دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علی زواری(مُلاّ حافظ زوارى)

No image
علی زواری(مُلاّ حافظ زوارى)

على بن حسن زوارى

زنده در سال 961 هـ .ق.

مولف: مفسّر حدیث

نویسنده: غلامرضا گلى زواره

زادگاه، خاندان و خانواده

زواره از جمله شهرهاى کهن ایران است که در کرانه جنوبى کویر مرکزى ایران، در 135 کیلومترى شمال شرقى اصفهان و پانزده کیلومترى شمال اردستان قرار گرفته است.

از قدیمى ترین محلات این شهر محله بنجیره را مى توان نام برد. از زمان هاى گذشته گروهى از شترداران زواره در این ناحیه زندگى مى کردند. حسن زوارى از افراد این طایفه بود که فصل هاى پاییز و زمستان را در این شهر اقامت داشت و در بهار و تابستان شترهاى خویش را به صحراهاى دوردست مى برد تا از مراتع سرسبز و انبوه آن نقاط استفاده کنند. او در رُبع آخر قرن نهم هجرى صاحب فرزندى گردید که به عشق امیرمؤمنان(علیه السلام) نام «على» را برایش برگزید. حسن از زمره شیعیانى به شمار مى رفت که از بیم آزار و اذیت جماعتى از همشهریان خود در حالتى از تقیه مى زیستند. او از خداى خویش خواست تا این فرزندش را در مسیر تقوا و فضیلت قرار دهد و در جهت معرفى فرهنگ اهل بیت کوشا و پرتلاش باشد. خواسته اش اجابت گردید و على از همان دوران کودکى به فراگیرى دانش دینى اشتیاق مى ورزید. معارف قرآنى و روایى به همراه ادبیات عرب و فارسى را در مکتب خانه هاى زادگاهش فراگرفت.

درمحضرسیدغیاث الدین جمشیدگازر

سید غیاث الدین، جمشید زواره اى، که به سید گازر شهرت دارد از محدثان و مفسران نامور شیعه محسوب مى گردد که در نیمه دوم قرن نهم و اوایل قرن دهم هجرى مى زیسته است.

على، فرزند حسن زواره اى محضر این مفسر گمنام و وارسته را درک نمود و از برجسته ترین شاگردانش به شمار آمد. با مساعد گردیدن شرایط و رفع تنگناها، این اندوخته هاى ارزشمند استادان خود را در اختیار فارسى زبانان شیفته اهل بیت(علیهم السلام) قرار داد. او در کتاب «لوامع الانوار» خود از این مدرس نامدار زواره اى یاد کرده و از ستم هایى که قبل از ظهور شاه اسماعیل صفوى بر وى روا گشته سخن گفته و نوشته است:

استادم از ظهور صفویان به من خبر داد.([1])

مردم زواره در آغاز قیام شاه اسماعیل زودتر از محال نزدیک بدانجا در اظهار تشیع همت گماشته بودند. وجود دو مفسر نامدار عالى قدر شیعه یکى غیاث الدین جمشید گازر و دیگرى شاگردش على بن حسن زوارى از اهمیت و نقشى حکایت مى کند که زواره در عهد شاه اسماعیل و پسرش شاه طهماسب در نشر مذهب تشیع به عهده داشته اند.([2])

شیخ آقا بزرگ تهرانى عقیده دارد که على بن حسن فن تفسیر قرآن را از غیاث الدین جمشید که خود صاحب تفسیر بوده فراگرفته است.([3]) از نوشته هاى صاحب روضات برمى آید که این مفسر شاگردان متعددى در زواره پرورش داده که على بن حسن بزرگ ترین و مشهورترین آن ها بوده است.([4]) ابوالقاسم رفیعى مهرآبادى، از نویسندگان معاصر مى نویسد:

سید غیاث الدین از بزرگان عالمان شیعه و مفسران قرن دهم به شمار مى رفته و عده زیادى از محضر او استفاده و کسب کمال نموده اند. از جمله شاگردان او على بن حسن زوارى مؤلف تفسیر «ترجمة الخواص» است.([5])

در برخى کتب شرح حال، غیاث الدین جمشید کاشانى که ستاره شناس و ریاضى دان معروف ایرانى است با این شخص یکى تصور شده و در ذیل آثار آن منجم اهل کاشان، تفسیر سیدگازر را فهرست نموده اند. در کتاب ریحانة الادب و نیز لغت نامه دهخدا این اشتباه را مى توان ملاحظه کرد.([6]) نخستین کسى که شرح احوال و آثار غیاث الدین جمشید کاشانى را به طور مفصل و مبسوط بیان نمود و زندگینامه و آثار وى را از شرح حال و اثر معروف سیدگازر یعنى تفسیرش تفکیک نمود، مرحوم استاد سید محمد محیط طباطبایى (1371 ـ 1281) است.([7])

از موارد دیگرى که مورد بحث نویسندگان شرح حال قرار گرفته است تفکیک بین مؤلف تفسیرى تحت عنوان «جلاء الاذهان و جلاء الاحزان» یعنى ابوالمحاسن حسین بن حسن جرجانى و سید غیاث الدین جمشید مؤلف تفسیر گازر است چنانکه مدرس تبریزى در این باره نوشته است:

«... بالجمله، سید گازر مفسر بین غیاث الدین جمشید و ابوالمحاسن جرجانى حسین و یا شخص دیگر بوده غیر ایشان مردد و تفسیر او که از جمله تفسیرهاى معدود امامیه و به تفسیر گازر معروف است بین غیاث الدین جمشید و تفسیر جلاء الاذهان نام ابوالمحاسن جرجانى و یا تفسیر دیگر بودن غیر این دو تفسیر مردد و هنوز کاملاً منقح نشده است.([8])

در فهرست کتابهاى خطى کتابخانه آستان قدس رضوى آمده است:

ابوالمحاسن حسین بن حسن جرجانى معروف به سید گازر از علما و مفسرین اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم و استاد على بن حسن زوارى نویسنده ترجمة الخواص بوده است.([9])

در صورتى که گازر سید بوده و ابوالمحاسن نامى از سیادت خود نبرده و شرح حال نگاران، او را به عنوان سیّد معرفى نکرده اند. پژوهش هاى نگارنده مؤید آن است که ابوالمحاسن جرجانى موفق نشده تفسیر خود را به پایان ببرد و سید گازر با تألیف دو مجلد دیگر به تکمیل آن مبادرت نموده است. در یایان نسخه خطى شماره 80 از تفاسیر آستان قدس رضوى پس از اتمام سوره ناس اشعارى است که مؤلف آن نسخه آن ها را سروده و کاتب آن ها را نقل کرده است و از یک بیت آن مى توان استنباط نمود که ادعاى فوق به یقین نزدیک تر است:

انى اتممت ذلک التفسیر *** حاملاً فى تفرّج و سرور

از ملاحظه بخش اول تفسیر یعنى «جلاء الاذهان جرجانى» مى توان چنین فهمید که مؤلف هنگام تفسیر آیات از سبک و لغاتى استفاده کرده که این روش در بخش دوم تفسیر متداول نیست.

میر جلال الدین حسینى اُرموى محدث که تفسیر گازر را تصحیح نموده و به چاپ سپرده با ابن یوسف متفق است و مى گوید سید گازر تکمیل کننده تفسیر ابوالمحاسن بوده است.([10]) در هر حال مؤلفان این تفسیر را از احادیث اهل بیت گرفته و در آغاز آیاتى از قرآن به فارسى ترجمه و تفسیر شده و گاهى اصل و متن روایت و گاهى ترجمه آن نقل شده است.([11])

از تفسیر گازر نسخه هاى خطى متعددى در کتابخانه هاى معتبر کشورمان نگاهدارى مى شود که نگارنده در نوشتارى به معرفى آن ها پرداخته ام.([12]) این تفسیر با تصحیح و تعلیقات و مقدمه مفصل محدث ارموى در ده جلد به زیور طبع آراسته شده است.

تحصیل و تبلیغ در کاشان

ملاّ ابى الحسن زوارى پس از آن که تحصیلات خود را در معارف قرآنى و دینى نزد سید غیاث الدین جمشید زوارى و دیگران به پایان برد، به سوى کاشان مهاجرت نمود و در این شهر نزد استادانى که تاریخ نویسان نام آن ها را مشخص نکرده اند به تکمیل تحصیلات روى آورد و در ضمن از طریق وعظ و خطابه به ارشاد و هدایت مردم پرداخت. او در این سخنرانى هاى تبلیغى آموزه هاى استادش سید غیاث الدین را که قبل از روى کار آمدن صفویان و در دوران اختناق فراگرفته بود، باز مى گفت و به تشریح مقامات معنوى و کمالات ملکوتى ستارگان درخشان آسمان امامت و ولایت مى پرداخت. برخى از افراد که شنونده سخنانش بودند، این مباحث را با اکراه مى پذیرفتند، و چون شرایط آشفته قبلى خاتمه یافته بود و با روى کار آمدن صفویان دفاع از فرهنگ تشیع رسمیت داشت از راه دیگر وارد شدند و على بن حسن را آماج حرکات رشک آلود خود قرار دادند. آن ها او را متهم به صوفى گرى کردند و در نتیجه شرایط آن چنان برایش تنگ شد که از کاشان به اصفهان مهاجرت کرد.([13])

مهاجرت به اصفهان

على بن حسن زوارى موقعى به اصفهان آمد که تحوّلى شگفت در تاریخ تشیع رخ داده بود. فرمانروایان صفوى این شهر را مرکز حکومت قرار داده بودند و چون آنان مذهب شیعه را رسمى نمودند ضرورت داشت که در مساجد و بر منابر تبلیغ و مدارس این آیین به صورت اصولى معرفى گردد و در سیستم قضایى، اقتصادى و سیاسى جامعه مبناى عمل قرار گیرد. ناگزیر بایستى عالمانى براى تبلیغ این مذهب و فقیهانى براى تبیین احکام آن مى بودند و چون این تعداد عالمان در ایران محدود بودند، زمینه اى فراهم گردید تا دانشوران منطقه جبل عامل لبنان به اصفهان مهاجرت کنند. از میان این دانشوران نورالدین على بن حسین عبدالعالى مشهور به على بن عبدالعال (محقق ثانى) درخشندگى ویژه اى دارد. او که دوره اصلى تحصیلات خود را در حوزه هاى شیعى جبل عامل و تحت تأثیر مکتب فکرى شهید اول (متوفاى 786 هـ .ق.) سپرى کرده بود پس از کسب اجازه نقل حدیث و اجتهاد از استاد بزرگ خود على بن هلال جزائرى در سال 909 هـ .ق. به نجف آمد و در این زمان مجتهدى بزرگ و پرآوازه به شمار مى آمد. احتمالاً در سفر فتح عراق به سال 914 هـ .ق. شاه اسماعیل صفوى، از محقق ثانى و دیگر عالمان براى تبلیغ تشیع در ایران، دعوت به عمل آورد و او که از مظلومیت ها و تلخ کامى هاى جامعه شیعى لبنان خاطره اى ناخوشایند در ذهن داشت از این فراخوانى استقبال کرد و دو سال بعد به ایران آمد و ضمن تلاش براى گسترش تشیع و کمک به دولت شیعى صفوى آثار گران قدرى نگاشت و شاگردانى فاضل براى پیگیرى مقاصد خود پرورش داد.([14]) على بن حسن زوارى حوزه درسى این مجتهد پرآوازه را مغتنم شمرد و از خرمن اندیشه اش خوشه هاى زرّینى فراهم آورد تا این محصولات گران قدر را در موقعیت مقتضى به کار برد. محیط طباطبایى در این باره یادآور شده است:

شیعه امامیه که پیش از صفویه کمتر مجال خدمت به این زبان و فرهنگ را یافته بود از روزگار صفویه بدین طرف این وظیفه را به نحو اکمل و اتم انجام داد. وقتى محقق کرکى از لبنان به ایران انتقال یافت و به کار ترویج مذهب تشیع پرداخت على بن حسن زوارى استاد ملافتح الله کاشانى کوشید گفته ها و نوشته هاى او را در همان زمان از زبان عربى به فارسى نقل و ترجمه کند و مورد استفاده عمومى شیعیان قرار دهد.([15])

میرزا عبدالله افندى مى نویسد:

زوارى از محضر شیخ على بن عبدالعال کرکى استفاده کرده و از بزرگ ترین شاگردان او به شمار مى آمده است.([16])

از برخى آثار و نوشته هاى على بن حسن زوارى برمى آید که وى در هرات نیز مدتى نزد محقق کرکى به آموختن حدیث و فقه اشتغال داشته است. او در این شهر کتاب اربعین شهید اول را نزد استادش خواند و در تاریخ ششم جمادى الاول سال 939 هـ .ق. از وى اجازه روایت گرفت. در این اجازه روایى محقق ثانى مقامات علمى شاگردش را ستوده و او را فردى شایسته براى گسترش فرهنگ اهل بیت معرفى کرده است. على بن حسن بعدها کتاب اربعین را به زبان فارسى برگردانید، تاریخ این ترجمه نوزدهم ذیقعده سال 943 هـ .ق. است.([17])

گویا على بن حسن قبل از فتوحات شاه اسماعیل در نواحى شمالى و شرقى ایران و دفع اشرار این نقاط در هرات به سر مى برده است، او در کتاب «لوامع الانوار» خود خاطر نشان مى سازد دو سال قبل از آن که شاه اسماعیل صفوى بر شهرهاى خراسان استیلا پیدا کند در محافل عمومى سخن از این بود که گروه اُزبک ها تصمیم دارند به عراق یورش ببرند. على بن حسن از شنیدن این سخن به فکر فرو مى رود و گویا نگرانى چون ابرى تیره بر ذهنش فشار مى آورد، تا آن که همان اوقات در هرات با مشاهده رؤیاى راستین از این تشویش و دلهره رهایى مى یابد و بعدها با فتوحات افتخار آفرین اسماعیل صفوى این خواب جامه عمل مى پوشد.([18])

على بن حسن زوارى در حوزه درسى على بن عبدالعال کرکى با کثیرى از دانشوران مأنوس و هم مباحثه گردید که برخى از آن ها عبارتند از سید امیر محمد بن ابى طالب استرآبادى حسینى موسوى، سید شرف الدین على استرآبادى نجفى، شیخ ابراهیم بن على خوانسارى اصفهانى، نظام الدین احمد بن معین الدین خوانسارى، قاضى صفى الدین عیسى و... . محقق کرکى براى برخى از این عالمان اجازه روایت صادر نموده است.([19]) همچنین مفسر زوارى به برکت آشنایى و ارتباط بسیار نزدیک با محقق ثانى موفق گردید، با تشکیلات حکومت صفوى مرتبط شود و از این رهگذر در نهضت علمى و فرهنگى عصر صفوى و نیز معرفى آثار روایى به جامعه شرکتى فعال داشته و جزء طلیعه داران این تلاش مهم قرار گیرد. زیرا محقق کرکى از کسانى است که در زمان شاه طهماسب صفوى منصب شیخ الاسلامى یافت و نفوذش در دربار صفوى به اندازه اى بود که در حقیقت حاکم و فرمانرواى این سلسله از وى دستور مى گرفت. شاه طهماسب در سال 939 هـ .ق. به همه دستور داد که از احکام محقق کرکى پیروى کنند و به عزل و نصب هاى گردن نهند([20]) چنین اقتدارى براى شاگردان مشهور او که على بن حسن زوارى در زمره آنان به شمار مى آمد فرصت بسیار طلایى و ارزنده اى بود تا به پشتوانه آن در شرایط پیش آمده بر حسب ضرورت هاى اجتماعى و فرهنگى به تبلیغ، تصنیف، ترجمه، نشر و آموزش معارف اهل بیت(علیهم السلام) بپردازند. اصولاً او و استادش و دیگر عالمان شیعه حکومت شاهان صفوى را تشکیلات عادلانه و اهل صلاح نمى دانستند بلکه مصلحت دیدند که در وضع مطلوب مذکور تا جایى که توان دارند به شیعیان براى دفاع از خود انسجام و تمرکز بخشند و بنیه علمى آنان را تقویت کنند. بنابراین آن ها به انگیزه خدمت به تشیع و حفظ میراث فرهنگى و نشر آثار مکتوب به حاکمان نزدیک شده و به تقاضاى آنان تلاش هایى انجام دادند و یا آثارى را به نام آن فرمانروایان تألیف نمودند و نامشان را در آغاز نوشته هاى خود آوردند.([21])

استفاده از حوزه درسى یک دانشور

از کتاب «لوامع الانوار» على بن حسن زوارى بر مى آید که وى از سید عبدالوهاب فرزند على حسین استرآبادى اجازه نقل روایت دارد و نیز چنین استفاده مى شود که این مفسر و نویسنده نامدار عصر صفوى از محضر این دانشمند بهره مند بوده است. سید امیر عبدالوهاب فاضلى عالم و صاحب قدر و منزلت و از دانشورانى است که اوایل دولت صفوى و قبل از آن را درک کرده است. خواندمیر در پایان تاریخ حبیب السیر در ذیل شرح حال فرزندش امیر نظام الدین عبدالحى استرآبادى نوشته است:

پدر بزرگوارش امیر عبدالوهاب در جرجان از جمله بزرگان سادات بود و مدتى طولانى به منصب قضا و احتساب منصوب گشت و در حل قضایاى اجتماعى و انتظام امور مردم اهتمام مى نمود.([22])

میرزا عبدالله افندى مى نویسد:

ملا على بن حسن زوارى مفسر معروف از وى روایت مى کرده است و خود او هم از گروهى از اعلام روایت داشته است.([23])

محدث قمى او را به عنوان عالمى فاضل، محقق ماهر در علوم معقول و منقول و فخر تشیع و مروج شریعت معرفى مى کند و پس از معرفى آثارش مى افزاید: وى پدر عبدالحى استرآبادى است و جماعتى در محضرش پرورش یافتند که از زمره آنان على بن حسن زوارى را مى توان نام برد.([24]) میرزا عبدالله افندى در معرفى او یادآور مى گردد آثار او عبارت است از «شرح فصول نصریه در اصول دین» تألیف خواجه نصیر طوسى که در سال 875 هـ .ق. از آن فارغ گردیده است. در سال 884 هـ .ق. یکى از شاگردانش حاشیه اى لطیف و ارزنده بر این شرح نگاشته است.([25]) شیخ حر عاملى در اثر معروف خود در شرح زندگى عالمان شیعه امیر عبدالوهاب را فاضلى متکلم مى داند و مى گوید شرح فصول النصریه او را در کلام دیده ام.([26]) دیگر از آثارش عبارتند از حاشیه شرح هدایه اثیریه میرک بخارى (از دانشوران قرن هشتم هجرى)، شرح قصیده برده نبویه به زبان فارسى. میرزا عبدالله افندى مى گوید:

در اصفهان رساله اى در تنزیه الانبیاء دیدم که از آثار سید عبدالوهاب بن على حسینى بوده استلکن در آن رساله، وى را به عنوان استرآبادى معرفى نکرده است و به گمان من این رساله هم باید از آثار سید مترجم بوده باشد. سید در این اثر تحت تأثیر تنزیه الانبیاى سید مرتضى بوده و گفتار او را نقل کرده است. او این کتاب را بنا به پیشنهاد سلطان بدیع الزمان میرزا که گویا فرزند سلطان حسین بایقرا باشد تألیف نموده است اما باید تحقیق شود.([27])

کمالات و افاضات علمى

على بن حسن زوارى پس از استفاده از محضر دانشورانى که به آن ها اشاره گردید این توفیق را به دست آورد که در علوم و معارف اسلامى خصوصاً مباحث قرآنى، تفسیر، حدیث، فقه، جمله کلام، مباحث تاریخى، و دقایق ادبى مهارت هایى را کسب کند و لقب «فخر الدین» را به خود اختصاص داده به ملاّ على بن حسن اشتهار یابد. وى چون در طریق عرفان و سلوک معنوى به درجاتى رسیده بود از او به عنوان مولانا على فرزند حسن سخن گفته اند. على بن حسن زوارى تمام یا بخشى از قرآن را حفظ داشت و نیز تعداد قابل توجهى حدیث را به حافظه خویش سپرده بود به همین دلیل او را مُلاّ حافظ زوارى نامیده اند. دانایى و توانایى و قدرت بیان او در وعظ و خطابه و نصیحت سبب گردید که از او در کتب شرح حال و منابع تاریخى عصر صفوى به عنوان شیخى جلیل القدر نام برده شود.

شاگرد مفسر

تقریباً اغلب نویسندگانى که به زندگى او اشاره کرده اند على بن حسن را به وثاقت در روایت، گستردگى دانش، جامعیت در اطلاعات و کثرت تألیفات ستوده اند و از او به عنوان فاضلى زاهد، عارفى متقى، مفسر فقیه و محدثى ادیب یاد کرده اند.([28]) در حوزه درسى فخرالدین على بن حسن زوارى که در اصفهان و کاشان تشکیل گردید، بسیارى از طالبان معرفت و حقیقت حضور یافته انداما در منابعى که شرح حال این دانشور آمده تنها نام یک شاگرد به چشم مى خورد و او ملا فتح الله بن المولى شکرالله کاشانى مى باشد.([29]) از این شاگرد فاضل مفسّر زواره اى در آثار رجالى به عنوان شیخ محدث کامل، عالم جلیل، مفسّر فاضل و شارح نهج البلاغه نام برده شده است.([30])زواره اى که خود در ادبیات عرب و عجم، تفسیر و حدیث مهارت یافته بود شاگردانى را پرورش داد که در این زمینه ها راه او را ادامه دهند. ملا فتح الله کاشانى موفق گردید در اقتدا به استاد خویش آثارى را در معارف مذکور پدید آورد که همه سودمند و با ارزش هستند.([31]) ملا فتح الله اثرى به نام زبدة التفاسیر به زبان عربى دارد که سومین تفسیر او پس از «منهج الصادقین» و خلاصه اش یعنى «خلاصة المنهج» است. او این تفسیر را در سال 977 هـ .ق. یعنى ده سال قبل از رحلت خویش به پایان رسانید، اگر چه او در تألیف این تفاسیر از شیوه استادش على بن حسن پیروى کرده و در تفسیر آیات قرآن از روایات اهل بیت(علیهم السلام) کمک مى گیرد اما در طى تفسیر خود هیچ نقلى از استاد خود ندارد و دلیل آن هم مشخص نیست.([32])

کتاب تذکرة العارفین و تنبیه الغافلین او در ترجمه و شرح نهج البلاغه است. مى گویند کتاب احتجاج طبرسى را نیز ترجمه کرده است.([33]) گفته مى شود فتح الله کاشانى به توصیه استادش على بن حسن زوارى کتاب مواهب علیه ملا حسین کاشفى را شرح کرد و در آن احادیث و اخبار اهل بیت(علیهم السلام) را گنجانید و آن را «منهج الصادقین» نامید.([34]) دکتر سید محمدباقر حجتى بر این باور است که ملا فتح الله کاشانى در این تفسیر پنج جلدى از استاد خود فخرالدین زواره اى بهره برده و نیز در بسیارى از موارد از کتاب مجمع البیان طبرسى استفاده کرده است.([35]) چارلزا مبروزاستورى (متوفاى 1888م) که نسخه هاى خطى این تفاسیر را در ایران و چند کشور اسلامى دیگر شناسایى کرده، مى نویسد: فتح الله بن شکرالله شریف کاشانى شاگرد زواره اى است و همان رشته ادبى استاد خویش را پیش گرفت و دست کم کتابى به دستور شاه طهماسب صفوى ترجمه کرد.([36])

در وصف نویسندگان و ادیبان

نخستین کسى که شرح حال و آثار على بن حسن زواره اى را به رشته تحریر درآورد میرزا عبدالله افندى اصفهانى، (1130 ـ 1067 هـ .ق.) است که طى آن اطلاعات ارزنده و مفیدى را در خصوص این شخصیت ذکر نموده است. او در جاى دیگر ذیل ملاّ حافظ زواره اى نوشته است:

وى فاضلى عالم و از اجلّه فقها و از شاگردان شیخ على کرکى مشهور است و از علماى روزگار شاه طهماسب مى باشد. زوارى منسوب به زواره است که بین اصفهان و یزد قرار دارد و من این آبادى معروف را دیده ام.([37])

سید محسن امین ذیل نام شیخ على بن حسن زوارى گفته است:

او دانشمندى اهل فضل و مفسرى است که شاگرد محقق کرکى و استاد ملافتح الله کاشانى است و مؤلفاتى دارد. سپس دوازده اثر او را نام مى برد.([38])

مرحوم حاج شیخ عباس قمى در آثار معروف خود از على بن حسن زوارى به عنوان شیخى اهل علم، مفسّرى فاضل و از فضلاى امامیه نام مى برد و برخى آثارش را معرفى مى کند.([39])

ملک الشعراى بهار به رواج ساده نویسى خصوص در کتب مربوط به نشر تشیع از تاریخ و کتب علمى و رواج فراوان آن در عهد صفویه اشاره دارد و پس از معرفى قاضى نورالله شوشترى و شیوه نگارش او در کتاب مجالس المؤمنین مى نویسد:

على بن حسن زواره یکى از نویسندگان بزرگ و نامى عهد صفویه است که با وجود ساده نویسى و روانى (نثرش) خالى از استحکام و قدرت نیست، مهم ترین آثار او تفسیر بزرگى است به زبان فارسى که بعد از تفاسیر معروف فارسى از قبیل تفسیر طبرى (مترجم)، تفسیر ابوالفتوح رازى و تفسیر سیدگازر و جواهر التفسیر مولى حسین کاشفى نامزد و مشهور است. زواره اى مردى مفسر و فقیه، محدث، فاضل و ادیب بوده و در تصانیف و تراجم مایل به عرفان است.([40])

استاد سید محمد محیط طباطبایى که هم ولایتى على بن حسن زوارى است در برخى نوشته هاى خود از این مفسر و محدث عصر صفوى سخن گفته و تلاش هاى او را در خصوص تألیف و ترجمه کتب حدیث و تاریخ اسلام و کلام اسلامى، نشانه اى از نقش زواره در رشد تشیع دانسته است. همچنین وى به زمانى اشاره دارد که مفسر مذکور در خدمت استادش غیاث الدین جمشید تلمذ مى کرده و او در خفا و غیر علنى به شاگرد خود اعتماد نموده و حقایقى را در خصوص مکتب اهل بیت و مظلومیت مذهب تشیع برایش بیان کرده و او را به روى کار آمدن دولتى شیعى نوید داده است. این محقق عالیقدر همچنین نقش على بن حسن زوارى را در ترجمه منابع روایى، اعتقادى و تاریخى شیعه براى استفاده عموم مردمان شیعه مورد توجه جدى قرار داده و خاطر نشان نموده که محدث زواره اى وظیفه خود را در این راستا با درک مقتضیات زمان به خوبى انجام داده است.([41])

معاصران

دوران کودکى و نوجوانى على بن حسن زوارى با شرایط آشفته و نگران کننده اى مقارن بود و شیعیان در حالتى از تقیه مى زیستند. آنان اجازه نداشتند عقاید خویش را علنى سازند و در ترویج مذهب خود بکوشند یا از طریق وعظ و تبلیغ، ارزش هاى این مذهب را صیانت نمایندتا آن که شاه اسماعیل صفوى در تبریز به فرمانروایى رسید و مذهب شیعه را رسمى اعلام کرد. پس از به رسمیت شناخته شدن مذهب شیعه شیعیان احساس هویت نمودند و پس از چند قرن تحمل فشار و رنج نسبت به آینده خود امیدوار شدند. شاه اسماعیل بیست و سه سال (از 930 تا 907 هـ .ق.) حکومت کرد و با مرگ او فرزندش شاه طهماسب به سلطنت رسید. شاه طهماسب هنگام جلوس بر تخت شاهى یازده سال داشت. او اگر چه از کفایت و دلیرى پدر محروم بود ولى توانست در مدت پنجاه و چهار سال سلطنت، کشورى را که از پدر به ارث برده بود تا پانزدهم صفر سال 984 هـ .ق. بزرگ، نیرومند و با عزت نگاه دارد.([42])

نهضت فارسى نگارى، ترجمه و شرح متن هاى سودمند و راه گشا در دوره صفویان (1148 ـ 907) پدیده نوینى بود که در شکل یک حرکت علمى فرهنگى به انگیزه گسترش تشیع از سوى دانشوران بنیان نهاده شد. یادآور مى شود با گسترش اسلام، زبان عربى در نواحى تحت قلمرو مسلمانان به ویژه در میان فارسى زبانان رواج یافت. در ایران نیز زبان اسلام (عربى) اوج گرفت و همه دوست داشتند به زبان جدید سخن بگویند یا حداقل از واژه هاى آن در محاوره ها استفاده کنند. زبان دستگاه خلافت، نوشته هاى دیوانى، نگارش هاى علمى و نیز معارف و احکام شرعى، حقوقى و قضایى به زبان عربى بود.([43])

ادبیات شیعه و مواریث فرهنگى و اعتقادى شیعیان اعم از متن هاى روایى، فقهى، کلامى، فلسفى و اخلاقى نیز تا قبل از روى کار آمدن صفویان به زبان عربى نگارش یافته بوداگر چه تعدادى متون فارسى شیعى از قرن ششم و پس از آن تألیف شد که خود مؤید رواج نسبى تشیع در این اعصار در برخى از نواحى ایران است. از زمانى که صفویان روى کار آمدند ضرورت فارسى کردن متون مذهبى شیعه در رأس اقدامات فرهنگى این نظام سیاسى و حکومت جدید قرار گرفت. هدف از نگارش این آثار قرار دادن آن ها در دسترس مردمانى بود که با زبان عربى آشنایى نداشتند. همین موضوع سبب گردید تا مترجم مطالب را به بیانى ساده بنویسد و این امر در جهت ترویج اندیشه مذهبى صورت گرفت. حاکمان صفوى نیز خود در این حرکت فرهنگى راساً وارد شدند و به طور رسمى از دانشمندان شیعه خواستند تا به تألیف و ترجمه آثار دینى به زبان فارسى مبادرت ورزند.([44])

با آمدن محقق کرکى به ایران و انتقال مرکز حوزه هاى شیعى به ایران و حضور دانشوران جبل عامل در حوزه ایران جنبش علمى گسترده اى هویدا گشت. زمانى که این عالمان در عرصه هاى گوناگون سیاسى، اجتماعى و فرهنگى حضور یافتند نخستین گام ها در راه گسترش اندیشه شیعى به زبان فارسى برداشته شد. محقق کرکى این هدف را با درایت و فراست خاصى پى مى گرفت. دست یابى به این هدف والا با ارائه فرهنگ و معارف و احکام شرعى به زبان عموم مردم که غالباً فارسى زبان بودند با نثر در خور فهم همگان، امکان پذیر بود. به دلیل این ضرورت و درک موقعیت هاى خاص جامعه، نهضت فارسى نگارى و ترجمه شکل گرفت و به تدریج همگانى کردن آموزه هاى تشیع به عنوان استراتژى اصلى عالمان جلوه گر شد. در این برهه حساس و سرنوشت ساز فخرالدین على بن حسن زواره اى شاگرد برجسته محقق کرکى به سفارش استاد خویش به ترجمه و نگارش فارسى پرداخت و مهمترین منابع بزرگان شیعه را به زبان فارسى برگردانید.([45]) وى با این حرکت زیبا و ترجمه آثار مهم، ارزشمند و استوار نخبگان علمى تشیع، رساله هاى مستقلى را در موضوع معارف اسلامى به زبان فارسى نگاشت و با شور و نشاط خاصى این حرکت را پى گرفت. این تلاش او در سیر حرکت و پیشرفت حوزه ها و بیدار کردن اندیشه هاى خفته تأثیرى بسزا داشت.

محیط طباطبایى مى گوید:

وقتى صفویه در صدد برآمدند استقلال مادى، معنوى و مذهبى ایران را تجدید نمایند و در این عرصه موضوع استقلال زبان هم به خصوص در امور دینى مورد توجه قرار گرفت در عهد حکومت شاه طهماسب غالب آثار مذهبى به فارسى ترجمه شد. در آن عصر من یک همشهرى قدیمى داشته ام که غالب کتاب هاى معتبر دینى را از زبان عربى به فارسى برگردانید. او على بن حسن زواره اى شاگرد غیاث الدین جمشید مفسّر زواره اى و استاد ملافتح الله کاشانى بوده است. زواره اى قرآن، نهج البلاغه، و سایر متون مذهبى را جهت مزید اطلاع و رفع احتیاج مردم به فارسى عادى محور ترجمه کرد.([46])

دکتر ذبیح الله صفا در میان آثار مذهبى اى که در این دوران به نگارش درآمده یا ترجمه شده نوشته هاى فخرالدین على بن حسن زوارى را قابل ذکر دانسته و به معرفى ترجمة المناقب او که فارسى شده کتاب کشف الغمه مرحوم اربلى است مى پردازد.([47]) اگر چه على بن حسن زوارى غالباً به ترجمه آزاد مى پرداخت ولى در نقل موضوع به زبان فارسى دقیقاً به متن مورد نظر وفادار بود و اگر موضوعاتى افزون بر مأخذِ مورد ترجمه، وارد ترجمه مى نمود با تعابیرى چون مترجم گوید، یا ناقل مى گوید، افزوده هاى خود را از متن تفکیک مى کرد. همچنین وى به دلیل رعایت اختصار و یا حذف مطالب تکرارى، در مواردى متن اصلى را کوتاه تر نموده است.([48])

عرصه هاى ترجمه و تألیف

از عرصه هاى مهم برگردانیدن آثار عربى به فارسى توسط على بن حسن زوارى علم کلام است. او به خوبى متوجه بود که رمز ماندگارى تشیع به رغم عداوت مخالفان، برافراشتن و استوارسازى کلام، تبیین، تدوین و گسترش عقاید تشیع است. وى با این حرکت به اتهام هایى که در قرون قبل از او علیه مذهب شیعه مطرح گردیده بود پاسخ گفت و همراه با کاروانى از دانشوران، سنگرهاى اعتقادى شیعه را به نحو جالبى تقویت نمود. او براى غنى سازى حالات روحانى و معنوى مردم و قوى نمودن ارتباط آنان با خداوند متعال و معصومین(علیهم السلام) و نیز به منظور افزایش اشتیاق نیایش گران و زائران به ترجمه و شرح برخى ادعیه و زیارت ها پرداخت. در این میان تلاش شگرف او در پهنه بسیار گسترده و اقیانوس ژرف حدیث ستودنى است. در پرتو این اهتمام بود که شیعیان موفق شدند از کوثر ناب خاندان عصمت و طهارت جرعه هاى جان بخشى بنوشند. همچنین به انگیزه این که زندگى فرستادگان الاهى و سیره امامان مى تواند نقش مهمى در تربیت و پرورش هاى اخلاقى مردم و نیز پاى بندى آنان به موازین شرع داشته باشد، به روشن گرى از زوایاى گوناگون زندگى اهل بیت(علیهم السلام) به زبان فارسى پرداخت و برخى آثار را در این راستا تلخیص کرد و در هنگام خلاصه نگارى به منقح نمودن متن اصلى پرداخت و در صورت ضرورت مطالبى بر آن افزود.

آثار و تألیفات

1. تفسیر ترجمة الخواص

مشهورترین اثر ابوالحسن زواره اى است که به «تفسیر زوارى» هم مشهور است. وى این تفسیر را در مقابل تفسیر «مواهب علیه ملا حسین کاشفى» نوشته و در نگارش آن از کتاب مذکور بهره گرفته است بدین جهت شباهت هایى بین آن دو به چشم مى خورد. زوارى، گر چه در تفسیر خود از شیوه کاشفى متأثر بود ولى با تفصیل بیشترى به تفسیر آیاتى که در شأن و منزلت مقام اهل بیت(علیهم السلام) است پرداخته است. همچنین وى سایر آیات را بر حسب احادیث موثق که از ائمه هدى رسیده تفسیر کرده است.

در سال 1067 هـ .ق. عالمى به نام محمود حسینى فرزند على بن محمد موسوى به هنگام استنساخ این تفسیر متوجه گردید که غلط ها و اشتباهاتى به آن راه یافته استپس او به تصحیح «ترجمة الخواص» همت گماشت و آن را منقح نمود.([49])

شیخ محمدحسین مولوى خوانسارى از تفسیر مذکور و نیز تفسیر «منهج الصادقین» ملا فتح الله کاشانى خلاصه اى تهیه کرد و آن را به عنوان «تفسیر مولوى» در حاشیه قرآنى به سال 1354 هـ .ق. در تهران به چاپ رسانید.([50])

نسخه هاى خطى متعددى از این تفسیر در کتابخانه هاى معتبر کشور در تهران، قم، مشهد، تبریز، اصفهان و یزد و نیز در مراکز دانشگاهى ایران نگاهدارى مى شود که نگارنده نسخه هاى آن ها را احیاناً مشاهده کرده یا فهرست این نسخه ها را شناسایى نموده ام. مجموعه نفیس «معجم مخطوطات الشیعه حول القرآن» از انتشارات دارالقرآن الکریم (وابسته به مدرسه حضرت آیت الله العظمى گلپایگانى)، 30 مرکز از مراکز نگاهدارى تفسیر ترجمة الخواص را معرفى کرده است.([51])

2. آثار الاخیار

کتاب مذکور ترجمه اى است از تفسیر امام حسن عسکرى(علیه السلام) که اصل تفسیر و متن عربى آن به روایت ابى یعقوب یوسف محمد بن زیاد و ابى الحسن على بن محمد سیّار است که امام حسن عسکرى(علیه السلام) آن را املا فرموده و این دو، آن را نوشته اند. على بن حسن این اثر را به دستور شاه طهماسب صفوى از زبان عربى به فارسى برگرداند و با نثرى روان اما محکم در اختیار مشتاقان معارف قرآنى و روایى قرار داد.([52])

3. روضة الابرار

ترجمه و شرحى است از نهج البلاغه که على بن حسن زوارى آن را در آخر شوال سال 947هـ .ق. در دو مجلد به پایان رسانید.([53]) در برخى منابع این اثر تحت عنوان «روضة الانوار» معرفى شده است.([54])

4. شرح صحیفه کامله سجّادیه

اثرى است به زبان فارسى با توضیحات مختصر و قابل فهم براى عموم. این کتاب تا کنون به چاپ نرسیده است.

5. ترجمة المناقب

برگردان فارسى کتاب «کشف الغمه فى معرفة الائمه» مرحوم على بن عیسى اربلى است که على بن حسن آن را به سال 938 هـ .ق. به نام امیر قوام الدین محمد نوشته است. کتاب مورد اشاره تا کنون دو مرتبه و در سه جلد با مقدمه علامه شعرانى و تصحیح سید ابراهیم میانجى در تهران به زیور طبع آراسته شده است. مرحوم میرزا عبدالله اصفهانى مى گوید:

من این ترجمه را که برگردان بسیار خوبى استدر اصفهان، استرآباد و دیگر شهرها دیده ام.([55])

موضوع کتاب مذکور در احوال و اخبار رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)، حضرت زهرا و ائمه هدى(علیهم السلام)است.

6. لوامع الانوار

کتاب «لوامع الانوار فى معرفة الائمة الاطهار» خلاصه اى از کتاب «احسن الکبار فى مناقب ائمه اطهار» سید محمد بن ابى زید بن عربشاه ورامینى است. على بن حسن زوارى به دستور شاه طهماسب اول در سال 968 هـ .ق. این کتاب را تلخیص نموده و ضمن خلاصه نگارى، آن را از روایات نادرست و نقل هاى سُست پاکیزه ساخته است.([56])همچنین زوارى مطالبى بر آن افزوده و با مقدمه اى در اصول اعتقادات پنجگانه و چهارده باب در احوال چهارده معصوم(علیهم السلام) و نیز خاتمه اى در شرح حال ابى طالب و محمد بن ابى بکر آن را تنظیم و تبویب نموده است. در این اثر، مصنف از استاد خود سید غیاث الدین جمشید زوارى یاد کرده و از فشارهایى که وى قبل از روى کارآمدن صفویان به دلیل دفاع از تشیع تحمل کرده سخن گفته است.([57]) استاد سید محمد محیط طباطبایى نسخه اى نفیس از این کتاب را در کتابخانه شخصى خویش نگاهدارى مى نمود.([58])

برخى، به غلط «لوامع الانوار» را به عمادالدین طبرسى نسبت داده اند.([59])در کتاب «انساب النواصب» که در سال 1076 هـ .ق. تألیف شده مؤلف مطالبى را از آن نقل کرده و به اشتباه آن را از محقق کرکى دانسته است.([60])

نسخه اى خطى از لوامع الانوار در کتابخانه «مسکو» (مرکز حکومت روسیه) نگاهدارى مى گردد که مؤلفش را احمد بن سلطان على هروى ضبط کرده اند که این نیز درست نیست.([61])

7. کشف الاحتجاج

ابوالحسن على بن حسن زوارى کتاب احتجاج ابومنصور احمد بن على بن ابى طالب الطبرسى را به نام شاه طهماسب به فارسى ترجمه کرده است و آن را «کشف الاحتجاج» نامیده است. در برخى فهرست ها و منابع کتاب شناسى نسخه هاى خطى این کتاب را به ملا فتح الله کاشانى نسبت داده اند که با توجه به مندرجات کتاب «ریاض العلماء» و نیز منابع متعدد دیگر این انتساب درست نیست. دکتر محمود فاضل بیرجندى استاد دانشگاه مشهد در معرفى نسخه اى خطى از آن مى نویسد:

روى قرائنى که از نسخه موجود، این حقیر را حاصل آمده است انتساب این کتاب را به على بن حسن زوارى تقویت مى نماید.([62])

8. رساله مرآة الصفا

رساله اى است به زبان فارسى در مناسک حج، اعمال مکه و مدینه، آداب زیارت ائمه بقیع، نجف اشرف و کربلا، این اثر حاوى ادعیه نیز هست. در آغازش جدول جالبى در بیان طول و عرض بسیارى از شهرهاى شیعه نشین و زیارتى براى آشنایى خوانندگان درج شده است. این کتاب در پنج فصل و خاتمه اى شامل چهارده مطلب، در زیارت تدوین گردیده است.([63]) میرزا عبدالله افندى در معرفى آن مى نویسد:

به پارسى نوشته و دامنه دار است و من بخشى از اواخر آن را که مشتمل بر خاتمه دامنه دارى در زیارات رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)، حضرت فاطمه و ائمه اطهار(علیهم السلام) و دیگر (اولاد ائمه) از مطالب مربوط به این بخش بوده است و در شهر هرات آن را دیده ام.([64])

9. عمدة الطالب فى ترجمة المناقب

ترجمه اى روان و شیواست از کتاب «مطالب السوول فى مناقب آل الرسول» از کمال الدین محمد بن طلحه شافعى (متوفاى 652 هـ .ق.). مترجم آن را به امر شاه طهماسب صفوى به پارسى برگردانیده است، شیخ آقا بزرگ تهرانى نسخه مخطوطى از آن را نزد محدث اُرموى دیده است.([65])

10. چهل حدیث

ترجمه کتاب «الاربعین» شهید اول است که على بن حسن زوارى پس از فراگرفتن مطالب آن نزد استادش محقق ثانى در نوزده ذیقعده سال 943 هـ .ق. آن را به زبان فارسى نوشت.([66])

11. مفتاح النجاح

ترجمه تحت اللفظى با اضافه برخى دعاها از کتاب «عدة الداعى و نجاح الساعى» شیخ احمد بن محمد بن فهد حلى (متوفاى 841 هـ .ق.) است که ترتیب اصل در ترجمه حفظ گردیده و مشتمل است بر یک مقدمه، شش باب و یک خاتمه.([67]) صاحب ریاض مى گوید:

نسخه اى از آن را که بسیار پسندیده ترجمه شده بود دیده ام.([68])

12. حلیة الموحدین

على بن حسن زوارى کتاب «روضة الواعظین و بصیرة المتعظین» علامه شهید محمد بن قتال نیشابورى (شهادت 508 هـ .ق.) را به فارسى ترجمه کرد و آن را «حلیة الموحدین» نامید که نسخه اى خطى از آن در کتابخانه مجلس شوراى اسلامى موجود است. این ترجمه به اهتمام دکتر محمود مهدوى دامغانى چاپ شده است.([69]) در این اثر على بن حسن ترجمه منظوم قضیه تأیید دعبل خزاعى را آورده است. اثر مذکور مطالبى در تاریخ و سیره اهل بیت(علیهم السلام) دارد.([70])

13. خلاصة المناقب

شرحى است بر قصیده میمیه شرف الدین بوصیرى (متوفاى 694 هـ .ق.) که در مدح حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)سروده شده و مشهور به «الکواکب الدریه فى مدح خیر البریة» است. این شرح در آغاز، لغت ها را معنا نموده و پس از آن حاصل مفاهیم ابیات را در هر بیت بیان مى کند.([71])

14. خلاصة الروضة

خلاصه اى است از کتاب روضة الشهداى ملا حسین کاشفى که برخى نویسندگان آن را به صفى الدین على کاشفى فرزند مؤلف نسبت داده اند اما شیخ آقا بزرگ تهرانى مى گوید:

نسخه اى از آن را در مشهد نزد شیخ على اکبر کرمانى مؤلف «نفایس اللباب» دیدم که مؤلف در اول آن اسم خود را نوشته بود: على بن الحسن الزوارى و آن را به اسم میر عبدالغفار ثانى نوشته و در ده باب و نیز خاتمه اى در هفت فصل در تاریخ ائمه اى که از نسل امام حسین(علیه السلام)مى باشند مرتب نموده است.([72])

15. مکارم الکرایم

شیخ عالم فاضل ابونصر حسن بن على فضل طبرسى کتابى در فضیلت هاى اخلاقى به رشته تألیف درآورده که «مکارم الاخلاق» نام دارد و على بن حسن آن را به فارسى ترجمه کرد.

خودش در مقدمه این اثر مى نویسد:

به جهت عموم فایده، العبد الفقیر الى الله البارى على بن حسن الزوارىبا وجود کثرت غُموم متصدى ترجمه آن (مکارم الاخلاق) شد که اتسام یافته به مکارم الکرائم امید که اتمام یابد و فایده گیرند از آن تا زمان حضرت قائم علیه السلام صلوات الله الحجة الدائم.([73])

16. تحفة الدعوات

رساله اى است در ادعیه اوقات سال به زبان فارسى که صاحب ریاض نسخه اى از آن را در اردبیل مشاهده کرده است. مؤلف در سال 947هـ .ق. از نوشتن این کتاب فارغ شده است.([74])

17. وسیلة النجاة

ترجمه اى تحت اللفظى از کتاب اعتقادات شیخ صدوق است که مترجم به خواهش برخى از برادران دینى آن را تألیف نموده است.([75])

18. مجمع الهدى (قصص الانبیاء)

این کتاب را ابوالحسن على بن حسن زوارى در تاریخ زندگانى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه هدى در چهل باب تألیف کرده که در اکثر مباحث به آیات قرآن کریم و احادیث نظر داشته است.([76])

19. نشر الامان فى الاسفار و الاوطان

ترجمه کتاب «الامان الاخطار» سید بن طاووس است. این کتاب درباره آداب مسافرت و ادعیه مربوط به آن در سیزده فصل تدوین یافته است که نسخه اى خطى از آن در کتابخانه ملک تهران نگاهدارى مى شود.([77])

20. فرائد الفواید

رساله اى است در علم تجوید که على بن حسن زوارى در اواخر ذیحجه سال 954 هـ .ق. آن را به پایان رسانیده است. در کتابخانه حضرت آیت الله گلپایگانى نسخه اى خطى از آن (در مجموعه شماره 381) موجود است که نام مؤلف و تاریخ تحریر کتاب در خاتمه نسخه دیده مى شود. به نظر مى رسد على بن حسن هنگام تألیف این اثر از «مقدمة الجزریّه» در علم تجوید که منظومه شیخ محمد بن جزرى (متوفاى 833 هـ .ق.) در این مورد است و نیز از شروح آن بى بهره نبوده است.([78])

21. طراوة الطائف.

این اثر ترجمه فارسى کتاب «الطرائف فى معرفة مذاهب الطوائف» رضى الدین على بن طاووس (متوفاى 664 هـ .ق.) است که مترجم در مقدمه اش نوشته است:

چون تألیف آن به لغت فصیحه عربى بود و بر فارسى زبانان به سهولت چهره نمى گشود به خاطر فاتر على بن حسن زوارى خطور مى کرد به قدر توانایى به لغت فارسى مترجم گردد و به جهت عموم فایده همه کسى محظوظ توانند شد.

از آن فایده، بنا به نوشته وى، این ترجمه در ششم ماه رجب سال 961 هـ .ق. خاتمه یافته و نیز از برخى فهرست ها برمى آید که به شاه طهماسب صفوى تقدیم شده است.([79])

نسخه اى مخطوط از آن در کتابخانه آیت الله مرعشى مى باشد.

22. ترجمة الجعفریه

رساله اى است در طهارت و آداب نماز که على بن حسن زوارى آن را با یک مقدمه، چهار باب و یک خاتمه تدوین کرده است. این کتاب را به اشتباه به محقق کرکى، استاد مصنف نسبت داده اند,([80])در صورتى که در کتابخانه وزیرى یزدى در مجموعه اى به شماره 2284 رساله «ترجمة الجعفریه» به نام على بن حسن زوارى ثبت شده است.([81])

23. کتاب المزار

اثرى است از على بن حسن زوارى در زیارت ائمه هدى و اولاد آن بزرگواران که حاج مولى على اصغر قزوینى در جلد اول کتاب «المزار» خود موسوم به «المقال» مطالبى از آن نقل کرده است.([82])

رحلت

از زمان رحلت این مفسر عالى قدر اطلاع دقیقى به دست نیامداما در رجب سال 961هـ .ق. در قید حیات بودهزیرا کتاب «طراوة الطائف» را در این زمان به پایان رسانیده است. در برخى منابع زمان درگذشت او را (960هـ .ق.) و نیز پاره اى منابع پس از آن نوشته اند. گروهى نیز تاریخ وفات شاگردش ملا فتح الله کاشانى را که 988 هـ .ق. است به عنوان زمان رحلت او ذکر کرده اند.

از على بن حسن زوارى فرزندى به نام حسن به یادگار ماند، به همین دلیل او را ابوالحسن هم گفته اند. طایفه اى که خود را به وى نسبت مى دادند در زواره شهرت «حقیرى» را براى خود برگزیده اند. ملا عباس، فرزند جعفر از نسل اوست. این مرد با آوازى پرجاذبه و رسا و بیانى شیوا در مجالس عمومى به مدح و رثاى اهل بیت(علیهم السلام) مى پرداخت و در مجالس شبیه خوانى از سنین جوانى در نقش شهادت خوان مشغول فعالیت بود. ملا عباس در زندگى فردى و اجتماعى خود به عنوان انسانى صادق و درست کردار و ذاکر امام حسین(علیه السلام)شهرت داشت. زمانى که ناصرالدین شاه تکیه دولت را بنا نهاد و عده اى تعزیه خوان را فراهم آورد که در این مکان تعزیه بخوانند فرزندش ظل السلطان حاکم اصفهان به تقلید از پدر، بساط شبیه خوانى را راه انداخت و دستور داد از آبادى هاى اطراف اصفهان افراد خوش صدا را براى این منظور به اصفهان بیاورند. ملا عباس که در آن زمان جوانى حدود هیجده یا بیست ساله بود توسط مأموران به این شهر انتقال داده شد و توانست در نقش حضرت على اکبر(علیه السلام) در تعزیه ایفاى نقش نماید. یکى از دختران ظل السطان (خواهر صارم الدوله) شیفته صوت و سیماى وى گردید و از او خواست به عنوان مؤذن در خدمت وى باشد. چون مدتى گذشت و منظور منفى و پلید او بر ملا عباس روشن گشت در یکى از روزها خود را به نجاست آلوده ساخت آن زن وقتى با این وضع روبرو شد از ملا عباس اظهار تنفر کرد و گفت او را از من دور کنید. ملا عباس که خود را از آلوده شدن به گناهى بزرگ نجات داده بود از آن زمان مصمم تر از گذشته مسیر راستى و درستى را پى گرفت و حتى نوعى بصیرت معنوى در خود احساس نمود.([83]) برادرش ملا حسین جعفر مؤذنى خوش صدا بود. وى وقتى این شعار شعور آفرین توحید را با آن صوت شیوا و شیرین خود بر زبان جارى مى ساخت، مردم زواره را براى انجام فریضه نماز شوق زده مى نمود. ملا حسین دخترى به نام نرجس داشت که این زن مادربزرگ مادرى نگارنده است. او در سال 1356 فوت نمود.

مرحوم حاج محمد حقیرى زواره (1379 ـ 1302) شاعر و مرثیه سراى زواره، از نسل على بن حسن زوارى است. با وجود آن که وى صرفاً شش ماه درس خوانده بود، داراى ذوقى سرشار، حافظه اى عالى و همت والایى بود و با هوش و فراست خود کلیه فنون و حِرف و مشاغلى را که در زواره رواج داشت فراگرفت. او در سنین جوانى به شغل شتردارى مشغول بود و بعد به خیاطى روى آورد. این اواخر نیز در دشت انقلاب زواره کشاورزى هم مى نمود. او اولین شعر خود را در سال 1320 سرود. سروده هاى آن مرحوم از نظر معنا و مفهوم و موضوع غالباً در مدح و منقبت خاندان عصمت و طهارت و نیز مرثیه اهل بیت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)همچنین پیرامون راز و نیاز و مناجات با خداوند متعال است. او به مناسبت هاى مختلف مذهبى، تاریخى، اعیاد اسلامى، انقلاب اسلامى، شهیدان، پاسداران و شخصیت هاى برجسته نظام جمهورى اسلامى ایران خصوص حضرت امام خمینى و مقام معظم رهبرى حضرت آیت الله خامنه اى اشعارى سروده است. از نظر فنون شعرى اشعارش در قالب قصیده، غزل، رباعى، مسمط، مخمّس و گاهى تضمین اشعار شاعرانى معروف چون حافظ و سعدى است. بخشى از تضمین غزل حافظ که توسط ایشان درباره میلاد امام حسن مجتبى(علیه السلام)سروده شده چنین است:

بوى مشک و ختن و لاله و نسرین آمد *** مژده میلاد حسن پادشه دین آمد

مظهر دین خدا معنى یاسین آمد *** سحرم دولت بیدار به بالین آمد

گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد

باز بنموده تجلى به زمین نور خدا *** ولد پاک على نور دو چشم زهرا

کشتى اهل شریعت بود و شمع هدى *** مژدگانى بده اى خلوتى نافه گشا

که ز صحراى ختن آهوى مشکین آمد

سروده هاى وى متجاوز از بیست هزار شعر است که از مرثیه هاى آن در دسته هاى سینه زنى، زنجیرزنى و نوحه خوانى زواره استفاده مى شود. اشعارش هنوز به چاپ نرسیده است. حاج محمد حقیرى دو تن از فرزندان خود را تقدیم اسلام و ارزش هاى دینى نموده است، شهید مهدى حقیرى که به شغل مقدس معلمى مشغول بود با شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران به دانشگاهِ دفاع مقدس شتافت و در تاریخ نوزدهم بهمن ماه سال 1360 در عملیات تنگه چزابه با خون خویش وضو ساخت.

پاسدار شهید اسلام حسن حقیرى فرزند دیگر مرحوم حاج محمد حقیرى در سن 21 سالگى و در تاریخ 30 مهرماه سال 1362 در جبهه مریوان در مصاف با نیروهاى متجاوز بعثى شربت شهادت نوشید و در گلزار شهداى زواره در آغوش برادرش مهدى آرمید.([84]) مرحوم حاج محمد حقیرى نیز در مردادماه سال 1379 دار فانى را وداع گفت و پیکر او پس از تشییعى باشکوه در جوار فرزندانش دفن گردید.


[1]. مفسرى گمنام، مقاله نگارنده. مجله آینه پژوهش، شماره 23، ص 38 و 37.

[2]. زوارهاى که دیدم، محیط طباطبایى، مجله باستانشناسى و تاریخ، سال دوم، شماره اول.

[3]. الذریعه، شیخ آقا بزرگ تهرانى، ج 4، ص 270.

[4]. روضات الجنات، خوانسارى، ج 4، ص 376.

[5]. تاریخ اردستان، ابوالقاسم رفیعى مهرآبادى، ج 2، ص 272.

[6]. ر.ک: ریحانة الادب، مدرس تبریزى، ج 3، ص 165لغت نامه علىاکبر دهخدا، ذیل غیاثالدین.

[7]. ر.ک: مجله آموزش و پرورش، سال دهم، (1319)، شمارههاى 3 و 4، مقاله غیاثالدین جمشید کاشانى، محیط طباطبایى.

[8]. ریحانة الادب، ج 1، ص 259.

[9]. فهرست کتب خطى کتابخانه آستان قدس رضوى، ج 1، سید على اردان، ص 448.

[10]. مقدمه تفسیر گازر، میرجلال الدین محدث اُرموى، چاپ اول، تهران، مهرآیین، 1337.

[11]. چهارده مقاله و گفتار، دکتر سید محمدباقر حجتى، ص 210.

[12]. ر.ک: آینه پژوهش، شماره 23، ص 46 ـ 44.

[13]. آینه پژوهش، شماره 9، ص 40.

[14]. آلبرت حورانى، هجرت علماى شیعه از جبل عامل به ایران، ترجمه مرتضى اسعدى. کیهان فرهنگى، سال سوم شماره 8، ص 14ر.ک: ریاض العلماء، میرزا عبدالله افندى، ج 3، ص 477بحارالانوار، ج 105، ص 31.

[15]. تطور حکومت در ایران بعد از اسلام، محیط طباطبایى، ص 48.

[16]. ریاض العلماء، ج 3، ص 465.

[17]. الذریعه، شیخ آقا بزرگ تهرانى، ج 5، ص 315.

[18]. ریاض العلماء، همان، ص 469.

[19]. همان، ص 530 ـ 522.

[20]. روضات الجنات، ج 4، ص 364.

[21]. مجله حوزه، شماره 75، ص 129 ـ 127علما و مشروعیت دولت صفوى، سید محمدعلى حسینى زاده، ص 102.

[22]. رجال کتاب حبیب السیر، گردآورنده دکتر عبدالحسین نوایى، ص 261.

[23]. ریاض العلماء و حیاض الفضلا، میرزا عبدالله افندى اصفهانى، ترجمهئ محمدباقر ساعدى، ج 3، ص 345.

[24]. فوائد الرضویه، حاج شیخ عباس قمى، ص 261 ـ 260.

[25]. ریاض العلماء، ج 3، ص 346.

[26]. امل الآمل، شیخ حر عاملى، ج 2، ص 166.

[27]. ریاض العلماء، ج سوم، ص 347روضات الجنات، ج 4، ص 192 و 376.

[28]. مجله آینه پژوهش، شماره 9، ص 39.

[29]. روضات الجنات، ج 5، ص 345.

[30]. فوائد الرضویه، ص 345 و 352.

[31]. از کلینى تا خمینى، جرفادقانى، ص 95.

[32]. فصلنامه بینات، سال اول، شماره سوم، ص 178.

[33]. از کلینى تا خمینى، ص 103.

[34]. آینه پژوهش، شماره 9، ص 41.

[35]. چهارده مقاله و گفتار، دکتر سید محمدباقر حجتى، ص 234.

[36]. ادبیات فارسى بر مبناى تألیف استورى، ترجمه، یو.ا.برگل، ص 163 و 162.

[37]. همان، ج 1، ص 160.

[38]. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج 8، ص 186.

[39]. الکنى و الالقاب، محدث قمى، ج 2، ص 274 و 273فوائد الرضویه، همان، ص 271هدیة الاحباب، همان، ص 165.

[40]. سبکشناسى، ملکالشعراى بهار، ج 3، ص 302.

[41]. ر.ک: مقدمه دیوان مجمر، محیط طباطبایى، تطور حکومت در ایران بعد از اسلام، ص 49 ـ 48مقاله زوارهاى که دیدهام، همان، مجله باستانشناسى و تاریخ، سال دوم، شماره اول، پاییز و زمستان، 1366.

[42]. تاریخ ایران زمین، دکتر محمدجواد مشکور، ص 272.

[43]. ر.ک: دو قرن سکوت، عبدالحسین زرینکوب، ص 108 و 107.

[44]. ترجمه متون دینى به پارسى و نقش آن در ترویج تشیع در دوره صفوى، رسول جعفریان، مندرج در یادنامه حکیم لاهیجى.

[45]. رویکرد علما به فارسى نگارى در عصر صفویه، سید عباس میرى، مجله حوزه، شماره 75، ص 371 و 372.

[46]. سخنرانى استاد محیط طباطبایى در برنامه مرزهاى دانش درباره سیر ترجمه در ایران، پنج شنبه، سىام تیرماه 1340، شماره نوار 198900، به نقل از متن پیاده شده نوار توسط برادر ایشان آقاى حاج سید عبدالعلى فناء توحیدى.

[47]. تاریخ ادبیات در ایران، ص 1468.

[48]. ر.ک: ترجمه المناقب، مقدمه على بن حسن زوارى، ج 1، ص 3.

[49]. طبقات اعلام الشیعه، ص 550.

[50]. ادبیات فارسى بر مبناى تألیف استورى، ج 1، ص 159.

[51]. معجم مخطوطات الشیعه حول القرآن، ص 26.

[52]. ریاض العلماء، ج 3، ص 465الذریعه، ج 4، ص 90چهارده مقاله و گفتار، ص 208روضات الجنات، ج 4، ص 377.

[53]. الذریعه، ج 11، ص 285همان، ج 15، ص 159.

[54]. تاریخ نجف اشرف وحیده، عبدالحجة بلاغى، ص 75.

[55]. ریاض العلماء، ج 3، ص 466.

[56]. آینه پژوهش، شماره 9، ص 45.

[57]. روضات الجنات، ج 4، ص 407.

[58]. یادداشت دست نویس استاد مرتضى شفیعى اردستانى.

[59]. روضات الجنات، ج 2، ص 264 و 263.

[60]. الذریعه، ج 18، ص 362.

[61]. بررسى کتب خطى یا قدیمه، وزارت امور خارجه جمهورى اسلامى ایران، اداره انتشارات اسناد دفتر مطالعات سیاسى و بینالمللى، چاپ اول، 1377، ص 3.

[62]. فهرست نسخههاى خطى کتابخانه مسجد جامع گوهرشاد مشهد، ج 1، ص 151 و150.

[63]. الذریعه، ج 20، ص 276فهرست نسخههاى خطى کتابخانه آیت الله مرعشى، ج 12، ص 30.

[64]. ریاض العلماء، ج 3، ص 468.

[65]. الذریعه، ج 15، ص 340.

[66]. همان.

[67]. همان، ج 1، ص 355فهرست نسخههاى خطى کتابخانه عمومى حضرت آیت الله مرعشى، سید احمد حسینى، ج 1، ص 248.

[68]. ریاض العلماء، ج 3، ص 468.

[69]. کتابنامه ائمه اطهار، ناصرالدین انصارى، ص 230.

[70]. فهرست کتابخانه مجلس شوراى اسلامى، عبدالحسین حائرى، ج 22، ص 13.

[71]. فهرست نسخههاى خطى کتابخانه آیت الله مرعشى، ج 4، ص 255.

[72]. الذریعه، ج 7، ص 227.

[73]. مکارم الکرائم فى ترجمة المکارم الاخلاق، على بن حسن زوارى، نسخه خطى، تحریر شده در سال 1070 هـ .ق. مضبوط است در کتابخانه آستان قدس رضوى به شماره عمومى 3576، ص 2.

[74]. الذریعه، ج 3، ص 432.

[75]. فهرست نسخههاى خطى کتابخانه آیت الله مرعشى، ج 8، ص 267الذریعه، ج 25، ص 88.

[76]. فهرستواره کتابهاى فارسى، ج 1، به کوشش احمد منزوى، ص 448.

[77]. الذریعه، ج 2، ص 342 و همان، ج 24، ص 158فهرست کتابهاى خطى کتابخانه مکه، ج 5، ص 205.

[78]. ر.ک: کشف الظنون، حاجى خلیفه، ج 2، ص 1799.

[79]. یادنامه حکیم لاهیجى، مقاله رسول جعفریان، ص530آینه پژوهش، شماره 9، ص 46.

[80]. الذریعه، ج 4، ص 94.

[81]. فهرست نسخههاى خطى کتابخانه وزیرى یزد، ج 4، ص 1232.

[82]. الذریعه، ج 20، ص 319.

[83]. اظهارات حاج سید عبدالعلى فناء توحیدى و نیز مصاحبه با دختر مرحوم ملا عباس جعفر که اکنون دوران سالخوردگى را سپرى مىکند.

[84]. زواره آرمیده بر کرانه کویر، (متن دست نویس)، از نگارنده، ج 2، ص 341 ، 342 و 385.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

مشخصات فردی

نام على
نام خانوادگی زوارى
نام پدر حسن
نام معروف على بن حسن زوارى ،مُلاّ حافظ زوارى
لقب «فخر الدین»
مکان تولد ایران،اصفهان،زواره

استادان

تالیفات

No image

تفسیر ترجمة الخواص

No image

آثار الاخیار

No image

روضة الابرار

No image

ترجمة المناقب

No image

لوامع الانوار

No image

کشف الاحتجاج

No image

رساله مرآة الصفا

No image

چهل حدیث

No image

مفتاح النجاح

No image

حلیة الموحدین

No image

خلاصة المناقب

No image

خلاصة الروضة

No image

مکارم الکرایم

No image

تحفة الدعوات

No image

وسیلة النجاة

No image

فرائد الفواید

No image

طراوة الطائف

No image

ترجمة الجعفریه

No image

کتاب المزار

فعالیت ها

مطلب مکمل

کتاب گلشن ابرار - جلد چهارم

کتاب گلشن ابرار - جلد چهارم

مجموعه گلشن ابرار خلاصه ای از زندگی و شرح حال علمای اسلام است که اثری است که در چندین جلد توسط جمعی از پژوهشگرن حوزۀ علمیۀ قم زیرنظر پژوهشکدۀ باقرالعلوم (علیه السّلام) تألیف شده است.
Powered by TayaCMS