دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سفر کربلا و مکّه

No image
سفر کربلا و مکّه

سفر کربلا و مکّه

آیت الله ارباب در سفر حج دچار مشکل مى شود «در بحبوحه جنگ جهانى دوم به سال 1321 شمسى بود که با برادرش ]حاج عبدالعلى ارباب[ و دو نفر از دوستانش به سفر حج رفتند پس از زیارت نجف اشرف و کربلاى معلّى، ماشینى کرایه مى کنند که آنان را به مکه برساندهنوز ده فرسخى در صحرا پیش نرفته بودند که ماشین از کار افتاده و راننده اظهار عجز مى کند علاوه بر آن ها، صدها وسیله نقلیه دیگر در میان رمل (شن) از کار افتاده و سرگردان مانده بودند ظاهراً یک شبانه روز به مراسم حج مانده بود، ناگهان ماشینى از سوى مکه مى رسد و سراغ اربع اربع، رحیم (احتمالا منظور آن عرب، ارباب، ارباب رحیم بوده است) را مى گیرد آن ها خود را معرفى مى کنند و راننده با احترام آن ها را سوار مى کند و این راه طویل را با سرعت عبور مى کند و جز براى اداى نماز نمى ایستد و دقیقاً در شروع مراسم به مکه مى رسند و سجده شکر به جاى مى آورند این ماشین را شیخ بزرگ مکه یا امام جمعه مکه فرستاده بود که معلوم نیست از کجا «رحیم» را شناخته و چگونگى سفر و خرابى ماشین را دانسته که در بیابان مانده اند این مسئله براى آنان لطف الهى بود که آن ها را نه تنها از بیابان برهوت رهایى بخشیدبلکه توفیق داد تا مراسم حج را به بهترین وجه انجام دهند ظاهراً در مکه بنا به خواهش شیخ مکه، حاج آقا رحیم در مسجد آن شیخ، خطبه اى طولانى بیان مى کنند که مورد تحسین و اعجاب نماز گزاران مى شود »([58])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS