دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اگر والدین به فرزندان ستم کنند فرزندان چطور برخورد کنند، بطوری که هم موجب ناراحتی آنها نشود و هم بتوانند آنها را امر به معروف و نهی از منکر کنند، و اگر نصیحت تأثیر نداشت چطور باید با آنها برخورد کرد؟

No image
اگر والدین به فرزندان ستم کنند فرزندان چطور برخورد کنند، بطوری که هم موجب ناراحتی آنها نشود و هم بتوانند آنها را امر به معروف و نهی از منکر کنند، و اگر نصیحت تأثیر نداشت چطور باید با آنها برخورد کرد؟

پرسش:

اگر والدین به فرزندان ستم کنند فرزندان چطور برخورد کنند، بطوری که هم موجب ناراحتی آنها نشود و هم بتوانند آنها را امر به معروف و نهی از منکر کنند، و اگر نصیحت تأثیر نداشت چطور باید با آنها برخورد کرد؟

پاسخ:

پاسخ: قبل از پاسخ لازم به یادآوری است که: با توجه به اختلاف سنی که بین پدر و مادر و فرزندان وجود دارد و به طور طبیعی هر کدام، فرزند زمان خود هستند و گاهی اختلاف فرهنگ هم دارند، و از طرفی فرزندان به اقتضای سن شان، شور جوانی دارند و پدر و مادر سردی و گرمی زندگی را چشیده اند و پخته شده اند و طبیعی است که در مسائل با احتیاط برخورد کنند این عوامل باعث می شود، گاهی در روابط بین پدر و مادر و فرزند اختلاف سلیقه هایی پیش بیاید، و روابط دچار چالش شود و برخوردهای پدر و مادر هم غالباً از سر دلسوزی می باشد از این رو کاربرد تعبیر «ظلم و ستم» نسبت به فرزندان، صحیح به نظر نمی رسد. از این رو چون احتمال چنین چالشی می رود قرآن کریم به بیان راهکار آن می پردازد و می فرماید: «ما به انسان سفارش می کنیم درباره ی پدر و مادرش بویژه مادر که دوران بارداری و مشکلات آن و دوران شیردادن را می گذراند، (آری به او توصیه کردیم:) که برای من و برای پدر و مادرت شکر به جا آور، که بازگشت (همه ی شما) به سوی من است.» یعنی جایگاه پدر و مادر آنقدر مهم است که سپاسگزاری پدر و مادر در کنار سپاسگزاری از خدا مطرح شده است. در حدیثی از امام رضا(علیه السلام) وارد شده است که: «هر کس پدر و مادرش را شکرگزاری نکند و سپاس نگوید شکر خدای را به جای نیاورده است!» و از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) حکایت شده که فرمودند: «پدر و مادرت را اطاعت کن و به آنها نیکی نما چه زنده باشند و چه از دنیا رفته باشند.» و در حدیث دیگری حکایت شده سه بار از پیامبر(صلی الله علیه وآله) پرسیدند به چه کسی نیکی کنیم؟ پیامبر فرمودند: «به مادرت!» و بار چهارم فرمودند: «به پدرت!» و در آیه ی بعد می فرماید: «وَإِن جَاهَدَاکَ عَلَی‌ أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاَ تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفاً»؛ «اگر پدر و مادر تلاش کردند که تو را مشرک کنند شرکی که هیچ دلیلی ندارد. از پدر و مادر اطاعت نکن» یعنی هیمشه اطاعت پدر و مادر لازم است مگر در موردی که پدر و مادر بخواهند انسان را به گناه یا شرک وادار کنند. بلافاصله تذکر می دهد: پدر و مادری که می خواهند تو را مشرک یا گنه کار کنند حق نداری با آنها برخورد نامناسب داشته باشی «وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفاً» یعنی در دنیا با آنها به روش پسندیده همراهی و مصاحبت کن و با آنها برخورد نیک داشته باش. بنابراین ما حق نداریم نسبت به پدر و مادر خودمان تندی کنیم و قرآن بالاترین مرحله را بیان کرده که اگر پدر و مادر شما را به شرک دعوت کردند شما حق برخورد تند نداری، با این مطلب تکلیف موارد دیگر را روشن کرده است. و حتی در آیه ی می فرماید: «فَلَا تَقُل لَهُمَا أُفٍّ»؛ «به پدر و مادر اُف نگو.» «اُف»: کوچک ترین کلمه ای است که دلالت بر ناراحتی داشته باشد. بنابراین انسان در برابر پدر و مادر چاره ای جز صبر و بردباری و برخورد مناسب و نیکو ندارد. و لازم است که اگر برخورد نامناسبی از پدر و مادر دید از او خواهش کند که این کار را ترک کند. و نباید با پدر و مادر برخورد نامناسب داشته باشد چون ممکن است به «عاق والدین» برسد که یکی از گناهان کبیره می باشد.

5
*****
16 شهریور 1401
من فکر میکردم خیلی بد بختم ولی تا داستان های شما رو دیدم نظرم عوض شد ولی شما تلاش کنید آدم های بزرگی شوید ، جوری که تو زندگی هیچ دقدقه مالی نداشته باشد بعد به مادر و پدر خود نیکی کنید باور کنید اون موقع خودشون میان و ازتون معذرت خواهی میکنند
5
*****
14 شهریور 1401
ببینید دوستان من نظریات بیشتر شما را خواندم و بیشتر شما از پدر و مادر خود شکایت داشتید یا گفتید در حق شما ظلم شده اما این نکته را هرگز فراموش نکنید اگر روزی بیمار شدید هیچکسی برای درمان شما هزینه نخواهد کرد اگر روزی گرسنه باشید هیچکس برای شما غذای مجانی نخواهد داد اگر روزی برهنه شوید هیچکس به شما لباس برای پوشیدن نخواهد داد هیچکسی در دنیا جای پدر و مادر را برای شما نخواهد گرفت اگر فکر میکنید آنها شما را بیهوده کتک زدن یا بیهوده دشنام دادن بدانید که در آن آزمایشی است از جانب خدا شاید خداوند ج میخواهد صبر بنده اش را امتحان کند و بهترینش را برگزیند فراموش نکنید به چه منظوری به این دنیا فرستاده شدید فقط به خدا اعتماد کنید و بدون پرسیدن سوال از او اطاعت کنید چون او میداند و ما نمی دانیم
1
*----
14 فروردین 1401
دوست عزیز، چرا سعی دارید همه چیز را در قالب دین بگنجانید؟ دیگه هیچ آبرویی برای دین نمونده. پدر و مادر، یا پدر و یا مادر تصمیم میگیرن بچه ای به دنیا بیارن، پس مسئولیت کاملش با خودشون هست، دوم اینکه تولید مثل غلطه، تولید انسان درسته، اگر قرار باشه بچه ای بیاری تا تبدیل به توی بی نقص بشه ظلم کردی، هر انسانی آزاده اما تویی که به دنیا میاریش حق نداری آزادیشو محدود کنی. و مورد اخر، کی گفته همه باید ازدواج کنن؟ کی گفته همه باید بچه بیارن؟ در این مملکت حد اقل ۹۰ درصد مردم صلاحیت پدر و مادری نداشتن و هنوز هم ندارند
5
*****
15 فروردین 1401
من یه دختر ۱۲ ساله ام من چون در رشته خوانندگی و رقص مهارت دارم میخوام در ازمون که مربوط به تین رشته هست شرکت کنم ولی خوانواده ام مخالف هستند چون بعد از ازمون اگر قبول شدم باید برم خارج و به دلیل اینکه خوانواده ما مزهبی هست اجازه نمیدند برم اخه مگه من چه کناهی کردم که تو این خوانواده متولد شدم 😭😭
1
*----
15 فروردین 1401
بنام الله سلام و درود،من جوان32ساله ته تقاری خانواده هستم که 8سال ونیم ازدواج کردم واز روز ازدواج تا الان یک وعده غذا در منزل پدرم نخوردم و تمامن بخاطر فرق گذاشتن مادرم است من که حلالش نمیکنم.حتی اگه در این دنیا عذاب و در ان دنیا در جهنم باشم.
5
*****
15 فروردین 1401
دوستان غصه نخورید اینا یه مشت تحریف دینی از سخنان قرآنه چرا که حتی مفسرین دین حین تفسیر و ترجمه ی قران به زبان دیگر دچار اشتباه ترجمی و تفسیری شده اند و با این وجود قرآن ستیزی و ایجاد دشمنی علیه قرآن را دارند و بر افکار مردم چیره میکنند که گویی خداوند فقط حق را بر پدرو مادر داده است خیر اینگونه نیست زیرا خداوند رحمان خود حق است و حامی مظلومان و ستم دیده ها و دشمن باطل
5
*****
13 اسفند 1399
من دختری هستم ۹ ساله و مامان و بابام ۱ ساعت پیش دعواشون شد و مامانم رفت بیرون از ۱ ساعت پیش دارم گریه می کنم مامانم هم ۳ بار زنگ زده الان و قط کرده من باید چیکار باید کنم
5
*****
24 اسفند 1399
سلام من دانیال هستم پسر ۱۲ ساله من خیلی دوست دارم مثل دوستای دیگم برم مسجد اردوهاشو برم قرآن بخونم این مسعله رو با پدرم در میان گذاشتم چون اون فقط توی خانواده ماشین داره و خونمون هم نزدیک مسجد نیست میگه من نمیتونم ببرمت جالب اینه که وقت بی کاریهاش زیاده ولی منو نمیبره مسجد نمیدونم هر کاری که میکنم راضی نمیشه کاشکی خدا ما رو بزرگ می افرید و خودم میتونستم با ماشینم برم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭 اخه چرا این ستم ها در حق ما میشه ما هم حقوقی برای خودمون داریم اجازه داریم بریم جایی میدونی برای چی میسوزم برای اینکه دوستم رو میبینم باباش هر روز میبرتش مسجد کاری هم نداره بهش براش دوچرخه خریده براش گوشی خریده و من این دو تا رو هم ندارم 😢😢 برو مردم رو ببین وقتی بابا بزرگ هاشون میمیرند ۱ میلیارد ارس بهشون میرسه و باغ من قسم خوردم که درس بخونم و دکتر بشم و به این همچین بچه هایی کمک کنم با تشکر
5
*****
24 اسفند 1399
کاش دنیا قشنگ تر بود آدماش مهربون‌ نیکوکار و وفادار همین
4
****-
17 مرداد 1400
...
سلام دوستان. چند ساعته که نشستمو و کل نظراتو خوندم و برلی تک تکون دعا کردم ...من ۱۸ سالمه میخام بگم درد مشترکه میفهمم منم همه ی درد ها توهین و تحقیر کردنا کتک ها داد زدنا بی پولیا و گریه ها رو تجربه کردم منم زیر دعوا بزرگ شدنو بیماری اعصابو میفهمم... فقط واسه خودم و هم سنام یا حتی بزرگترایی که هنوز از پدر و مادر در عذابن میخوام بگم درسته اونا حق ندارند توهین کنند یا منت بذارند... بعضی هاشونم خیلی حیله گر و کثیف اند اما باااز هم پدر و مادرند...نمیگم احترام بلکه نادیده گرفتن و جواب ندادن بهتره... ولشون کنین بذار فکر کنه خیلی خوبه و حق با اونه توی سن اونا دیگه چیزی اصلاح نمیشه فقط صبر کنین... اگه نمیذارند زندگی کنین ((مثل خیلیا ک نمیذاشتن ازدواج کنن)) باید بدونین حقی وجود داره که اگه مرد صالح و خوب باشه دادگاه میگه نیازی ب رضایت پدر نداری...جدی میگم پیگیری کنین خودتون حالتونو خوب کنین حتی با بی پولی شده با خواب و پیاده روی موزیک یا ارتباط خدا....اولین و اخرین بدبختا که نیستید! حالا که زندگی بد شروع شده نذارید بد هم ادامه پیدا کنه...هرچند جبر و فوضولی توی زندگی و حریم شخصی چیز راحتی نیست... بگذریم باید خودمونو قوی کنیم اونقدر ک هیچی خممون نکنه امیدوارم حال دل هممون خوب بشه و بتونم کمکی کرده باشم :)
1
*----
26 دی 1400
سلام.من نوزده سالمه.مامانم به جونم بستس شدیدا بهش وابستم خار به پاش بره میمیرم و زنده میشم.مثل عشقی که همه دخترا به مامانا دارن.ولی مامانم ☺دائم بهم میگه تو بدی.نامحرمی.هیچوقت دختر خوبی برا من نبودی.جدیدا بهم میگه پیر شدم یه نگاه بهم نمیکنی میگی بزار بره بمیره مامانم انقد ازش نفرت دارم.میگه هبچوقت نمیخاستم دختری مثل تو داشته باشم.تو از نفرینای من بدبخت میشی خدا شاهده با تک تک کلماتی که به زبون میاره آتیش میگیرم میسوزم میمیرم.خیلی دلم میشکنه. این چه اسلامیه آخه.چرا فرزند نباید یه حقی داشته باشه در برابر والدین.خسته شدم دیگه.بقیه میگن دعواهای مادر دختری همینه ولی هیچکس درک نمیکنه که چقدر از نظر روحی داغونم.به بزرگترا شکایت مامانمو میکنم میخندن فقط
1
*----
25 دی 1400
میشه یکی بگه چیکار کنم مامان بابام انقد بهم گیر ندن؟🥲💔
5
*****
25 دی 1400
چکار کنم من فقط دوس داشتم مثل بقیه پدر مادرا باشیم که با بچه هاشون دوستن نه دشمن
5
*****
24 دی 1400
Karim136444g@gmail.com
فقط خدا میدونه درد منو و رفیقم🙃
5
*****
24 دی 1400
من یک پدر دارم که خیلی مهربان است و به خاطر اینکه رشته ریاضی خوانده دروس ریاضی را با من کار می کرده و هم اکنون دارد با برادرم که کلاس اول است فارسی کار می کند... برخی اوقات خیلی داد می زند و گریه برادر کوچکم را در آورد. من نیز ۱۲ سال دارم و کلاس هفتم هستم و وقتی کوچکتر بودم هر سال همین اتفاق می افتاد. من سعی می کنم به پدرم مودبانه تذکر دهم. مادرم هم به او تذکر می دهد ولی گوش نمی دهد. داداشم داشت گریه می کرد و بهش می گفت اگه گریه کنی داد میزنم پس بنویس. الان هر هفته یک الی چهار بار در اتاقم گریه می کنم و برای این که پدرم نفهمد بی صدا اینکار را انجام میدهم.... قبلا به مشاور هم مراجعه کرده بودیم ولی فایده ای نداشت. من از خدا می خواهم که پدرم رو ببخشه اگرچه خیلی ازش اذیت میشم و واقعا کلافه شدم. ولی ای کاش یکم درک می کرد و حرف ما رو می فهمید.
3
***--
7 تیر 1399
همیشه از حقوق والدین از احترام ازین چیزا حرف زدید هیچوقت درباره ی حقوق مظلومایی که زیر دست ظالم بودند هیچ جا حرف درست حسابی نشده اون از حقوق زنان که همه چی بر علیه شه این از حقوق فرزندان که بذارن هر غلطی پدرمادر باهاشون بکنن. من 23 سالمه آیا حق کتک زدن بر من دارن؟تحقیر و تبعیض جنسیتی هروز و هروز روح منو آزرده دیگه کتک رو نگم کنارش من کاملا از درون مردم جسم و روحم نابود شده آیا این کارا باعث روانی شدن من نمیشه؟به این حد که برسی دیگه احترامم نمتونی بذاری نمدونم خدا منظورش چیه اگه این واقعا منظورش باشه که جلوی هر کاری که میکنن سکوت کنیم پس بذاریم روانمونو خراب کنن؟زندگی مونو نابود کنن؟آخرم بخاطر جواب دادن بیاد منو نفرین کنه که بچه ات فلان شه یا حتی ناقص؟این دعای مادر منه مادری که لیاقتش مادر بودن نیست ازش به حدی متنفرم که آرزوی مرگشو یا مرگ خودمو دارم که دیگه هیچوقت نبینمش کسی که باعث دو به هم زنی بین ما و پدرم میشد کسی که احمق ترین آدم روی زمینه کسی که خودشو از بچش بالاتر میبینه درحالیکه هیچی نیست ازش متنفرم امیدوارم روزی برم به موفقیت برسم و خبرش به گوشت بخوره و از شدت حسادت بمیری
1
*----
10 تیر 1399
من یک دختر سی و هفت ساله‌ام و دو خواهر چهل و دو ساله و سی و شش ساله دارم. پدرم از وقتی ما کوچیک بودیم مادرم رو کتک می‌زد و هیچ ارزشی براش بعنوان خانوم خونه قائل نبوده و نیست.به خاطر عصبی بودن بابام مادرمون دچار افسردگی شده و الان بدون دارو نمی‌تونه زندگی کنه. هر کدوممون یه جور اختلال شخصیتی داریم. چند سالی هم مواد مصرف کرد و ته مونده‌ی آبرومون هم از اون طریق رفت. هیچ خواستگاری پا توی خونمون نذاشته. با اینکه تحصیلات عالیه داریم و برای خودمون هنرمندیم و درآمد مستقل داریم ولی هیشکی نیومد سراغمون. هیچوقت هیچکس بعنوان دختر ارزشی توی خانواده برای ماقائل نشد. الانم که سرطان گرفته و تحت درمانه اخلاقش بدتر شده و حتی اقوام درجه یک هم سراغی ازمون نمی‌گیرن. حالا که به خاطر بی‌مبالاتیش هممون ناراحتی اعصاب داریم، جنگ و دعوا تمومی نداره و حتی شده گاهی میگه از اینجا گورتون گم کنین برین هر جا که دوست دارین زندگی کنین. آیا اینها ظلم نیست؟ وظیفه‌ی فرزند اینه که توی سرش بزنن و زندگیشو فنا کنند و جیک نزنه و صبر کنه. حق طلبی پس کجاست؟ عدالت خدا چی میشه؟ کی جواب کسایی که توی خونه بهشون ظلم میشه میده؟ ما رو به خاطر ظلم پذیری هم یه سری دیگه توی قیامت نمی‌کننمون توی آتیش؟
5
*****
20 فروردین 1399
سلام. با پدر و مادرم اختلاف سنی و اختلاف سلیقه زیادی دارم اما خیلی همدیگر را دوست داریم. هر وقت از روی عصبانیت چیزی میگم سریعا ازشون عذرخواهی میکنم و دستشون رو میبوسم. واقعا خیلی وقتها عذاب وجدان میگرفتم. واقعا قبول دارم که در هیچ صورتی نباید کوچکترین بی احترامی بهشان کنیم. ما هم روزی پدر یا مادر میشویم. امیدوارم بیشتر صبور باشیم و با این پدر و مادران پیر کمتر بحث کنیم و حرمتشان را به خوبی نگه داریم.
3
***--
9 فروردین 1399
اهواز
خدارو شکر مادرو پدر من یه نمونن وامیدوارم اگه کسی زیر ظلم والدینش قرار گرفته بالاخره یک روزی راحت وخوشبخت بشه واین روز هارو فراموش کنه و به زندگیش ادامه بده
5
*****
6 فروردین 1399
ساخت ن
پدر من خیلی بد اخلاق همش یک حرف میزنم میزنتم خدا شاهد ایت ایساف 😭😭😭😭😭😔😭
5
*****
26 اسفند 1398
اگه مادر بدون بهانه فرزند رو بزنه و او را پیش بقیه فرزندان تحقیر کنه باید چه کرد
3
***--
25 اسفند 1398
سلام ۱۵سالمه دیگه نگم براتون فقط یه زحمت براتون داشتم هرکی میتونه راهنماییم کنه میتونم به پرورشگاه پناه ببرم؟
1
*----
25 اسفند 1398
کجاست گوینده حق ... این الطالب بدم المقتول بکربلا
1
*----
23 اسفند 1398
با سلام اینکه فرمودید شور جوانی و فقط بطور یکطرفه روایت ایراد نمودید کمی مبالغه است. در روایاتی نیز ذکر شده که والدین توسط فرزندان عاق می شوند. خداوند و همینطور معصومین هرگونه ظلم و ستم را نهی و ظالم را مورد غضب قرار داده اند. پس هر گونه ظلم ناپسند درگاه خداوندی است و هیچگونه طبقه و شخص را در بر نمیگیرد چه والدین و چه فرزند.
1
*----
17 اسفند 1398
شما که نميتونيد بين مشکلات مردم و دين رابطه ي درست برقرار کنيد ديگه چرا رواياتو خراب ميکتيد.بکشين کنار!وقتي انگار نفستون از جاي گرم بلند ميشه.تا حالا تو خونه دعواي پدرومادرتونو ديدين که شرايط اين کسايي ک نظر دادنو درک کنيد؟همين شماييد ک ادم و از دين زده ميکتيد
5
*****
17 اسفند 1398
تا چشم باز كردم ديدم مادرم زن سوم مردي شده كه از روي هوس فقط فكر عيش و موش خودش بوده و تا تونسته بچه درست كرده و بچه هايي كه بوس پدري رو نفهميدن يعني چي مادر با كارگري مارو سروسامان داد الهي شكر الان رو پاي خودمون هستيم ولي هميشه در حسرت پدري بوديم كه داريم واي انگار نداريمش چه زجرها چه زحمت ها چه كتك ها چه حرفاي ناسزا كه به مادر ما نزده و نميزنه بخاطر عدم رسيدگي و خرجي مادر مون ازش شكايت كرده رفته شكايت پيشه گرفته و عوضش از ما بچه هاش شكايت كرده و ما رو انداخت زندان كه ما ايشون رو زديم و اين حرفا رو بازاين سن پيرش زد و دادگاه حرف ما رو قبول نكرد در حالي كه خدا ميدونه ما دست به اون نزديم شايد كمتر كسي از اين زجرايي كه ما كشيديم بفهمه ما الان ٣٠ ساله شديم حالا بايد بدويم تو دادگاه بخاطر اينكه اقا هيچ خرج و مخارجي به مادر پيرمون نميده اومده كل داراييش رو زده به اسم اون بچه هاش كه چيزي دست مادر ما نگيره متاسفتم براي انسانيتي كه نيست و نيست
1
*----
1 فروردین 1399
Salimehaghaei@gmail.com
من ی دختر17ساله ام ک توسن 14سالگی ی اشتباهی کردمو تو چت بایکی اشناشدم.رابطمون فقط درحد چت بود.ودرحددوسه هفته.تااینکه مامانم فهمیدوازاونروز زندگیمو جهنم کرد.به کل فامیل گفت.ابروبرام نذاشته ب خواهروبرادرکوچیکترازخودم یادداده زشتترین فوشارو بهم میدن.جلوی فامیل مامانم میزنه توصورتم قیافمو مسخره میکنه.یکی ک ازم تعریف کنه عصبانی میشع.هیچو قت نمیذاره باهمکلاسیام بگردمو مثل اونا شادباشم.سه ساله ک افسردگی گرفتم تومدرسه باکسی حرف نمیزنم حتی گوشیم دستم نمیدن الان باگوشی یکی از فامیلا نوشتم پیامو.چن بارقرص خردم و بابام به مامانم گفت بزاربمیره فوقش سه تومن پول خاکشه.....خدایاااااا. من. هیچوقت نمیبخشمشون.درسته نه ماه توشکمش گردونده ولی قرارنیس چون مادره زشترین فوشاروبده تادم مرگ کتکت بزنه.حالم خیلی بده خیلی
3
***--
2 فروردین 1399
فقط خدا میدونه و دل من بدبخت بیچاره😭😭
1
*----
14 تیر 1399
اقبالیه
سلام مامان من خوبه خیلی بد نیس ولی همش زور میگه بهم ناسزا میگه حتی اگه کاری که میخواد رو هم انجام بدم باز انگار داره ب سگ برخورد میکنه بعد میره به بابام الکی میگه که من اینکارو کردم من اونکارو کردم بابامم باور میکنه.همش دوس داره بابامو به من بدبین کنه ولی باز با این حال بابامو بیشتر دوس دارم تا مامانم.
5
*****
15 اسفند 1398
نمیخواد بدونی
سلام من با بدبختی پدرم رو راضی کردم برام گوشی بخره تا حالا نشده پدرم بیاد تو خونه وبه هممون فحش نده بازنای دیگه هم خیانت میکنه اصلا تعادل روانی نداره من از خدا میخوام یامنو بکشه یا اونو
1
*----
10 اسفند 1398
نمیدونم چی بگم ! عاق والدین ؟؟ یعنی ما هیچ حقی نداریم ؟ وقیت از نظر فیزیکی و روحی من رو اذیت کردن تا بحال که 25 سالم شده . یه روز خوبن یه روز بدن . چه جاهایی که میتونستم پیشرفت کنم اما هیچ . توی فامیل از من بد میگن که به بقیه القا کنن که ادمای خوبی هستن و اونارو ازار میدم در صورتی که اینطور نیست . من احساس میکنم از بچگی افسردگی دارم . احساس که نه دارم مطمئن میشم . دیگه نمیتونم خوشحال باشم . پدر مادری میشناسم که توان مالیشون از پدر مادر من خیلی کمتره ولی خیلی بیشتر به پسرشون میرسن و هواشو دارن . یعنی من که دست پرورده خودشونم باید از این بترسم که توسط خودشون آق بشم ؟ نه نمیشه این حق نیست . اگر منو به دنیا اوردن باید هر روز بزنن تو سرم بگن ما تورو درست کردیم ؟؟؟ بابام به من میگه من خدای دوم توام . مامانم هر روز نفرینم میکنه . باید چیکار کنم خودمم نمیدونم کی اینا تموم میشه . به من هزارتا وعده دروغ دادن از بچگی فقط دروغ بهم گفتن . نامزد کردم نامزدم همیشه بهم میگفت پدر و مادرت چرا اینجورین ؟؟ آخرش از نامزدم جدا شدم . الان بدترین روزای زندگیم رو دارم میگذرونم نه من ازونا راضی ام نه اونا از من راضی ان . من باید بترسم آق بشم ؟؟؟ من فقط یه بچه بودم طوری منو تربیت کردن که افسرده و بدون اعتماد به نفس باشم . انقدر از بابام کتک خوردم سر هر مسئله ای که حتی ورتم ی بار 6 تا بخیه خورد . من حقی ندارم ؟؟ تازه اونا خودشون رو خوب نشون میدن . اگه الان باهاشون صحبت کنید انقدر خوب و مظلوم باهاتون صحبت میکنن فکر میکنید بهترین پدر مادر دنیا هستن ولی در عمل منو داغون کردم . داغون شدم داغون . خدایا اگه مشکل از منه منو بکش راحت شم.
1
*----
4 اسفند 1398
من الان یه دختر هستم و کلی ارزو دارم دوست داشتم و دارم که توی خارج از کشور (سوئد یا آمریکا)به دنیا میومدم وقتی فیلم های خارجی رو میبینم واقعا دلم میخواست مثل اونا باشم من الان دارم اینجا جون می کنم(منظورم کندن جونه) زبان یاد میگیرم اون وقت اونا زبان مادریشون انگلیسیه خوش به حال امبر هرد که زیبا ترین زن دنیاست البته تا الان بیشتر همکلاسی هام از قیافم تعریف کردن چی میشد من تو امریکا به دنیا میومدم زبان مادریم انگلیسی میشد زیبا ترین دختر دنیا میشدم اسم خارجی می داشتم تصمیم گرفتم وقتی بزرگ شدم برم خارج از کشور برای دانشجویی دوتا از فامیلامون خارجین منم دلم میخواست خارجی میشدم
1
*----
29 بهمن 1398
من نمیفهمم واقعن الان نصفه شبه و دلم پره خدم واقعن از خانوادم راضیم ولی ی رفیق دارم ک وقتی ع کارای خانوادش میگ گریم میگیره ی پسر۱۶ساله مگ چ گناهی کرده ک خانوادش نسبت بهش بی اهمیت باشن؟ چرا ی مادر یا ی پدر باید انقد بیرحمو سنگدل باشن تا چ حد عاخه؟چراو وقتی فرزندشون ازشون دلیل این بی اهمیتیارو میخاد بش میگن نمیخایمتو ت رو حتی ببینیم ت خیابونم دلمون وایت نمیسوزه چرا باید نصف شب ع خونه بیرون بندازنش چرا باید مدام بدش کنن تو چش همه درحالی ک اون بنده خدا اصلن هیچ کار ناپسندی انجام نداده باشه؟شاید باورتون نشه ولی این پسر هیچ‌کاری نکرده ک پدرو مادرش تا این حد ازش عصبی بشنو اذیتش کنن همه ی کاراشون بیدلیله وقتیم فرزندشون دلیلشو میخاد ازش فق بش میگن نمیخایمت چرا عاخه؟این انصافه ک ی پسر۱۶ساله امیدی برای زندگی کردن نداشته باشه؟تروخدا یکی ی راه حل بده
1
*----
19 بهمن 1398
ارومیه
باسلام،دختری هستم بیست ساله که پدرم ومادرم وعلی الخصوص پدرم خیلی درحق ماکه سه خواهریم وخواهربزرگترم بیماری جنون ادواری دارد ظلم وستم کرده باغ وبعضی چیزها روکه به نام مادرم بودباتهدید وبه زور به نام خودش کرداونم توی سن 60سالگیش تا به گورش ببره خانوادش بامادرم که براشون خوب بودتهمت زدن وظلم کردن وپدرم به خانوادش هیچی نگفت! وخودشم باطردکردن واذیت مامانم باعثه اینه که ماومامانم دائما نفرینش کنیم خییلی متاسفانه قوی ترازیک مرد معمولیه ودست بزن داره 2تاخواهربزرگترمو زده یاهمیشه درتهدید به کتک خوردن بودن وچندین بار!که نمیشه شمرد به من حمله کرده معتادواینا نیست درظاهر چهره موجه ولی ازمابپرسید چه ماغاشیه ایی زورش زورمردنه دست حمایت ازخانواده بلکه دست بزن دخترا!!!وبه سلیتگی وزرنگی یک زن،دائماازشر خشمش به خداپناه میبریم ومنت این که همین حرف ها که چون من پدرتم پس حق به گردنت دارمو...حتی میتوانم بزنمتان!بد برای مادرم هرچند علیه السلام نیست ولی من ظلمو توی چشمای اونم دیدم وشما میگید که بایست وتماشاکن خوار درچشم واستخوان درگلو وهیچیم نگو چون یه همچین کثافتی را"عاق والدین"میشوی مادر وخواهرم هم میگویند که به پدرت بی احترامی نکن که عاق میشوی توروخدا پس چه کنیم گفتنش خیلی راحته.
5
*****
5 اسفند 1398
جواب من اینه خدا محافظ دینی که فرستاده هست اما جواب دوستانی که از یه جنسیم و میدونیم کسی جز هم دردمون حرف ما رو نمیفهمه : مشکل ما فقط با یه قانون حل میشه حمایت از فرزندان همون چیزی که در بلاد کفر دارن ولی اگه ما داشته باشیم گناهه درد ما بی قانونیه که درست کردن تا از این اب گل الود شده برای خودشون ماهی بگیرن دزدی های بیلیاردی و خیانت هایی که قراره تو صفحه تاریخ گم بشه ما رو سرگرم همچین مشکلاتی که حل شدنش خیلی ساده است کردین ولی دنیا اینطور نمی مونه
1
*----
3 اسفند 1398
به نظر من اگر پدر مادر به شما ظلم و ستم کردند باید تحمل کنید ولی اگر بیشتر شد برایشان دعا کنید اما اگر دیگر غیر قابل تحمل شد از آنها در پیشگاه خداوند شکایت کنید و آنها را امر به معروف و نهی از منکر کنید تا خداوند به دادتان برسد.
1
*----
28 بهمن 1398
نویسنده ی این متن حرفهای خوشگل وزیبایی میزنه ولی کساییکه توخونه ازطرف والدین موردظلم تحقیرقرارمیگیرن به این متن نگاه میکنن ولبخندتلخ میادرولباشون. . .مثل من.بایدجای ماباشین بایدزندگیه ماروازاولش زندگی کنین تابفهمین چی میگیم وگرنه درک این قضیه که پدرومادرمیتونن ظالم باشن براتون خیلی سخت میشه.بهتون حق میدم که درکمون نکنین وزبونمونونفهمین،ولی خداشاهده که بغض دیگه به خرخره مون رسیده که اومدیم زخمامونواینجابازکردیم.حاصل بدرفتاریه پدرومادرم شدیه وحشی . . .شد من.یاعلی
5
*****
23 فروردین 1399
به نظر من آدم یتیم باشه راحت تره تا بخواد با یه مادری زندگی کنه که اصلا تو رو درک نمیکنه اگه مارا درک می‌کرد باعث نمی شد که با به اینجا بیاییم وحرف هامونو اینجا بزنیم از نظر من مادری که می خواهد با فرزندش این طور بر خورد کنه همون بهتر نباشه
1
*----
28 فروردین 1399
سختمه چرت و پرت بشنوم هر چیزی دور از منطق رو بخورد مردم جاهل دادین که تهش این شده پدری که بین بچه هاش چه در برخورد چه از لحاظ مالی و .. تفاوت گذاشته و یکیو به زور برده بالا و یکی تا تونسته کوبونده فقط خدا نخواسته له بشم شما چی میگین این پدر لایق چی هست اخه احترام و محبت به همچین پدری توهین به شعور ادم هست یه کم از جهل و خرافات فاصله بگیریم و با واقعیت ها درست کنار بیایم خدا خودش گفته زیر بار ظلم نرو شما چی میگین
5
*****
29 فروردین 1399
من یه روز با پدرم بحثم شد اون چوب لباسی رو برداشت و زد تو سر من و سر منو شکست بعد جالب اینجاست که وقتی زد رفت نشست جلو تلویزیون چایی خورد نزاشت مادرم منو ببره بیمارستان من زنگ زدم صاحب کارم بیاد منو ببره بیمارستان تازه این یکی از بی شمار ترین کار هایی هست که با من کرده اند من میزدند با تسمه به من حتی پول تو جیبی هم نمیداندند حتی نمیزاشتند برم تو کوچه با دوستام بازی کنم انگار من زندانیشونم یادمه از کلاس سوم دبستان تمام کار های خونه رو انجام میدادم تا به این سن دیگه خسته شدم دارم دیوونه میشم بهم تهمت میزنن واقعا احترام گذاشتن به همچین پدر و مادری جایز است واقعا خدا فقط یک طرفه
2
**---
10 اردیبهشت 1399
سلام من زن 32 ساله ای هستم که همه کار واسه مامانم میکنم.حتی بیش خیییلی بیشتر از بقیه خواه برادران بهش محبت میکنم و او هر بار بین من و خواهرم فرق می‌ذاره.انگار که نه من دخترم و نه همسرم دامادش و نه بچه هام نوه اون.و هر بار منو با حرفاش میرنجونه...خیییلی خیییییلی ناراحت میشم و اشک میریزم که حرفایی غیر قابل تحمل میزنم.اخه این حق من نیست.خیلی چیزا ازش دیدم و بازم به روش نیاوردم....یعنی خدا این دل شکستن ها رو میبینه
1
*----
12 اردیبهشت 1399
بچه های گلم همتون حق داشتید اما اونقدرا هم این چیزا مهم نیست من یه پدر ورشکسته داشتم که همش تو فکر و عصبانی بود و حتی یکبارم اسمم را صدا نزد و ۲۰ سال الزایمر داشت اونقدر زندگی با یه آلزایمری سخته که نمی تونید تصور کنید اما همیشه بچه هاش جایگاهشا نگه داشتن تا پیر شد و مرد و یه مادر که فقط صبر می کرد و من که از بچگی می فهمیدم خانوادم حمایت میخوان درس خوندم سرکار رفتم تو یه اداره افتصاح اداه افتضاح با حقوق کم قراردادیکار کردم بشون کمک کردم تا اینکه بچه ها رفتن و دستمون باز شد اما متاسفانه درد من حماقت و لجاجت مادرم بود اون هرگز از خواستش کوتاه نیامد. و ازمن داماد پولدار می خواست در صورتیکه من قیافه و هوش و ایمان می خواستم الان ۴۵ سالمه و مجردم با اینکه قیافه ام خیلی خوبه جوابشم اینه خدا نمی خواسته در صورتیکه ۲۰ سال باهم جرو بحث کردیم بارها گریه کردم و ازش خواهش و تمنا کردم و همیشه ازش مراقبت کردم اون همیشه اسم خدا را پیش می کشه برای رنجا و زحمتام حرفی ندارم ولی اگر دین داشت می دونست نباید جلوی ازدواج کسی را بگیره و اگر عقل یا محبتم داشت این کارا نمکرد الان از من محبت می خواد و توجه چون پیر شده اما من بازم با صبر از یه دیونه نگهداری می کنم اما کارایی که انجام میدم از محبت نیست از وظیفه قبلا ازش نفرت داشتم اما الان آنقدر پیره که نمی تونم ازش نفرتم داشته باشم حالا خیلی خوشبختم مجبور نیستم کار کنم و پدرفقیر و مریض روانیم مرده و خواهر برادرهام هم فقیر نیستنو دیگه خواستگاری ندارم که به خاطر رفتار مادرم زجر بکشم. و اینهمه خوشبختم . بدون اینکه غیر از خدا کسی را داشته باشم و از زجر کشیدن راحت شدم
2
**---
23 اردیبهشت 1399
من مشکل از خودمه یادم میاد از قتی که بدنیا اومدم با همه خوب بودم ولی با مامانم بد و همیشه خدا تقصیر مینداخت گردن من من میدونم مامانم خیلی پسر دوس داره با اینکه رابطش با بابام خوبهاما همیشه باهاش دعوا داشتم طدری شده این اخریا که بهم از سگم کمتر محل میده نمدونم چیکار کنم دیگه اون بم ظلم نمکنه اما واقعا زندگیم خیلی بد شده خودتو بزا جای من مامانت درکت نمکنه هیچ دوستی نداری پدرم که هیچ وقت خونه نیس من باید چی کار کنم؟😔
1
*----
28 اردیبهشت 1399
واقعا جواب ... است... والدین نمیتونن ذره ای ظلم در حق فرزند مرتکب شوند.... و عاق فرزن میشن... پاسخگو دینو درست تحویل بده یکطرفه حرف نز ... ماهم دینو می‌فهمیم چرا بلد نیستی ...
1
*----
6 خرداد 1399
لطفا با کلی گویی ملت رو گول نزنید.از بچگی تا جوانی رو پای منبر امام حسین و هیات بود هرچی گفتن گوش کردم تو زندگیم پیاده کردم احترام پدر و مادر خودم و همسرم رو حفظ کردم زندگی مو از حروم حفظ کردم. تو بحث خیلی خیلی قناعت داشتم. واقعا برای خودم و همسرم مال و ثروت اهمیت نداشت حتی من و همسرم تو کل مراسم عقد و عروسی و خرید ازدواجمان هیچ دخالتی نکردیم. اما سراسر توهین شنیدیم. کم کاری دیدیم ولی دم نزدیم حرف و اعتراض نکردیم. اما تماما پشت ما حرف و دروغ و غیبت و توهین گفته شد حتی آبروی مارو جلویی غریبه بردند مارو خسته کردند. من۳۰ سالم هست دو فرزند پسر دارم . همسرم هم خانم محجبه و از خانواده روحانی. خودم هم از خانواده حزب اللهی هستم. اما هیچ کدام برای من دیگه ملاک نیست. مخصوصا اگر بخوام برای بچه هام زن بگیرم تموم اسلام چهارتا نماز و روزه و حجاب و تسبیح دست گرفتن نیست ریاکاری نیست. اخلاق مهمه. مهربانی مهمه حمایت از بچه ها مهمه خوش برخوردبودن مهمه. پس با چرندیات وقت ملت رو نگیرید. این همه میگن زندگی پراز معنویت زندگی خدایی.
5
*****
4 تیر 1399
دوستان عزیز شرایط اکثر دوستان رو خوندم و برای تک تک شما عزیزان آرزوی روز های بی دغدغه و پر از شادی رو دارم.توکلتون به خدا باشه که مهربان ترین مهربانان هست.من بی احترامی به والدین کردم و از خدا و امام مهدی میخوام از ته قلب منو ببخشن و کمکم کنن که همیشه راه درست رو برم و همیشه والدینمو با تمام خوبی ها و بدی هاشون دوست داشته باشم.من قول میدم برای همه تون دعا کنم و ذکر بفرستم.ان شاء الله حضرت فاطمه به همه تون نظر کنه و معجزه کنه توی زندگیاتون
5
*****
4 تیر 1399
mahdi.karimzadeh.com
سلام علیک برادران فقط دعا کنید .گناه نکنید . ظهور نزدیکه ظهور امام زمان عج هممونو میبینه و همین شهدا زندن ما هر کاری میکنیم دارن میبینن ولی نماز و دستورات دینی رو رعایت کنید پدر و مادر بد باشن حتی شما نباید بد اخلاقی کنید چون داره بزرگتون میکنه و منم دلم شیکسته چون امسال نشد برم پیش اقا امام زمان عج هی خدا مارا ببخش. یک روزی هم میرسه صداهاش و قیافش رو نگاه کنید ۳ چیز حتما نگاه کنید یک دریا ۲ چهره پدر و مادر ۳ نگاه به سوره قران . یک نصیحت :میخواستید عاشقی کنید با اقا امام حسین ع عاشقی کنید . زندگیتون یاحسین ع بشه خداکنه انشاالله یاور امام زمان عج بشیم تو لشکر۳۰۱۳ تا باشیم . انشاالله . من حتی فشار خون هم دارم . فقط به خاطر خدا فقط خدا زنده هستم یک چیز قدر بدونید . خداکنه بعد کرونا جنگ شه من برم ارزومه یک ارزو که از خدا میخوام از امام حسین ع و از امام زمام عج میخوام .که شهید بشم همین . حرف دلمو زدم . هر وقت دلتون شیکست یا ناراحت بودید یک مداحی گریوندنی باز کنید گوش کنید مثل مداحی بنی فاطمه وحاج مهدی رسولی وووو . یاعلی مدد خدانگه دار ☺
5
*****
4 تیر 1399
....
من بچه کوچیک خونوادم. ۲۸ سالمه. از وقتی یادم میاد روز نبوده خونه ما بدون دعوا باشه پدر با مادر مادر و پدر با بچه ها. یعنی به لحاظ روحی داغون داغون. هر وقت یاد حرف خدا میفتم گریم میگیره من از مادر واستون مهربونترم. میگم خدا عدالتتو شکر کجای این مادر من شبیه اون مادریه که تو ازش اسم بردی. تو بگو یه ذره محبت از این موجود هر چقد راهنماییش میکنم تو رو به خاطر خدا این اخر عمری ازین همه فحش رکیک دادن جیغو داد کشیدن ابروریزی دست وردار تو کتش نمیره که نمیره همش میگم تو پیش خدای خودت شرمت نمیاد انقد رو اعصابمونی دیوونم کردی. ارزو داشتم یه بچه پرورشگاهی باشم یا یه روز برم ازمایش خون بدم بگن تو بچه این خونواده نیستی برم شکایتشون کنم بابت تمام سالیان که با روح لطیف و نازک من بازی کردن و ازم یک ادم روانی ساختن خدا ازتون نگذره خدا لعنتتون کنه .. به ذات همچین پدرومادری که فقط لفظ مادر پدرو یدک میکشن
5
*****
5 تیر 1399
سختی هایی که من در زندگی کشیدم قابل وصف و باور هیچ کس نیست ولی صبر کردم و تلاش بی وقفه صبح زود ساعت ۶ صبح کلاس زبان معروفی در خ طالقانی میرفتم ۸ صبح هم سر کار میرفتم تا ۴ بعد از ظهر از اونجا هم میرفتم کلاس کامپیوتر خودمو از علم لبریز میکردم تا راحت تر استخدام بشم اگر از جایی میومدم بیرون همه جا طالب کار من بودند چون زبان و کامپیوتر و بایگانی و تایپ و همه فن حریف بودم وقتی حقوق میگرفتم مقداری به پدر و مادرم میدادم و مقداری هم برای کلاسهای خودم بر میداشتم از زمانی که مفید بودم خیلی منو تحویل میگرفتند و خوشحال بودند ولی قبل از اینکه من خودمو پیدا کنم و تلاش کنم برای نجات خودم چه خفت ها چه فحشها و کتکها را به جان میخریدم ولی به خودم اومدم که باید مفید باشم تا خانواده بهم احترام بزارند و همین هم شد دیگه شده بودم عزیز الان هم عزیزم شما هم باید تلاش کنید مفید باشید درواقع احترام را باید بخرید
3
***--
5 تیر 1399
اراک
۵۰ سالمه هنوزم پدرم از دختر خوشش نمیاد و کوچکترین مشکلی پیش بیاد و من و همسرمم خونش باشیم به من فحاشی میکنه و حمله میکنه و کتکم میزنه و از خونشون بیرون میکنه. هیچوقت جوابشو ندادم و بی احترامی نکردم،تمام زندگی پسراشو خودش ساخت از خرج عروسی ،سرمایه کارو حتی خرید خونه براشون درحالی که کوچکترین احترامی براش قائل نیستن، ولی برای دختر اصلا قدمی برنداشت و جز فحش و کتک از بچگی تا حالا که ادامه داره چیزی ازش ندیدم، فقط به خدا واگذارش میکنم و هیچوقت حلالش نمیکنم
5
*****
5 تیر 1399
من الان 15 سالمه پدر و مادرم سر هر چیز کوچکی بهم گیر میدن خسته شدم همش گوشیم رو چک میکنند با این سنم پدرم روم دست بلند میکنه و همش تهدیدم میکه انتظار داره ن من همیشه نمره بیست بگیرم همش منو با بچه های فامیل و همسایه مقایسه میکنن یادمه یک دفعه من نوزده و نیم شدم کلی منو دعوا کردن و سرم داد زدن دلم میخواد خودمو بکشم ولی میترسم بعدش زنده بمونم و زندگیم از این جهنمی که هست بدتر بشه من حتی اجازه ندارم با دوستام برم بیرون مشکل از دوستام نیستا اتفاقا اونها خیلی مودب و با فرهنگ هستن مشکل از پدر و مادرمه من سالی یک بار به بهونه کار گروهی میتونم با دوستام برم پارک اونم نه پارک معمولی پارک مخصوص بانوان واقعا دیگه خسته شدم
1
*----
5 تیر 1399
همین مملکت
آدم عاقل باشه یا تربیت فرزند یاد میگیره یا میره خودشو عقیم میکنه که قید فرزند رو بزنه....جمع کنید بابا.....من از یه خانواده مذهبی ام!!!میفهمین چه گندی دارن به تصورات من از خدا و دین و ....میزننن؟؟ حالا هی با تفکرات خشکیده خودتون بیاید حدیث و آیه بیارید....من اینارو حفظم!!! . مث آدما حرف بزنین....به کسی هم توهین نمیکنم....یه ذره به علم روانشناسی نوین ایمان بیارین....چیزی ازتون کم نمیشه....مملکتتون نجات پیدا میکنه.....سه چهارتا کتاب حدیث که نمیتونه حجت کامل و تمام باشه،وگرنه دیگه تجربه و علم به درد نمیخوره....طبق همین احادیثتون،امام زمان میان و دین رو که مانند پوستینی برگردانده و وارونه شده بود،به دنیا ابلاغ میکنن،و مردم به خدا ایمان حقیقی میارن....شماها تو نستین با این حرف های تکراریتون این کارا رو بکنین؟ نه دیگه میتونستین که امام زمان لازم نبود.... . هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود وارهد از حد جهان،بی حد و اندازه شود
2
**---
6 تیر 1399
سلام اخه ببين جدا از دعوا هايي كه تو خونمون است اصلا والدينم بهم توجه نمكنن اصن حرف من براشون مهم ني بعدشن مگم ما مي خواهيم بهت كمك كنيم اخه اين چتر كمك كردن اين زندگي منه بس من بايد تصميم بگيرم درمورد زندگيم بايد براشون سه ساعت صحبت كني اخرش هم حرف خودشون مزنن اگه زندگي من ني مخوام زندگيمو خراب كنم اگر هم بكنم بازم خودم كردم شما نبايد تصميمات مهم زندگي رو برام بگيريد بعدشم مگن دوست داريم نمخوام دوسم داشته باشين اخه اين از دشمن بودن خو بد تره اگه به حرفشون گوش بدم خب از علايقم دور مشم و اصن برام فايده نداره و عكس ضرر هم داره و عمرم رو تلف مكنم اگه گوش ندم دوباره بايد باهوش دعوا كنم كه چرا انتخاب اون ها رو نكردم خيلي ديه مخواستم بنويسم ولي نم ينويسم
3
***--
29 اردیبهشت 1399
درسته که احترام به پدر ومادر واجبه ولی این دلیلی نمیشه بخوان هرحور دلشون میخاد با بچه هاشون رفتار کنن ازوقتی یادم میاد پدرومادرم باهم مشکل داشتن اوایل خوب بود تقریبا15ساله که زندگیمون بدتر شد تا الان که دیگه به اخر خط رسیدیم حتی بهشون گفتم نمیسازین باهم طلاق بگیرین ولی هیچکدوم هیچکاری نکردن نه واسه ساختن مجدد زندگی نه واسه طلاق هرمی واسه خودش زندگی میکنه هرکی هرکاربخاد میکنه باهرکدومم حرفی میزنم داد وبیدار میکنن سرم وفحش و بد وبیراه توهین تحقیر منت سرکوفت و...چندین ساله دارم فقط تحمل میکنم تو مدرسه همیشه افت تحصیلی داشتم مادرم باکتک و سرکوفت درسامو باهام کارمیکرد به زور وکتک درس تو مغزم فرومیکرد تو راهنمایی به بعد ول کرد گفت من بلدم نیستم درسارو باهات کارکنم تو مدرسه معلم درس میداد یادنمیگرفتم جراتم نداشتم برم بپرسم همیشه تو کلاس تنهامیشستم باهیچ کس حرف نمیزد میترسیدم...سال سوم راهنمایی تجدید اوردم تو دبیرستانم ترم پشت ترم تجدید ومردودی چندسال طول کشید تا تونستم بزور یه دیپلم کشکی بگیرم الانمهنوز ضعف دارم نه میتونم درس بخونم نه میتونم کار پیدا کنم نه کلاسی نه باشگاهی اینم خوب بودم این مشکلات به روان و روحیاتم برمیگرده واینم مطمئنم حداقل 70درصد شکستم مقصرش خانواده و مدرسه بوده وهنوزم هست تامیگم مقصر شمابودین شروع میکنه تحقیر کردنم که تو خنگی نفهمی میخاستی درستو بخونی که الان بیکار نباشی بی عرضه ای وفحش وتوهین بچه داری مگه فقط بزرگ کردنشه؟؟بلانسبت شما یه حیوون هم بلده غذا به بچه هاش بده این مادری کردن و پدری کردنه؟؟پیرشدم ولی محبت ندیدم عذاب کشیدم هزار جور تحقیر وتوهین شنیدم ولی یکبار فقط یکبار احترام ندیدم الان که یه ادم عاقل وبالغ شدم چراهنوز باید حسرت خانواده دوستامو همسایه هارو بخورم؟؟منم هم سن اونام ازدواج کردن درس خوندن کار کردن ....ولی من هنوزم دارم درجا میزنم هیچ خاستگاری ندارم هموناییم که بودن خانوادم یه عیبی روشون گذاشتن و ردشون کردن گناه من چیه تو این زندگی باید پاسوز دوتا ادم بی منطق و بی فکر بشم؟؟چرا باید احترام بذارم بهشون وقتی اونا حتی ذره ای احترام به مانمیذارن بخدا اگه تو‌پرورشگاه بزرگ میشدم بهتر بود حداقل به یه جایی میرسیدم خانواده اکثرمواقع تو اینده وسرنوشت وشخصیت بچه ها دخیله چه تو بدبخت شدنشون چه تو خوشبختی
5
*****
31 اردیبهشت 1399
پدر من یک آدم بی غیرتی . فقط زبونش سر ما درازه . مرده شور همچی کسی رو ببرن .
5
*****
29 اردیبهشت 1399
زنجان طارم
به نام خدا.........من میخواهم از زندگیم فرار کنم یعنی پدر و مادرمن منو حساب نمیکنن با من قهر میکنن اصلا نمیدونم چکار کنم بخدا خسته شدم.........
5
*****
1 خرداد 1399
من الان ۱۵سالمه سه ساله فهمیدم منو ازیتیم خونه آوردن قبل ازاونم هی منو میزدن الانم ناراحتی قلبی گرفتم‌
1
*----
6 خرداد 1399
سلام.من خودم اینقد ازبچگی بهم بی توجهی وبدرفتاری شدخیلی خلاصه میگم که حز دعوا ما چیزی نداشتیم که همون اویل بچگی سلول های مغزم اسیب دیدن وسال ها استعدادهای وبخش عظیمی از فهم وتوانایی تفکرم وقدرت ذهنم را از دست دادم اما با این وجود سیر زندگی ام به سوی خدا ودین جهت گرفت تا اینکه در جوانی با قران اشنا شدم وبه طرف حفظ رفتم وبطور خلاصه بگم که اعجاز ایات قران رو بعینه دیدم وتمام مشکلات ذهنی وروحی من با حفظ قران که لطف خاص خدا بود به شکل پیچیده ای حل شد ولی کماکان با خونواده وبذحنسی اونها نمیتونستم بسازم که خیلی زجر کشیدم تا اینکه بعداز مدتها سختی وزجر فهمیدم فقط باید نیت رو برای خدا خالص کرد و علاوه بر اینکه میدونی خونواده وپدر ومادر ادمایی خوبی نیستن تا جایی که میتونی باید برای رضای خدا به اونها احترام بگذاری واین فشار روحی رو با تفکر در مورد کسب رضای خدا از بین ببری.....
1
*----
10 خرداد 1399
سلام منم یکی از اون بدبختای روزگارم که مادرم بعد ۶۰ سال که زیر دست پدرم کتکای بد خورد و فحشای ناموسی شنید بالاخره دووم نیاوورد و مرد؛ بدیهاو کارای خلاف بابام و دید از زندگیش هیچی نفهمید چون پدرم پولاش و جای دیگه خرج میکرد بعد به مادر عین دست گل من تهمت میزد که ۴ تا بچه براش آورده بود این زن فرشته بود توی ۴۰سال زندگی مشترکش دم برنیاورد فقط به خاطر بچه هاش اونوقت بابام بعد فوت مادرم ۳ تا بچه مجرد خودش و تو خونه گذاشت و رفت دنبال هوس خودش .....به یکسال نکشیده زن گرفت؛ هیچ نگفت این بچه ها اون همه که عذاب کشیده بودن حالا بمونم سر و سامونشون بدم؛ اصلا نگفت اینا نون دارن واسه خوردن....رفت بعد چند سال ما خودمون از بی کسی رفتیم دنبالش ولی اگر بدونید بعد کلی محبت که از سر دلسوزی که گفتیم گناه داره پیره بهش محبت کنیم حالا دوباره سر پیری داره همه مارو اذیت میکنه سر اون زنیکه ای که گرفته.....پدر شوهر و مادر شوهر منم از اون نمونه مادر پدرایی هستن که امیدوارم خدا به زودیه زود جوابشونو بده و لعنتشون کنه که زندگی من و با حرفاشون و پر کردن بچشون سیاه کردن ایشاله روشون سیاه بشه این دنیا اون دنیا؛ ما چند بار تا پای طلاق رفتیم بخاطر دخالتاشون ولی شوهر من چون داره به حرف امثال کسایی که نفسشون از جای گرم در میاد و مثل کسی که این مقاله رو نوشته فقط سفارش پدر و مادر و میکنه همسر منم فقط پدر مادرش و میبینه؛ نمیدونید من چه کتکایی که نخوردم چه فحشایی که سر اونا نشنیدم از مراسم عقد و عروسی و ماه عسل بگیر تا زایمانم از دماغم اومد فقط بخاطر اونا تورو خدا برام دعا کنید دارم میمیرم از بسکه عذاب کشیدم تو این دنیا؛ بخدا قسم من و خواهر برادرهامم آدمیم حق زندگی داریم دعا کنید خدا جواب پدر من و پدر مادر همسرم و به زودی زود بده و این دنیا و اون دنیا بسوزن ...به نظر من پدر و مادر فقط ۲ تا اسمه که اینا بزرگش کردن هرکسی لایق این اسامی نیست هر پدر مادریم دلسوزه بچش نیست؛ به همتون پیشنهاد میکنم آق ولد کنید کساییکه شمارو آزار دادن این حق ماهاست ولی کسی بهمون یاد نداده التماس دعا
4
****-
12 خرداد 1399
هرمزگان
من دخترم و ۲۶ سالمه پدرم پول داره اما من جیبم ماهی ۵۰ به زور دارم، البته پول نمیخواما ازش اما حتی نمیزاره کار کنم، نمیزاره شوهر کنم، ۷۰٪ سهام شرکت به اسم برادرم که از من کوچیکتر هست زده هر شب برادرم بیرون با دخترا با پسرا اما من باید ۱۰ خونه باشم و ادعا میکنه که ابروشو‌میبرم نا گفته نماند، وقتی فهمید من یه جنین دخترم دنیاش ریخت به هم (با اینکه با خودم برکت اوردم به زندگیش بنابه گفته ی اطرافیان) منو کتک میزنه تو جمع تحقیر میکنه اجازه اظهار نظر ندارم داداشم به همچنین . تنها باشیم که نگم چقدر بد میزنه، در حدی که بعضی موقع ها به زور به زندگی بر میگردم تاوان چیو پس میدم؟! قران چیزی نگفته در این مورد؟! یا علم اونقدر پیشرفت نکرده که جنین رو تبدیل به پسر کنه؟! چرا ایران کمپین مشاوره و کمک روحی واسه دخترای جامعش نمیزاره؟! که حداقل تو زندونمون با ارامش کتک بخوریم.
