دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عبدالرّزاق فیاض لاهیجی (ملا عبدالرّزاق فیاض لاهیجی)

No image
عبدالرّزاق فیاض لاهیجی (ملا عبدالرّزاق فیاض لاهیجی)

ملا عبدالرّزاق فیاض لاهیجی (متوفای حدود 1072 قمری)

عنوان مقاله: پاسدار حریم اندیشه

نویسنده: سید رضا باقریان موحد

اشاره

ملا عبدالرزاق، مشهور به « فیاض لاهیجی» از عالمان بزرگ عصر صفویه است که قدر او ناشناخته مانده است.

علامه سید جلال الدین آشتیانی درباره ی مقام علمی و ناشناخته ماندن این عالم بزرگ می گوید:

«بنده، بعد از بررسی آثار شعری او، پی بردم که نه تنها در فلسفه و کلام، قدر این فیلسوف ناشناخته مانده، بلکه در عرفان شیعه و شعر نیز قدر او ناشناخته و نام او در بوته ی فراموشی مانده است».[1]

نوشته ی حاضر، سعی دارد گوشه هایی از زندگی عالمانه ی این شخصیت بزرگ جهان تشیع را فرا روی خوانندگان بگذارد.

تولد

در کتاب های مرجع و تذکره، از محل دقیق تولد و زمان ولادت او سخنی به میان نیامده است. ولی آن چه که از لقب «لاهیجی» برمی آید، این است که او در شهر لاهیجان یا اطراف آن متولد شده و مقدمات علوم دینی را در همان شهر فرا گرفته و سپس برای ادامه ی تحصیل به شهرهای تبریز، کاشان، شیراز، اصفهان، قم مسافرت کرده است.[2]

آغاز تحصیلات و سفرهای علمی

عبدالرزاق لاهیجی، پس از کسب مقدمات علوم دینی در شهر لاهیجان، برای ادامه ی تحصیل و کسب معارف اسلامی از محضر عالمان بزرگ شیعه، عازم شهرهای تبریز، کاشان، شیراز، اصفهان می شود. در شیراز، پس از درک حوزه ی علمی آن شهر و بهره گیری از علوم مختلف عالمان آن شهر، با صدرالدین شیرازی (ملاصدرا) آشنا می شود و شیفته ی فلسفه و حکمت اسلامی می گردد و به عنوان یکی از مهم ترین شاگردان مکتب آن فیلسوف فرزانه، شناخته می شود.

این شاگردی و دوستی با ملاصدرا، از شیراز به اصفهان و سپس تا پایان عمر به قم منتهی می گردد. فیاض به شهر قم آن چنان دل بسته می شود که تا پایان عمر در این زمین پرتجلی از برکت حرم حضرت معصومه، سلام الله علیها، ماندگار می شود و به زندگی علمی خود ادامه می دهد و دعوت بزرگان سیاسی را برای رفتن به اصفهان نمی پذیرد.[3]

پیوند علمی و خانوادگی

یکی از مهم ترین افتخاراتی که نصیب عبدالرزاق فیاض لاهیجی شد، این بود که از محضر درس ملاصدرای شیرازی بهره برد و از نام آوران کلام و فلسفه اسلامی گشت و از سوی دیگر به همراه هم مکتبی دیگرش، یعنی فیض کاشانی، به افتخار دامادی ملاصدرا نائل شد. اعطای تلخص های «فیاض» و «فیض» به این دو عالم بزرگ از سوی ملاصدرا، نشان دهنده ی مقام والای علمی آن دو نزد استادشان است.[4]

جامعیت علمی

فیاض لاهیجی از عالمان فرزانه ای است که در تمامی شاخه های مختلف علوم اسلامی – از فقه تا فلسفه، از حدیث تا عرفان و ادبیات – ازمحضر اساتید بزرگ زمان خود بهره برد و در بیش تر این زمینه ها، صاحب تألیفات ارزشمندی است.

او فیلسوفی مشایی و پا بند به براهین صرف حکمی بود، اما در حکمت اشراق نیز سرآمد دانشمندان عصر خود بود و حکمة الاشراق سهروردی را تدریس کرد.

در عرفان نظری و عملی نیز صاحب نظر بود. طبع شعر عالی داشت و غزل را بسیار نیکو می سرود.[5]

«وی در حکمت و کلام و منطق و ادب و شعر و دانش های منقول، دست داشت و در همه آن ها توانا بود.»[6]

اگر چه بیش تر تلاش های قلمیِ فیاض به خاطر نیاز جامعه، صرف مسائل اعتقادی و کلامی و فلسفی شد، اما او از قفه و حدیث و اصول نیز بی بهره نبود و از آن ها آگاهی کامل داشت.[7]

ویژگی های علمی و شخصیتی

1ـ استقلال فکری

او گرچه فیلسوف مشائی و شاگرد میرداماد و صدرالمتألهین است، اما هیچ وقت دربست تابع آنان نبوده، بلکه در مسائل فلسفی و اعتقادی بینش و طرز تفکر خاصی داشت.[8] در کتاب الکلمات الطیبه میان دو استادش در مورد اصالت وجود و اصالت ماهیت، داوری می کند و گاهی دیگر با نقل مطالبی از شیخ الرییس و فخررازی و خواجه نصیر طوسی گفتار آنان را نقد و بررسی می کند.[9]

2ـ آگاهی کامل از افکار و عقاید دیگران

در تمام نوشته های حکیم لاهیجی، آگاهی عمیق وی به افکار و عقاید فلاسفه و متکلمان و پیروان ملل و نحل و مذاهب و فرق اسلامی از اشاعره، معتزله، کیسانیه، ... به طور آشکار به چشم می خورد.[10]

3ـ احترام به عقل و برهان و کتاب وسنت

حکیم لاهیجی در بسیاری از موارد، به نصوص و ظواهر آیات و روایات استدلال می کند و با دلایل غیر قطعی از آن ها دست برنمی دارد. در مواردی که کتاب و سنت نظر دارند، روی استدلال آن ها تکیه می کند. او با توجه به دلایل عقلی و نقلی، به کتاب و سنت می نگریست و در صورت مخالفت با براهین عقلی، آن ها را به گونه ای مناسب تأویل می نمود.[11]

4ـ داشتن روح لطیف و عارفانه

حکیم ما، در برابر جامدان بی حال و صوفیه ی بی بند و بار، در عین عمل به همه ی دستورهای شریعت مطهر، از شور و حال بندگی خاص خدا بودن و از غیر او بریدن، بهره ی ویژه داشت. برای تکامل روحی و نیل به سعادت واقعی هم از راه ظاهر بهره می گرفت و هم از راه باطن و معتقد بود که همواره شعار یاوران مخلص، امامان و عالمان پاک نهاد شریعت چنین بوده است.[12]

5ـ پاسداری از حریم عقاید

او بیش تر تلاش های قلمی اش را به خاطر شدت نیاز جامعه، صرف مسائل اعتقادی و کلامی و فلسفی کرد. وی در حدود پانزده جلد کتاب نوشته است. مهم ترین آن ها: شوارق و گوهر مراد و سرمایه ی ایمان، مربوط به مسائل کلامی و اعتقادی است.

6ـ حکمت متعادل و مقبول

حکیم لاهیجی با تجربیاتی که از گذشته آموخته بود؛ خصوصاً از مصائبی که بر سر ملاصدرا آمده بود، به گونه ای حساب شده و با احتیاط حرکت کرد. لذا دشمنان فلسفه و عرفان نتوانستند مستمسکی به دست آورند و او را بکویند. نوعاً نسبت به او حالت احترام داشتند.[13]

7ـ شاعری نکته سنج و حکمت گوی

اشعار او، دور از تعقید (ابهام و پیچیدگی) و تکلف، همانند آبی زلال، تشنگان معارف و اخلاق و ادب را سیراب می کند و نکته سنجان و فرهیختگان را وادار به تحسین می کند.[14]

مجموعه اشعار او، مجموعه ای از قصاید و ترکیب و ترجیع بندها در ستایش خالق و منقبت پیامبر اکرم، صلی الله علیه وآله وسلم، و امامان، بویژه حضرت علی، علیه السلام، است. ترکیب بند مشهوری به سبک ترکیب بند محتشم کاشانی در مرثیه ی شهیدان کربلا از او به یادگار مانده است:

«در شعر فیاض، اثر تحصیلات و اطلاعات فلسفی و کلامی او غالباً آشکار است. زبانش ساده و سالم است و پیچیدگی های کلام کم تر در سخن او به نظر می آید. اندیشه های عرفانی و مذهبی در شعرش بسیار است».[15]

«دیوان اشعار فیاض لاهیجی، شامل غزلیات عرفانی و معانی حکمی است».[16]

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

که اقبال تو آسان کرد بر ما حل مشکل ها

الا ای کعبه مقصود رخ بنما که عمری ما

درین وادی به امید تو پیمودیم منزل ها

مگر تقدیر شد یا رب که کشتی های مشتاقان

کزین گرداب ها هرگز نبیند روی ساحل ها

رهی پست و بلند دارد این وادی خبر دارم

سبک بندید ای جمازه داران بار محمل ها

به پای جسم نتوان رفت ره فیاض امدادی

که بار از دوش برادریم و بر بندیم بر دل ها[17]

8ـ عالم با عمل

حکیم لاهیجی با الهام از شریعت پاک محمدی، علم را با عمل جمع کرد و معتقد بود که علمی که با آن عمل نباشد، خود حجاب بزرگی برای تباهی انسان است. او مانند برخی، گوشه نشینی و رهبانیت را اختیار نکرد، بلکه برای انجام دادن تکلیف الهی، پیوسته مانند مردم و در کنار آنان بود.[18]

آثار و تألیفات

فیاض لاهیجی، نویسنده ای پرکار بود که بنا به نیاز زمان، بیش تر وقت خود را صرف تألیف کتب اعتقادی و کلامی کرد تا بتواند پاسخ های مستند و علمی به شبهات وارد شده به اعتقادات شیعه بدهد و از سوی دیگرع معارف والای اسلام – بویژه مذهب تشیع ـ را به مخاطبان فارسی زبان – بویژه جوانان – به سادگی منتقل کند.

هفت کتاب به زبان فارسی و شش کتاب به زبان عربی از او به یادگار مانده است:

کتب فارسی

1 - پاسخ منظوم به نامه ی فیض

2 - دیوان

3 - سرمایه ی ایمان

4 - گوهر مراد

5 - شرح تهذیب المنطق تفتازانی

6 - مثنوی ساقی نامه

7 - مثنوی سام و بهرام

کتب عربی

1 - حاشیه بر تهذیب المنطق

2 - حاشیه الخفری علی الشرح التجرید قوشجی

3 - حاشیه حل مشکلات الاشارات والمتنبهات

4 - حاشیه شرح الجدید للتجرید

5 - شوارق الالهام فی شرح تجرید الکلام

الکلمات الطیبة فی المحاکمة بین المحقق الداماد والمولی صدرا فی اصالة الوجود او المهیة.[19]

در بین این مجموعه آثار عالمانه، کتاب گوهر مراد از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

اهمیت و عظمت کتاب گوهر مراد

این کتاب، یک دوره کامل از کلام اسلامی با استناد به منابع مهم اسلامی است که فیاض لاهیجی آن را به منظور شرح اصول دین و معارف الهی به روش حکما و فلاسفه به رشته ی تحریر درآورده است. مؤلف در این کتاب، تابع روش استاد خود ملاصدرا نیست و خود مشرب دیگری را در این کتاب پیش می گیرد.[20]

این کتاب که شامل امهات مسائل کلام و حکمت و اخلاق و عرفان و اصول پنج گانه دین است، یک مقدمه و سه مقاله و یک خاتمه می دارد. مقدمه ی آن درباره ی مرتبه وجود انسان و فایده ی علم حکمت و کلام است. سر مقاله ی آن در خودشناسی و خداشناسی و شناخت فرمان خدا و شناخت انبیا و امامان و نتیجه ی عمل به آن، یعنی معاد است. خاتمه ی کتاب نیز درباره ی تهذیب اخلاق و سلوک و مقامات عارفان است.

آیت الله العظمی سید ابوالحسن رفیعی قزوینی در مقام تجلیل از این کتاب می گوید:

«کتاب مستطاب گوهر مراد، کتاب مرغوب و مطبوع است و در تحقیق مسائل دینیه و معارف الهیه، وحید و فرید است.».[21]

حضرت آیت الله قاضی طباطبایی نیز درباره ی اهمیت این کتاب می نویسد:

«از اشهر تألیفات محقق لاهیجی کتاب گوهر مراد است که به زبان فارسی با عبارات سلیس و دل پذیر، تألیف فرموده است و از نفیس ترین کتبی است که به زبان فارسی در اصول دین و معارف الهیه و عقاید دینیه ی اسلامیه، نوشته شده است».[22]

ممدوحان فیاض

فیاض لاهیجی در مجموع سی و هفت قصیده و دوازده قطعه و چهار ترکیب بند و یک ترجیع بند، مدایحی به شرح زیر از توحید و حکمت و اندرز و مدح پیامبر و ائمه ی معصوم، علیهم السلام، و برخی از اشخاص دارد:

در توحید و حکمت، سه قصیده

در مدح پیامبر اسلام و معراج، چهار قصیده

در مدح حضرت علی(ع،علیه السلام، شش قصیده و دو ترکیب بند

در مدح حضرت زهرا، سلام الله علیها، یک قصیده

در مدح امام حسن، علیه السلام، یک قصیده

در مدح امام حسین، علیه السلام، یک قصیده و یک ترکیب بند به سبک محتشم کاشانی.

در مدح امام سجاد، علیه السلام، یک قصیده

در مدح امام باقر، علیه السلام، یک قصیده

در مدح امام صادق، علیه السلام، یک قصیده

10 ـ درمدح امام کاظم، علیه السلام، یک قصیده

11 ـ در مدح امام رضا، علیه السلام، یک قصیده

12ـ در مدح امام محمدتقی، علیه السلام، یک قصیده

13 ـ در مدح امام علی النقی، علیه السلام، یک قصیده

14 ـ در مدح امام حسن عسکری، علیه السلام، یک قصیده

15 ـ در مدح حضرت مهدی، عجل الله تعالی فرجه شریف، یک قصیده

16 ـ در مدح حضرت معصومه، سلام الله علیها، یک قصیده

17 ـ در مدح استاد خود، میرداماد، یک قصیده

18 ـ در مدح ملاصدرا، دو قصیده. [23]

استادان فیاض

فیاض لاهیجی در شهرهای مختلف ایران، از محضر اساتید بزرگ زمان خود بهره برد و علم اندوخت، اما دو تن از این بزرگان، تأثیر بیش تری بر او داشتند که او در اشعار خود به این اشاره کرده است:

میرداماد که از فلاسفه و حکمای بزرگ و از مجتهدان بنام عصر خود بود. شعر نیز می سرود و در شعر «اشراق» تخلص می کرد.

صدرالدین محمد شیرازی (ملاصدرا) که از علمای برجسته و بنیاد گذار مکتب متعالیه بود که فیاض لاهیجی را به عنوان داماد خود پذیرفت.

فیاض لاهیجی همیشه از اساتید خود – بویژه میرداماد و ملاصدرا – به نیکی یاد کرده و علم و دانش خود را مدیون زحمات آنان دانسته است.

در مدح میرداماد

نه واجب است ولی هست شکر او واجب

نه شارع است ولی هست شرع ازو آباد

نه باغ خاطر من غنچه های مشکل را

نسیم فکرت او تا وزید جمله گشاد[24]

در مدح ملاصدرا

هنوز شور سخن در سر است چون که بود

دلم به مدحت استاد، مایل گفتار

جهان فضل و کمالات صدر شیرازی

که خاک خطبه شیراز ازوست فیض آثار[25]

شاگردان

فیاض لاهیجی، سال های متمادی به تدریس در حوزه های علمیه ـ بویژه مدرسه ی معصومیه در قم ـ اشتغال داشت و شاگردان بسیاری را تقدیم جامعه اسلامی کرد.[26]

1 ـ میرزا حسن لاهیجی، فرزند فیاض لاهیجی از جمله عالمان بزرگی است که از محضر درسی و مکتب علمی این عالم بزرگ برخاست و طی عمر پربار خود، خدمات شایانی به جامعه ی علمی کرد. از این عالم فرزانه کتاب های بسیاری در دست است که فقط کتاب شمع یقین او با موضوع اصول منتشر شده است.

