دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حیا

رسول اکرم اسلام فرمودند: «حیا و ایمان‌ قرین یکدیگرند، وقتی یکی را گرفتند، دیگری همراه آن می رود.» (نهج الفصاحة، مجموعه کلمات قصار حضرت رسول(ص)، ص277)
حیا
حیا

حیا

قال رسول الله(ص): «إنّ الحیاء و الإیمان قرنا جمیعا فإذا سلب أحدهما تبعه الآخر»

به‌طور کلى صفت حیا انسان را از ارتکاب گناه و از نزدیک شدن به زشتی‌ها و از اظهار پندار و رفتار و کردار بد، در مقابل دیگرى نگهدارى و ممانعت مى‌کند.[1]

آخرین حدّ حیا این است که آدمى با همه وجود بداند خداوند از حال وى اطلاع کامل دارد و همواره خود را تحت مراقبت کسى بداند که یک لحظه در نهان و آشکار از معرض دید او پنهان نیست، و اگر به این بنده معتقد باشد که خدا او را مى‌بیند و در عین حال گناه مى‌کند، حیا ندارد و به قدرت خدا جاهل است، و اگر معتقد باشد که خداوند او را نمى‌بیند، کافر است.[2] با توجه به این مطالب حیا یعنی ترک امور خلاف شرع مقدس، نه اعمالى که به حَسَب شرع، قُبحى در آن نباشد؛ مثل آنچه امروزه در میان بعضى مردم، شایع و متعارف است و آن را از قِسم حیا مى‌شمارند، مثل آن‌که در وقت عقد دختر و یا خواهر خود، در مجلس عقد حاضر نمى‌شوند که این موارد از قِسم حیا نیست، بلکه از قبیل جهل و حماقت است.[3]

اقسام حیا

حیا در یک دسته بندی به سه گروه تقسیم می‌شود 1. حیا از خداوند متعال؛ که باعث می‌شود انسان دستورات خداوند را به جای آورد. 2. حیا از مردم؛ که آدمی را از انجام امور خلاف شأن وی باز‌می‌دارد‌ 3. حیا از خویشتن؛ که بر اساس آن از ارتکاب اعمال خلاف شرع و قانون در جاهای خلوت، خودداری می‌نماید. قال علی (ع): «أحسن الحیاء استحیاؤ من نفسک»[4] بهترین حیا، حیا از خویشتن است.

حیا و ایمان

ارتباط بین حیا و ایمان، بارها در روایات مورد اشاره قرار گرفته و فرد بی‌حیا بنابر تصریح روایات، بی‌دین انگاشته می‌شود. حال چه چیزی در فرد بی‌حیا شکل می‌گیرد که او را تا سرحد بی‌دینی جلو می‌برد؟ یکى از عوامل تباهى محیط بى‌شرم و پاره کردن پرده حیا است، لذا براى پاک‌سازى و پاک نگه‌داشتن محیط باید حیاى اسلامى را حفظ کرد. حیا در برابر خدا، حیا در برابر مردم، حیا در نزد خود، هر کدام نقش مؤثرى در سالم‌سازى محیط دارند.[5] در یک عبارت نورانی جناب سلمان صحایه پیامبر اکرم چگونگی نبود، ارتباط ایمان را با حیا به تصویر می‌کشد؛ ایشان می‌فرماید: خداوند متعال هرگاه بخواهد بنده‌اى را هلاک کند، حیای را از او برمى‌دارد، هرگاه حیا برداشته شد، همیشه ترسان و ترساننده مى‌باشد، و هرگاه ترسان و ترساننده شد، امانت از او برداشته شود و چون امانت از او برداشته شد، او را شیطانى ملعون خواهى یافت، در این هنگام ما نیز او را لعن کردیم.[6] اما اگر بخواهیم خیلی ملموس این ارتباط را بیان کنیم، باید به کلام حضرت رسول (ص) تمسک کنیم که می‌فرماید: ایمان پیکرى برهنه است که لباسش حیا‌ است.[7] همان‌طور که نبود لباس بر پیکر انسان موجب بی‌آبرویی فرد خواهد شد، بی‌حیایی نیز هم‌چون نبود پوشش بر پیکر ایمان است.

شرم بادت که خداوند جهان       که بود واقف اسرار نهان

بر تو باشد نظرش بیگه و گه     تو کنى در نظرش قصد گنه

قرآن و مسأله حیا

در قرآن با تعبیرات گوناگون در مورد حیا سخن به‌میان آمده، مانند:

1ـ حیا در زبان، (انعام 108) 2ـ حیا در طرز سخن گفتن (احزاب 32) 3ـ حیا در راه رفتن (قصص 25) 4ـ حیا در شرکت در مجالس مهمانى (احزاب 53) 5ـ حیا در نگاه کردن (نور 30 و 31) 6ـ حیا در امور اقتصادى (بقره 273) 7ـ حیا در ورود به منازل (نور 59 و 58).[8]

اى کرده سلوک در بیابان طلب‌       زنهار مکن مفاخرت بهر نسب

چیزى که به آن فخر توانى کردن      عقل است و حیا و عفت و علم و ادب[9]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) ⠕ جلدي)

سلسله کتب موسوعه كلمات الرسول الاعظم (ص) (15 جلدي)

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) روح همه انبياء اولياء و شهدا بوده و جان اين جهان است. شريعت او كامل ترين و جامع ترين شريعت ها و در بردارندة همة جنبه هاي فردي و اجتماعي آنان مي باشد، از اين رو چون خود، اعظم رسولان است شريعت او نيز اعظم شرايع است و سيره هاي رفتاري و سلوك هاي فردي و اجتماعي او آيينة تمام نماي انبياي الهي است و سخنان او پيام رسان عظيم ترين مفاهيم الهي و راهنماي كمال و سعادت براي انسان ها است؛ فهم سخنانش انسان ها را از ظلمت ها جهل به نور هدايت مي كشاند و فرموده هايش با فطرت انسان ها هموار بوده و به دل و جان آنها روح عبوديت و ذكر حق القا مي كند.

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
دین و دنیایت را به خدا می سپارم

دین و دنیایت را به خدا می سپارم

بگذار وقایع گذشته، دلیل و راهنمای تو در وقایع آینده و نیامده باشد که امور، همیشه به هم شبیه اند. از مردمی نباش که موعظه سودی به حالشان ندارد
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS