دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آزادی، چیستی و استلزامات آن

No image
آزادی، چیستی و استلزامات آن

آزادي، چيستي و استلزامات آن

آیدین تبریزی

آزادی موهبتی است الهی و از این رو به انسان عطا شده است تا بتواند با بهره مندی از آن استعدادهای خدادی خود را به منصه ظهور رسانده و به سوی کمال و سعادت غایی خود رهسپار شود. در فلسفه، علوم اجتماعی و علم سیاست تعاریف متعددی از مفهوم آزادی به عمل آمده است و شاید بتوان گفت که توافق کاملی بر روی معنای دقیق این واژه وجود ندارد.

در صورتی که واژه آزادی بر انسان بار شود بر حالتی دلالت خواهد کرد که در برابر اراده شخص برای رسیدن به مقصود خود، مانعی وجود نداشته باشد. مهم ترین چارچوب بحث درباره آزادی، فلسفه سیاسی است و فلاسفه سیاسی بویژه از دوران مدرن به بعد، بخش عمده ای از نظریه پردازی‌های خود را به بحث و گفتگو در باب آزادی، چارچوب‌ها، مبانی، محدودیت‌ها و اغراض آن اختصاص داده‌اند.‌

در یک سطح کلی و به ترتیب می‌توان آزادی را به سه قسم کلی تقسیم بندی نمود. در این طبقه بندی، آزادی به سه نوع آزادی اندیشه، بیان و عمل قابل تقسیم بندی است. در این طبقه بندی، به ترتیب محدودیت‌های آزادی البته با توجه به شرایط و مقتضیات جوامع، افزون تر می‌گردد.‌
با اندکی تامل می‌توان دریافت که نمی‌توان آزادی مطلق را برای هیچ موجودی در جهان متصور شد؛ چرا که حتی در راه رسیدن به اهدافی که انسان‌ها در نظر دارند در وهله اول، بزرگ‌ترین مانع، در واقع خود فرد می‌باشد؛ چون توانایی‌ها و قدرت انسان محدود است ولی خواسته‌ها و آرمان‌های وی نامتناهی، پس انسان خود به عنوان اولین مانع در راه آزادی عمل خود محسوب می‌گردد. پس از خود فرد، طبیعت مانع دیگری در راه تحقق اراده انسانی به شمار می‌آید؛ زیرا علی رغم تمامی تلاش هایی که انسان برای تسلط بر طبیعت به کار بسته است، هنوز از بسیاری جهات، طبیعت سلطه خود بر انسان‌ها را حفظ کرده و نیروهای طبیعی کماکان به عنوان مانعی در راه تحقق آزادی کامل انسان قلمداد می‌شوند.‌
انسان در عرصه تفکر می‌تواند آزادی مطلقی داشته باشد و به نظریه پردازی‌های دور و دراز و عمیقی بپردازد و بدون واهمه از هیچ گونه نیرو، فشار یا اجبار بیرونی، درباره هر آنچه می‌خواهد تفکر نماید. در دین مبین اسلام نیز هیچ گونه محدودیتی در مورد آزادی اندیشه روا داشته نشده است و تنها محدوده آزادی اندیشه، تفکر در باب ذات خدای تبارک و تعالی است و لاغیر. از این رو در اسلام توصیه اکید بر تفکر و تعقل و تعمق در همه امور هستی و جهان شده تا جایی که حتی پذیرش اصل دین اسلام بدون فکر مستقل و از روی تقلید جایز نمی باشد.

زندگی اجتماعی به خودی خود، محدودیت هایی را بر اراده و آزادی انسان تحمیل می‌کند؛ البته نفس آزادی در جامعه معنا پیدا می‌کند و درباره انسان خارج از جامعه، نمی توان بدان صورت آزادی [های سیاسی و اجتماعی] را متصور شد؛ زندگی در جامعه سیاسی با وجود مزایای بسیاری که برای انسان به همراه می‌آورد، مستلزم رعایت قوانین و هنجارهایی برای دوام و بقای همین زندگی و سامانمندی و عدم فروپاشی آن است.

در عرصه آزادی عمل، تعاملات فیزیکی افراد وارد صحنه می‌شود و بدون تزاحم منافع با دیگر افراد جامعه، انجام حتی امور و کارهای روزمره، دشوار به نظر می‌رسد و از این رو در جوامع و فرهنگ‌های متفارت، هنجارهای نوشته و نانوشته خاصی بر رفتار اجتماعی افراد حاکم است.