1
*----
11 خرداد 1399
حداقل آی کیو بنده ۱۵۸ هستش اما پدر و مادرم هر وقت من صحبت می کنم من رو به سخره میگیرن.هر وقت از اونها درخواست می کنم که مثلا من رو در یک آزمون ثبت نام کنن یا به من محل نمیدن یا با فحش من رو میفرستن تو اتاقم. واقعا تنها دوست من کتاب هایی که دارم هستن و کلا توی فامیل تنهام.با اینکه کلاس ششم و هشتم رو جهشی خوندم پدر و مادرم همیشه به من میگن احمق و من رو جلوی فامیل مسخره میکنند. اون ها بهم میگن که تو هیچی نمیشی و یک انسان بی خاصیت هستی. دوستان یک نابغه مثل انیشتین با پشت وانه ی پدر و مادرش یک نابغه شد اما من هر کاری هم که بکنم هرگز با این پدر و مادر به جایی نمی رسم. دوستان خواهش می کنم به من یک پیشنهاد بدید چون اصلا دوست ندارم آیند تباه شه
1
*----
14 خرداد 1399
اراک خبابان شریعتی خیابان فجر
من مادری دارم که هیچ چیزی از زندگیش و برای بچه هاش نمیخواد و حتی حق و حقوق خودشون هم بهشون نمیده دوتا خواهر دارم که ازدواج کردن چند ساله و من سه ساله که عقد کرده ام و واقعا من و با کاراش دیوونم کرده هیچ محبت سرش نمیشه هیچ این که بچم نداره کمکش کنم چون واقعا میدونم که وضع مالیش خیلی عالیه و اینو همه هم میدونن ولی به من هیچ کمکی نمیکنه به زور در ماه ۲۰۰ هزار تومن بهم میده تمام کادو های سر عقدمو بالا کشید و هیچی هم بهم نداد تازه فهمیدم که یک سریا برام ربع سکه اورده بودن من پسر زحمت کشی هستم ولی خدارو خوش نمیاد اینجوری با من رفتار کنه الان هم فقط در حد حرف داره میگه که پولای عروسی هر چقدر شد میده به من ولی ازین حرفا زیاد زده و بعد زده زیرش من چیکار باید انجام بدم من از حق خودم نمیگذرم به خودشم گفتم توی این سه سال من ریزش مو گرفتم اعصابم ضعیف شده و واقعا دارم دیوانه میشم تازه خودشم رفته برام زن گرفته ولی به حرف فقط گفته که همایت میکنم ولی بهم میگه همینی که هست و مدام به همسرم گیر میده و میخواد اونو پیش من بد جلوه بده من چیکار کنم تورو خدااا کمکم کنید.
5
*****
14 خرداد 1399
من حوصله رفت و آمد با پدر و مادرم رو ندارم، به نظرم رابطه نداشتن باهاشون کم ضرر تر هست. ولی با خوندن این درد دلها یه چیزی به ذهنم رسید. اینکه بعد سالها هممون خاکیم و نه خانی اومد و نه خانی رفت. پس من رابطه ای برقرار نمیکنم و اومدن که قدمشون رو چش نیومدن بیخیال. بچسبید به زندگیتون. اونایی هم که ناچارن تحمل کنن خدا صبر بده این دوران هم تموم میشه
5
*****
14 خرداد 1399
پدرم اکلی بامن قهر میکنه حرف های رکیک به من میزنه اصبانیتشو سر من خالی میکنه همش به خواهر کوچکم که 6 سالشه میرسه و انگار که من بچش نیستم با اینکه 11 سالمه همش منو میزنه شما یک کمکی بهم بکنید هروز که میاد خونه به همه سلام میکنه ولی به من حرف رکیک.میزنه منو میبره تو اتاقم کتکم میزنه بعد بهم میخنده تو رو خدا کمکم کنید
5
*****
15 خرداد 1399
با سلام نفرین خدا بر پدر و مادری که بین فرزند پسر و دختر خود فرق می‌گذارد. مادرم فقط عاشق فرزند پسرش است و من ذره ای محبت از مادرم ندیدم. خداوند شاهد تمام ماجرا است. تمام نامهربانی های مادرم. من نفرین نمیکنم ولی مادر و برادرم را به خدا واگذار کردم. خداوند آه مظلومان و دلشکستگان را جواب می‌دهد. تبعیض شدیدی که در خانوده ما حکمفرما است، اصلا مثال زدنی نیست. و خداوند شاهد همه چیز است. همه کسانی که من را در زندگی اذیت کردند را به خدا واگذار میکنم.
1
*----
17 خرداد 1399
سلام به بچه ها.نشستم سه ساعت کل پیام هارو خوندم الان میبینم من تنها نیستم خیلی ها مثل من اند من یه بچه 15 ساله ام که یه پدر آشغال عوضی دارمو مامانم مثل فرشتس و یه آبجی 3 ماهه دارم. هرروز با داد ی بی داد هاش ابجیمو میترسونه منو میزنه یعنی دارم دق مرگ میشم مادرمم همینطور ریگ نمیتونم با همچین کسی زندگی کنم کسی میدونه چجوری از پدرم جدا شم شواهد کودک آزاری و همسر ازاری دارم ازش فیلم گرفتم فحش دادنشو ضبط کردم کجا ببرم کع شکایت کنم ازش ؟اگا میدونید لطفا کمک کنید. ترخدا .
5
*****
28 خرداد 1399
بنظرم اگه خانوادتون مثل خانواده ی من بی مسئولیت و شیطان پرست بودند هر موقع که متوجه شدین سعی کنید که بسرعت روی پای خودتون بایستید و در مقابل کارهای بدی که مجبورتون میکنن انجام بدین خودتونو بزنید به مریضی تا وقتی که بتونید برای خودتون منزل تهیه کنید بهرحال این چیزی بوده که خدابرای ما خواسته تا سعی کنیم مشکلاتمونو حال کنیم و تکامل پیدا کنیم این روزها نیز میگذرد
1
*----
27 خرداد 1399
فارس
با پدرومادری که به شما بی احترامی میکنند احترام نزارید چون خودتون بی ارزش میکنید وقتی باشما مث آشغال رفتار میکنند مث آدم رفتار نکنید مایکبار بدنیا میاییم چرا بخایم بخاطر چنین افراد پستی زندگیمون خراب کنیم
1
*----
30 خرداد 1399
تهران.شهرری.ابوذر۳
سلام من ۱۲ سال سن دارم که بابام ۱سال پیش پیش به من دومیلیون وپانصد داد مامانم پول را بدون اجازه من خرج کرده وقتی که فهمیدم گفت پولتو می میدم وچند ماه دیگه پانصد هزار ازمن قرض گرفت وشود۳میلیون یکساله پول منو نداده
5
*****
1 تیر 1399
زیر سقف خانه
فرزندان عزیز ایران زمین این سوال بسیار بزرگیست؛ چرا همیشه لزوم احترام به والدین تبلیغ شده ولی لزوم احترام به فرزندان اصلا گفته نشده؟ چون همه کسانی که در این مورد حرف میزنند خودشان پدر یا مادر هستند و آن چیزی را می‌گویند که به نفعشان است من در عمرم پدر یا مادری را ندیده ام که یکی از این رفتار های زشت را در خانواده اش نداشته باشد مثلا تبعیض یا تحقیر یا کتک کاری فرزندان و... اگه شهید مطهری الان بود همین موضوع رو میگفت .تا جایی که من فهمیدم اجرای دستورات اسلام بسیار سخت است زیرا فرزندان باید تحت هر شرایطی به والدین بیاحترامی نکنند که بماند بلکه احسان هم بکنند ولی یه چیز دیگه هم فهمیدم اونم اینکه والدینی که فرزندان خود را اذیت کنند با پس گردنی میرن ته ته جهنم
1
*----
1 تیر 1399
هه تا کسی خودش مادر بددهن و نفرین کننده و بیخاصیت که ذره ای بفکربچه هاش نیست و فقط براشون اسباب زحمت و رنج و شرمندگیه نداشته باشه حق دادن نظرات بی اررزش که باید احترام بذاری و غیره نداره تا نچشیدین ظلم و نفهمیه مادر رو نمیتونین حال بچه هاشو درک کنین امیدوارم مادرم عقوبت کاراشو تواین دنیا نخوادبده که دودش بازتوچشم مابره ومجبوربشیم نگخداریشم بکنیم خدا خودش بین والدین نفهم و ظالم و خودخواه وبچه هلی مظلوم حکم کنه که واقفا بزرگترین بدبختی یه آدم داشتن مادر نادان و خودخواه و راحت طلب و بی وجدانه
5
*****
19 خرداد 1399
سلام وقت بخیر....اگر پدری دو خانواده داشته باشد وهمه دارایی شو به خانواده اولش بده و به اون خانواده دیگه ظلم کنه حرفای نامربوطی بزنه و بره پیش مردم از بچه هاش بد بگه و حرفای زننده ای دربارشون بگه و وقتی این حرفا به گوش این خانواده مظلوم برسه و یکی از اون بچه ها دیگه طاقتش طاق بشه بخاطر ظلمی که در حقشون شده وحرفای ناروایی که پدرشون جلو مردم بهشون بگه به پدرش بگه دیگه نمیدونم تو پدرم هستی دیگه اسممو نیار،این فرزند گناه مرتکب شده؟
5
*****
23 خرداد 1399
سلام من یه دختر نوجوان پونزده ساله ام من پدر و مادری دارم که هر روز خدا منت به دنیا آوردنم رو سرم میذارن خب مگه من خودم میخواستم به دنیا بیام شما خودتون با خواست خودتون منو به دنیا اوردین منتم سرم میذارین؟؟ یک بار اینو به مادرم گفتم و جلوی بابام گریه زاری راه انداخت ضجه مویه کرد داد و بیداد کرد بابام هم با کمربند اومد سراغم مامانم متظاهر خیلی خوبیه هر وقت یه بحث تو خونمون راه میفته که نمی تونه دلیل منطقی براش بیاره گریه زاری و داد و بیداد راه میندازه و دقیقا حواسش هست که بابام هم اونجا باشه و بابام هم میاد و منو می زنه اخه چجوری یک مادر همچین کاری با فرزندش می کنه. من هر روز خدا فحش و بددهنی میشنوم فقط از آدم توقع دارن خودشون توی دعوا با بچه هاشون هر چی از دهنشون درمیاد می گن و هیچی در این مورد به ما یاد ندادن و انتظار دارن ما موقع دعوا از خودشون الگو نگیریم و فحش ندیم. البته خب از نظر مادی هیچ چیزی برام کم نذاشتن و واقعا در این مورد ازشون ممنونم ولی خب قبول نمی کنن که با این کارهاشون شخصیت بچه رو خورد می کنن و بچه رو عقده ای بار میارن. اینا همه‌ی کارایی که می کنن نبود مثلا بابام هر مشکلی داشته باشم بیام بهش بگم میگه برو بابا سوسول همینه که شما اینجوری بار اومدین... بعد شروع می کنه از رشادت ها و حماسه هاش تعریف می کنه درصورتی که وقتی خودش مریض میشه یا یه مشکلی داره زمین و زمان رو به هم میدوزه و درضمن بابام خیلی دیکتاتوره و اصلا به حرف های بقیه ی اعضای خانواده حتی مادرم احترام نمی ذاره و هر چی بقیه بهش بگن آخر سر کار خودشو می کنه به خاطر همین کاراش مامان بابام تا مرز طلاق پیش رفتن الان که به اون روزا فکر می کنم هم گریم می گیره بعد از اون موقع من دیگه هر گز اون آدم قبلی نشدم من یه دختر شاد و بانشاط بودم ولی الان گوشه گیر و منزوی شدم و تو لاک خودمم و اگه بهش اینا رو بگم پوزخند می زنه بابام حتی به مامانم خیانت هم کرد .... نمی دونم چی بگم واقعا حس می کنم من تو این سن کم چیز هایی رو دیدم که واقعا قابل هضم نیست برام وقتی یاد شبایی میفتم که مامان بابام دعوا می کردن و مامانم جیغ می زد و خودزنی می کرد و بابام گریه می کرد دستام می لرزه... هر چند وقتی نظرات دوستان رو خوندم فهمیدم که وضعیتم دربرابر بقیه خیلی عالیه ولی هر روز حس می کنم خلاء های شخصیتی بیشتری پیدا می کنم.... خدایا اگه صدامو میشنوی کمکم کن🙏
1
*----
8 تیر 1397
پس ما بد بختا باید چی کار کنیم اگه می خواستیم فقط بشینیم و نگاه کنیم اصلا توی این سایت نمی اومدیم
4
****-
10 خرداد 1397
خیلی سخته.امتحان خیلی سختیه.پدر بی مسئولیتی که اصلا نمیدونه.مردونگی چیه.فقط آبرو ریزی بلده.یه بار ازم که مثلا دخترشم نپرسیده چه مرگته که لااقل بخواد دلیل اعتراضمو بفهمه و مشکلو حل کنه.من اگه بچه لال باشم حوصلش میکشه تو خونه باشه.اگه اعتراض کنم میشم بچه بد.تازه خدا رحم کنه که بخاطر همچین پدری عاق والدین هم میشم.
1
*----
21 تیر 1397
واقعا سر درگم شدم ، من از شدت فشار های روحی پدر و مادرم دچار افسردگی شدید شدم ، حق بی احتذرامی هم ندارم از گل نازک تر هم نباید بگم پس تکلیف چیه ؟ بگذارم با بازی روح و رانم زنگی خودم ، همسرو و فرزندم از هم بپاشه ؟!
2
**---
17 تیر 1397
اگه این جوری باشه می خوام صد سال سیاه نباسند
1
*----
21 شهریور 1397
در واقع به سوال جواب داده نشده و فقط گفته شده در هر صورت حتی اگر ظالم به فرزندان باشند ایشان را میازارید.
1
*----
19 فروردین 1397
ببخشید وقتی مادری به دخترش تهمت میزنه و پدری که با لجبازی سرنوشت دخترش رو عوض می کنه چه باید کرد؟
1
*----
5 فروردین 1397
با مادرهای عقده ای و سنتی و حسود چه باید کرد.
3
***--
21 اسفند 1396
اینطوری اگه ادم یتیم و بی پدرومادر باشه پس خیلی بهتره..چون کمتر زجر میکشه
2
**---
20 بهمن 1398
اگر مادر تمام اموالش را به یک پسرش بدهد وبه پسر دیگر هیچ چیزی ندهد ظلم نیست ؟ با اینکه پسر اول متاهل هست ولی پسر دوم مجرد و معتاد و ده سال است که از خانه فرار کرده . اگر مادر چنین ظلمی کند چه کنیم
1
*----
18 بهمن 1398
سلام پدر مادری که قران و اسلام گفته واقعا پدر و مادر رو گفته, اما مادر من زنگ میزنم میگم کجایی جز داد زدن و فحش دادن و تهمت زدن چیزی بهمن نمیگه بدون اینکه من گناه کرده باشم امروز صبح بیدار شدم دیدم نیست خواستم بپرسم کجاست و کی میاد تا زنگ زدم جواب که دیر داد اخل همپجواب داد چیه زنگ میزنی پولم۵ هزار تومنم گمدکردم تقصیر تو هست پولمگم شد انقده زنگ زدی نه فقط این بار بلکه همیشه فقط مثل بیمار های روانی داد میزنه یه بار اومد خونه چادرش در اورد دور سرش چرخوند چادرش محکم خورد به چشمم منم گفتم این کارا چیه گفت پلم ولم کن خسته شدم از راه اومدم ایا هسته شده باید بی ادبی کنه باید داد بزنه باشه اینکارارو کنه چوبش خودش میخوره چون منم از دستش عصبی و روانی شدم و گناهی هم نکردم و باعث میشه من به موفقیت نرسم و بهدخودش برمیگرده و من قربانی میشم من دست پدر مادرم امانت الهی بودم اماهر دو مشکل دارند و اینکه هر دو از هم جدا شدند حتی تحمل هم رو هم نذاشتند چون اخلاق که الویت اول هر انسانه را در حد حیوان هم نداشتند شما انتظار نداشته باشید که چنین پدر مادری نفرین و لعنت نشند اینا فقط یه مورد خیلی خیلی کوچک بود که من گفتم جیزهای دیگه م تو سایت نمیشه نوشت بچه ها شبیه پدر مادرا میشن هرکی پدرش و مادرش بهجای خوبی رسیده و باسواده و ,,, بجه اش هم در ۹۰ درصد بهاونا میره ااینده خوب داره و بر عکس
1
*----
17 آبان 1398
من با این چیزا کاری ندارم . من بابا و مامانم خستم کردن هرچی از دهنشون درمیاد میگن خدا از سر تقصیراتشون نگذره جلوی دوستام زایم کردن دادزدن کتک زدن . اگر خدا خدا باشه باید صدای آه من جوون ۱۵ ساله رو بده یعنی چون پدر مادر آدمن باید هر کاری میخان بکنن.
4
****-
24 مهر 1398
سلام ممنون از مطلب مفیدتون به نظر می رسه تصویر کالای بد و کالای خنثی بصورت جابجا قرار گرفته با تشکر
2
**---
23 مهر 1398
امیدوارم هیچ فرزندی از والدین و هیچ والدینی از فرزندش متنفر نشود که در غیر این صورت زندگی برای هر دو غیر قابل تحمل میشود حرف منو کسانی که همچین تجربه ی داشتن می فهمن. چند وقتی است که زندگی برام سخت شده همش مورد اذیت خانواده قرار مگیرم .بیشتر از همه مادرم ،مادری که حتی حاضر نیستم یه لحظه ناراحتی شو ببینم. همیشه فکر میکنم اگه خدای نکرده یه ثانیه نبینمش میمیرم. ولی چند وقتی مادرم زندگی رو برام جهنم کرده ،غیبت من پیش خواهرام میکنه ،بد اخلاقی، تحقیر وبی توجهی واز این کارا میکنه حتی برادرم را تحریک،تا دست روم بلند کنه با اینکه همیشه بین منو بقیه بچه هاش فرق گذاشته باز دوستش دارم .خدا کنه این روزهای سخت زودتر تمام بشه
5
*****
8 آبان 1398
دوستانی که این مطالب رو نوشتید فقط من و شما میفهمیم که چی میگیم شاهد کتک کاری ودعوا هستیم یعنی چی من از کتک خوردن مادر شصت ساله ام بگم که پدرم درحد مرگ زدتش مدام در پی قتلشه ..شما که شاهد این چنین زندکی بودین میفهمین ...من الان 40 سالمه هنوز شاهد این کابوسهام..ایا این پدر حقش اق شدن نیست ایا خدا منو مواخذه میکنه که بخاطر ظلمی که به مادرم میکنه بهش بی احترامی میکنم
5
*****
25 مهر 1398
هفده‌شهریور
سلام‌منم‌یک‌پدرم‌بخدای‌بی‌شریک‌هیچ‌پدر‌سالمی‌بدبچه‌هاش‌رانمی‌خواهد‌من‌‌به‌دخترم‌یک‌واحد‌120متری‌دادم‌مفدی‌وبه‌دامادم‌یک‌کارگاه‌برای‌تولیدی‌مفدی‌دلم‌خوش‌بود‌یک‌مرتبه‌این‌دختر‌بی‌چشم‌رو‌ازم‌تشکر‌بکنه‌پسری‌دارم‌مذهبی‌ودریم‌ارگان‌دولتی‌هست‌اونم‌از‌دختر‌نمک‌نشناس‌تره‌ازخدا‌خواشتم‌هیچ‌کدام‌خیرخوشی‌نبینند‌البته‌اینم‌بگم‌تمام‌این‌بلا‌هارازنم‌بسرم‌آورده‌او‌منو‌پیش‌اینا‌‌خراب‌کرده‌فقط‌یک‌کوچیکشو‌بهتون‌میگم‌یم‌نو‌به‌پسرش‌نمیکه‌بره‌بگیره‌یک‌زباله‌را‌به‌پسرش‌نمیگه‌بره‌بگیره‌فقط‌کاری‌که‌ازدستم‌برمیاد‌دستامو‌بیارم‌یالا‌بگم‌خدا‌روزگار‌خوش‌نبینند
1
*----
24 مهر 1398
بلوار ابوذر نصر
سلام بله روایت هست درمورد احترام به پدر و مادر ولی پدر و مادری که بلد باشن یه جاهایی حق بهت بدهند مادری که از دوران طفولت بچه اش کتک بزنه به بچه اش اجازه رشد کردن نده با انتخاب غلط زندگی بچه اس خراب کنه به خاطر ازدواج پسرش دختراش بموند سن شان بره بالا هر کسی به خودش اجازه بده هر حرفی بهت بزنه به هر دری بزنی بسته است هر چی تلاش کنی به خاطر خودخواهی هاشون از قافله ازدواج و زندگی عقبی به یه جایی میرسی میبینی همه در ها به روت بسته است نه حامی داشته نه ادم دل سوزی که کمک ات کنه همه اش به خاطر اینکه حرف بچه هاشون براشون مهم نیست ما پنج تا بچه بودیم همه شیره به شیرهوقتی دیپلم گرفتم برای برادر بزرگم دختر خاله ام گرفتم از تو عقد داداشم تا ازدواج اش تا همین حالا که 18ساله ازدواج کرده ما تو زندگیش جز دعوا هیچی ندیم از فردای بعد عروسیش داداش عروسمان پشت در خونه ما دعوا مرافه راه انداخت شاید بگم کسی نه بارداری زنش دید نه خونه اشو وقتی بچه اش یک سال نیم بود سرطان خون گرفت تازه که کلی اسیری کشیدیم تازه دختر خاله ام تمام بیمارستان در مورد مادرشوهر و خواهرشوهراش بد گفته بود تا اینکه بعد از اون دیگه نرفتیم بعدش بچه اش بعد از سه سال خوب شد ما یه عروس دیگه اوردیم زمان عقد با هم رف و امد داشتن تا میتونست درباره نا بد گفته بود طوری که یه برادر مجرد داشت جایی دیگه زن داد حالا ما دو تا خواهر ها39ساله و37ساله شدین مجردیم ارزوی یه ازدواج داریم دریغ از یه خواستگار زندگیمون شده جهنم از بس اعصابمون خرده سالها تنهایی کشیدیم بی کسی نه فامیل خوبی داشتیم نه همسایه های خوب حتی بعد از اون دعوا های پسرخاله ام همه با ما قطع رابطه کردن همش ام به خاطر خود خواهی پدر مادرم بود در صورتی همه ما بچه ها با این ازدواج مخالف بودیم یه نیست که کمک مان کند حالا همون دختر خاله با همه اون بدی ها دوباره بچه دارشده همش به داداش ام میگه بیاد و رفت امد کنه درصورتی کل زندگی ما رو بهم ریخته اگه کسی این خواند میتونست کمک کنه راه حل بده واقعا زندگیمون جهنم شده افسرده شدیم و نا امید انگار اینده نداریم
1
*----
24 مهر 1398
سلام عرض ادب خدمت دوستان من از موقعی که چشم به دنیا بازکردم انگار چشم به جهنم رو باز کردم من مامانم خیلی تودست بابای بدجنسم زجرمیکشه هنوزکه هنوزه من هیفده ساله هستم بابام بهمون بدی زیاد میکنه خسیس هست بداخلاق هست روانی کم اعصابم که هست نمیشه بهش بگی من میخوام فلان چیوبخرم اگه خریدم هم خوردش میکنه من تاالان هرچی دارم از مامانم دارم اون واقعا یه فرشته هست تابه الانش هم بخاطر منو داداشمو خواهر کوچیم تحمل کرده اون مامانمو زیاد کتک میزنه از خدا میخوام یه بلایی به سرش بیاره نه بمیره نه بمونه زجر کشیدنشو ببیم دوستان برام دعا کنید ممنون میشم
5
*****
22 مهر 1398
من پدرم هیچوقتم منو نمیخواسته همیشه با غیظ نگاهم میکنه ... اصلا بهم محل نمیذاره ..من مریض شدم..بچه بودیم اصلا توجه نمیکرد به ما همیشه مست میومد خونه آبروی ما رو پیش فامیل می برد. مارو سکه یه پول میکرد. فحش میداد با زنای دیگه خیانت می کرد و همیشه میگه که حیف زحمت که واسه شما بکشن مگه ما چیکار کردیم؟؟ اینو تو ذهنه داداشمم کرده اونم هی میگه شما بی لیاقتین
3
***--
15 مهر 1398
هیچ کس از من بدتر نیست دخترم و هنوز خونه ی بابامم پدر و مادرمم معتادن معلول جسمی هستم و با این معلولیت سرکار هم می رم خرج خونه رو هم می دم ولی خودشون که سالمن حاضر نیستن برن سرکار پول از من بدبخت می گیرن تازه طلبکار هم هستن و با نیش کنایه شون آزارم هم می دن احترام چنین پدر و مادری اصلا واجب نیست خدا از سرشون نگذره
5
*****
27 مهر 1398
اخه حالا اینهمه زحمت کشیدین ما رو به دنیا اوردین مهربون باشید و به ما هم خوبی کنید تا دلمون بکشه ازتو راضی باشیم فقط من الان میخوا سریع تر به ۱۸ سالگی برسم تا شاید بتونم برا خودم بدون دردسر برم زیارت گاه ها مسجدا برای اربعین من ناراحتم اخه چرا همیشه با خودم میگم اگه من یه روزی مامان شدم بهترین مامامان برای بچه هان میشم ان شالله همینطور هم میشه ای خودا صدامون رو بشنو😪😭
5
*****
24 مهر 1398
سلام همشیه تو ارزوی اینکه یه بار تووی عمرم بابام بگه دختر بابا دارم میمیرم
2
**---
7 مهر 1398
شمال
سلام مادرم در تمام عمرم منو اذیت کرده و تمام پولهای دوران خدمت رسمی منو ازم گرفته و برای بقیه بچه هاش خرج کرده و در انتها هم وقتی با سن زیاو ازدواج کردم باعث طلاقم شد و بعد از طلاقم هم تهمتهای ناروای سنگینی به من زده پیش فامیا و غریبه . طوری که از خجالت بارها تصمیم به خودکشی گرفتم اما باز منصرف شدم . مادرم دقیقا با من طوری برخورد میکنه که انگار من فرزند خودش نیستم و فقط هوای بچه های دیگشو داره . همیشه به من فحشهای رکیک میده و پیش همه تهمت میزنه . واقعا باید چکار کنم . دارم دق نیکنم . تمام کارهای مادرم کاملا بی دلیله . فقط چون من تحصیلکرده هستم وکارمند شدم بقزه تنبل بودن و درس نخوندن ؛ انگار دلش از من پره به همین دلیل. دارم دیونه میشم الان ۴۸ سالنه و طلاق گرفتم تو خونه با مادرم و بقیه هستم اما همیشه منو اذیت میکنن . تورو خدا بگین چکار کنم
1
*----
3 مهر 1398
لنگر
۳برادر یک خواهرهستیم از مادرم حدودا ۲سال است به رحمت خدا رفته با حضرت زهرا همنشین شود راضی ام بر عکس بدرم فقط برادر بزرگم را همیشه دوست داشته شاید بیشترین زحمت را ۲ برادر دیگر کشیده اند ولی همیشه بی عزت وبی احترامی بهمان شده تا همین لحظه که مشغول نوشتن هستم فقط خدا در ان دنیا به پدرم رحم کند با اینکه اندکی از او راضی نیستم
5
*****
28 شهریور 1398
Mamvakhoda@gamil.com
سلام من چن ماهی هست که رفتم سمت خدا قبل از اینکه با خدا اشنا بشم رابطم با پدرومادرم خیلی افتضاح بود مشکلات همه ی شمارو باهم داشتم بهم محبت نمیکردن دائم بهم تهمت میزد بهم بی احترامی میکردن منت میزاشتن سرم من خودم کار میکردم و پولش مال اونا بود و من هیچ حقی نداشتم و.... حتی وقتای که با پدرم بحثم میشد نفرینم میکرد میگفت هرکی بیاد توروبگیره میگم روانیه خلاصه خیلی اذیت شدم ولی خداروشکر وقتی باخدا ارتباط برقرارکردم تمام این سنگینی هارو خدا از رو دوشم برداشت خیلی خدارو دوست دارم وقتی که در برابر پدرومادرتون صبر میکنید و بهشون احترام میزارین و اینکار رو فقط برای رضای خدا انجام میدین خدا بهتون صبر بیشتری میده خیلی بیشتر من الان خداروشکر هیچ مشکلی با پدرومادرم ندارم در واقعه پدرم بامن مشکل داره و میگه حرف حرف منه ولی من اول نگاه میکنم ببینم حرف خدا و دین چیه اگه حرفش مطابق حرف خدا و دین بود عمل میکنم مثلا از دیشب تصمیم گرفتم نمازجماعت بخونم ولی پدرم خیلی مخالفه میگه اینجوری میکنی کافر میشی خیلی جالبه برام هرکاری میکنم میگه کافر میشی هیچی نمیگم بهش همیشه سکوت میکنم تا امتحانامو پیش خدا بیست بشم فقط راجب گناه های که میکنن بهشون تذکرمیدم ولی اصلا گوش نمیدن منم دوس ندارم ببینم گناه میکنن نمیدونم چیکارکنم فقط هنسفری میزارم تو گوشام که نشنوم و الوده نشم به گناهشون اینا همش امتحان های خداست تا ما بنده ها رشد کنیم کسی توی اسونی رشد نکرده پس تحمل کنید که خدا به وعده هاش توی قران عمل میکنه امتحانش ضرر نداره شماها ارتباطتونو با خدا قوی کنید برای رضایت خدا کاراتونو انجام بدین نتیجه میگیرین اگه برای جلب رضایت پدرومادرتون کاری نکنید هیچ سودی نداره چون هیچ انسانی روی زمین نیست که راضی بشه هرکی هم بگه راضی میشم بدون دروغ گفته انسانها بی نیاز نمیشن شما کسی رو دیدی دو کیلو شیزینی بخوره بگه دیگه تا اخر عمر همین بستمه یا بره یا علم بدست بیاره بگه خب همین کافیه نه هرچقد بدست بیاره باز بیشتر میخواد پس سعی نکنید کسی رو راضی کنید البته یه سری از ادما شاکرن و اونا راضین به رضای خدا یکم تفکراتتونو عوض کنید مثبت اندیش باشین اگه حرفی که پدرو مادر میزنن رو از جنبه مثبت نگاه کنید هیچوقت زندگی رو اینجوری سخت نمیبینید من فقط یه سوال داشتم که ذهنمو خیلی درگیر کرده دیشب راجب عواقب نخوندن نماز داشتم کلیپ میدیدم گفته بودن نگاه کردن به صورت بی نماز گناهه من پدرومادرم بی نماز هستن باید چیکارکنم ؟؟ همین مطلب رو هم سرچ کردم ولی با سایت شما برخورد کردم ممنون میشم جواب منو بدین 🙏
1
*----
31 شهریور 1398
والا دو تا رفیق بی پدر دارم وضعیتشون از من بهتره پدر و مادر اسم مقدس گذاشتن روش نباید هیچی علیهشن بگی والا پدر مادر معتاد هم هست که دست بزن هم داره هستن که بچشونو بفروشن هستن که جلوی پیشرفتشون رو بگیرن واقعا هستن
2
**---
30 شهریور 1398
یک سوال دارم.اگه تنها راه نجات یک آدم مردن یکی ازاعضای خانوادش باشه و مشکل دیگر با هیچ روانشناس و دوا درمانی حل نشه آیا جایزه اونا و کشت؟ لطفایکی بگه.ایا کشتن والدینی که گلوتو فشار میدن تابمیری و تهدیدبه مرگت میکنن و از خونه تو سن 5سالگی میاندازنت بیرون و جلوچشمات رو هم چاقو میکشن و به خون میکشن همو جایزه؟
1
*----
27 شهریور 1398
اینا همش حرفه. همه چیز باید دو طرفه باشه. نه اینکه پدر و مادر ظلم کنن ولی فرزند سکوت کنه. همون طور که پدر و مادر به گردن فرزند حق دارند فرزند هم به گردن پدر و مادر حق داره. مطمئنا خدا هم هر دو طرف رو در نظر میگیره. من خودم دوازده ساله میخوام ازدواج کنم مادرم اجازه نمیده. همه هم بهش گفتن کارش اشتباهه. بدترین نفرین ها رو نصیبم کرده. یک ساله نه باهام حرف میزنه نه سراغی ازم میگیره. فقط زورگویی.میگه هر چی که من بگم چون مادرتم. میگه باید بشینی من واست تصمیم بگیرم. دیگه 35 سالم شده ولی هنوز آزارم میده. برادرام هم فقط تهدید میکنن. مطمئنم که عدالت خدا این نیس
1
*----
22 شهریور 1398
..
من نمیتونم به این چیز ها عمل کنم. اصلا نمیتونم الان افسردگی شدید گرفتم. درسته نوجوانم ولی شش ماه افسردگی رو هیچ روانشناسی طبیعی اعلام نمیکنه. عین اسکلا دارم سرچ می کنم ((با نوجوان چگونه باید رفتار کرد)) بلکه ببینم از من هم طرفداری میشه تا یکم از دردم کاسته شه. مشکل اخلاقی حادی تو خودم نمیبینم خیر سرم شاگرد اول یکی از بهترین مدارس کشورم نه دنبال الکل و کوفت و زهرمارای دیگم نه دختر بازی و غیره. به تعهدات دینی هم پایبندم. تنها حکم دینی ای که دور از ذهن میبینم،همین احترام به والدین هست. اولین بار بود به فضایلم اشاره میکردم.تا حالا نشده بود که این ها رو به رخ بنی بشری بکشم. نمیدونم از من چه انتظاری دارن. زندگی رو به کامم تلخ کردن، اون وقت فکر میکنن من در دنیای بی تعهدی زندگی می کنم و خیلی راحتم. ذره ای درک مدارند. با عالم و آدم قطع رابطه کردیم. عالم و آدم با ما قطع رابطه کردند. مادرم میدونه من با چه رفتار هایی عصبانی میشم،دقیقا همون رفتار ها رو از خودش نشون میده. پدرم سر سوزنی اشکال و ایراد در خودش احساس نمی کنه. انتظارش از من دقیقا همین متن داخل این سایته. بعد با همه این اوضاع و احوال من رو از بدترین نوجوانان به شمار میارن. روزی نیست زخم زبون یا ناسزا نشنوم..... هعی
5
*****
24 شهریور 1398
متاسفانه پدر و مادر من هم بین من و خواهرم و بچه هامون فرق میزاری. خیلی ازشون ناراحتم اما هیچی نمی گم. پدر و مادرم فقط به بچه های خواهرم توجه میکنند و این خیلی آزارم میده. از خانواده ام خیلی دلخورم و احساس میکنم منو رها کرده اند.
5
*****
5 مهر 1398
پدرم منو بزور ب کسی ک نفرت داشتم شوهر داد مادرم هم هر روز بهم تهمت خراب بودن میزنه نفرت دارم ازشون
5
*****
22 شهریور 1398
دنيا هميشه به يه روال نمى چرخه واينجاموندن هميشگى نيست من هم پدرومادرى دارم كه رفتار مناسبى باهام ندارن اما سعى كردم درطول اين مدتى كه زندگى كردم اصلا به كارهاشون توجه نكنم درست بشو كه نيستن حداقل خودم رو از آسيب روحى حفظ كنم تا بتونم به راهم ادامه بدم شما هم بگذريد وواگزاركنيد به خدا مطمعن باشيد خدا هيچ ظلمى رو بى جواب نمى زاره وسعى كنيد روى پاى خودتون بايستيد وتوقعتون رو هرچند حق با شماست از پدرومادرتون وامثال اونا كم كنيد تا بهتر زندگى كنيد
1
*----
23 شهریور 1398
چرا همیشه ظلم برنده میشه من 15 سالمه ولی پدر و مادرم هر روز منو کتک میزنن تا جایی که کبود میشم و از دماغ و دهنم خون میاد اما همیشه ناز برادرم را می‌کشند اونا به آرزو هام میگن مسخره و همیشه مانع رسیدن به اون ها میشن پدرم مال زیادی داره مادرمم همینطور اما حاظر نیستند تنها تک تومنی برای من خرج کنن اونا منو تو انباری میندازن و در رو به روم قفل میکنن با این وضعیتی که پیش میره اگه خودم رو بکشم به نفعمه اون وقت مجبور نیستم هر روز فحش بشنوم و کتک بخورم خدایا اگه صدای منو میشنوی کمکم کن خواهش میکنم
1
*----
21 شهریور 1398
آخه مگه ما خواستیم که به دنیا بیایم که منت دنیا آوردن سرمون باشه،خوب بچه دار نشن، اگه میخوای بچه رو ناراحت کنی چرا به دنیا میاریش
1
*----
19 شهریور 1398
احساس میکنم یه جایی کار میکلنگه همه شاکین منم بدتر جالب اینجاست حدیثاتون مزه ظلم میدن همینارو میگین که بچه ها خودتشون دار میزنن و شکنجه میشن و اخر سری پدر نه زندانی میشه نه مجازات
1
*----
12 شهریور 1398
اسلام در مورد پدرو مادر بد دهن چی گفته؟ در مورد پدری که با ناسزا ابرو بچه اش و جلو همه میبره چی؟ در مورد پدری که پشاگت سر دختر دم بختش پیش همه کسی و ناکسی غیبت میکنه و ازش بد میگه چی؟ در کنار همه اینها در مورد پدری که هیچ مسیولیتی در قبال بچه اش نداره و اونو بی پول میزاره چی؟ در مورد پدری که یک بار پول به دخترش نداده چی؟ ودردناک تر اینکه نفرین میکنه سیاه بخت بشه چی؟
1
*----
19 شهریور 1398
پدر مادر من خودشون مي گن ساعت ٦بريم بيرون بعد كه ساعت ٦ شد مي خوابند بعد ساعت ٩ مي ريم بيرون
5
*****
12 شهریور 1398
قسمت سوم امّا آیا اگر اطاعت‌شان، منجر به معصیت شود در اینجا باید اطاعت کرد؟ اگر مقصودتان از اشتباه، اشتباه شرعی است مثل این که به کارهای خلاف شرع دستور دهند، در چنین موردی باز هم احترام‌شان لازم است، امّا اطاعت از آنها جایز نیست، زیرا در معصیت الهی و کارهای خلاف شرع از هیچ کس اطاعت جایز نیست.(۸) به فرموده صریح قرآن اطاعت از پدر و مادر در موارد زیر واجب نیست: ۱- اگر پدر و مادر انسان را از یکتاپرستی باز دارند و به شرک و انحراف از حق بخوانند، باید در برابر خواسته آنان مقاومت نشان داد و نباید عواطف و احساسات بر انسان غلبه نماید.(۹) ۲- اطاعت کورکورانه از والدین، نباید باعث زیرپا گذاشتن عدالت و پامال کردن حقوق مظلومی شود و اگر در مسأله‌ای والدین انسان با کسی دعوا داشته باشند، انسان نباید شهادت ناحق به نفع والدین بدهد، بلکه بر ضد آنها شاهد باشد.(۱۰) شاهد بسیاری قوی بر این که اطاعت بی‌چون و چرا از پدر و مادر در همه موارد لازم نیست، فرمایش امام خمینی(ره) درباره اجازه پدر نسبت به مسأله ازدواج است. ایشان در بحث اولیاء عقد درباره ازدواج دوشیزه می‌فرماید: «در موردی که کفو(همسری که شرعاً و اخلاقاً مناسب است) پیدا شود ولی پدر یا جدّ پدری از ازدواج با کفو ممانعت کنند، بدون شک، اجازه و اذن پدر یا جدّ پدری ساقط است.(۱۱) البته باز هم تأکید می‌کنیم که در غیر معصیت و گناه، اطاعت از دستور والدین واجب است. مثل این که مجتهدان و مراجع تقلید فرموده‌اند: اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کنند که نماز را با جماعت بخواند، در صورتی که ترک آن موجب عقوقش(اذیت) شود، نماز جماعت بر او واجب می‌شود.(۱۲) بنابراین اطاعت والدین در گناه و معصیت الهی، جایز نیست، ولی احترام آنها، در همه حال لازم است. پی‌نوشت‌ها ۱- اسراء: ۲۳- لقمان: ۱۴- ‌انعام: ۱۵۱ ۲- طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، جامعه مدرسین، ج ۱۳، ص ۷۹ و ۸۰، و ج ۷، ص ۳۷۴ ۳- کاشانی، ملا محسن، محجه البیضاء، جامعه مدرسین، ‌ج ۳، ص ۳۶۵ ۴- شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ترجمه حاج غلامحسین تبریزی، رساله حقوق امام سجاد، ج ۲، ص ۳۷۸ ۵- طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، جامعه مدرسین، ج ۷، ص ۳۷۴ ۶- ر.ک: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، اصفهان، کتابخانه امام امیر المومنین، ج ۱، ص ۶۸ ـ ۷۲- و آلکسیس کارل، راه و رسم زندگی، ترجمه دکتر پرویز دبیری، اصفهان، کتابفروشی تأیید، ۱۳۳۲، ص ۹۰ ۷- طور: ۲۱- کلّ امریءٍ بما کسبَ رهینٌ. هر انسانی در گرو اعمال خود است. ۸- نهج البلاغه، حکمت ۳۹۹- … محقّ الوالدان یطیعه فی کلّ شیءٍ الا فی معصیه الله. حق پدر این است که در غیر معصیت خدا، اطاعت شود. ۹- لقمان: ۱۵ ۱۰- نساء: ۱۳۵ ۱۱- موسوی خمینی، سید روح الله، تحریرالوسیله، جامعه مدرسین، اولیاء عقد، ج ۲، ص ۲۲۷، مسأله ۲ ۱۲- خویی،‌ ابوالقاسم، توضیح المسایل، مسأله ۱۴۱۵ منبع: جام
5
*****
12 شهریور 1398
قسمت دوم مّا چرا در مورد والدین بیشتر سفارش شده است؟ فلسفه این مسأله چیست که این همه درباره رعایت احترام به پدر و مادر تأکید شده است؟ که انسان موجودی است اجتماعی و باید در میان جمع زندگی نماید، بنیان این اجتماع بر همان خانواده کوچک چند نفری بنا نهاده شده که متشکل از پدر و مادر و فرزند است. در واقع اساس کاخ بلند اجتماع انسانی، خانواده است. اگر خانواده نباشد و یا فرزندی وجود نداشته باشد، اجتماعی به وجود نخواهد آمد و اگر هم اجتماعی به وجود بیاید به صورت موقت خواهد بود. ولی در دراز مدت توان بقا و حفظ انسانیت را ندارد. در اجتماع خانواده، پدر و مادر حکم ریشه درخت را نسبت به شاخه‌ها دارند. به طور طبیعی و فطری دوستدار فرزندان خویش هستند و در نتیجه فداکاری و محافظت دارند، به همین جهت همه تکالیف و مشکلات فرزندان را بدون هیچ گونه احساس ناراحتی و منت گذاری انجام می‌دهند. امّا والدین زمانی به فرزندان نیاز جدی پیدا می‌کنند که طبیعتاً عمری از ایشان می‌گذرد. حال اگر فرزندان احترام کامل پدر و مادر را رعایت نکنند و یا خدای نخواسته آنها را مورد آزار و اذیت، زخم زبان‌ها، طعنه و منت‌گذاری قرار بدهند، این بی‌احترامی پیامدهای بسیار بدی را دارد که به دو نمونه اشاره می‌شود: الف. بی‌احترامی به والدین سبب می‌شود که اجتماع خانواده فرو بپاشد. اگر بی‌حرمتی در خانواده به حدی برسد که ریشه خانواده به اندازه برگی ارزش نداشته باشد، بدون شک انسان های دیگر به فرزند علاقه و محبتی نخواهند داشت، آن وقت هیچ قانونی جایگزین محبت فطری انسان نمی‌شود.(۵) شاهد بر این مدعا وضعیت بی‌عاطفگی و نقصان توالد و تناسل در بعضی از جوامع ـ به اصطلاح ـ متمدن غربی است.(۶) ب. فرزندان خودمان به ما احترام نمی‌گذارند. بچه‌ای که امروز می‌بیند پدر و مادرش هیچ ارزشی به پدر و مادر بزرگ قایل نیستند، فردا در دوران پیری پدر و مادر خویش چگونه عمل خواهد کرد؟ با توجه به نقش مهم و حیاتی خانواده در امر تعلیم و تربیت فرزندان، آنان مسلماً همان راهی را در پیش می‌گیرند که الگوهای عملی شان(پدر و مادر) رفته بودند، سرانجام درست در آن لحظه‌ای که باید دست ما را بگیرند و با ما محترمانه برخورد نمایند، ما را به باد کتک، تحقیر و… خواهند گرفت. گذشته از مسأله تعلیم و تربیت، اصل و قانون عکس العمل کردارهای انسان که از نظر قرآن(۷) و احادیث مسلم است، می‌گوید: چنین پدر و مادری، باید همان سرنوشت پدر و مادر خودشان را داشته باشند. از مکافات عمل غافل مشو؛ گندم از گندم بروید، جو ز جو پس، از آن جایی که اساس اجتماع، بر خانواده استوار است و پایه خانواده، محبت است، اگر احترام به والدین نداشته باشیم، محبت طبیعی آنها نسبت به فرزند برچیده می‌شود و در نتیجه خانواده از هم پاشیده و نسل انسانی منقرض و قطع خواهد شد. روشن است که هیچ عامل دیگری جایگزین محبت طبیعی نسبت به فرزند نمی‌شود، تا انسان ها را تشویق به امر ازدواج و بچه داری نماید. نکته‌ای را که باید توجه داشته باشید، فرق احترام و اطاعت است. احترام چیزی است و اطاعت چیزی دیگر، قلمرو احترام به والدین بسیار وسیع است، انسان موظف است که در هر حال با آنها محترمانه رفتار نمایند، امّا اطاعت آن گستره احترام را ندارد، بلکه محدود است و در همه جا و هر کاری اطاعت از والدین لازم نیست. حال باید دید منظورتان از اشتباه والدین که با وجود آن، به آنها احترام بگذاریم، چیست؟ اگر مراد اشتباه عرفی است مثل این که پدر و مادر، به زندگی فرزندان دخالت‌های بی‌مورد می‌نمایند و…، باید احترام‌شان را داشته باشیم، ولی در عین حال، آنها را با ملایمت متوجه اشتباه‌شان بنماییم.
4
****-
18 شهریور 1398
سلام ، من ۱۶ سالمه ، من برادری دارم که وقتی ازدواج کرد خیلی از پدر مادرش دوری میکرد و کمتر بهمون سر میزد و بیشتر با همسرش به خونمون میومد ، تا روزی که اومدن خونمون و کلی حرف بارمون کردن فحش دادن تهمت ناروا و ناپاکی به زنداداش بزرگم زدن کل خانواده رو متهم کردن تا جایی که برادرم به پدرم گفت شناسنامه امو عوض میکنم اسم تورو از داخلش خط میزنم شما دیگه خانواده من نیستید ، فرداش که روز گناه بود مادر زن برادرم که همون عمه ام میشه اومد و دوباره همون حرفارو تکرار کرد تهمت ناپاکی به کل خانواده زد، من تو این سن کم چیزای زیادی رو تجربه کردم و وقتی میبینم پدر مادرم انقد از حرفا و رفتارهای فرزندشون دلشکسته شدن هر روز خسته و خسته تر میشم از این زندگی
5
*****
12 شهریور 1398
قسمت اول در پاسخ به این سوال که چرا خداوند این همه در مورد پدر و مادر سفارش کرده، یادآوری چند نکته مفید است: ۱- باید اعتراف نمود که جایگاه پدر و مادر از دیدگاه اسلام، بسیار بلند و رفیع است، به اندازه‌ای که قرآن کریم سفارش‌های متعددی درباره‌ آنان فرموده است و در مواردی حتی احسان و نیکی به والدین را پس از مسأله توحید و یگانگی خداوند آورده است. مثلاً می فرماید: «پروردگارت دستور داده است که تنها او را بپرستی و به پدر و مادرت نیکی نمایی، اگر یکی از آن دو، یا هر دو به سن پیری رسیدند، به ایشان اُف مگو و با آنها به ملایمت سخن بگو».(۱) این گونه نظم و تربیت، بدون شک، نشانگر اهمیت ویژه مسأله نیکی و احترام به پدر و مادر است و از آن استفاده می‌شود که اولین چیزی که بعد از اعتقاد به یگانگی خداوند و دوری از شرک به خدا، باید به آن پرداخته شود، احترام به والدین و خودداری از هر گونه اذیت و آزار رساندن و ناراحت کردن ایشان است.(۲) ۲- احترام و نیکی در اسلام یک اصل دو طرفه است. یعنی تنها والدین بر فرزندان خود حقوق لازم و واجب ندارند، بلکه فرزندان هم حقوقی دارند که پدر و مادر ملزم به رعایت آن می‌باشند، اسلام اگر فرموده است: «به بزرگان‌تان احترام بگذارید» در مقابل سفارش کرده است که کودکان‌مان را دوست داشته باشیم».(۳) و نیز فرموده است حق فرزند بر تو این است که بدانی خیر و شر او به تو باز می‌گردد و در مقابل اعمال او مسئولیت داری».(۴) پس هم فرزندان موظفند که به پدر و مادرشان احترام بگذارند و هم پدر و مادر مسئولیت بزرگی در امر تعلیم و تربیت و راهنمایی‌های خردمندانه فرزندان به عهده دارند.
1
*----
18 شهریور 1398
یک طرفه مینویسید؟؟؟؟ نظرات زیر این نوشته تونو خوندید؟ چیزی درمورد عاق فرزند هم بلدید؟ یا فقط بلدید بنویسید: انسان باید بترسد ازاینکه عاق والدین‌شود!؟؟؟ شورشو دراوردید چون اسلام این‌نیست چون خدا جای حق نشسته و با هر حرفی و نفرینی کسیو بدبخت نمیکنه‌وقتی حقش نیست...
1
*----
3 مهر 1398
مادرم من رو خوار وبدبخت و ذلیل کرده چجوری بهش احترام بزارم؟چجوری؟؟؟؟
1
*----
18 شهریور 1398
فقط اینو بگم که به من و زنم گفتن همه کاره،نجس و هر روز منت تک تک دونه های شکر تو خونشون رو هم سر ما گذاشتن و ما رو از خونه بیرون کردن.بنظرت اینارو باید احترام گرفت.پدر و مادری که خودشو مسوول بچش ندونه بنظرت احترام داره.کاش بچه پرورشگاهی بودم.خدایا به زنم گفتن تو اگه زنش نمیشدی ما بهترین زندگی رو براش میساختیم.بعد 8 سال زندگی و یک بچه.اینا یعنی فاجعه.استخونام تو قبر بپوسه هم نمیخام یک لحظه ببینمشون
1
*----
18 شهریور 1398
کاش یه کسی بیاد بگه،گناه من چی بوده،که اصلا به دنیا اومدم...؟! یه دورانی فکر میکردم بچه های یتیم خونه خیلی بیچارن،الان میگم اونا پیش من شاهن،حداقل داغ ننگی ندارن رو پیشونیشون،چیزی که نشه پاکش کرد نشه فراموشش کرد نشه ازش فرار کرد..
5
*****
18 شهریور 1398
والدین نباید به فرزندان خودشون ظلم کنن والدین حق ظلم کردن ندارند بلکه حق فرزند این است که پدر ومادر اون رو تربیت کنند بهش ادب وعلم وپول بدهند تا رشد کنه اما اگر سطح سواد وفرهنگ پدر یا مادری پایین است وظلم به فرزندان خود میکنند بچه ها حق ندارند بی احترامی به آنها بکنند چون با بی ا حترامی که کاری درست نمیشه بلکه باید یک نفر رو واسطه کنند براشون روشن کنه
5
*****
15 شهریور 1398
ایران
به نام ایزد یکتا سلام به همه شما عزیزان تنها خیر و خوشبختی آرزومند تک تک لحظه هاتونم. و وضیت و صحبت هاتون قابل تاسف و درک اما متاسفانه ما از اسلام دچار کج فهمی هستیم اگر لحظه ای صحیح و چاره گشا نفهمیم اسلام رو. احترام واجب صحیح. اما ناراحتی ما و فکر منفی کردن ما یعنی توجه روی ناخواسته و جذب ناخواسته. من با اطاعت از خانوادم و احترام هر لحظه که میگذرد زندگی ام بهتر و خانوادم مهربان تر میشن. گاها از حرفاشون ساده میگذرم انگار نشنیدم. گاها صحبت منطقی اما کوتاه در حد یک جمله میگم و گذر میکنم و محبت میکنم بهشون از خدا کمک میخوام که او خود گره گشا و این ها امتحان. بلا میاد ایمان آدم رو ببره شرایط راحت که کاری نداره تو اوج سختی ساخته شدن هست و امتحان خود را انسان پس میدهد با ایمان به یقین اجابت دعا کنیم که خدا راگشا است کار خدا نشد ندارد. و نگران نباشیم و فکر نکنیم چون اجابت حتمی است یه آن متوجه حاجتمون میشیم که مستجاب شده و حیرت میکنیم. از خدا براتون صبر و ایمان میخوام. من کسانی رو در اطرافم میبینم که پدرو مادر ظاهرا خوبی نداشتن اما بعد فوت شون به شدت دچار حزن و غم شدن امیدوارم حرفام مایه دلگرمی تون شه و راه گشا و خود نیز بیشتر بیاموزیم چگونه باشیم و عمل کنیم و آروم باشیم و خدا ازمون راضی باشه و شرایط عالی تر شود
1
*----
5 شهریور 1398
من الان ۲۳ سالمه و از سمت خانوادم و مخصوصا مادرم تحت فشارم خیلی کتک می‌خورم و خیلی بی احترامی میبینیم کلی محدوده و حتی هزار تومان هم پول نمی‌دن بهم،ولی برای پسراش و برادرام کلی پول خرج می‌کنه و بهت میده باید با این مادر ظالم چیکار کنم؟
1
*----
10 شهریور 1398
ایران
مادری دارم ایثار گر ...آنقدر مهربان و هیچ‌گونه دخالتی در خانواده پسراش نمیکنه ولی عروس های بی شرمی از پشت خنجر میزنن و روابط رو گل آلود کردن و میکنند .مادرم بی یاور و‌مظلوم شده ....گرگ صفت ها چنان حق به جانب هستند که خدا آگاهم مادرم همیشه میگه من به خاطر خدا کنار کشیدم ولی آخرتی هم هست همه از پدر و مادر بد گفتند من ت مادر ایثارگر که همتا ندارن ...بدنش پر از رنج و‌درد از پانزده گرفته که نتونه‌راهپبره و .... خدایا حق مظلوم چی میشه ظ????
1
*----
9 شهریور 1398
مشهد
خدا لعنت کنه اون پدر و مادری که زندگی فرزندشو تباه میکنه،همون فرزندی که با دیدن غم پدرش، اشکش درمیاد و به غلط کردن میفته....و یا اون به ظاهر مادری که بارها پسرش رو جلوی همسرش بی آبرو کرده،پسری که با وجود سن کمش چنان آبرو و اعتباری مقابل خونواده خانومش داشت، با رفتار زشت و بی ادبانه به من و خانومم و حتی خونواده او ذره ای آبرو و اعتبار برایم نذاشت. همسرم را به خونه مون راه نمیده.به او تهمت و توهین میکنه انقدر اشک همسرم رو درآورد که یک دفعه نامزدم خون بالا آورد از گریه کردن بس که به سرش فشار آورد.کاری کرد که من قرص اعصاب بخورم.مادرم حتی یک رکعت نماز هم نمیخونه,اما خانومم تا بحال یک رکعت نمازشم قضا نشده یا اگه شده یکی دوبار بیشتر نبوده.فقط میخوام بگم منو همسرم تازه عقد کردیم. شما رو بخدا واسمون دعا کنید که زود تر از دست این خونواده راحت بشیم.تازه جدیدن هم مادرخانوم و حتی مادره مادرزنمم تو زندگیمون دخالت میکنند.خدایا خودت بهم رحم کن.
5
*****
8 شهریور 1398
کسایی که پدر و مادر خوب دارن قدرشونو خیلی بدونن. بابام دشمن ترین بوده واسمون همیشه.از وقتی یادم میا‌د خونمون دعوا بود سر هر مسئله کوچیکی، کتک هم زیاد خوردیم ازش،هممون.معتاده ،به مامانم خیانت کرده هوارتا. و من هیچوقت نمیبخشمش. چون ما زندگی نکردیم هیچوقت فقط تو این باتلاق دست و پا زدیم و زنده موندیم.و من هرروز ارزوی مرگش رو میکنم.یا هرچیزی که تلافی کنه اذیتاشو.الانم با یه هرزه دیگه ست.اسم و مشخصاتش میدونم. ..... تو هم امیدوارم تقاص همه ضربه هایی که به خانوادم زدی پس بدی،با عزیز ترینات بچه هات.. مثل من که آب شدن عزیز ترینام جلو چشم دیدم و میبینم.. خلاصه دنیا به ما ضربه زیاد زده،امیدوارم نوبت ادم بدا هم برسه که ضربه بخورن:)
1
*----
5 شهریور 1398
پدر و مادر من خصوصا مادرم اونقدر منو تحقیر کردن ک من رسما دیوانه شده بودم حمله عصبی بهم دست میداد خدا همچین مادریو نصیب گرگ بیابون هم نکنه بخداوندی خدا اگه قیامتی درمیان باشه هیچوقت از مادرم نمیگذرم کاش من هیچوقت ب این دنیای زهر و کوفتی نمیومدم بقران دیگه نمیدونم چی بگم
5
*****
2 شهریور 1398
اسلام خیلی کامله باهیچ عقلی جور درنمیاد که خدا فقط حق پدرو مادر رو بیان کرده باشه یعنی اگر پدرومادر ظلم کنن به فرزندانشون هیچ عذابی دچارنمیشن وگناهی براشون نوشته نمیشه همه میدونن خدا عادله پس تو عدل خدا این جا نمیشه که پدرومادر حق همه جور اذیت کردنی رو دارن وهیچ گناهی پاشون نوشته نمیشه وخدا عذابشون نده مشکل اینه که این اقایون نمیتونن درست مردم رو جذب اسلام بکنن ودارن مردم رو از اسلام فراری میدن
5
*****
7 شهریور 1398
با سلام من ۱۶ سالمه من با این سنم خیلی چیزا از پدر مادرم دیدم ک حتی تصورشم برام سخته پدر مادر من همیشه القاب حیوان بم میزنن مث ... که خیلی بارها بهشون گفتم ک لطفا این کارو تکرار نکنین بم بر میخوره خواهشن نگین لطفا نگین بازم بگم میگن اونم به خاطر اینکه چرا سرم تو گوشیه فحشا ناموسی بم میدن فقط خدا از این دلم خبر داره میدونم الان با خودتون میگین ک این بچس هیچی حالیش نی این حرفا و این مشکلات کوچیکه این حرفا ولی ببینید از این مشکلات کوچیک ببینید چیکار میکنن مثلا اگه بشه بالا ۲۰ سالم چ کارهایی ک نمیکنن من نمیخوام بگم ک باید بمیرن ن اصلا من با این حال خیلی دوسشون دارم با اینکه بهم فحش میدن ولی ای کاش خودم تنها بودم تو این زندگی سنگین تر بودم چون چیزایی به چش دیدم ک نبابد میدیدم چ فحشایی ک نخوردم از دس پدر مادرم . بیشتر وقتا با خودم میگم بودن پدر مادر یه مشکله نبودنشون یه مشکله بعضی وقتا به سرم میزنه فرار کنم بیخیال همهههههه چی بشم دیگه نمیدونم چیکار کنم خیلی گوشه گیر شدم ۴ ماهه ک از خونه نزدم بیرون رابطه با کسی ندارم تنها خوشی من شده فحشا پدر مادرم سر چیزا کوچیک
5
*****
6 شهریور 1398
من چی بگم همه از من بدشون میاد همه منتظرن که من ناراحت شم بعد بقیه خوشحالی کنن بعضیا میگن مغروری ..... مادرم که اصلا ه من میگه خوک واقعا نمیدونم چیکار کنم بعضی وقتا فکر ...به سرم میاد ولی....
1
*----
29 مرداد 1398
سلام. من عروس یه خانواده ای هستم که مادرشون خیلی در حق دو پسرش ظلم هست. داستان از اینجا شروع میشه که این خانواده تصمیم میگیردند از روستایی که اونجا زندگی می کنند به شهر بیایند ولی پولی کافی برای اومدن به شهر رو نداشتند این دو پسر وقتی اوضاع رو اینطور می بینند تصمیم میگیرند که به همراه پدرشون کار کنند و توی این کار به پدرشون کمک کنند و حتی به خاطر این کار از درس خوندن هم میگذرند و با تلاش های پدر و این دو پسر خانواده بلاخره همگی به شهر می آیند و یک واحد خانه ای که به طور مشترک توسط هر سه خریداری شده سکونت می کنند موقعه سند زدن خانه ،مادرشون بهشون میگه سند رو به اسم من بزنید وقتی ازدواج کردید اینجا رو میفروشم و سه طبقه میخریم تا همه خونه داشته باشیم ولی الان که پسرهاش ازدواج کردن و بچه دار شدن و چند سال از خرید این واحد آپارتمان میگذره و قیمت اون چند برابر شده و میشه باهاش هر سه خانواده خونه دار بشن مادرشون زده زیر همه چیز همه زحمت های پسرهاشو انکار کرده و میگه اینجا مال خودمه من برای شما زحمت کشیدم و اینم حق خودمه. واقعا من تعجب میکنم که مادر هایی مثل مادرشوهرم وجود داشته باشن تا بوده و دیدم مادرها از لقمه خودشون میزنن و نمی زارن بچه هاشون گرسنه بمونند الان پسرهاش دارن با زیر خط فقر بودن دست و پنجه نرم میکنن بعد خودش توی خونه یک میلیاردی راحت زندگی میکنه حتی یکی از پسرهاش بهش گفته که این مال غصبی هست با این که خیلی دیندار هستن ولی اصلا به این چیزا هم توجه نمی کنه و من فقط توی وجود چنین مادری موندم به نظر شما چی میشه راجب این مادر گفت ؟ واقعا چنین مادری ظلم نیست؟
1
*----
29 مرداد 1398
نویسنده های عزیز شما مطلب را همیشه نیمه تمام و نیمه ای میخواهی از آن به نفع خودت بهره برداری کنی را می نویسید اولا هم عاق والدین موجود هست و هم عاق فرزندان درست است وقتی بچه ای سر به راه نباشه و پدر مادرش اذیت بشن عاق والدین میشود ولی از این نکته هم غافل نشیم که فرزند بی پناهی که سرنوشتش دست والدینش باشد و به علت مقید نبودن خانواده اش مورد تعدی قرار بگیره مطمنا مورد عاق فرزند میشود شما ببینید شما ببینید خدا در قران چقدر با نرمش بنده هاشو فرا میخونه چقدر به آخرتی آرام و زیبا بنده هاشو نوید میده شما فکر می کنید خدا قدرت نداره با زور و اجبار همه رو مطیع امر خودش بکنه پس وقتی خدا در مقابل بنده اش زور و اجبار و بی احترامی نمی کنه پدر و مادر که مقامشان از خدا بالاتر نیست واین را به شما بگوییم خدا اینقدر به پدر و مادر اجازه میده با عدالت و مهربانی رفتار کنن با فرزنداشون و اگه با عدالت رفتار نکنن بعد از مرگ مهر خاموشی روی دهنشون میزنه و اگه به وصایایی خدا عمل نکردن حتی اجازه بذل وبخشش اموالشون بیشتر از یک سوم ندارن و دوسوم از اموالشون روخدا حتی اگر پدر ومادر راضی نباشن رو دو دستی به بچه های اونا تقدیم میکنه .پس پدر و مادر های عزیز همون طور که شما حق گردن بچه هاتان دارید آنها حتی بیشتر از شما حق دارن و دیدید حتی اگه وصیت کنید اموالتان به مسجد و خیریه برسد خدا دوسوم از حق و حقوق بچه هاتان را که میخواهید ضایع کنید اختیارتان راسلب میکنه دوسوم از حقت مال بچه هاته ته به هوش و به گوش باش و به حساب و کتاب خودت بیا تا قبل اینکه خدا به حسابت برسه تازه شما قدرتت ازبچه ات بیشتره اگه بچه ات خوب نبود میتونی دوباره اقدام به زندگی دیگر بکنی و بچه دیگری بدنیا بیاوری ولی بچه بی گناه مگه می تونه بگه یک پدر دیگه برای خودم میارم پس ظلم پدر به بچه خیلی سنگینتر و مجازاتش بیشتره پیش خدا
1
*----
1 شهریور 1398
میگن محبت مادری: من تنها پسر خانواده از یک خانواده چهار نفری هستم اونم پس از فوت 5 خواهر و برادر! مادری دارم که اونقدر خودخواهه که نگاه تو چشم من و همسرم که اتفاقا مذهبی هستیم و احترامشون رو نگه داشتیم نگاه میکنه و میگه آرزومه که از هم جدا بشید و تمام سعیشو با خواهرم که تمام جوونیمو وقف محبت بهشون کردم میکنن که ما را از هم دلسرد کنن
1
*----
11 شهریور 1398
بعضی کامنت ها رو خوندم امیدوارم همه به خواسته ها و زندگی خوبی برسند . منم یه جورایی توی زندگیم مشکلی هست که ......خدایا شکرت .التماس دعا
5
*****
26 مرداد 1398
SHOOK@YAHOO.COM
سلام خیلی عالی بود ببینید دوستان یک توضیحی در این باره میدم تا بهتر روشن شیم همینطور که اق والدین وجود داره عاق اولاد هم وجود داره در جامعه ما پدر مادرها بر اثر نا اگاهی فقط اق والدین رو میدونن و کسی براشون توضیحی نداده که اق اولاد بدتر از اق والدین میتونه باشه هر دو مجازاتی دارن که باید داده بشه خب اگر پدر و مادری از اولاد بدی دیدن و اق کردن این اق هم به سمت فرزند خواهد رفت هم به سوی خوده والدین به این صورت که اشتباه استاد رو برای شاگرد نمینویسن ولی اشتباه شاگرد رو پای استاد مینویسند پدر مادر استاد هستن و فرزند شاگرد اگر فرزندی خطا کار شد بدونید که باعث بانیش خود پدر مادر هستن و اگر خطایی ازش سر زده بخاطر اموزش و تربیت خوده پدر مادر هست پس این اق هم به سوی فرزند میره هم به سوی والدین و همه رو هلاک خواهد کرد اق اولاد به این صورت هست که اگر پدر مادری در حق اولاد ظلمی روا داشتن و اق شدن این اق فقط به سمت والدین میره و از زمانی که این اولاد یا اولاد ها به دنیا اومدن هر خطایی بکنن در کارنامه پدر مادر هم نوشته میشه چون این خطاها به خاطر کم کاری والدین در تربیت و ظلم های که به اولادشون داشتن صورت گرفته و پدر مادر هم باید در دیار باقی غیر حساب کتاب خودشون جواب اعمال فرزندشون هم رو بدن اونجا دیگه جای توجیه نیست یعنی کسی نمیپذیره همه چیز با مدرک و سند بهت نشون میدن که پدر گرامی اگر تو این راه رو نرفته بودی بچه ات الان یکی از صالحین بود نه از مشرکین پس خودتونو گول نزنید اون دنیا میرید و تمام حساب کتابون وارونه در میاد اونجاست که باید دو دستی به سر خودتون بزنید که چه کردیم همینطور هم گفته شده که اگر اولاد ثوابی یا کار خیری بکند برای پدر مادر هم مینویسم شده کسانی که در عمرشون زیاد کار خیر نکردن ادمهای خوبی بودن در حق اولاد مردم اون دنیا که میرن میبینن ااا یک عالمه کار خیر هم براشون نوشته شده و همینطور هم داره بازم نوشته میشه میگه من که از این کارها نکرده بودم میگن اولادی که پرورش دادی دستش به خیره هر اعمالی خوبی که میکنه برای تو هم ثواب مینویسن توشه تو داره پر میشه خوش به حال اونایی که فرزندان زیاد صالح دارن اونجاست که میبینی جیبتو دارن خالی میکنن یا دارن برات پر میکنن حواستونو جمع کنید اولاد همان توشه اخرته اگر صالح بشه نونتون تو روغنه مثل درختی که کاشتی داره میوه میده بهت اون دنیا بد باشه باید اونور از هیزمش برای جهنمت استفاده کنی با تشکر
1
*----
10 شهریور 1398
وقتی پدر مادر برای فرزند نوجوونشون ارزش قائل نیستند و اصلا بهش اهمیت نمی دن دین اسلام چی می گه؟ وقتی اونا خیلی به اسلام اهمیت می دن اما به حرفش گوش نمی دن چی ؟
1
*----
19 شهریور 1398
خيلي اذيت مي كنند اخه من چي كار كنم
5
*****
16 مرداد 1398
26 سالمه از بچگی که یادم میاد همیشه در کنار درس به کار مشغول بودم تا بتونم بخشی از مخارج زندگی رو تامین کنم در حالی که با اوضاع مالی خانوادم هیچ نیازی به کار نداشتم.همیشه پدرم یا مادرم همون پول کمی که از سن کم بابت دست فروشی. یا کارگری در می‌آوردم ازم میگرفتن.یا به بهانه های مختلف فلان چیز رو بگیر. یا واسه خرید لباس یا کفش واسه خودم از من پول میگرفتن.در حالی که واسه من خرید میکردن با پول خودم نظر من هیچ ارزشی نداشت واسشون.یکم که گذشت مادرم منو تشویق می‌کرد به کار خلاف که پول بیشتری داشته باشه. و هر دفعه میگفت دفعه بعد که اومدی پول بیشتر بیار میخوام مثلا یخچال بخرم واسه خونه.کلی پول می‌آوردم بعد میگفت گم کردم پولارو نمیدونم کجاست کدوم پول ها. در حالی که هم نماز میخونه هم قرآن میخونه.پدرم در جریان این اتفاقات نبود. همیشه منو سرکوب میکردن تو خونه با حرفای زشت با کتک زدن بی مورد. مثلا پدرم سر یه اتفاق خیلی بی اهمیت شروع می‌کرد به زدنم مادرم از سر دلسوزی لجش می‌گرفت بیشتر منو میزد که مثلا باز دل پدرم بسوزه. گذشت تا اینکه بزرگتر شدم دانشجو شدم.4 سال تو یه شهر شمالی زندگی میکردم. حتی یه بار نیومدن ببینن واقعا من دانشجو هستم یا دروغ میگم. تنها چیزی که مدیونشونم. تا حدودی هزینه های جزئی مخارج تحصیلمو پرداخت میکردن. بخشی رو هم خودم از طریق کار کردن پرداخت میکردم. تویه یه کارگاه صنایع فلزی نیمه وقت واسه اینکه پولش بهتر بود میتونستم اموراتمو بگذرونم.طی یه حادثه دستم رفت توی دستگاه آهن بری انگشتام قطع شد و کلی دستم داغون شد. بردنم بیمارستان از ترس اینکه خانواده بفهمن میدونستم بجای دل داری از واژه هایی نظیر تو بی عرضه ای عرضه کار کردن نداری و... استفاده میکردن. زنگ نزدم بهشون 9 روز بیمارستان بودم با 3 تا عمل سنگین. روز 5 پدرم از طریق کار فرما متوجه اتفاقی که افتاده بود شد.از قضا پدر هم نزدیک یکی از همون شهرهای شمالی کار واسش پیش اومده بود اومد پیشم.حال و احوال کرد. 2 ساعت بود گفت من سرم درد میکنه میرم خونه یکی از اقوام که همو نجاست. رفت دیگه نیومد.یعنی فقط 2 تا ملاقاتی داشتم تو این 9 روز یکی پدرم که 2 ساعت اومد یکی هم کسب که واسش کار می‌کردم با خانوادش اونم واسه اینکه شکایت نکنم از دستشون بخاطر این اتفاق چون بیمه نبودم. تموم شد دانشگاه برگشتم شهرم مشهد تویه یه کارخونه معتبر شدم تکنسین برق. بعد از چند ماه دنبال کار گشتن.دنبال کار توی روزنامه ها.با اتوبوس توی شهر اینور اونور گشتن با یه پول خیلی کم ومختصر. که فقط پول یه کرایه اتوبوس و روزنامه میشد که اونم از دوستام به عنوان قرض میگرفتم.اولین حقوق ماهانه من شد 1 ملیون و سه هزار تومان. رسیدم خونه خوشحال دیدم پدرم اومد گفت 1 ملیون بریز به این حساب چکم داره برگشت میخوره(در حالی که یه کامیون. چند تا مغازه بزرگ و دوتا خونه داره که داده اجاره) هر ماه همین برنامه. 700 یا 800 یا خرید واسه خونه. خسته شدم از این شرایط اومدم بیرون از سر کار چون هیچ امیدی واسم نمیموند واسه کار و پس انداز. یه مقدا. پس انداز داشتم با کلی قناعت تو چند سال موتوری که دوست داشتم خریدم اونم نقد و قسط. 2 هفته بعد اومد گفت برو همین الان موتورتو بفروش لازم دارم.خیلی مهمه رفتم فروختم بخدا همون روز پولشو دادم بهش. اذیت ها بیشتر شد تیکه ها و فحاشی ها بیشتر شد تا جایی که زدم از خونه بیرون با بدبختی زیاد یه خونه اجاره کردم. جدا زندگی میکردم. با بهانه و کلک بعد 1 سال که دلمون تنگ شده کدورت هارو فراموش کن. و اصرار فامیل و داداش کوچیکتر برگشتم خونه. بعد 2 ماه با اینکه راضی نبودم من و یه نفر که علاقه ای بهش نداشتم و هم سن خودم بود عقد کردن.گذشت یکم با خانواده همسرم آشنا شدم که برعکس خانواده من خیلی خون گرم احساسی و مهربون بودن.خانواده من رفتارشون تا چند ماه خوب بود. بعدش دوباره بهانه های جدید. چرا زنت نمیاد کارای خونه مارو انجام بده. لباسامو نو بشوره. خونه مارو تمیز کنه. بلاهای جدید.بخاطر حرفای خانواده کارمون حتی به مرز جدایی رسید.الانم همیشه تو زندگی ما دخالت میکنن منم به همسرم گفتم دیگه حق نداری خونه ما بیای یا با کسی از خونمون در ارتباط باشی. نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید
5
*****
28 مرداد 1398
مادری دارم از بچگی عقده هاشا سر من خالی میکنه 6ماه دیگه باهاش ارتباطی ندارم هر شب موقع خواب یا کردارش میوفتم نفرینش میکنم خواب میرم
1
*----
29 مرداد 1398
عزیزم باید جواب مثل آدم بدید، شما باید پژوهشتون درست باشه، من خودم پدرم از زمانی که برادرم فوت شده تبدیل به جهنم شده، با ماشین و موتور که نمیزاره جایی برم که هیچ، میگه با دوچرخه اجازه داری تا سر کوچه بری که ده تا خونه اونور تره! میگه من دلسوزتم، چند روز همه بچه های دبیرستان رفته بودن مسافرت مشهد، برای برترین های مدرسه حتی رایگان بود که من برترین بودم، با این وجود پدرم گفت ما نمیتونیم این استرس سفر رو بپذیریم و لغوش کرد، گفت تو نباید بری. الان من نمیدونم چکار کنم از دست پدرم، حتی نمیذاره صبح یا شب بریم یک روز با بچه ها خوش بگذرونیم. دیگه دیوونم کرده، شما خودتون اینا رو ندیدید، کسی که از غذا سیره، گشنه ها رو درک نمیکنه.
5
*****
25 مرداد 1398
سلام. اگه دقت کنید تو نظرات یکی از این می ناله که پدر و مادرم سختگیری میکنن یکی از این می ناله که پدر و مادرم منو ول کردن و آزاد گذاشتن . دقیقا همون قضیه میشه که چاق ها میخوان لاغر بشن و لاغر ها میخوان چاق بشن . بچه ها دوستدارن بزرگ بشن و بزرگ ها دوست دارن بچه بشن . اونایی که ازدواج نکردن میخوان ازدواج کنن و اونایی که ازدواج کردن میخوان برگردن دوران مجردی . شما هیچ وقت نمیتونید تمام عیب ها و تمام مشکلات زندگی رو برطرف کنید. پس به جایی اینکه فقط به فکر سختی های زندگی تون باشین . به فکر خوبی های زندگی تون باشین و در لحظه زندگی کنید. شما به فردی برید رایگان خدمت کنید . هرچی بیشتر خدمت کنید بیشتر بدهکار میشید. این یک قانونه. هر پدر و مادری بیشتر به فرزند شون برسن فرزند شون بیشتر طلبکاره. هرچی خدا بیشتر به یک نفر نعمت بده اون طرف بیشتر طلب کار میشه . چون آدم یک موجود کمال گرایه. روز قیامت تمام نسبت های خانوادگی از بین میره . شما فکر کن این پدری که داره خرجت رو میده پدرت نیست و یه آدم دیگه ست که داره خرجت رو میده . تو هم باید جبران کنی اما چطوری میخوای جبران کنی ؟ شما هر چقدر به خدمت مادر بایستی بازم حق مادر رو ادا نکردی : گفته شد: اى رسول خدا! حقّ پدر چيست؟ فرمودند: تا وقتى زنده است از او اطاعت شود. گفته شد: پس حقّ مادر چيست؟ ⇦•فرمودند: هرگز! هرگز! اگر كسى به اندازه ريگ هاى پراكنده بيابان و به عدد قَطرات باران در طول دنيا در خدمت مادر بِايستد، نمى تواند حقّ يك روز را كه مادر، او را در شكمش حمل كرده است، ادا كند.
5
*****
25 مرداد 1398
کاش اصلا پدر و مادر نداشتم و توی پرورشگاه بزرگ شده بودم کاش هیچوقت اینها را نمیدیدم ... با اینکه خیلی هم مقیدم به اسلام و مسائل شرعی هستم ولی از دست این پدر و مادر عاصی شدم
5
*****
2 شهریور 1398
من بدبخت هر روز سرم داد میزنن تهدید به کشتنم میکنن
5
*****
12 مرداد 1398
پدر و مادر من چهل و شش ساله ازدواج کردن مادرم خیلی به پدرم لطف داشته اما پدرم همیشه به اون کم لطفی کرده تا جایی که الآن چندساله مادرم هم خسته شده و از ما میخواد ماهم باهاش بدرفتاری کنیم از طرفی پدرم هم همیشه حق رو به خودش میده و میگه اگه گفتید حق با مادرتون هست نفرینتون میکنم ما بچه ها خیلی خسته شدیم آخه مگه فرزندان حقی نسبت به والدین خود ندارند اونا حق نفرین کردن ندارند
1
*----
11 مرداد 1398
این سایت اصلا پاسخ مناسبی به این سوال که چگونه پدر و مادری که اشتباه میکنند و حقوق ما دراین باره چیست ، پاسخ مناسبی نداده اند. بهتر است به سایت تبیان مراجعه کنید
2
**---
12 مرداد 1398
با همتون موافقم منم پسر 15سالم پدر ميخواست با سیم خفه کنه ومادرم ميخواست از دره من بندازه پایین این زندگی مگه نمیگن خدا دوس نداره اذیت شدن بنده اش ر ببينه پس چرا این پدر مادر مار اذیت میکنن اصلا ما چه گناهی کردیم به دنیا اومديم تقصیر ما چی بود
5
*****
11 مرداد 1398
پدر من از بچگی همه بچه ها روشکنجه کرد البته مثل ساواکیا، نمیدونم اما یک یک اونها دوسش دارو از جمله خودم، متاسفانه الان 70وچند سالش شده از نظر عقلی یکم خودشو زده به بیخیالی، در همسایه از دستش عاجزهستن، الانم در کوچه رو قفل میکنم که نزنه بیرون، الان یه چند وقتی هست دستش شکسته، در مقابل همه ظلم هایی که کردو در عوض من بهش محبت کردم، اما نمیدونم دیروز اختیارم رواز دست دادم و 3نفره منو مامانم و خواهرم جلو فحش دادن دوتوهین به مادرم رو گرفتیم، همش با زبان ازارمون میده تا بوده کتک‌کاری الانم ازاربا زبان، دیروز تا الان عذاب وجدان گرفتم که چرا یه دو بار زدم به دستش 🙁 اخه در قران اومده که نباید به پدر ومادر توهین کنی و... در حال حاضر نمیدونم با اینکه دلشو شکستم اون منو بخشیده یا اینکه باید تا اخر عمرم با عذاب وجدان سرکنم خدایا من پشیمونم خودت شرایطی فراهم کن و فرصتی بده تا از دلش در بیاورم
5
*****
8 مرداد 1398
من یه بچه ی خیلی مظلومم اما پدرم خیلی بیشعوره خیلی هم فضوله هر اتفاقی که تو خونه میفته ریز و درشت میره به خواهرش خبر میده اونم تو زندگیمون دخالت میکنه هیچ پولی به مادرمو خواهرمو من نمیده تازه انتظاراتش بالاست پررو هم هست همه ی خواهر برادراش هم طرف اونو میگیرن قبلا عمم میگفته که مامانم اصلا نباید بچه دار بشه فقط همین یدونه دختری که داره براش بسته اما مامانم منو به دنیا آورد بعد از به دنیا آوردن من پسر عمم مرد اونم با مامانم خیلی بد شده بود اون موقعی که من هفت سالم بود بابام آب داغ می ریخت روم قاشق داغ می کرد می زد به بدنم یه بازم می خواست با چاقو منو بکشه که مامانم جلوشو گرفت و به دست مامانم چاقو زد از اونجایی که بابام خیلی مطیع عممه احساس میکنم که عمم به بابام یاد داده که منو بکشه الانم من اصلا باهاش کاری ندارم اما مامان و آبجیمو اذیت میکنه و اون ها هم به من فشار وارد میکنن که تو چرا هیچ حرفی نمیزنی نکنه تو باباتو دوست داری ؟ مگه میشه من کسی که می خواست منو بکشه دوست داشته باشم کلا دستمو بسته
5
*****
3 مرداد 1398
هميشه و همه جا اينجور نيست كه آه مادر بگيره وقتي مادري ازش بكنه و در حق بچش بدي كنه به مادرزن و خواهرزن آدم فحش بده بزنتشون به چه جرمي ؟ به جرم اينكه بچم بدنيا اومده چرا اينقدر اونا خونت موندن ؟ به خواهرام ياد بده و دروغ بگه من باهاش بد رفتاري كردم و اونا بدون تحقيق و برسش از من از من بكنن ي زنگ نزنن تو يكساله مادري كه باعث بشه با يك بچه كارتو از دست بدي و براي اينكه كارت به طلاق نكشه تورو راهي غربت كنه اسم همجين آدمي ميشه مادر؟ بنظر شما خدا ميگه اين مادر آهش ميگيره ؟ اين ظلم نيست پس چيه آخه ديگه ظلم به جي ميگن
2
**---
4 مرداد 1398
منم از پدر و مادرم راضی نیستم. همش که نمیشه گفت پدر و مادر باید از فرزندان راضی باشن. پس فرزندان چی؟ پدر و مادری که جون تو جونشون بکنی پسر دوست هستند و به دختر اهمیت نمیدن. دختر فقط یه نوکره ولی پسر و عروس نور چشم. مال و دارایی را به پسر هر چی بدن کم دادن ولی به دختر زورشون میاد کمک کنن.
1
*----
2 مرداد 1398
پدر ما بد ترین خیانتو به من و اعضای خانوادمون انجام داده و ما نمیتونستیم دیگه خودمونو کنترل کنیم درگیر شدیم باهاش نمیدونم کارمون درست بوده یا نه کارایی رو انجام داده که یک تیمارستانی این کارارو نمیکنه
2
**---
5 مرداد 1398
رسول خدا صلّی‌الله علیه وآله فرمود: یا علیّ لعن‌الله والدین حملاً ولد هما علی عقوقهما. یا علی، از رحمت و فیض الهی بی‌نصیب باد آن پدر و مادری که بر اثر سوء رفتار و گفتار خود، باعث انحراف فرزند خویش شوند و او را وادار به گناه کنند که عاق گردد.
5
*****
28 تیر 1398
سلام در اینکه پدر و مادر خیر فرزندانشون رو میخواهند هیچ شکی نیست اما از نظر من مشکل زمانی شکل میگیره که والدین بدون شناخت از فرزندانشون نسبت به علاقه ها نقاط ضعف و قدرت اونها بر اساس شناخت کم خودشون از فرزندان و استفاده از فرزندان برای براورده کردن آرزوهای خودشون شروع به کنترل فرزندان میکنن و تمام منابع و قدرت خودشون را برای اینکه مسیر خودشون رو به فرزندان تحمیل کنند به کار میگیرن اگه مسیر آنها را انتخاب کنیم همه چیز هست و حمایت کافی و تشویق و از همه مهم تر دعای خیر پدر و مادر را داریم اما اگه مسیر انتخابی آنها نباشد همه اون منابع بر علیه شما استفاده میشه تا در کار شما اخلال ایجاد بشه و اونها با تمام قدرت به شما ضربه میزنن تا شکست بخوری که بهت ثابت کنن دیدی مسیرت اشتباه بود من دارای پدر و مادر تحصیل کرده ای هستم هر دوی آنها استاد دانشگاه و دارای جایگاه های بسیار بالای اجتماعی هستند همین امر هم باعث شده که با توجه به تاییدیه که از جامعه کسب میکنن احساس کنن که هیچ اشتباهی نکردند و اصلا نمیکنن و هرچیزی که اونها میگن کاملا درست و کسی که خارج از تفکر اونها فکر بکنه رو یک آدم بی لیاقت و نادون میبینن در ضمن جایگاه و منابع زیاد اونها باعث شده که قدرت اونها برای تخریب مسیرهای انتخابی من بیشتر باشه. من ۳۳ سالم و تا همین امروز نزدیک به ۳ تا ۴ بار سیستم کاری و ارتباطی من رو با تمام وجود تخریب کردن تا به من ثابت کنن که من دارم اشتباه میرم اما من با توجه به این که میدونم اونها قابل تغییر نیستن و اصلا حاضر به پذیرش اشتباه خودشون نیستن به جای ایتکه تمرکزم رو روی تغییر اونها بزارم‌ روی تلاش خودم میزارم و انقدر توی این مسیر تلاش میکنم تا به موفقیت برسم چون این زندگی برای من و اون کسی که باید با شناخت از شرایط و شناخت توانمندی هاش به آرزوهاش برسه من هستم و خودمم نقش اصلی رو توی این مسیر ایفا میکنم و با تجربیاتی که از رفتار اونها کسب کردم سعی میکنم ضربه های قبلی که از والدینم دیدم رو نزارم که تکرار کنن و جلوی اونها رو از متوقف کردن خودم میگیرم ولی اگر قرار به انتخاب بود من با ضربه هایی که از جانب والدینم دیدم دوست داشتم‌پدر و مادرم بی سواد و بی پول بودن چون اونوقت من جایگاه بسیار بالا تری از این چیزی که دارم و داشتم با تشکر نیوشا
2
**---
27 تیر 1398
پدر ومادرم ازکودکی برادر بزرگم رو خیلی دوست داشتن .وهمش منو کتک میزدن .وقتی برادرم بزرگ شد پدرم با اون هم لج کرد باعث شد بخاطر دخالت اطرافیان پدرم خودکشی کنه . منوهم بخاطر خرج دانشگاه فوری شوهر داد البته از همسرم راضیم . الان هم که دوتا نوه داره اصلا نه به من ونه به همسرم احترام نمیزارن .البته در برابر احترامی که من به اونا میزارم .اونا سر سوزنی کاری نمیکنن برام .
1
*----
31 تیر 1398
اینقدر دلم پره که فقط دوست دارم بمیرم اگه بخاطر خواهرام ومادرم نبود تا الان صد بار خودمو میکشتم، من خواهر بزرگترم و برادر ندارم پس باید زنده بمونم تا از اونا مواظبت کنم و خرجشونو بدم ،خدامیدونه چه شبایی که بلند و از ته دل گریه نکردم وخدا رو صدا نزدم، من از خونه فرار کردم ولی حتی یه بار اون پدر بیشرفم زنگ نزد ببینه زندم یا مرده، هیچوقت در حقم پدری نکرد حتی یه بارم نپرسید چیزی احتیاج داری یانه فقط بلد بود بزنه و تازه خرجشم باید بدم،شاید من مردم و اینجا جهنمه خدایا منو زجر بده فقط خانوادمو نجات بده از دست اون دیو
2
**---
25 تیر 1398
،اتزل
من پدر مریضی اعصاب داره کسی هم ندارم فقط مامانم دارم که تا شب بخواطر چیزای الکی داد فریاد میزنم قاشق داغ می‌کنه مزارع تو دستم دستم و می سوزونه همش با خواهرم خوبه به من میگه تو زشت وخنگ خری هیچی حالیت نیست می گه غربون فلان ی بری سقط شی کشکی تو شکمم سقط شی
5
*****
18 تیر 1398
سلام. نظر شما درسته اما مطمئن باشین اوضاع شما بد تر از من نیست. بنده از بچگی با پدرم اختلاف داشتم و دارم. همین باعث شد مشکل آریتمی قلب پیدا کنم و مشکل روحی پیدا کنم که الان روانشناس میرم تا کمک کنه. از شدت ناراحتی بین دو گوشم درد میکنه. معدم مشکل پیدا کرده موقع غذا خوردن. با بعضی چیزا سریع قلبم درد میگیره. زانو هام هم مشکل پیدا کرده که اونم مقصر اصلیش پدرمه.... اما با همه ی اینها بهتون میگم توکلتون واقعا به خدا باشه و بدونید بعد هر سختی آسانی هست به امید خدا. من در حدی از پدرم بیزارم که فقط خود خدا میدونه. اما اینکه بخواین رابطتون با خدا کم کنید که گیر چهار تا آدم نادان یا کم خرد افتادین کاملا اشتباهه. امیدوارم مشکل همه شما عزیزان حل شه هر چه سریع تر
5
*****
18 تیر 1398
آقا من چندین ساله با پدرم و مادرم مشکل دارم اونا منو فرزن خودشون نمیدونن منو هر روز نفرین میکنن فهش بد بیرا نسارم میکنن منو پیش فامیل خراب میکنن پس حق فرزندان چیه چند ساله روحیه خودمو باختم من تو درسام جزو نفرات برتر بودم و چند سال افت کردم میخوام دوباره از اول شروع کنم ولی پدر و مادرم عین یک دشمن رفتار میکنن اقا شم میگین با منطق و آرام اشتباهشونو بهشون گوشزد کن ولی حرف حرف خودشونه انگار با یه آدم قاچاقچی خلاف کار در افتادن پس حق فرزدان چی میشه دارم آرزو میکنم کاش هیچوقت پدر مادری نداشتم حتی از برادرم هم چندین ساله با عذاب روبرو میشم فقط خدا رو دوست خودم میدونم و به ازای آبروم و آینده بد دست به فرار از خونه نمیزنم پس حقوق فرزن چی میشه میگی اف نگو قبول تاکی باید این بدبختی رو تحمل کرد منی که با انگشت نشون میدادن میگفتن چه آدم باهوشیه به صفر رسووندن حالا تنها راه حلی که مونده یه شغل خوب گیرم بیاد آیندم دست خودمه فقط اگه خدا همراهم باشه
3
***--
16 تیر 1398
شوهر من کوچکترین پسر خانواده بود و سه دختر هم بعد از او بودند که دو نفر از آنها ازدواج نکرده بودند. کل فرزندان خانواده 4 پسر و 4 دختر بودند. پدر و مادر در حد توان سه پسر آخر را دوشیدند و پسر آخر به گمان آنکه پسر آخر است و میتواند روی کمک پدر و مادر حساب کند و عاق والدین هم نشود دار و ندارش را به نام پدر زد. امابعد از ازدواج مادر و سه دختر آخر تا توانستند با تهمت و افترا و بردن آبروی پسر و عروس جگرشان را خون کردند و همزیستی آنها پنج ماه بیشتر به طول نینجامید. ضمنا پسر سوم هم از شب عروسیش به بعد یعنی حدود بیست سال به کل با خانواده خود قطع رابطه کرده است. دخترها از همه نظر تازاندند و نه آبرو و اعتبار ونه خویشاوندی در خانواده نگذاشتند. و همه و همه بخاطر بی عرضگی پدر و بی حیایی مادر پیش آمده است. مادر به بهانه خودکشی حکمرفیی میکند و پدر از شدت گند و کثافتی که شاهد است دست به طناب دار میشود و پسران ناچار بودند قهرهای چند ساله خود را بشکنند . و برای پرهیز از عاق والدین چاره ای هم جز قهر ندارند. حانواده ای که هر روز کارشان شکایت و شکایت کشی است و روح و روان دیگران را هم به هم میریزند.و دستور به کتک زدن زن و فرزند میکنند. شوهر من سرطان گرفت و پس از تحمل سختیهای فروان و آزار آنها و شماتت پدر که من تو و برادرت را عاق کرده ام ، حتی در ایام بیماری جان به جان آفرین تسلیم کرد. در مراسم ختم و کفن و دفن که همه را پسر و همسر و برادر خانمهای متوفی به عهده گرفتند فقط پرده دری و هتاکی و لباس درسدن خواهران به چشم آمد. دریغ از قطره اشکی که پدر یا مادر بریزند. برادر بزرگتر برای بدست آوردن لقمه دندانگیری از برادر به نفع پدر و در نهایت خودش از هیچ شیطنتی دریغ تپنکرد. اگر به اینهمه کوتاهی و تعرض ، ستم نمیگویند چه نام دیگری بر آن میتوان نهاد. دو فرزند شانزده و هفت ساله مان در هجر پدر میسوزند و بر آزار و اذیت عمه ها و عموی بزرگشان شکیبایی میکنند. بفرمایید تقاص اینهمه ظلم را خدا چگونه پس میگیرد که گرفته ولی آنقدر درگیر حق خوری و مال اندوزی هستند که نه متوجه نام و ننگ خود هستند و نه فردای قیامتشان.
1
*----
12 تیر 1398
ظلم پدر و مادر وجود دارد، یک نگاه به پرونده ها بهزیستی بیاندازید و پدر و مادر هایی که بچه های خود را به قصد کشت می زنند. دستور می دهند مواد جا به جا کنند و با سیگار می سوزونند و شما می گویید صبر کنید و تحمل. این چه مزخرفی است؟ در شرایط عادی بله ولی در این شرایط چه؟ بیشتر درگیری ما با والدین منشا بی لیاقتی دولت را دارد که ما از مسکن محروم کرده و مجبوریم در خانه آنها زندگی کنیم و آنها ما را برده خود کنند. ..
5
*****
15 تیر 1398
شیراز
خدایا خودت ببین حال وروز وبدبختی منو به من هیچی کم ندادی توزندگی الی مهرمادری مادری زبون دار وتطنه زن وبدجنس که ارزوی بدبختی منو داره منوانقدددددددددددد بد جلوه داده ومیده که گاهی خودم باورم میشه بدم جوری وانمود میکنه همه بامن بدن تااعتمادبنفسموکم کنه ولی خودت شاهدی که امه دوستام واطرافیانم عاشقمن ودوسم دارن تنها مشکلم مامان بدداخلاقمه نمیتونم تحملم تاب شده نمیذاره ازدواج کنم برام سخت میگیره بعد خودش درمیادزخم زبون میزنه که گره افتاده توکارت بخدابراهیچکش بدی نخوواستم چراباید زجربکشم چراانقد بدی باید تحمل کنم داغونم ازبس حرف کم وزیادشنیدم ازش داغون تروقران این حکم بی عدالتیت روتغییر بده دیه وقصاص والدین رونذار فقط واسه تنبیه بدنی بخدا جنگ روان بدتتره مادرمن ساعت هامغز منومیخوره روانیم کرده عصبی وتندوگنداخلاقه خودخواهه اجازه هیچی نمیده بدبینه دیگه مگه چقد بدی تویه ادم جامیشه تروخدا بدادم برس خدا
3
***--
22 تیر 1398
پدرم و مخصوصا مادرم و خواهرم خیلی فضولن تو کامپیوترمون چند تا فیلم ترکیه ای ریخته بودم تو فایل خودم رفته بودن دیده بودن اخه این یعنی چی چیکار کنم من
3
***--
9 تیر 1398
persiansgreat3030gmail.com
پدر و مادرم یک معتاد بودند ... هر روز یک دست کتک می خوردم .. بخدا رنگمان از گرسنگی مثل گچ شده بود ولی این سنگ دلها انگار نه انگار ... پدر و مادری که بین فرزندانشان فرق می گذارند و ارزشی برایم قائل نبودند و از من خیلی متنفر بودند .. کاش یتیم بودم ... کاش در پرورشگاه بزرگ شده بودم .... 58 سال دارم اما روزی نیست که از ستم پدر و مادرم گریه نکنم اصلا باور نمی کنم مگر می شود یک پدر و مادری اینقدر بی مسئولیت - بی حیا - بی وجدان - بی عاطفه - بی احساس - سنگدل - بی رحم - کثیف - پست - رذل - نامرد - ریا کار - شارلاطان - آب زیر کاه - دو رو - خبیث خدایا مگر می شود وقتی به گذشته های نه چندان دور می نگرم قلبم به درد می آید و اصلا باور نمی کنم ... بخدا در باور من نمی گنجد این همه نامردی و نامرادی با این حال سر مزارشان می روم و برایشان طلب استغفار و بخشش و فاتحه می کنم اما گیج و مبهوت هستم و خیلی از مسائل را نمی توانم هضم کنم و کنار بیایم خدایا به من صبر عنایت کن .
4
****-
9 تیر 1398
پیامبر رحمت و مهربانی ها رسول اکرم (ص) در ضمن سفارش‌هاى خود به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «يا علىُّ لَعَن اللهُ والدين حَمَلا وَلَدهما على عُقُوقهما؛ يا علىُّ! يَلزِمُ الوالدينِ مِن العُقُوقِ لِوَلَدِهما مايَلزِمُ الوَلَدَ لَهما مِن عُقُوقهم» «خدا لعنت کند پدر و مادرى را که فرزندان خويش را بد تربيت کنند و موجبات عاق خود را فراهم نمايند. اى على! همان‌گونه که فرزند عاق والدين مى شود، والدين نيز عاق فرزند خواهند شد» (بحار الأنوار ج‌ 74، ص60)
1
*----
9 تیر 1398
پدر مادری که(به خصوص مادر)زندگی یه جوون رعنای ۲۷ ساله رو خراب می‌کنند رو نمیشه گفت والدین. نبودن شون بهتره تا بودن شون. همون طور کا عاق والدین گناه کبیرس عاق فرزندان از ته دل هم جز همون گناهه. اینا رو از دل خسته یک جوون ۲۷ ساله می نویسم که زمانی دنیا رو می چرخند ولی مادرش اونو با خاک یکسان کرد.
3
***--
6 تیر 1398
من الان 18 سالمه از 8 سالگی که دیگه خودمو شناختم همیشه فرق بوده بین من و خواهرم وقتی اون یه اشتباه میکرد میگفتن هوووی با توام هستیما حواستو جم کن ولی وقتی من یه اشتباه میکردم خواهرمو مقایسه میکردن ولی مطمعنم اگه یه روزی پدر بشم دقیقا برعکس بابام رفتار میکنم
2
**---
22 تیر 1398
اگه یه مادر بچه شو بخاطر مسائل الکی کتک بزنه،اسلام نگفته حکمش چیه و چه برخوردی باید باهاش بشه؟؟؟
1
*----
7 تیر 1398
با سلام پسری 17 ساله هستم از بچگی پدرم منو فحش میداده کتک میزد تا الان که 17 سالم شده شرایط فرقی نکرده و بدتر هم شده من سرکار میرم و خرجم رو خودم درمیارم و پدرم نصف پول حقوقم رو هرماه ازم میگیره چرا فقط میگید به پدر و مادر خود نیکی کنید اونوقت نمیگید والدین به فرزندان نیکی کنند توضیحاتتون هم یک طرفس
5
*****
6 تیر 1398
با سلام من نمی‌دونم ولی بعضیا چرا یاد گرفتند کلی حساب کنند یارو میگه من پدرم روحانی بوده و من پس از کارش دیگه به هیچ روحانی اعتماد ندارم ببینید آدم خوب هست در هر قشر و قومی آدم بد هم هست پدر مادر خوب هست پدر مادر بد هم هست
1
*----
19 تیر 1398
پدر و مادری که حتی یه ذره برای فرزندشون ارزش قائل نیستند ...
5
*****
31 خرداد 1398
اگر پدر ومادر خوب که هیچ اگر بد و فاسد و کثیف احترامشان و برخورد خوب و مودب واجب و زیر بار نرفتن گناه مودبانه ضمن مخالفت و اعتراض مودب . رسول خدا به شدت از پدر و مادر این چنین که فرزندانشان را ازار می دهند اظهار نفرت کرده است . مثل این است که انا از حساب خود برداشت می کنند و ثواب های خود را به پای قرزندانشان می ریزند . تحمل کنید و صبور باشید اگر ببخشید بهتر است اما می توانید به خدا شکایت ببرید . اگر شخص مورد اعتمادی سراغ دارید و حتی اگر ن به قانون برای گرفتن حق خود مراجعه کنید .
1
*----
29 خرداد 1398
موقعی که امتحانات مدرسه ام بود پدرم از خانه رفت و وقتی گفتم خودکشی خواهم کرد بعد از یک ماه که عید هم در خانه نبود برگشت. مادرم برای افسردگی و ازدواجش و حتی به دنیا آوردن من مرا سرزنش میکند. بهترین نمره با معدل 20 آوردم همراه با تلاش به خودکشی هر روز و بدون دیدن ذره ای محبت. حالا هم چندرغاز خوراکی از سوپری خریدم پدرم میگه پیامکش اومده که خرید کردی خدایا من نخواستم باشم تو این دنیا ولی همه یه جوری رفتار میکنن انگار بار اضافی ام.چرا انقدر باید عذاب بکشم و اونا به سزای اعمالشون نرسن
3
***--
4 تیر 1398
پس پدر و مادر توهین کنند و خورد کنن جوون رو و فحش تحقیر کنند فرزند هم بخنده :| مگه فرزند انسان نیست مگه شخصیت نداره ؟ عجب
1
*----
28 خرداد 1398
H.moeini.1985@gmail.com
همانطور که فرزند بد و خوب وجود دارد پدر بد و خوب هم وجود دارد البته مادر کمتر پیش میاد بد باشه ولی متاسفانه در مورد حقوق فرزندان هیچ صحبتی نشده . فقط بلاهایی که پدر من سر من آورده . مال و اموالمو بالا کشید از سن ۱۵ سالگی هم هر شب منو از خونه مینداخت بیرون .
1
*----
16 خرداد 1398
lalesohrabi289@gmail.com
به نظرم استدلالتون از اسلام غلطه که هر بلایی پدر و مادر سرت آوردن هیچی جز تذکر انجام ندیم پدر و مادری که بخاطر مال و اموال فرزندشرو رو زندان بندازه یا دستور کشتنشرو بدن و وفای به عهد و پیمان نداشته باشن و موجب مرگ نوه خودشون بشن و تهمت ناروا میان مردم به بچشون نسبت بدن باید فقط تذکر بدیم و با هم دوست باشیم خیلی خنده دار من مسلمونم ولی این نظریه اشتباه چون اسلام باید با عدالت رفتار کنه
3
***--
16 خرداد 1398
مدیریت سایت چرا جواب اینهمه کامنت رو نمیدید؟لطفأ پاسخ بدید با پدر و مادری که هر روز فرزندشون رو عاق میکنن به بهانه های مختلف مثلأ میگن چرا با فامیل قطع رابطه نمیکنی یا انواع تهمت ها رو میزنن و هرچقدر از خودت دفاع کنی باور نمیکنن،مدام غر میزنن و تو باید خفه بشی و جواب ندی،بری در خونشون درو از روت باز نکنن،مجبورت کنن قطع رحم کنی ولی بازم آروم نگیرن و مدام کارهایی که نکردی رو بهت نسبت بدن چیکار باید کرد؟خفه بشیم؟بمیریم چون اگه از حقمون دفاع کنیم بهشون برمیخوره عاق میشیم و میریم جهنم. آخه این چه منطقیه؟لطفأ جواب بدید پاسخ: این پایگاه، صرفاً اطلاع‌رسانی است و پاسخ به پرسش‌هایی از این دست جزء اهداف پایگاه نیست. می‌توانید به پایگاه مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی مراجعه بفرمایید.
5
*****
15 خرداد 1398
پدر و مادر من به یه نونی که به من میدن منت میزارن و اگه حرفش بیاد میگن همه چیزشو فراهم کردم اینا و اینا من چطوری بفهمم من سر راهی ام یا نه
1
*----
11 خرداد 1398
باسلام 16 سال هست که من با دختری که دوستش داشتم ازواج کردم حاصل ازدواجمون یه دختر خوشکله که الحمدلله الان ابتداییه. 16 سال تموم مادرم میگفت این دختر چادریه و لاغره و... به درد خونواده ما نمیخوره ، باید طلاقش بدی و درگیریهای زیادی با مادرم قهرهای یک ساله و گاهی کم و زاد داشتم مسئله اینه که آدما باهم فرق میکنن هر چند پدر و مادر باشن. مادر من منو از خونش بیرون انداخته در حالی که شک نکنین حتی یک صدم درصد من گناهی داشته باشم، نمیخوام سرتون رو به درد بیارم یکیش رو عرض میکنم کلا زندگی من از خانواده پدرم جداست یه روز گفت زنت با یکی هست دختر عمه ام دیده ومیدونه ازش هم یه بچه داشته، گفتم مگه زن من .....خوب اثبات کن طلاقش بدم کار به بحث و جدل کشید اثبات نکردن هیچ (مادرم با خواهرم دست به یکیه اگه خواهرم بگه بمیر میمیره) منو کتک هم زدن و پیراهنمو و زیر پوش و ... پاره کردن حتی یه تو هم بهشون نگفتم راستش من کارشناسی ارشد الهیات دارم مسئول یه اداره ام به خاطر اینکه از خودم خجالت میکشم تو این 16سال خیلی هوای مادرم رو داشتم اما دیگه صبرم به سر اومده چرند و چرند زیاد میگه. ولی خداییش تا حالا به خانومم حتی یه بار هم بی احترامی نکردن و خانومم هم به اونا . خیلی از موردها رو که با مادرم داشتم به خانومم نگفتم و نمیگم سوال من اینه: البته اینو بگم من تموم این جوابهارو میدونم اما از فلک سوال میکنم مادری که نمیخواد فرزندش رو ببینه و افترا و تهمت میزنه بین فرزنداش فرق میزاره چیکار باید کرد؟ خانومم تو مسابقه کشوری باغ بسم الله سال 86 مقام اورد من خودمم باهاش رفتم تهران با کلی سکه وجایزه برگشتیم شهرستان . همینکه فهمید گفت برو ببین زنت با کی بوده که سکه دادن بهش من فقط از دست مادرم گریه مینکم و میسپارمش دست خدا. الانم 4ماهه که قهریم یه بار رفتم مادرم صورتش رو برگردوند منم دیگه نرفتم. ببخشید اگه تو جمله بندی مشکلی بود به این خاطره که خیلی لزش ناراحتم
1
*----
18 تیر 1398
چقدر مطالبی که خوندم بی ربط بود به تیتر چقدر تکراری بود و کلیشه ای چقدر شعار بود و حاصل فکر نکردن نویسنده ها
1
*----
23 خرداد 1398
خداوندی که کامل و نامحدود و سر منشاء شعور بی کران است هیچ وقت یک طرفه قضاوت نخواهد کرد. پدر و مادری که وظایف خودشون رو با منت و ناقص انجام بدن و با عمل های ناپسند خود سبب سرافکندگی و شرمندگی فرزاندان خود شوند، مستحق نیکی نیستند. هر چند که تندی کردن با آنان و همانند آنان رفتار کردن شایسته فرزندی نیست که خود به همین سبب منتقد پدر و مادر است. دو چیز انسان را پخته تر و فهمیده تر میکند: 1- زمان 2- پذیرفتن همه جوانب زندگی و اتفاقات پیرامون آن و در آخر دعا میکنم خداوند متعال پناه بی پناهان باشد، کسانی که هیچ حمایتی از طرف خانواده خود ندارند از تنهاترین افراد جامعه هستند که چه بسا این طرد شدن این افراد را تا نابودی و خودکشی بکشاند. متاسفانه انتخاب پدر و مادر و خانواده دست خود ما نیست.
1
*----
24 خرداد 1398
Aqe ye pedar enqd bachasho zajr bede k har ruz arezuye marq kne ensafe? Chtr mishe be ye hamchin adami ehtrm qzsht mqe ma haqe zndqi ndshtim be che qonahi?
5
*****
12 خرداد 1398
من مادرم منو میزنه اصلا نمیدونم باید چیکار کنم حتی یه جوری میزنه اونم با چوب لباسی خسته شدم واقعا نمیدونم چیکار کنم من ۱۵ سالما کلاس ۹ هستم مدرسه هم میرم
1
*----
31 اردیبهشت 1398
همیشه افراط بده شمام درباره احترام افراط میکنید ظلم بده،چه از طرف پدر و مادر چه بقیه حالا پدر مادر ظلم کردند ما بشینیم نگاه کنیم ،یهو اف نگیم که میریم جهنم پس این چه عدالتی هستند،اگه قراره بخاطر ساکت نشدن مقابل ظلم برم جهنم ،پس برم بهتره ،چون به این نتیجه میرسیم که اساس و بنیاد خیلی چیزها درست نیست
1
*----
2 خرداد 1398
به نظرم این طور هم نیست که موضوع یک طرفه باشه.چون همانطور که قرآن می‌فرماید احترام به والدین همانطور هم تهمت،توهین،زورگویی،بداخلاقی،و...را هم منع کرده /اگر روحانیت به جای این که سر منابر فقط از حق والدین بگویند از حق فرزندان هم بگویند خیلی از سؤ استفاده ها حل میشد/دین ما اعتدال داره و زورگویی و غیرمنطقی نداره مشکل تفسیر های غلط است
1
*----
3 خرداد 1398
اصن کجای توضیحات شما مربوط به سوال بود ؟ همش داشتید از پدر و مادر و جایگاهشون میگفتید !!!! پدر و مادرم به من ظلم کردن . ناعدالتی کردن من دلم صاف نمیشه ! باز شما آیه و حدیث بیارید
5
*****
31 اردیبهشت 1398
S.mahdi.motaghi254@gmaill.com
پدر و خواهرهام فقط به این دلیل که همسرم رو دوست دارم بیشترین ظلم ها رو در حق من کردن،تا مدتها سعی میکردم هر بار میرم شهرستان به پدرم سر بزنم و باهاش گرم بگیرم ولی اون خیلی سرد برخورد میکرد زن و پسرم رو که اصلا تحویل نمیگرفت،ولی من چون مادرم فوت کرده بود پیش خودم میگفتم تنهاس بذار باهاش خوب باشم،ولی آخر سر به دلیل تسلطی که خواهر بزرگم روش داشت دیگه توی هیچ موضوعی اهمیتی به من نمی داد،حتی وقتی میومد شهری که داخلش ساکنم خونه خواهرهام میرفت ولی با وجود اسرارهای هم خونه من نمیومد،بعد هم که ازدواج کرد و فقط من و خانواده خانمم رو دعوت نکرد،از اون موقع دیگه نرفتم ببینمش یکسالی میشه،به قدری دلم رو شکست که فقط میتونم بگم حلالش نمیکنم....
1
*----
6 خرداد 1398
چقد سخته ک پدر واسه خواسته های خودش استعداد های بچشو نادیده بگیره.چقد سخته پدر بهت فحش بد و ناسزا بگه.چقد سخته ک جلوی همکلاسیات کتکت بزنه.اینا ک میگم بخدا عین قطره ای تو دریاس .این دردا داره از درون منو میسوزونه. واقعا میگم
1
*----
9 خرداد 1398
کرج
با سلام نصیحتتان ب درد خودتان میخورد و یک مشت حرف تکراری ست اگر راست میگویید چالش های روز را مطرح و تحلیل کنید ن آیات و احادیثی ک هزار بار شنیده ایم !!!.پدر و مادری ک با ظلم خود از کودکی فرزندان را از لحاظ روانی آسیب زده اند و با خودخواهی و مشاجرات خانوادگی انها را بیمار کرده اند حق او را ب جا نیاورده اند و مستحق عداب الهی هستند .