رضا استادی درباره ی این کتاب آورده است:

«نثر کتاب، بسیار خوب، و عباراتی که از عربی به فارسی ترجمه شده است، از بهترین نمونه های ترجمه به فارسی دوران مؤلف است... در بحث های امامت و نقل آیات و روایات، مؤلف، توانایی خود را در دانش منقول نشان داده است...»[27]

2 ـ دومین شاگرد مکتب علمی فیاض، قاضی سعید قمی است که از بزرگان حکمت و ادب و حدیث است.[28] او نیز در علم و عرفان، مقام و قرب والایی دارد و آثار ارزشمندی از وی امروزه به یادگار مانده است که به این کتاب ها می توان اشاره کرد: رساله در اسماء الله؛ کلید بهشت؛ اربعینات؛ الانوار القدسیه.

درباره ی مقام علمی او نوشته اند: «شاگرد ملا محسن فیض و ملا عبدالرزاق لاهیجی که جانشین واقعی آنان شمرده می شود... وی به سبب آن که منصب قضای قم را برعهده داشت، به «قاضی» شهرت یافت.».[29]

فیاض لاهیجی در کلام بزرگان

1 ـ شیخ عالم و فاضل کامل و حکیم عارف، متکلمِ محققِ مدققِ، مولانا عبدالرزاق لاهیجی... ملقب به «فیاض» از کبار حکمای متأله و اعظم متکلمان و مشاهیر علمای متأخر امامیه ی اثنا عشری است.[30] (آیت الله سید محمدعلی قاضی طباطبایی)

2 ـ یکی از اساتید بزرگ فلسفه و کلام در دوران اخیر، فیلسوف علامه و حکیم متأله، آخوند ملا عبدالرزاق لاهیجی قمی است که از اعاظم تلامیذ آخوند ملاصدرا و از اجله ی محققان عصر خود در حکمت مشاء و اشراق و یکی از بزرگ ترین متکلمان در چهار قرن اخیر، بلکه یکی از محقق ترین متکلمان در دوره ی اسلامی است.[31] (علامه سید جلال الدین آشتیانی)

3 ـ فیاض لاهیجی از اعاظم شاگردان ملاصدرا بود و هم او است که وی را به «فیاض» ملقب ساخت. شاید بتوان بدون تردید ادعا کرد که بعد از خواجه نصیر طوسی، سرامد همه ی متکلمان دوره های اسلامی به شمار می آید.[32] (دکتر علی لاریجانی)

4 ـ یکی از اساتید عالی مقام فلسفه و حکمت و کلام در سده ی یازدهم هجری، حکیم متأله آخوند ملا عبدالرزاق لاهیجی قمی است.[33] (علی حجتی کرمانی)

5 ـ فیاض لاهیجی، دانشمندی متشرع و سخت کوش بود. گویند عمق بررسی های علمی وی بر فیض کاشانی فزونی داشت و آثار فراوان و محققانه از خود به جای گذاشته که پاره ای از آن ها مانند شوارق، گوهر مراد، سرمایه ایمان، به صورت کتب درسی رایج و معمول در حوزه های علمی دینی درآمد. حواشی او بر کتاب های کلامی، همواره محط نظر و مورد استفاده ی طلاب و اساتید مراکز علمی دینی بود و کما بیش هنوز بسیاری از آثارش از رواج و رونق برخودار است.[34]

6 ـ حکیم لاهیجی، فیلسوف و متکلم بزرگ ایران اسلامی در هنر سخنوری بر سایر کمالات ذاتی و اکتسابی برتری دارد و دفتر شعرش که به لطف الهی اخیراً دوبار و با تصحیح متفاوت منتشر شده است، شاهد دقیقی بر این مدعا است.[35] (دکتر امیر بانوی کریمی)

7 ـ فیاض، مکتب و روش حکما و عرفا در تهذیب اخلاق و سلوک راه باطن را پذیرفته و نتیجه ی هر دو را بالمآل یکی می داند و در واقع مکتب نوی آمیخته از هر دو را عرضه می دارد که حاکی از بینش عمیق و گسترده اسلامی او است.[36] (هادی دوست محمدی)

8 ـ حکیمان صاحب نظر و متکلمان صاحب قلم و پاسداران از حریم عقاید فراوان اند، اما حکیم لاهیجی ویژگی های خاصی دارد که به او صبغه ی جاودانگی داده و موجب شده است قرن ها کتاب هایش مورد توجه محافل علمی و حوزه های علمیه و دانشگاه ها قرار بگیرد.[37] (زین العابدین قربانی)

9 ـ حکیم متشرع و متکلم فاضل و ادیب و شاعر محقق، عبدالرزاق بن علی بن حسن لاهیجی از مشهورترین علمای عصر صفویه است... فیاض از حکما و متکلمین امامیه ی صوفی مشرب است و تبحرش در علوم عقلی است.[38] (ابوالحسن پروین پریشان زاده)

10 ـ از جمله حکمای برهان آفرین، افلاطون قرین، حضرت مولانا عبدالرزاق است که فیمابین حکما، و علما در دانایی، طاق، و در فضیلت، مشهور آفاق است. در فن حکمت دانی از اجله ی حکمای عصر صاحبِ قرآنی است. در علم شعر نیز که شمه ای از کمالات او است، زبردست است.[39]

11 ـ مقامات و مراتب علمی و قدر این فیلسوف مخفی مانده است. (میرزا ابوالحسن رفیعی قزوین)[40]

12 ـ عبدالرزاق لاهیجی از اساتید بزرگ فلسفه و حکمت و کلام دوره ی صفویه و یکی از شعرای توانای این دوره است. وی یکی از بزرگان حکمت مشاء و اشراق و از متکلمان بزرگ، نه تنها در چهار قرن اخیر، بلکه یکی از محقق ترین اندیش مندان دوره ی فرهنگ اسلامی است.

قدر و منزلت این حکیم متأله، نه تنها در کلام و عرفان و تحقیقات در حکمت مشاء و اشراق ناشناخته مانده، بلکه ارج و منزلت او در هنر شعر و شاعری و قدرت بیان او در لطایف اندیشه های انسانی نیز نادیده و یا ناشناخته مانده است.[41] (دکتر جلیل مسگر نژاد)

13 ـ ملا عبدالرزاق، فیلسوفی کامل و استادی فاضل، ادیبی اریب و شاعری لبیب، عارفی وارسته و درویشی به حقیقت پیوسته، زاهدی پاکباز و آزاده ای بی نیاز، از دارالعلم لاهیجان به سبب سکونت در شهر قم، مشهور به قمی بود.[42] (ابراهیم اصلاح عریانی)

14 ـ ملا عبدالرزاق فیاض، مردی خوش خوی و اهل نشست و برخاست و دوستی و معاشرت بود. همه ی طبقات می توانستند دوستی او را به خویش جلب کنند، اما فیاض نسل جوان را به علت آماده بودن آنان برای فراگیری و درک بهتر و بیش تر دانش، مورد توجه قرار می داد. او به زیور فضایل روحانی و حلیه ی کمالات نفسانی آراسته و شاهد علم را به زیور عمل پیراسته بود.[43]

15 ـ ]ملا عبدالرزاق[ درعلوم عقلیه و نقلیه، از عالی دستگاهان ذی استعداد بود.[44]

16 ـ ایشان فاضلی متکلم و حکیمی متشرع و ادیبی محقق و خردمندی نکته سنج، بلکه در انشای شعر و منطق، وارد بود.[45]

وفات

این عالم بزرگ شیعه و مرزبان حریم اعتقادات دینی، پس از عمری مجاهدت علمی و اعتقادی، به نقلی در سال 1051 و به نقل معتبرتری در سال 1072 در شهر قم دار فانی گفت و پیکر مطهرش در قبرستان شیخان به خاک سپرده شد.[46]

در حدود پنجاه و چند سال پیش، در هنگام بازسازی اطراف حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها و تعویض خیابان های اطراف و تخریب بخش هایی از قبرستان شیخان، بقایای جناره ی او را به صحن بزرگ حرم حضرت معصومه، سلام الله علیها، منتقل کردند و جلوی حجره ای که اکنون شهید مفتح در آن مدفون است، به خاک سپردند.[47]



[1]. منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج1، ص 365.

[2]. دیوان فیاض لاهیجی، ص 22.

[3]. دیوان فیاض لاهیجی، 24.

[4]. تاریخ ادبیات در ایران، ص 5، ص 326؛ اثر آفرینان، ج 4، ص 303.

[5]. یادنامه حکیم لاهیجی، ص 94 (مقاله استاد سید جلال الدین آشتیانی).

[6]. تاریخ ادبیات در ایران، ج 5، ص 327.

[7]. گوهر مراد، ص 3.

[8]. گوهر مراد، ص 5.

[9]. ستارگان حرم، ج 1، ص 148.

[10]. همان، ص 6.

[11]. ستارگان حرم، ج 1، ص 149.

[12]. گوهر مراد، ص 8.

[13]. همان، ص 8.

[14]. یادنامه ی حکیم لاهیجی، ص 12.

[15]. همان، ص 15.

[16]. همان، ص 14.

[17]. دیوان فیاض، لاهیجی، ص 67.

[18]. ستارگان حرم، ج 1، ص 251.

[19]. یادنامه ی حکیم لاهیجی، ص 328.

[20]. همان،ص 319.

[21]. مجموعه ی رسائل و مقالات فلسفی، ص 17.

[22]. گوهر مراد، ص 11.

[23].دیوان فیاض لاهیجی، ص 51.

[24].دیوان فیاض، لاهیجی، ص 461.

[25]. همان، ص 423.

[26]. اثر آفرینان، ج 4، ص 303.

[27]. یادنامه ی حکیم لاهیجی، ص 501.

[28]. یادنامه ی حکیم لاهیجی، ص 501.

[29]. گرهر مراد، ص 5.

[30]. یادنامه ی حکیم لاهیجی، ص 21.

[31]. همان، ص 94.

[32]. یادنامه ی حکیم لاهیجی، ص 77.

[33]. همان، ص 287.

[34]. یادنامه ی حکیم لاهیجی، ص 301.

[35]. همان، ص 616.

[36]. یادنامه ی حکیم لاهیجی، ص 301.

[37]. همان، ص 8.

[38]. دیوان فیاض، ص 12. (تصحیح پریشان زاده)

[39]. ستارگان حرم، ج 1، ص 172، صاحب قصص الخاقانی.

[40]. ستارگان حرم، ج 1، ص 152.

[41]. دیوان فیاض لاهیجی، ص 21. (تصحیح مسگرنژاد)

[42]. کتاب گیلان، ج 2، ص 663.

[43]. تذکره نصر آبادی، ص 156.

[44]. صاحب نتایج الافکار، ستارگان حرم، ج 1،
ص 149.

[45]. میرزا محمدباقر خوانساری، ستارگان حرم، ج1، ص 152.

[46]. روضات الجنات، ج 4، ص 197، ریحانة الادب، ج 4،ص 363.

[47]. گوهر مراد، ص 5.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

مشخصات فردی

نام عبدالرّزاق
نام خانوادگی فیاض لاهیجی
نام معروف ملا عبدالرّزاق فیاض لاهیجی
مکان تولد ایران،گیلان،لاهیجان
تاریخ فوت (شمسی) 1040
تاریخ فوت (قمری) 1072
مکان فوت ایران،قم
مکان دفن ایران،قم،حرم حضرت معصومه علیها سلام

نظر دیگران درباره ایشان

مطلب مکمل

کتاب گلشن ابرار - جلد نهم

کتاب گلشن ابرار - جلد نهم

این جلد زندگی اسوه های علم و عمل از کوشیار دیلمی تا سید محمد بحرالعلوم را مورد کنکاش قرار داده است.
Powered by TayaCMS