زال عن مکانه فصدقوه و اذا سمعتم برجل زال عن خلقه فلاتصدقوه فانه سیعود الی ما جبل علیه؛ اگر به شما خیر آوردند که کوهی از جایش حرکت کرده او را تصدیق کنید اما اگر گفتند کسی از اخلاق برگشته او را تصدیق ننمایید زیرا او به آنچه که سالها به آن عادت کرده بازگشت خواهد نمود» و قطعا مراد از این کلام امام(ع) این نیست که نمی‌توان اخلاق فرد را تغییر داد، بلکه مقصود این است که کسی که سالها به خلقی عادت نموده و اکنون عمری از تغییر دادن اخلاقش گذشته، دشوار است که خلقش تغییر نماید؛ زیرا بهترین زمان برای تغییر دادن و شکل گرفتن اخلاق، دوران جوانی است که باید آن را قدردان بود و ارزش آن را کاملامحفوظ نگه داشت.‌

مقاله

نویسنده مصطفی یاسینی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شناخت ویژگی های اسرائیلی

شناخت ویژگی های اسرائیلی

قرآن به یهود با دو عنوان متفاوت توجه داشته و رفتار و صفات آنها را در حوزه‌های بینش و نگرش و کنش توصیف و تحلیل می‌کند. گاه از آنان به عنوان یهود یاد می‌کند و گاه دیگر از آنان با عنوان بنی اسرائیل سخن می‌گوید.
No image

یهود در عصر پیامبر

یهودیان عصر پیامبر با اینکه به ظهور پیامبر از پیش آگاهی داشتند، اما چنین می‌پنداشتند که پیامبری ظهور خواهد نمود که از نسل اسحاق است نه اسماعیل.
خداشناسی یهود در قرآن ʃ)

خداشناسی یهود در قرآن (3)

ما حصل اقوال فوق، همان‌طور که برخى از مفسران نیز گفته‌اند، این است که مردم از عالمان اطاعت بى چون و چرا کردند و این نوع اطاعت مخصوص خداست.
خداشناسی یهود در قرآن ʂ)

خداشناسی یهود در قرآن (2)

حال با توجه به بحث‌هاى مقدماتى فوق به بحث درباره هر یک از آیات مى‌پردازیم:
خداشناسی یهود در قرآن ʁ)

خداشناسی یهود در قرآن (1)

قرآن مجید خداشناسى یهود را در کنار دیگر تعالیم، متون مقدس و شخصیت‌هاى این دین، مطرح کرده و دربارة آن داورى کرده است.

پر بازدیدترین ها

No image

یهود در عصر پیامبر

یهودیان عصر پیامبر با اینکه به ظهور پیامبر از پیش آگاهی داشتند، اما چنین می‌پنداشتند که پیامبری ظهور خواهد نمود که از نسل اسحاق است نه اسماعیل.
خداشناسی یهود در قرآن ʂ)

خداشناسی یهود در قرآن (2)

حال با توجه به بحث‌هاى مقدماتى فوق به بحث درباره هر یک از آیات مى‌پردازیم:
شناخت ویژگی های اسرائیلی

شناخت ویژگی های اسرائیلی

قرآن به یهود با دو عنوان متفاوت توجه داشته و رفتار و صفات آنها را در حوزه‌های بینش و نگرش و کنش توصیف و تحلیل می‌کند. گاه از آنان به عنوان یهود یاد می‌کند و گاه دیگر از آنان با عنوان بنی اسرائیل سخن می‌گوید.
تلمود چیست؟

تلمود چیست؟

اگر کتاب مقدس سنگ زاویه و شالوده یهودیت باشد، تلمود ستون اصلى آن خواهد بود که از فراز بنیادها سربرآورده، کل بنا و عمارت معنوى و عقلانى یهودیت را پشتیبانى مى‌کند. هیچ کتابى نمى‌توان یافت که به‌اندازه تلمود، برنظریه و عمل زندگى یهودى، شکل‌دهى به محتوا و مضامین معنوى آن و ایفاى نقش راهنماى رفتار، تأثیر داشته باشد.
امام زمان (ع) و سرانجام یهود

امام زمان (ع) و سرانجام یهود

یکی از دشمنان خطرناک حضرت مهدی(ع) و یارانش، یهود است؛ خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «همانا شدیدترین مردم، در دشمنی با آنان که ایمان آورده‌اند، یهودیان و مشرکان هستند
Powered by TayaCMS