5
*****
29 اردیبهشت 1398
والدین و فرزندان محدودیت هایی دارند اگرچه بحث کردن با پدر و مادر درست نیست اما اگر پدر و مادر به فرزند خود فحاشی کرده باشند و یا بی توجهی کرده باشند لازم است که گاهی فرزند هم اشتباه آنان را به یادشان بیاورد ولی نه از راه اشتباه همانطور که والدین می توانند با فرزند خود دعوا کنند فرزند هم می تواند از سؤ تفاهم هایی که راجب او پیش آمده راهی بیندیشد اگر حق با والدین باشد گناه از جانب فرزندان است اما اگر والدین به فرزند خود توهین کرده باشند جایز نیست که فرزند تا حدی ساکت بماند
1
*----
29 اردیبهشت 1398
رستمی
من فکر میکنم ک اینا ک اینجا میگن حقوق والدین حقوق والدین انگار نمیفهمند حق و حقوق چیه اینکه ادم در اثر لگد مال شدن توهینها و بدتر از تف و لعنتهای پدر ، مادر رو ببینه و دم نزنه و مغزش و روخ و روانش دچار انواع مشکلات روحی و جسمی و روانی بشه این کجاش اسلامه ایا مثالی از این ایثار بوده ک برای ما هم بیارن .ایا معنای پدر مادر رو قران اینطور تفسیر کرده ک هر ک بادا باد، خود خدا هم گفته ک ظلم را نپذیرید اینو توی قران بارها گفته کسی ک علت این حکم رو شاید درک نمیکنه چرا برای مردم نسخه ی فداکاری دو سر ناپیدا میپیچه؟؟؟؟
5
*****
6 خرداد 1398
مادري كه پسرش و با عذاب وجدان بزرگ كرده ، تا كوچكترين مشكلي تو زندگيش پيش ميومد ميگفت به خاطر تو موندن و ساختم و سوختم كه پسره هميشه سرافكنده باشه ، مادري كه به به دروغ ميره همه جا پر ميكنه كه پسرم منو تو خونش راه نميده، خونه جديد خريده ادرس اشتباه ميده كه برم دنبالش، تو جمع تيكه هايي به عروس ميندازه و بعدش خودشم ميخنده كه اره ميدونستم چي گفتم و بسيار بسيار از اين كارا، پدري كه ميره همه جا ميگه پسرم ٢،٣ هفته يبار مياد خونه من و كم رفت و امد ميكنه و ديگران حرف ميزنن كه پسرت جنم نداره و از اين حرفا حكم و نحوه ي برخوردش و از قران و دين پيدا كن كه ببينيم بايد چيكار كنيم؟! همش شده حق پدر و مادر اين پچه ها هم يه روزي پدر و مادر ميشن ديدگاه هاتون واقعا داغونه ببخشيدا فقط پدر و مادر و پدر و مادر
1
*----
3 خرداد 1398
اگه پدر و مادر هی بهت تهمت بزنن کتکت بزنن چی.چون بچشونیم باید خفه شیم هرکاری میخوان کنن.بعد بگن عاق شدین و با این روش هر کاری اونا میخوان کنیم این چه عدالتیه
5
*****
23 اردیبهشت 1398
من یک دختر تحصیل کرده 32 ساله هستم که فرزند طلاقم. پدرم اهل نماز اول وقت و قرآن و روزه است اما تمام ایمان و اخلاق پدرم توی همین سه تا خلاصه شده. 12 ساله که هیچ خواستگاری رو راه نمیده. دو ساله کسی رو دوست دارم و پدرم داره عمر هردوی ما رو به بهانه های واهی هدر میده و حتی هنوز اجازه مراسم خواستگاری رو نداده. مردی که انتخاب کردم عاشقمه و از هر مردی که توی عمرم دیدم مردتره و این همه مدت پای من صبر کرده. من بخاطر طلاق پدر و مادرم خیلی از خواستگارهام رو توی این سالها از دست دادم هرچند که خودم چیزی از زیبایی و تحصیلات کم نداشتم. وقتی دانشگاه آزاد قبول شدم پدرم بهم گفت دانشگاه میفرستمت تا دهن مادرت و خانواده مادرتو ببندم که نگن دخترشو نفرستاد دانشگاه. پدرم یکسال بعد از طلاق مادرم (وقتی من 8 سالم بود) با خانوم خوب و مهربونی ازدواج کرد که توی این سالها برای من مادری کرده ولی پدرم همیشه اون خانوم رو تحقیر و اذیت کرده. مادرم از دستش فرار کرد. مادر بزرگم دق کرد و من توی همه این سالها یه روز خوش نداشتم. هر کاری میخواد میکنه و هرطور بخواد حرف میزنه و میگه حق نداری حرف بزنی چون من پدرم، میتونم عاقت کنم. حتی از من میخواد توی اذیت کردن و تحقیر همسرش همراهیش کنم و بهم میگه تو همیشه حقو به من بده. در حالیکه من نامادریمو از پدر و مادرم بیشتر قبول دارم چون یه انسان واقعیه که هم برای من مادری کرده، هم پدرمو تحمل کرده و هم مادربزرگ مریضمو پرستاری کرده. پدرم به من میگه مادرت تو رو بخاطر هوسبازی خودش به دنیا آورد. برو خدا رو شکر کن طلاقش دادم تا تو خوشبخت باشی! (مادرم زن پاک و درستی بوده و هست و من کاملا شبیه پدرم هستم. هرکس این جمله رو بخونه فکر میکنه مادرم زن بدکاره بوده!) نمیفهمم یه مرد چقدر میتونه بیغیرت باشه که این حرفو به دخترش بزنه! پدرم همیشه زن های توی خیابونو از من و همسرش زیباتر میبینه و چشم ناپاکه. به همسرش میگه تو هر چقدر هم آرایش کنی برای من زیبا نمیشی. در حالیکه زنش زن زیبایی بود و توی زندگی با پدرم روز به روز افسرده تر و پژمرده تر شده و زیباییشو از دست داده. پدرم آدم بد دل و منفی بافیه طوریکه با نیم ساعت همنشینی کنارش میشه انگیزه خودکشی پیدا کرد. همه تاکیدش نماز اول وقته! و اگر اول وقت نماز نخونیم مدام فحاشی و بد دهنی میکنه خصوصا به همسرش. به شدت بهانه گیر و بداخلاقه و همیشه همسرش سکوت میکنه. ده سال من هیچ پولی برای زندگی نمیداد و من با پول های عیدی و روز تولدم زندگی میکردم. سه سال هم حق التدریس دانشگاه بودم و با چندرغاز زندگیمو گذروندم. الان همسر پدرم هزینه زندگی منو میده. چند سالیه که پدرم دیگه عیدی و هدیه تولد هم به من نمیده. هر وقت از بچگی پول خواستم گفت ندارم. الان هم برای ازدواجم هیچ جهیزیه ای ندارم و هیچ پس اندازی ندارم. زمانی که همسر پدرم خونه نداشت هر چند وقت پدرم توی دعوا بهش میگفت جول و پلاستو جمع کن و برو بیرون از خونه من. الان که همسر پدرم خونه داره و پدرم پولاشو واسه خودش جمع کرده ما توی خونه همسر پدرم زندگی می کنیم که پدرم ده ساله طلاقش داده وصیغه ای باهاش زندگی میکنه. روزی هزار بار از شرمندگی توی این زندگی آب میشم و میمیرم و روی نگاه کردن به نامادری بیگناهمو ندارم. هیچ وقت من و نامادریم بهش بی احترامی نکردیم تا اینکه چن روز پیش جلوش وایسادم و گفتم چرا هر طور میخوای رفتار میکنی؟؟ اونم توی جوابم گفت چون پدرم هرکاری میخوام میتونم بکنم و عاقتم میکنم! تهشم همه چیزو (کاملا بی ربط) به مردی که دوستش دارم ربط داد و بهش توهین کرد!! یکی بیاد جواب منو بده و بگه اسلام چه جوابی برای این حد از ظلم یه مرد توی خانواده داره و کی جواب زندگی تباه شده من و مادرم و ماربزرگم و همسر پدرمو میده؟؟! یکی به من بگه اگر یتیم بودم یا فرزند شهید بودم الان تا این حد بدبخت بودم؟؟ یکی بیاد بگه چرا اینقدر آموزه های دینی ما کم گذاشتن که حال من انسان الان اینه؟ دارم با زبون روزه این دردامو مینویسم. به خدا و دین اعتقاد دارم. یه چیزی بگین دلم آروم بشه. یکی بیاد بگه 4 تا دل شکسته سیری چند؟! (آدرس ایمیل گذاشتم که نویسنده سایت حتی شده خصوصی جواب بده. اگر به بابانوئل توی قطب شمال نامه بدم جواب میده. پس لطفا جواب منو بدین تا دق نکردم.)
2
**---
26 اردیبهشت 1398
پدر من مادرمو خیلی اذیت میکنه...از همون اوایل که من بچه بودم همیشه جنگ و دعوا و کتک کاری بود..انقدر اینکارشو ادامه داد که من و دوتا داداشام یه که فوق العاده ادمای ارومی بودیم تبدیل شدیم به ادمای عصبی و روانی..اصلا نمیتونیم با هم اروم صحبت کنیم همش تندخویی..از طرفی مادرم هیچکسو نداره خب وقتی پدرم بهش ظلم میکنه من نمیتونم ساکت بشینم ..اروم دفاع میکنم حرفای رکیک میزنه منم عصبی میشم و صدامو بالا میبرم..واقعا گناه من چیه..دلم برا مادرم میسوزه
5
*****
18 اردیبهشت 1398
از دست کار های مادرم خسته شدم ، اصلا نمیزاره باهاش حرف بزنم فقط کافیه با هاش مخالفت کنم و بگم مامان سر این موضوع (هر چند کوچک ) حق با تو نیست شروع میکنه به داد کشیدن و فحش دادن و دعوا کردن و بعد میگه تو به من احترام نمیزاری! فقط میتونم بگم حق کاملا با تو است تو خوبی و هر کار میکنی درسته اگه کلمه ای غیر این بگم شروع میکنه به داد زدن و میگه تو به من بی احترامی میکنی! بهش میگم مامان من کجا بی احترامی کردم من فقط میگم گاهی وقت ها حق با تو نیست ، بعضی وقت ها انقدر به جنون میرسونتم که شروع میکنم خودمو زدن چون هیچ کار دیگه ای از دستم بر نمیاد، از خود زنی خسته شدم امروز دوم ماه رمضانه و یکی دیگه از اون روز های که دیوونم میکنه، انقدر بهم فشار آورد تا آخر مجبور شدم روزه ام رو بشکنم چون بعد اون همه خودمو به زمین و آسمون کوبیدن و داد زدن نه میتونستم روزه ام رو نگه دارم نه دیگه روزه ام درست بود، اگه میتونستم حتی یه در اتاق یه جا اجاره کنم میرفتم اما نمیتونم، ادمین محترم که انقدر چیز می فهمی ، من در قبال این مادر چکار کنم!؟ این ها رم بنویس و انقدر سطحی به مسائل نگاه نکن. من نمیخوام داد بزنم و این کار ها رو بکنم اما به جای میرسونتم که دیگه کنترلم دست خودم نیست، مادرم که باید منبع آرامش برام باشه شده بزرگ ترین نا آرامی زندگیم
3
***--
29 اردیبهشت 1398
واقعا چرا والدین به فرزندان فحش میدن آیا گناه نیست؟ فحاشی بی دلیل پدر یه فرزند چه حکمی داره؟
3
***--
26 اردیبهشت 1398
سلام من یه پسر 14 ساله هستم مادرم الکی منو میزنه و نمیزاره برم بیرون و همش به سمت برادر بزرگم می ره لطفا طفا لطفا کسی راهنمایی کنه چی کار کنم ...
1
*----
28 فروردین 1398
مشهد
هیچ حکم عقلانی وجود نداره کسی رو بزرگ کنی یک عمر زجرش بدی در مقابل ازش احترام بخوای. من خودم مادر هستم منتهای آرزوم اینکه بچم من رو مادر روحش بدونه نه جسمش
5
*****
27 فروردین 1398
من تو زندگیم یه روز خوش ندیدم از دست پدر. مریضم از روزی که یادم میاد خدا شاهده همیشه داشتم کتک میخودم از سن ۱۳سالگی از خونه بیرونم میکرد شب مجبور بودم تو خیابون پارک بخوابم با اینکه وضع مالیش خیلی خوب بود من همیشه باید مثل گداها زندگی میکردم حالا مالش تو سرش بخوره من تمام عمرم در ارزوی شنیدن پسرم یا یه بابا جون یه بغل کردن یه بوسیدن بودم فکر نکنم توقع زیادی باشه واقعاً حرف تو دلم خیلی زیاده فقط من اینو بگم من بخاطر. کتکایی که به من میزد بارها کارم به بیمارستان کشید البته اونا هم گذشت ولی متاسفانه من از. نظر. روحی وشخصیتی شدیداً ادم گوشه گیر و افسرده ای شدم خدا وکیل شدم مثل یه مرده یواش یواش تا بخودم اومدم دیدم از سر بی کسی نداشتن کسی و افسردگی رو اوردم به مواد اوایل اروم میشدم ولی دیگه هیچی جواب نمیداد. بهم و حالم بدتر قبل شد فقط به خودکشی فکر میکردم چون حدود ده سال از اعتیادم میگذشت تو همون وضعیت بخاطر اینکه مجبور. بودم کارگری میکردم و پدرم همچنان رفتارش با من بدتر میشد سر. هیچی توهین کتک حتی روز عروسیم هم بابام دو تا سیلی خابوند تو گوشم بخاطر ایکه پول میخواسم برا کت شلوار اخرم نداد من ناسلامتی تک پسرش بودم زمان گذشت من امروز ۴۰سالمه دو تا پسر دارم تقریباً ده سال سابقه تو یه سازمان دولتی دارم موقعیت شغلیم خیلی خوبه خودم هم ۱۲سله که ترک کردم دانشجو هم هستم زندگی خوبی دارم البته سختیاش زیاده ولی لطف پروردگاره که من این ثروتا رو دارم(فرزند خوب همسر خوب شغلم)شکرت خدا تنها مشکلم اینه چند ساله تحت نظر روانپزشکم و باید با قرصای اعصاب زندگی کنم بابام هم هنوز همون جوریه دیگه خدارو شکر خیلی کم میبینمش حالا خیلیا در موردم شاید قضاوت اشتباه بکنند چون داستن زندگیم نشنیدن ولی اگه کسی باورش براش سخته پیام بزاره تا کامل براش توضیح بدم اینم گم من تا الان هنوز پاهام جلو بابام دراز نکردم اونم ادعاش میشه که نمازش اول وقت تو مسجد میخونه یعنی خیلی کارش درسته من که هیچ وقت نمیبخشمش و ارزوی مرگشو میکنم هم اون هم مادرم که از اون بدتره خدا خودش میدونه من شبا کابوس اون روزا رو میبینم من هیچ چیز مالی نمیخوام ازش فقط میتونه کابوسای شبامو خوب کنه
1
*----
12 اردیبهشت 1398
ترکیه
اگر پدر مادر فرزند خودرا شکنجه کند فرزند میتواند در مقابل او حرف بزند
1
*----
11 اردیبهشت 1398
هرررگز مادرم رو نمیبخشم حتی اگر سزای این کارم جهنم باشه. الان که به ناحق و فقط بهاطر فکر اون من کتک خوردم و تنم کبوده واگذارش کردم به دو دست بریده ی حضرت عباس. من نتونستم ثابت کنم کاری که میگه رو نکردم ولی اون حتی اگر کرده بودمم حق نذاشت به این شدت کتکم بزنه. تا لحظه مرگ هم نمیبخشمش چون زندگی منو اون بهم ریخت. هررررگز نمیبخشمش
5
*****
28 فروردین 1398
پدر مادر حق نداره بین فرزندان فرق بزاره و اونها رو با هم دشمن کنه پدر مادر حق نداره باعث ذلت و بدنامی فرزندشون بشه و ابروی فرزندش رو ببره پدر مادر حق نداره با نفرت با فرزندش رفتار کنه ،‌پدر مادر هم انسانند و انسان ها نسبت به همدیگ وظیفه دارند حقوقی رو رعایت کنند و هر کدومشون که حق همدیگر رو ضایع کنند ظلم کردن و باید جواب پس بدهند . متاسفانه بعضی از فرزند افراد شرور یا نادان میشیم و اونها در حق ما بدی میکنند ولی به هر حال تو این دنیا باعث میشند فرزاندانشون دیگ دوستشون نداشته باشند و تو اون دنیا هم باید به خداوند جواب پس بدند.
2
**---
27 فروردین 1398
ببخشید ولی پدر من با من با تندی برخورد میکند و هرروز مرا سرزنش میکند با میزان صدایی همچون بلندگو و مرا خنگ و احمق مینامد ولی این صفحه موگوید که اگر پدر و مادرتان گنهکار باشد چاره ای ندارم جز صبر و بردباری بنابراین اگر پدر من حتی قصد جانم را کرده باشد و چاقویی در دست داشته باشد و حمله کند من باز باید آرامش خود را حفظ کنم و اقدامی انجام ندهم؟؟!!!
4
****-
6 اردیبهشت 1398
باسلام پسری هستم 32ساله معلولیت جسمی حرکتی دارم من از خانوادم راضی نیستم مخصوصا پدرم ایشون همش باهم لج میکنه اصلااجازه حرف زدن ندارم وقتی حرف میزنم هرکجا که با پیش هرکسی میزنه توذوقم حتی اگه با برادرام یا خواهرام بحثم فوری حق رو به اونا میده اگه عادیم حرف بزنم بازم بهم گیر میده حتی پیش برادرام بدم رومیگه اونام بدون اینکه ازم بپرسن جریان چیه باهم حرف نمیزنن حتی جواب سلامم رو نمیدن منم چندباری خواستم مثله یه پدرپسر عادی باهاش حرف بزنم که یا خودشومیزنه به اون راه یا یه رفتاری یاحرفی میزنه که منو عصبانی کنه که باز پشت سرم بدم روبگه که حق روبهش بدن الان میخوام بدونم باید جیکار کنم چطور باایشون برخورد کنم میشه لطف بران توضیح بدید
5
*****
4 اردیبهشت 1398
واقعا برای همه اونایی که این حرفا رو در مورد پدر و مادرشون زدن متاسفم مگر نه اینکه بالاترین مرجع هستی خداست پس حرف ... نزنین و گوش کنین و بلوالدین احسانا یعنی حتی بعد از مرگ پدر و مادرتون هم به انها نیکی کنید براش شرط نگذاشته براش بهانه نیاورده که اگر بهتون بدی کردن شما نفرینشون کنید ای انسان ایا وقت آن نشده که به خودت آیی به خودتون بیاین مرگ خیلی زود به سراغتون می یاد بترسید
2
**---
1 اردیبهشت 1398
من دلم از پدر مادرم شکسته به خدا شکسته دیگه نمیخوام چشمم به چشمشون بیفته آخه چقدر تحمل کنم این همه فرق گذاشتن بین دوتا پسرش و دوتا عروسش همون قدر که به من و همسرم بی احترامی میکنن همون قدر به برادرم و همسرش عزت و احترام میزارم. برادرم تو ناز و نعمت من میرم کارگری اونا هیچ حسی به من و همسرم ندارن به همسرم بی احترامی میکنن. اگه خدا حقیقت باشه باید بهشون نشون بده. من دیگه هیچ احترامی به این پدر مادر نمیزارم خسته شدم از بس سکوت کردم
1
*----
27 فروردین 1398
از کارشناسان خواهش میکنم فقط جواب سوال مربوطه را بدن.تفره نرن.پدری که تمام روزهای سال رو به کام خونوادش و فرزندش سر هیچی زهر مار میکنه تازه آق ش هم میکنه آیا باز هم فرزند باید اطاعت کنه ..فقط جواب سوال تمام.احادیثینا رو پیش نکشید لطفا فقط جواب سوال مربوطه بودن سردر گمی
2
**---
25 فروردین 1398
من خودم مادرم ویه فرزنددارم وخیلی فرزندم روپوست دارم حاضرم جانم روبرای فرزندم بدم امامادربی لیاقت من اینگونه نیست من افسردگی گرفتم به خاطر این در موضوع درموردبچه های دیگه هست امامنه بدبخت این گونه نیست در منویه غریبه فرض می‌کنه هیچی به من نمیگه منم همیشه دلم می‌شکنه گریه میکنم عروسشودوست داره حتی حاضره جونشوبده امامن نه یاامام زمان امروزروزتوست خودت کمکم کن برام دعا کنین .التماس دعا
5
*****
25 فروردین 1398
بله احترام پدر و مادر واجبه ولی پدر و مادری که همیشه و در هر سن و زمانی چه مجرد و چه متأهل وچه حتی مطلقه تکیه گاه و پشتوانه ات باشند نه پدر و مادرهای الان که به نفع خودشون بهت دروغ میگن و چشمشون به دستتون هست و در هر زمان پدری و مادری خود را ثابت کنند الان یه جوریه که مثل دوست انگار پدر و مادرهای قدیم ارزش بیش‌تری دارند بله تو قرآن بارها اومده و بالوالدین احسانا اما فقط چندبار درمورد فرزندان به والدین سفارش شده چون تلاش و خوبی والدین برای فرزندان هم وظیفه است هم مسئولیت و هم واجب و امانت و گناه خیانت در امانت گناهی کبیره است .
1
*----
22 فروردین 1398
چرا میگید پدر و مادر از سر دلسوزی میگن و ظلم و ستم نیست؟ وقتی فحش میدن و حرفای بدی میزنن که از دل آدمو میسوزونن یا وقتی کلی آدم و تو مضیقه میذارن وقتی تهمت ناروا میزنن شما کجایید؟ هر چی پدر و مادرا میگن حقه فقط بچه ها اشتباه میکنن
1
*----
20 فروردین 1398
پدر و مادری که دخترشون رو ساپورت نکنن چی دختری که ازدواج ناموفق داشته و میخواد دوباره تشکیل زندگی بده ولی هیچ‌گونه حمایتی نمیکنن من. عقدم و باردارم میگن برو دنبال زندگیت ما نمیتونیم کاری کنیم واست در صورتی که قرار بوده یه جهاز مختصر واسم جور کنن ولی به شوهرم میگن باید صد تاسکه مهرش کنی الانم به سوهرم میگن یه خونه با وسیله جور کن زنتو ببر اصلا براشون مهم نیست که اونم نمیتونه اینقدر هزینه کنه از طرفی پدرم برای برادرم همه کارمیکنه که زندگیش خراب نشه تا گیر میکنه فوری حتی نزول هم هست میکنه که برادرم گیر نیوفته همیشه حمایتش میکنه ولی به من میگه یه بار واسه تو کردم چند بار چند بار بکنم در صورتی که وقتی میخواستم از نفر قبل زندگیم جدا شم گفت این زندگیو ترک کن بیا بریم من خودم برات همه کار میکنم حالا خیلی راحت میگه ندارم نمیکنم تازه به شوهرم میگن باید زنتو راضی میکردی بچه رو بندازه😢😢😢😢 داغونم از دستشون انگار اضافیم به یه بچه تو شکمم شب و روزم گریه و اعصاب خوردی باعث سرکوفت واسم شدن شوهرم میگه انگار تو دخترشون نیستی میگه من ندیدم همچین پدر مادری نمیگن کاری برای تو بکنن تو رو سر بلند میکنن و خیلی ناراحت و عصبانیه میگه پدرت با این سنش رو حرفاش نیست و حرفاشو عوض میکنه و درنهایت میگه اگه همینجوری اومدی باید دور خانوادتو خط بکشی کسایی که به تو ارزشی ندادن تو زندگیت نباشن بهتره میگه از اول به پدرت گفتم من خانواده دختر واسم مهمن اگه قراره هیچ جوره برای تو نباشن پس کلا نباشن خیلی از دستشون ناراحتم همیشه جنگه بینمون نمیگن این حاملس برای بچش بده اینهمه استرس اصلا براشون مهم نیستم چطوربه همچین پدر و مادری میشه احترام گذاشت چطور پدرو مادر میتونن زجرو ناراحتی دخترشونو ببینن من از الان داعم به بچم فکر میکنم و کلی برنامه ریزی براش که چیکار کنم چیزایی که میخوادو داشته باشه اذییت نشه چه مادی چه معنوی حتی حاضرم از خودم بزنم واسه بچم خودم نخورم نخرم وای بچم چیزی کم نداشته باشه چون واقعا به این درک رسیدم اون نمیخواد به این دنیا بیاد نمیدونه این دنیا کجاس و چی درانتظارشه و من دارم اونو به این دنیا میارم پس مسوولم در قبال زندگیش وحتی نمیتونم هیچ منتی سرش بذارم نه به خاطر ۹ ماه بارداریم نه بزرگ کردنش منتی که خانواده من داعم روی سرم میذارن به خاطر اینکه به این دنیام آوردنو یه لقمه نونی که دادن بهم و کلی منت به خاطر جهازی که ۱۴ سال پیش بهم دادن 😔😔
1
*----
16 فروردین 1398
به نظرم ۱.بهتره یه دفتر باشیم با عنوان دفتر عصبانیت. از هرکس و هر چیزی که عصبی شدیم در یک تایم مشخص بنویسیم. ۲.پدر و مادر رو که نمیشه عوض کرد ولی خودمونو که میتونیم. ۳.همیشه این سوال رو از خودتون بپرسید که حاضرید یه بچه مثل خودتون داشته باشید؟ ۴.خوبی کردن به پدر و مادر این نیست کل زندگیو به نامشون بزنیم همون یه لیوان آب رو وقتی تشنشون شد با روی خوش بهشون دادیم کلی ارزش داره
1
*----
12 فروردین 1398
دولت اباد خیابان قیام
تا کسی درد نکشیده باشه معنیه درد رو نمیفهمه.کی اینا رو نوشته کجای دنیا پدر مادر بپچه رو بزنن بهش توهین کنن باز بچه بره بگه ببخش پدرم یا مادرم.چرا بگه؟ما زدیم تو سرچ گوگل اما بدون هیچ سند و مدرکی و دلیل قانع کنندن ی باز همه حق رو به پدر و مادر دادن.حالا اومدیم و بچه یه خطایی کرد فحاشی پدرمادر جز اینکه نفرت بیاره کاری رو از پیش نمیبره والدین چون والدینن ایا اجازه هر رفتاری حتی ناحق دارن؟ولی بچه نه؟ شمایی که تو این صفحه مطلب رو مثلا موشکافی کردین حاضرم شرط ببندم یکدوم ازین بی احترامیا بهتون نشده نمیفهمین درد ما رو
2
**---
15 فروردین 1398
کسی که مشکل روانی داره اول باید مشکل خودش رو درمان کنه بعد اگر شرایطش رو داشت تشکیل خانواده بده.متاسفانه در متن نگاشته شده به جای ارائه راه حل صورت مسئله رو پاک کردند.فرد دارای مشکلات روانی که اغلب هم نمی پذیرد و تحت لوای جدی بودن و خشک بودن و.... در جامعه جولان میدهد زندگی رو برای خانوادش تبدیل به جهنم بی پایان میکنه،حداقل حق فرزندان ابراض نارضایتی هست در جامعه ای که نهادی برای حمایت وجود ندارد.
5
*****
1 فروردین 1398
پدر و مادر نداشتم راحت تر بودم بخدا قسم اين روزا دارم زجر ميکشم دارم فک ميکنم مگ خدايي ام وجود دارره اصن؟؟؟ پدر مادر من با ازدواج کردنم مخالفن جاي من تصميم ميگيرن.جاي من خواستگارامو رد ميکنن باهاشونم حرف ميزني دليلاي مسخره ميارن اگ غريبه باشه ميگن غريبه ست بايد فاميل باشه اگ فاميله ميگن اينا خانوادشون به ما همچين حرفي زدن ما از لج تورو به اونا نميديم.بابااااااااااااا کي گفته اجازه ازدواج بايد دست پدر باشه پدر من ظالمه پدر من حاليش نيست پدر من دوسال ازمن کوچيکتر بوده ازدواج کرده من که دخترم و الان 26سالمه نميذاره ازدواج کنم چون دوست نداره من ازدواج کنم خيلييييييييييييييي اين روزا روحيم داغونه.پدر مادر نفهم گير کسي نيفته اگ يک روز فقط يک فرصت پيش بياد ميرم و هيچوقت ديگ نميخام ببينمشون خصوصا پدرم.واقعا ب مرگش راضي ام.دارم پير ميشم هنوز ازدواج نکردم در حاليک دوس داشتم الان بچه داشتم
1
*----
12 فروردین 1398
ای کاش خدا بهم عنایتی میکرد و من پرورشگاه بزرگ میشدم، اینجوری حداقل محبتی که نمیبینم هیچ، خرجی که حقم هست هم براش منت نمیزدن سرم تو پرورشگاه. این واقعا دین اسلامه؟ اگر اینو اسلام گفته من ترجیح میدم مسلمان نباشم. مگه نمیگن اسلام کاملترین دینه؟ این کجاش کامله که من ۲۵ ساله باید صبر کنم تا روزی که پدرم بمیره و بتونم زندگی کنم و تا اون روز فقط باید بهم ظلم کنه و هیچی نگم؟ این که پدری به دخترش صبح تا شب منت یه لقمه نونی که بهش میده هم بزنه این پدر خوبیه واقعا؟ مگه ازدواج فرزند جزو وظایف والدین نیست؟ چرا پدری باید اخلاق و ایمان و دینو در نظر نگیره و دخترشو به پول بفروشه و بهش بگه صبر کن تا یه ادم پولدار بیاد به اون بله بده. اگه من به گناه بیفتم، اگه الان که سنم کم کم داره میگذره دیگه خواستگاری برام نیاد و مجبور شم تا اخر عمرم تنها بمونم، خدای شما برای اینا راهی نگفته؟ بازم میگه سر خم کنین؟ من هم نمازخون بودم هم روزه میگرفتم هم شدیدا ارتباط قوی داشتم با خدا و اهل بیت، تا همه مشکلاتو دووم بیارم و روزی با یه مرد دیندار ازدواج کنم که جبران همه سختیایی که کشیدم بشه. اما حالا که میبینم حتی ازدواج منم به جبره، که خودم حق زندگی ندارم، از اسلام متنفر شدم. حتی به خدا هم شک دارم. به پوچی کامل رسیدم، زندگی جز جبر نیست، ادم ها حق هیچ تصمیمی ندارن تا پدر مادر دارن. اسلام شما اینو میگه.
5
*****
15 فروردین 1398
پدر من که وقتی با خواهش ازش میخوای رفتار بد و تحقیر آمیز در موردم انجام نده،با تحقیر بیشتری روبرو میشم.نمیدونم چکار کنم اصلا اجازه هیچ حرفی به ما نمیده اجازه هیچ تصمیم گیری ما نداریم هیچ شور و مشورتی در زندگی با ما نمیکنه تازه خودش عم بسیار ساده
5
*****
14 فروردین 1398
والا پدر مادر من اصلا بمن توجه نمیکنن حتی سراغی از من و حتی از نوه نمیگیرن فقط من و همسرم احترام میذاشتیم به همسر من تهمت جادوگری و بدکاره بودن میزنن هروقت خودمم تنها میرفتم دنبالم میان تو اتاق که جادو نریزم تو خونشون فقط تهمت و غیبت اصلا مارو آدم حساب نمیکنن والله که قلب من هر لحظه برای اینکه متوجه اشتباهشون بشن میزنه اینو نوشتم خدا بخونه چون واقعا منو بی کس و کار کردن
5
*****
3 فروردین 1398
حالا ک همه دارن از مشکلاتشون با خانواده میگن منم بگم من با پسری نامزدی کردم ک خودم انتخابش کردم خانوادم مخالف بودن اما چون دوستم داشت دلم نیومد از دستش بدم چون کم پیش میاد یکی منو واقعا دوست داشته باشه اما از وقتی نامزدی کردم مادرم و داداشم عذابم میدن یجا ک میخام برم انقد زنگ میزنن ک کلا یادم میره باید خوش بگذرونم هرکاری نامزدم میکنه ازش ایراد میگیرن همش با من دعوا میکنن تا منم برم با نامزدم دعوا کنم مامانم بهم میکه نمیذارم ی روز خوش ببینی نمیذارم طعم خوشی بچشی با ای پسر البته از کوچیکی با من بد بود مامانم همیشه داداشم دوست داشت همیشه عقده هاشو سر من خالی میکرد مریض میشد دعای بدش برای من بود مشکل براش پیش میومد برای من دعای بد میکرد حالام همه جوره نامزدم گذاشتن تو فشار جوری ک نامزدم ک انقد عاشق منه میگه اگر میدونی جدا شیم انقد اذیتت نکنن خدا کنم زودتر ازدواج کنم دیگه نیام تو خونه مامانم اینا بخدا قسم پشت سرم نگاه نمیکنم دیکه
5
*****
17 اسفند 1397
وقتی پدر بین فرزندان فرق میگذارد.حتی به آن فرزندش که بیشتر به اواحترام میگذارد بیشترظلم می کند.تاجایی که همگان می بینندوبه اوگوشزد می کنند که مردچرا این فرزندت راکه ازهمه بیشتر به تو محبت می کندبیشتر اذیت میکنی؟بازهم همان کارها را انجام می دهد .تاجایی که میخواهد زندگی فرزندش رانابود کند(یعنی همان فرزندحرف گوش کنش را)حال باید فرزند چه کند؟مگر دین مبین نمی گوید پدر ومادر واجب النفقه هستند ولی بعد از زن وفرزند؟پس چرا پدر باید توقع داشته باشد که زن وبچه ام را رهاکنم ودرخدمت اوباشم؟هرکس هم می رسد می گوید باید به پدرت احترام بگذاری وبه اوخدمت کنی .من هم یک کارگرم باحقوقی بسیار کم.که جواب زندگی خودم راهم نمی دهد.
1
*----
12 اسفند 1397
سراب
متاسفانه اینجا فقط یکطرفه سخن گفتن خدا فرموده به پدر و مادر بی احترامی نکنید نگفته که پدر مادر حق هر نوع بر خورد غیر انسانی و غیر حق دارن و متاسفانه پدر و مادر بد برخورد و ناحق هم داریم پس یکطرفه تبلیغ نکینم که نا عادلانه است
4
****-
5 اسفند 1397
من دختر بزرگ خانواده هستم، مادرم بین منو خواهرام فرق میزاره. مدت چند ساله ک ب من حتی پول تو جیبی هم نمیده،شما بگید من چکارکنم ؟آیا میشه برم دزدی یا گدایی؟
3
***--
26 بهمن 1397
thahgold
سلام منمدت سی سال باپدرم شریک کارکردم پدر هرچه درامد داشتیم بنام خود ومادر وبرادم کرد البته پدرم در کاری که من میکردم هیچ گونه مهارتی نداشت وتمام کار مربوط به من بود من بارها تقاضای حقوق خود را کردم که پدرم از دادن حقوق من خودداری میکرد وحالا که فوت کرده وصیت نموده است که هرچ دارم برای 4 دخترم حال سی سلا زحمات من پایمال شده است حال من خیلی پدرم را نفرین میکنم برای انکه زندگی من و5فرزندم را متلاشی نمود لازم به ذکر است پدرم خودش روحانی بود حالا دیگر به هیج روحانی وگفته ها انها اعتماد نمیکنم
1
*----
26 بهمن 1397
به نظر من اینا همش حرف هایی هستند که فقط ارزش زدن داره ولی در عمل امکان پذیر نیست و باید در شرایط بود و گفت که عملی هست یا نه! از نظر عقلی کسی که خودش کامل نیست و توانایی بزرگ کردن فرزند رو‌نداره نباید با حس غریزش مثل حیوون بچه دار شه و بعد هم بهش ظلم کنه من از پدرم ستم هایی کشیدم که در دنیا از هیچ کس نکشیدم! احترام به انسان های رذیل جایز نیست هرکی می خواد باشه!
5
*****
26 بهمن 1397
شیر......ز
نظرمن نسبت به این موضوع این است که بامصالح امیزی مشکلات روحی نسبت به هم برطرف کنند چون هیچ پدرومادری بدی فرزندشان نمی خواهند ودوست دا ند آینه فرزندشان آینه روشنی باشد ونام مهشوری به نیکی داشته باشند ولی وای به حال فرزندانی که دل پدر ومادرشون بشکنند وآهی از دل آنهابلندبشه دیگه روزگار آنفرزندتباه است .بماند به عواقب بعدازآن
1
*----
18 بهمن 1397
من خودم دارم زجر میکشم از سمت پدر مادرم یه دختر ۱۸ سالم که همش دارم کتک میخورم که بهم تهمت همش میزنن اذیتم میکنن یه روز شاد ندارم هرروز گریه هرروز کتک اینارو باید چی کنیم پرا درباره اینا حرف نمیزنید
3
***--
14 بهمن 1397
با سلام به نظر من هم بچه ها باید مراعات پدر و مادر و بکنن و پدر و مادر و اینا همش از جهل ولی تحمل این سختیها چه از طرف پدر و مادر و چه از طرف فرزند بدون اجر نیست ولی ای کاش میدونستیم که دنیا خیلی کوتاه و خوبه قدر هم و بدون قبل از اینکه دیر بشه خدا همه رو عاقبت به خیر کنه
5
*****
10 بهمن 1397
تمام احادیثی که از ایمه در مورد پدرمادر گفته شده مربوط به زمانی هست که پدر مادر وظایفشون رو نسبت به فرزندان انجام داده باشند.نه پدرمادری که به فرزندان بزرگشون توهین میکنن، تهمت میزنن،دروغگویی میکنند،بین فرزندان کدورت و قهری بوجود میارن و کلا زندگی رو به روشهای مختلف به کام بچه ها و همچنین خودشون تلخ میکنن. لطفا سفارشات و دستورات دین میانه رو و کامل اسلام رو طبق سلیقه و باب میل خودتون تفسیر نکنید.
1
*----
7 بهمن 1397
خیلی پدر و مادرها هستند که بچه هاشونو بیش از حد اذیت میکنن و هیچ کس هم به روی خودش نمیاره حتی داریم پدری که به دخترش .... با اینکه عقلش سالم بوده نمیدونم بعضی ها تا کی میخوان وانمود کنند دعوای پدر و فرزند یا مادر فرزند یا حتی کارهاشون نسبت به همدیگه در حد چیزای عادی و زودگذر نیست و در حد فاجعست و من خودم یکی از بچه های همین پدرای بی عقل هستم فقط خدا خبر داره و خدا میدونه و به سزای اعمالشون میرسونه مثل همه ی کسایی که منو اذیت کردن دونه دونه به خاطر سرماخوردگی و عفونت ریه و مشکلات ژنتیکی که به طور ناکهانی عود کردن سقط شدن و به درک رفتند و من شاهد مرگ تک تکشون بودم و لذت میبردم فقط توصیه من به این فرزندان بدبختی که میان اینجا تا ببینن ایا میتونن از دست یک حاکم ظالم که پدر مادرشون هست فرار کنند یانه و این اراجیفو میبینن نا امید نشن و بدونن خدایی هست همون خدایی که تو اوج سختی دست منو گرفت دست خیلی از شماهارو هم انشاالله میگیره امین
1
*----
4 بهمن 1397
شوربختانه،قوانین شرعی را کسانی مینویسند که خود فرزند دارند،بنابراین از دید خود مینگارند-حکم پدر و مادری که زندگی فرزند خود را تباه میکنند و هربار معاشرت با انان،ارامش را در زندگی زناشویی فرزندان تا ماه ها به هم میریزد،و اساس خانواده نوپاه و حتا میانه را مورد تازش قرار میدهد،از حکم قتل نیز بدتر است-فرزندان امانت هستند،هرگونه خیانت به این امانت چه از دید پرورش و اموزش،خیانت با صاحب امانت است-
1
*----
2 بهمن 1397
هر کس در مقابل ظلم سکوت کند در وقوع ظلم شریک است حتی اگر مظلوم واقع شده باشد و سکوت کند....
1
*----
22 دی 1397
پدری که بخاطر پدر مادرش خوانوادشو میزنه و خانش خالی از مواد غذایی باشه اما همش سعی کنه خونه خواهراش غذا داشته باشه پدری که وقتی یک قرون پول بخوای فحش بده پدری که به هر دلیلی از خونه بندازت بیرون پدری که هیچی نمیخره اما همیشه دعوا میکنه چرا خونه خالیه پدری که اعتقاد داشته باشه اگه زن دوم بگیره فرزندان حق ناراحتی ندارن پدری که نمیزاره حتی یکی از خاله یا دایی بیان خونه اما همش با کتک مارو میبره خونه فامیلای خودش پدری که هر روز فحش میده و در هر موقعیتی فکر خودش و خواهراشه پدری که هر ماه چند میلیون میده باباش خونش خالی نباشه اما برای یک نون گرفتن زنشو فحش میده چجوری من احترامش بزارم ؟ بجا اینکه اینقد بنویسی به پدر مادر احترام بزارید اگه دو کلمه هم میگفتن والدین به فرزندان احترام بزارن الان من اینقدر بدبخت نبودم من قرص اعصاب و مادرم یبار بخاطر همین بیمارستان رفت قران به پدر مادر اینارو یاد نداده والدین به فرزندان احترام بزارن؟
2
**---
29 دی 1397
سلام به نظر من شاید بهتر باشه در برابر والدینی که از روی جهالت با فرزندان خود رفتار می کنند با گاهی با گرمی و گاهی سردی رفتار کرد و می توان از محبت های کوچک ایشان طوری به صورت زبانی تقدیر کرد که متوجه شوند کار خوبشان عجیب و نادر به نظر رسیده است. اگر رفتار بد (ناعادلانه و غیرمنصفانه) والدین اصلاح نشده و به صورت بیماری مزمن درآید (در بلندمدت) ناچار لازم است با احتیاط چنان از ایشان فاصله گرفت که گویی مثل کودک بسیار کم هوش فقط نیاز به توجه زیستی دارند. این در صورتی است که فرزند دارای خانواده بوده و در خانواده خود نیاز دارد اقتدار و جایگاهش حفظ شود. علت کم توجهی والدین به فرزندان گاهی به دلیل نفوذ بیشتر یک یا چند فرزند دیگر و گاهی به خاطر باورهای مذهبی یا ضدمذهبی غلط و گاهی به علت خودخواهی های ناهنجار و .... است. این نظر شخصی من است.
3
***--
27 آذر 1397
دوست عزیز این متن که شما نوشتید کلا یک جانبه نگری هست و طبیعتا اسلام اینقدر یک طرفه به قاضی نرفته که که والدین هر چه بودند قابل تحمل باید باشند لطفا در اوضاع کنونی به دین گریزی افراد با یک جانبه گرایی و حرفهای قدیمی کمک نکنید بعضا دیده شده والدین زندگی فرزندان خود را تباه کرده اند لطفاً قضیه رو خیلی معنوی نکنید و واقع بین باشید
1
*----
23 آذر 1397
سلام اگه پدر ومادری فرزند پسرشون براش بیشتر ارزش داشته باشه واز لحاظ محبت و مادیات چند صد برابر به نسبت دختر باشد ان وقت نظر چیست ؟طبق قوانین ایرانی هست که دختر وپسر برابرند طبق قوانین اسلامی است که پسر دوبرابر دختر سهم دارد ؟با پدری که فحش می دهد و ....ودر شرف ازدواج با زنی است که به خاطر پولش امده چه کنم حتی به اون زن هم می خواهد بیشتر از دخترانش بدهد (مادرم دوساله فوت شده ،برای اوهم پسرش مهمتر بود،البته ما دخترها هم ازدواج کردیم وهردو با تلاش خودمان صاحب زندگی خوبی هستیم ولی چیزی از پدرمان گیرمان نیومده فقط خیلی کم و جزیی )قابل قیاس نیست.
5
*****
7 آبان 1397
اینجا فرد مورد نظر که احتمالا خودش جزء والدینه فقط موارد محدودی رو در نظر گرفته که نظر والدین و فرزندان با هم اختلاف داره از نظر شرعی اطاعت از والدین واجب نیست بلکه اذیت کردنشونه که حرامه از طرفی امر به معروف و نهی از منکر واجبه پس اگر پدر و مادر در موردی ظلم میکنند وظیفه فرزدانه که مورد رو تذکر بدن تکرار میکنم وظیفشونه اما در مورد این سوال باید گفت که فرزندان باید پدر و مادر مشکل دار رو مثل بیمار بدونن که نیاز به محبت و توجه و تیمار داره و سعی کنن اشتباهاتشونو براشون توضیح بدن طوری که باعث ناراحتیشون نشه یعنی با محبت باشه. البته این کار راحت نیست اما یه تمرینه برای یادگیری مهارت ارتباطی با آدمای مشکل. سعی کنید کمی ازشون دور باشید تا خشمتون کمی آروم شه و طریقه انتقاد مودبانه رو تمرین کنید. اینطوری مهارتهای اجتماعی خودتونم بالاتر میره خوشبین باشید
1
*----
11 آبان 1397
جالبه. این سایت در مقابل ظلم پدرومادر ب فرزند سکوت کرده!!!!!!! امام زمان باید جواب بده..
1
*----
11 آبان 1397
سكونى از امام صادق (علیه السلام) و او از پدرانش نقل مى‌كند كه پیامبر خدا (صلوات الله علیه ) فرمود: بر پدر و مادر در صورتى كه فرزندشان صالح باشد رعایت همان چیزى لازم است كه رعایت آن بر فرزند لازم است. (الخصال / ترجمه جعفرى/ ج‌1/ 91) از این رو همانگونه که عقوق والدین عبارت است از : خشم آوردن، شکستن دل و آزردن خاطر ایشان به هر نوع که دل ایشان آزرده شود عقوق حاصل می شود و آدمی مستحق عذاب الهی و بلای غیر متناهی می گردد، خواه به زدن باشد یا دشنام دادن یا صدا به ایشان بلند کردن یا تیز بر ایشان نگریستن، این عاق می تواند از جانب فرزندان نیز باشد؛ در حالی که آنان فرزندان نیکو و شایسته ای هستند و حقوق آنان از جانب والدین رعایت نمی گردد. از این روست که پیامبر اکرم صلی الله علیه می فرمایند: «چنانچه فرزند عاق پدر و مادر مى‌شود هر گاه حقوق ایشان را به جاى نیاورد، پدر و مادر نیز عاق فرزند مى‌شوند هر گاه نیكوكار باشد و حقوق فرزند را رعایت نكنند»(الخصال/ترجمه مدرس گیلانى/ ج‌1/ 43 ) و عقوق والدین و فرزندان، افرادی هستند که در قیامت خداوند از آنان عوضی را نمی پذیرد چنانچه در روایت داریم: سه كسند كه روز رستاخیز خداوند از آنها عوضى نمیپذیرد عاق و منت گذار و كسى كه تقدیر را تكذیب كند
1
*----
6 آبان 1397
دختری هستم که کار میکنم هم کمکی به خونه میکنم هم خرج خودمو در میارم تازه نامزد کردم میخوام برا جهیزیه ام وسایل بگیرم مامان بابام میگن نه فقط وام ازدواجت جهیزیه میشه و بقیش با پسر به ما ربطی نداره ،حتی برا خونه مبل خریدم گفتم نمیخوام پولش هم ،خود مامانم گفت نه ببر خونه خودت چند ماه دیگه، از اونجایی که میدونم مامانم امروز ی چی میگه فردا ی چی دیگه گفتم مامان اگه واقعا نمی خواین میخوای بدی به خودم تا برم قالی هم بگیرم ،گفت نه مبل وظیفه ما نیست و کلی چی گفتن و نفرین کردن من ، بخدا دیگه نمیدونم چیکا کنم یعنی پولی که در میارم حقم نیس برا اینده ام چی بگیرم چون همش میگه تا خونه ما هسی حقی نداری بری چی بگیری برا خونه شوهر، لطفا راهنماییم کنین
1
*----
10 مهر 1397
به نظر منم این جواب نیست، وقتی یه پدرمادر انقد به فرزندشون فشار میارن که مجبور میشه به ... پناه ببره،با احسان بهشون چیزی درست نمیشه وقتی کاری برای درمان فرزند مریضشون نمیکنن وچشم دیدن اینو ندارن که خودش بره سرکار برای درمان خودش اقدام کنه،پولشو میگیرن برای سفرا و خوش گذرانیاشون،(ویلا تو شمال میل دارن، در حال که دخترشون پول جهازو نداره) میشه اسمشونو پدر مادر گذاشت،فقط کافیه دوماه تو اعصاب من خرابکاری نکنن تامن خوب بشم و بتونم ازدواج کنم، اینجوری ده سال آواره دکترا نباشم، ده ساله هرچی درآوردم خرج درمانم شده،بعد درکمال خونسردی میگه تو چرا نمیری خونه بگیری جدا زندگی کنی،والا من سگ همسایه رم چشم ندارم اینجوری تو رنج و عذاب ببینم، چه برسه به ...ی خود آدم ...اونوقت ما از جنایات ....تعجب میکنیم درضمن بهتره یه نگاهیم به احادیث امام سجاد بیاندازیدکه میگه، زندگی پدر مادر به فرزند بسته نیست، ولی زندگی و آینده فرزند به پدرو مادرش بستگی داره، پس پدرومادر مسئولن وقتی اینهمه بی رحمی رو میبینم، از خودم میپرسم اگه دنیا واقعا انقد وحشتناکه که پدرو مادر به بچه خودش،رحم نمیکنه ما به چه امیدی قراره بچه داربشیم
5
*****
14 مهر 1397
آقا من نمیخولستم به این دنیا بیام که مثل برده باید چشم گوی پدر و مادر باشم . بابا جمش کنید حق دوطرفست نه یه طرفه این چیه که میگین حق فرزند اینه و این ولی پدر و مادر بشینن سر جاشون و تکون نخورن . احترام دو طرفست و حق هم دو طرفه .تنها ماییم که بر گردن خدا حق نداریم ،پدر و مادر وظیفشونه که بچه هاشون رو درست تربیت گنند و همیشه حواسشون هم به بچشون باشه نه اینکه ولشون کنن به دست روزگار و براشون هم سرنوشت بچه هاشون مهم نباشه . خواهشا یکم منطق داشته باشید
1
*----
1 مهر 1397
ببشخید، پیامبر فقط گفتن که فرزندان به والدین نیکی کنن؟؟ پیامبر فقط بر پدرانی که به بچه هاشون دین آموزش نمیدن شکایت دارن؟!! کسی آیا تا به حال به داد اولاد رسیده؟! ایا کسی گفته که پدر نباید به خانواده ظلم کنه؟؟!! کسی گفته پدر نباید به اولاد ظلم کنه و به اون ها زور بگه!! چرا همیشه دین طرف پدر رو گرفته؟؟ ایا حدیثی داریم که بگه پدر هم به اولاد نیکی کنه یا بگه نباید به اون ها توهین کنه، نباید به اون ها بی احترامی کنه، نباید اولاد رو مورد ضرب و شتم قرار بده؟؟!! اینکه پدر سر هر مسئله الکی به فرزندش بد دهنی و گفتار بد کرده و او را میزند. چرا توی دین فق دین مهمه؟؟!! آیا انسانیت کمی اهمیت داره؟؟ چرا با وجود ظلم پدر به خانواده اهمیت نداره؟!!
1
*----
28 شهریور 1397
سؤال: اگر والدین یک انسان به وظایف خود عمل نکردند، و حقوق فرزند خود را رعایت نکردند و به او ظلم کردند و فرزند خود را طرد کردند، باز هم باید فرزند به آنها احترام بگذارد؟! پاسخ: اگر والدین یک انسان به وظایف خود در مورد فرزندشان عمل نکردند،- وظایفی را که خداوند برای آن ها تعیین کرده است،- در آن صورت نزد خداوند گناهکار محسوب می شوند، اما باز فرزند نباید نسبت به آن ها بی احترامی کند، بد رفتاری والدین نسبت به فرزندان، نزد پروردگار مجازاتی خواهد داشت، اما فرزند باید به وظایفش در جهت تکریم والدین و احترام و احسان نسبت به آن ها عمل کند. احترام به والدین وظیفه ای است که خداوند برای فرزندان تعیین کرده است. و این احترام و احسان حق خدایی است که به والدین عطا شده، و این حق با بی اعتنایی آن ها نسبت به وظایف خود و بد رفتاری با فرزندان از بین نمی رود. این حق به جهت پدر و مادر بودن و زحمات آن ها در مورد فرزند برای آن ها در نظر گرفته شده، نه جهت خوش رفتار بودن و رعایت وظایف خود. البته به طور مسلم پدر و مادری که به همه وظایف خود در مورد فرزند عمل کرده اند و فرزند خود را تکریم کرده اند و با او خوش رفتار بوده اند، پاداش عظیمی از خداوند دریافت خواهند کرد. بعضی از مراتب این پاداش، احتمال دارد در عالم دنیا تحقّق پیدا کند و مراتب دیگری در آخرت. دستور خداوند به انسان ها مبنی بر تکریم والدین و احسان به آن ها بخشی از پاداش دنیوی والدین است در مقابل زحماتی که برای فرزند خود کشیده اند. لازم به ذکر است که یک انسان به جهت احسان به والدین و خوش رفتاری با آن ها هم پاداش عظیمی از خداوند دریافت خواهد کرد. و همچنین بی احترامی نسبت به والدین و عامل رنجش آن ها شدن مجازات سنگین خواهد داشت، پس یک فرزند اگر بدرفتاری والدین را تحمل کند و در رفتار با آن ها حدود اخلاق دینی را رعایت کند، مشمول نعمت ها و الطاف خداوند خواهد شد. پس بنابراین فرزندان به امید پاداش خداوند باید رفتارهای والدین را در صورتی که مطابق میل او هم نبود تحمل کنند و احسان به آن ها را ترک نکنند. عقوق والدین یعنی نافرمانی نسبت به آن ها و سبب ناراحتی و رنجش آن ها شدن، از گناهان بزرگ محسوب می شود، که آثار وخیمی برای فرزند به دنبال خود خواهد داشت. خداوند در قرآن مجید به طور صریح در مورد احسان به والدین دستور داده است به طوری که فرمود: «وَوَصَّيْنَا ﭐلْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلَىٰ وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ ﭐشْکُرْ لِي وَلِوَالِدَيْکَ إِلَيَّ ﭐلْمَصِيرُ» (لقمان / ۱۴) در این آیه خداوند متذکر وظایف انسان نسبت به پدر و مادرش شده و اشاره ای کرده به زحمات سنگین مادر در جهت حمل و شیر دادن کودک. و جالب توجه این است که احسان به آن ها را همراه با وظیفه شکر در مقابل پروردگار ذکر کرده است. از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمود: «ثَلاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللّهُ (عَزَّوَجَلَّ) لاَِحَدٍ فِيهِنَّ رُخْصَةً اَداءُ الاَْمانَةِ اِلَى الْبَرِّ وَالْفاجِرِ وَالْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَالْفاجِرِ وَبِرُّ الْوالِدَيْنِ بَرَّيْنِ كانا اَوْ فاجِرَيْنِ.».1 یعنی سه چیز است که در آن ها خداوند- عزّوجلّ- برای کسی رخصتی نداده است:اداء امانت به نیکوکار و بد رفتار، وفای به عهد[ همین طور ]نسبت به نیکوکار و بد رفتار و خوش رفتاری نسبت به والدین چه آن دو نیکوکار باشند چه فاجر. پس مطابق این کلام امام باقر (علیه السلام) پدر و مادر چه نیکوکار باشند چه فاجر، فرزند موظّف به خوش رفتاری با آن ها است. از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: «مَنْ نَظَر الي أبَويه نَظَرَ ماقتٍ و هُما ظالمانِ لَهُ، لم يَقبَلِ اللهُ لَهُ صلاةً.»2 یعنی اگر کسی به پدر و مادرش نگاه خشم آلودی کند، در حالی که آن دو به او- یعنی فرزند- ظلم هم کرده باشند، خداوند از او- [ فرزند] نمازی را قبول نخوهد کرد. این روایت به سؤال مورد نظر خیلی نزدیک است. امام صادق (ع) می فرماید: اگر پدر و مادری به فرزند خود ظلم هم کرده باشند فرزند حق بی احترامی در حدّ نگاه کینه آمیز و خشم آلود به آن ها را ندارد. البته احترام به والدین بد رفتار و احسان به آن ها، منشأ خیرات و برکات زیادی برای فرزند خواهد بود. چون او به جهت اجرای فرمان خداوند، بر خلاف میل خود رفتار کرده است
1
*----
28 شهریور 1397
با اینکه این آقا به جواب پاسخ نداده ولی باید در مورد این جور موضوعات صبر پیشه کنیم با این که رفتار ناپسند بعضی پدر و مادر ها مورد ناراحتی و شکسته شدن فرزندان میشه با این حال همین مقدار که نون و نمک آنها رو خوردیم باید تحمل کنیم ... تا لااقل حقی بر گردن ما فرزندان نباشه که البته روایتی هست می فرماید مورد رحمت خدا نیست پدر و مادری که با رفتار و عملشان باعث میشه که فرزند عاق والدین بشه پس در هر صورت نباید رفتاری کنیم که تندی بر آنها باشد. سکوت و صبر حلال اینگونه موضوعاته و مطمئن باشین که ثواب و پاداش رو در این دنیا و آخرت میگیرین..... لا حول ولا قوة الا بالله
1
*----
30 اردیبهشت 1397
چقدر مسخرس مثلا موضوع راجبه حقوق فرزندانه بازم از پدرو مادر دفاع کرده,مادری که با عذاب وجدان دادن مدام و نالیدن از بدبختی های زندگیش نمیذاره یه آب خوش از گلوی پسرا و عروساش پایین بره و انقدر خودخواه و حسوده که تا پسرش به عروسش محبتی کنه سریع حالش بد میشه و فشارش میره بالا و تا توجه افراطی پسراشو نگیره حالش خوب نمیشه حالا به هر قیمتی شده حتی بچش طلاق بگیره بگرده پیش خودش این ظلم نیست تازه ادعای خداپیغمبری ام داشته باشه دیگه هیچی یا پدری که همش ادعای بی پولی میکنه و بااینکه فرزندانش به فکرشونن بازم سیری ناپذیرن و ظلمشونو ادامه میدن تکلیف اینا چیه ,اون پدر نیست مادر نیست ستمکاره که ارضای خودش از خوشبختی بچه هاش مهمتره وای بر کسانی که فک کنن جاشون وسط بهشته اما خوراکشون دوبهم زنی و فضولی و ارضای نفس خودشونه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

در همۀ جوامع بشری، تربیت فرزندان، به ویژه فرزند دختر ارزش و اهمیت زیادی دارد. ارزش‌های اسلامی و زوایای زندگی ائمه معصومین علیهم‌السلام و بزرگان، جایگاه تربیتی پدر در قبال دختران مورد تأکید قرار گرفته است. از آنجا که دشمنان فرهنگ اسلامی به این امر واقف شده‌اند با تلاش‌های خود سعی بر بی‌ارزش نمودن جایگاه پدر داشته واز سویی با استحاله اعتقادی و فرهنگی دختران و زنان (به عنوان ارکان اصلی خانواده اسلامی) به اهداف شوم خود که نابودی اسلام است دست یابند.
تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

در این نوشتار تلاش شده با تدقیق به اضلاع مسئله، یعنی خانواده، جایگاه پدری و دختری ضمن تبیین و ابهام زدایی از مساله‌ی «تعامل موثر پدری-دختری»، ضرورت آن بیش از پیش هویدا گردد.
فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

در این نوشتار سعی شده است نقش پدر در خانواده به خصوص در رابطه پدری- دختری مورد تدقیق قرار گرفته و راهبردهای موثر عملی پیشنهاد گردد.
دختر در آینه تعامل با پدر

دختر در آینه تعامل با پدر

یهود از پیامبری حضرت موسی علیه‌السلام نشأت گرفت... کسی که چگونه دل کندن مادر از او در قرآن آمده است.. مسیحیت بعد از حضرت عیسی علیه‌السلام شکل گرفت که متولد شدن از مادری تنها بدون پدر، در قرآن کریم ذکر شده است.
رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

با اینکه سعی کرده بودم، طوری که پدر دوست دارد لباس بپوشم، اما انگار جلب رضایتش غیر ممکن بود! من فقط سکوت کرده بودم و پدر پشت سر هم شروع کرد به سرزنش و پرخاش به من! تا اینکه به نزدیکی خانه رسیدیم.

پر بازدیدترین ها

Powered by TayaCMS