دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بیع محاباتی

No image
بیع محاباتی

كلمات كليدي : بيع، محاباتي، ارزش عوضين

نویسنده : محمد حسين احمدي

بیع در لغت به معنای داد و ستد[1]و در اصطلاح حقوقی به معنای خرید و فروش است.[2] محابات مصدر باب مفاعله، از ریشه‌ی «حبو» و در لغت به معنای یاری دادن، عطا کردن و بخشیدن به کسی بلاعوض آمده است.[3] بیع محاباتی نیز مانند انواع دیگر عقد بیع، تملیکی است یعنی به محض انعقاد عقد بیع که با ایجاب و قبول صورت می‌گیرد، انتقال مالکیت مبیع و ثمن نیز صورت می‌گیرد و خریدار مالک مبیع و فروشنده (بایع) مالک ثمن[4]می‌شود.[5]

در عقد بیع معمولا طرفین می کوشند تا آنجا که ممکن است تعادل ارزش عوضین حفظ شود. هرگاه میان ارزش عوضین تفاوتی فاحش و عدم تعادل غیرقابل مسامحه وجود داشته باشد و طرف متضرر به هنگام عقد از ارزش مورد معامله آگاه نباشد به استناد خیار غبن حق برهم زدن معامله را خواهد داشت[6] اما اگر به لحاظ امور عاطفی و مانند آن، از روی علم و عمد، تعادل ارزش عوضین مورد توجه قرار نگیرد[7] و ارزش مبیع و ثمن[8] بیش از حد متفاوت باشد، این عدم تعادل را «محابات» می‌نامند و به چنین بیعی، بیع محاباتی می‌گویند.[9]

طرفین بیع محاباتی

کسی که بیع محاباتی به نفع او است، محابَی و کسی که در ازای دادن مال خود مالک مال کم‌ارزش‌تری می‌شود، محابِی نامیده می‌شود.[10] البته کسی‌که از بیع محاباتی منتفع می‌شود گاهی مشتری است و گاهی هم بایع؛ یعنی ممکن است ارزش مبیع درمقابل ارزش ثمن بسیار کم باشد و بایع درمقابل یک مال کم‌ارزش مالی دریافت نماید که بسیار بارزش‌تر از مبیع باشد و یا مشتری در ازای خرید یک مال باارزش مالی می‌دهد که ارزش اقتصادی کمی دارد[11] مانند شخصی که خانه‌ی خود را در عوض یک سیر نبات یا ده هزار تومان به همسرش می‌فروشد در حالی‌که ارزش آن خانه چند صد میلیون تومان است. چنین بیعی بیع محاباتی محسوب می‌شود.[12]

تقاضای ثبت مبیع در بیع محاباتی

چنان‌چه مبیع در بیع محاباتی مال غیرمنقول باشد و برای فروشنده حق فسخ وجود نداشته باشد؛ تقاضای ثبت مال غیرمنقول با خریدار است که پس از بیع مالک شده است. گاهی اوقات در بیع محاباتی حق فسخ برای فروشنده شرط می‌شود و او می‌تواند مطابق شرط، این بیع را برهم بزند البته این شرط مانع انتقال مال به خریدار نمی‌شود. چنان‌چه در بیع محاباتی که برای فروشنده حق فسخ شرط شده، خریدار بخواهد تقاضای ثبت مبیع (مال غیرمنقول) را بدهد باید حق فسخ فروشنده را نیز در اظهارنامه‌ی ثبت ذکر نماید.[13]

در انتها لازم است دو نکته مورد اشاره قرار بگیرد.[14]

1) درخصوص ماهیت این بیع باید به قصد واقعی طرفین عقد توجه کرد و اگر مثلا معلوم شود که قصد آن دو از عقد مزبور «هبه » بوده باید مقررات عقد هبه را بر روابط طرفین حاکم دانست نه مقررات عقد بیع را.

2) باید توجه داشت که در بیع محاباتی خیار غبن راه ندارد. زیرا چنان‌چه شخصی که از چنین بیعی متضرر شده است درحین معامله به قیمت عادله آگاهی داشته است؛ حق فسخ بیع را نخواهد داشت. (ماده‌ی 418ق.م)

مقاله

نویسنده محمد حسين احمدي
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

No image

آداب معاشرت اجتماعی از نظر قرآن و اسلام

اینكه درمعاشرت چه معیارهایی را درنظر داشته باشیم تا معاشرت های ما انسان ساز و جامعه ساز باشد و ما را درمسیر اهداف و فلسفه آفرینش یاری رساند، موضوعی است كه درآیات دیگر قرآن به آن توجه داده شده است. در قرآن دست كم می توان هفت معیار و ملاك برای معاشرت های انسانی شناسایی كرد كه در اینجا به طور اجمال به آنها پرداخته می شود.
No image

معیار معاشرت با دیگران در اسلام

از نظر اسلام احترام به پدر،مادر، استاد و معلم، بدلیل جایگاه ویژه آنها و ارزشی که دارند دارای اهمیت فراوانی است و انسان مأمور به احترام آنها و خضوع در مقابل آنهاست.
No image

صدقه به فامیل واجبتر است یا دیگران؟!

نظر به این‌ که هر شخصی نسبت به بستگانش آگاهی بیشتری دارد و اگر در میان آنان شخص نیازمندی باشد وی را می‌شناسد بر این اساس، اگر همه ما به این وظیفه عمل کنیم دیگر در جامعه، نیازمند و فقیری موجود نخواهد بود.
No image

معاشرت با انسان های دیگر از نظر اسلام

برخورد با دیگران به عنوان انسان وهمنوع ، صرف نظر از هر چیز دیگری . اسلام به این نوع معاشرت تأكید دارد و حدود و چهار چوبه كلی روابط و اخلاق جهانی مسلمانان را مشخص می‌كند.
No image

بهترین روش رفتار با دیگران از کلام رسول ‏اکرم(ص)

اگر روشى را دوست دارید که مردم آن گونه با شما رفتار کنند، به همان روش با دیگران برخورد کنید. هر چه را براى دیگران پیشنهاد مى‏کنید همان بهترین روش است و شما نیز بر اساس آن با آنان رفتار کنید. زیرا انسان جز انتظار خوش رفتارى از مردم ندارد، کمترین اهانتى را از سوى آنان نمى‏پذیرد راضى نیست که کسى به او تهمت زند، و نمى‏پسندد که کسى از معایب او پیش دیگران سخن بگوید هر چند آن عیوب را واقعا داشته باشد.
Powered by TayaCMS