می‌توان گفت که مهم ترین چارچوب برای آزادی‌های بیان و عمل، قانون هر کشور می‌باشد و بدون توجه و رعایت قانون، این دو نوع آزادی می‌توانند در شرایط حاد به نوعی آنارشی و بی سامانی منتهی شوند.‌

به نظر می‌رسد که تحقق آزادی افراد در جامعه، مستلزم پایبندی به شماری از محدودیت‌ها و هنجارها و قواعدی است که در راستای خیر همگان و با در نظر گرفتن مصالح اکثریت اعضای جامعه تدوین شده و به اجرا در می‌آید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

جوان تهیدست

جوان تهیدست

شنیدم که دو جوان مسافر در راهی می رفتند. یکی تهیدست بود و دیگری، پنج دینار همراه داشت. جوان تهیدست، دلیرانه پیش رفت و از چیزی نمی ترسید. اما جوان پولدار، خواب و خوراک نداشت و بسیار نگران بود.
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت دوم - قسمت پایانی)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...
No image

اطلاق یا نسبیت اخلاق از نگاه مفسران

در این پژوهش که به جهت آشنایى با دیدگاههاى برخى از مفسران درباره مسأله نسبیت اخلاق سامان یافته است, تلاش شده است تا آنجا که فضاى این تحقیق اجازه مى دهد, نظریات مفسران در مسأله نسبیت و اطلاق شناسایى شود...
No image

کرامت انسان و انسان کامل در عرفان (قسمت اول)

از آنجا که افکار و اندیشه هاى احیاگر حضرت امام خمینى(ره) در تفسیر و شناخت معارف اسلامى و عرفانى, نقش مهمى دارد, این مقاله در صدد است که با استفاده از محوریت مباحث انسان کامل در اندیشه عرفانى امام خمینى, به تبیین این موضوع بپردازد...

پر بازدیدترین ها

No image

اخلاق هنجاری و اخلاق کاربردی

آنجا که اصول اولیه التزام و عمل بر حق مورد توجه باشند ، رویکرد مبتنی بر حقوق را باید در راستای رویکردهای منفعت باورانه ، پیمان گرایانه و کانتی مدنظر قرار داد.در حالی که همه رویکردها حقوق (اکتسابی) گوناگونی را به رسمیت می شناسند، این رویکرد جایگاهی اساسی به حقوق می بخشد، خواه حقوق بشر پیشااجتماعی (مبتنی بر انسانیت فرد، نظیر حقوق طبیعی که خدایا طبیعت آنها را ارزانی داشته) و خواه حقوق بدیهی (که در نتیجه ناخشنودی گسترده همگان از هر گونه افراط در راه ارضای نیازها یا منافع فردی پدید می آیند.)...
No image

اخلاق و دانشهای مرتبط با آن

گفتگو با دکتر عباس منوچهری،استاد دانشگاه اخلاق و دانش‌هاى مرتبط با آن دکتر منوچهری، به نظر شما چه تعریفى مى‌توان از اخلاق ارائه داد و چه تمایزاتى میان اخلاق و دین، اخلاق و حقوق،‌ اخلاق و فرهنگ و دانش‌هایى از این دست که با....
No image

حقوق بدون اخلاق معنایی ندارد

دکتر کاتوزیان در باب نسبت «اخلاق و حقوق» معتقد است: حکمایی که در کار اجتماع اندیشه می کنند به این نتیجه رسیده اند که اگر اخلاق را از کنار حقوق برداریم زیبایی ، لطافت و حسن را برداشته ایم و تنها از حقوق ، زور را باقی گذاشته ایم. این استاد حقوق دانشگاه تهران در ادامه سلسله نشست های «انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری» که در مرکز پژوهشی توسعه مدیریت برگزار شد، سخنان خود را در دو بخش ارائه کرد و ابتدا به تعریف اخلاق پرداخت و سپس نسبت اخلاق با حقوق را مورد بررسی قرار داد و با بیان اقسام مختلف اخلاق اعم از اخلاق برترین...
No image

اطلاق یا نسبیت اخلاق از نگاه مفسران

در این پژوهش که به جهت آشنایى با دیدگاههاى برخى از مفسران درباره مسأله نسبیت اخلاق سامان یافته است, تلاش شده است تا آنجا که فضاى این تحقیق اجازه مى دهد, نظریات مفسران در مسأله نسبیت و اطلاق شناسایى شود...
No image

نسبیت گرایی در اخلاق

نسبیت‌گرایی در اخلاق به طور کلی عبارت از گرایشی است که معتقد است هیچ امر ثابت و مطلقی در اخلاق وجود ندارد و نسبیت بر تمام عرصه‌های آن حاکم است. از نظر یک نسبیت‌گرا هر کس می‌تواند ارزش‌های اخلاقی شخصی خود را داشته و مطابق آنها عمل نماید و کسی حق ندارد چیزی را بر او تحمیل نماید در مقابل خود این شخص نیز نباید ارزش‌های خود را عمومیت بخشیده و از دیگران انتظار داشته باشد که همانند او، ارزش‌های یکسانی داشته باشند.
Powered by TayaCMS