دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حمل حقیقت و رقیقت

No image
حمل حقیقت و رقیقت

كلمات كليدي : حمل، حقيقت، رقيقت، كمال، علت، معلول

نویسنده : حسن رضايي

نوع سوم از حمل یا هوهویت، حمل حقیقت و رقیقت است. در این حمل[1]، موضوع و محمول در اصل وجود اشتراک دارند[2] و اختلاف آنها در کمال و نقص می‌باشد. وقتی وجود ناقص (رقیقه) بر وجود کامل (حقیقه) حمل می‌شود،[3] وجود ناقص فقط از آن جهت که کمالی را داراست بر موضوع خود حمل می‌شود و با بُعد وجودی خود، حمل بر موضوع می‌شود.[4] مثلاً حمل علت بر معلول را حمل حقیقت بر رقیقت و حمل معلول بر علت را حمل رقیقه بر حقیقت گویند. در این حمل، همتا بودن محمول با موضوع و اتحاد (مفهومی یا مصداقی) آنها با یکدیگر شرط در صحت نیست.[5]

در کلمات متقدمین اثری از این نوع حمل نیست ولی به برکت رقتها و موشکافی‌های فلسفی ملاصدرا دربارۀ مراتب اتحاد و هوهویت، از آن زمان کمابیش وارد بحث متأخرین شد.[6]

تفاوت این حمل، با حمل اولی و شایع در این است که در آن حمل‌ها، هرگاه مفهومی بر مفهوم دیگر حمل می‌شود (چه به لحاظ صرف مفهوم ذهنی موضوع و چه به لحاظ مصداق و وجود خارجی موضوع)، محمول با هر دو بعد وِجدان و فقدان خود حمل می‌گردد و از همین جهت، با موضوع خود همتا است، ولی در این حمل، اگر محمول از آن جهت که کمالی را ندارد بر موضوع حمل گردد، بر کامل‌تر از خود نمی‌تواند حمل گردد و تنها بر همتای خود حمل می‌شود، پس محمول فقط با بعد وجودی خود بر موضوع حمل می‌شود.[7]

اگر گفته شود، با اینکه همتا بودن وجودی و مصداقی در این حمل شرط نیست، سرّ صحت این نوع از حمل چیست می‌توان گفت: سرّ صحت این حمل در نحو خاصی از اتحاد است بدین صورت که حقیقت، همه کمالات رقیقت را داراست و رقیقت هم خارج از قلمرو حقیقت نیست. مانند علت و معلول که علت، همه کمالات معلول را داراست و معلول هم از حیطه حضور و اشراف او خارج نیست.[8] در حمل معلول بر علت که حمل رقیقه بر حقیقه است، معلول نسبت به همان مقداری از کمال که داراست بر علت (به صورت لاشرط نسبت به کمالات علت) حمل می‌شود و علت که به شرط وجود کمالاتی افزون بر کمالات معلول است، با معلول جمع می‌شود.[9]

اهمیت این نوع حمل این است که برخی از آیات و روایاتی که از احاطه و حضور فیض الهی در مخلوقات هستی خبر می‌دهد، تبیین دقیق و علمی شوند، مانند این کلام از امیر مؤمنان علی (ع):

«مع کل شیءٍ لا بمقارنة و غیر کل شیءٍ لا بمرایلة»[10]

«فیض خداوند با همه همراه است ولی در کنار هیچ یک از آنها نیست: و مغایر هر چیزی است بی ‌آنکه از آن کاملاً جدا باشد»

او خداوندی است که با همه و در درون همه امور حضور دارد ولی محدود به حدود هیچ یک از آنها نمی‌شود و این خصوصیت حمل حقیقت و رقیقت است.[11]

این حمل در کلمات عرفا بدین صورت مطرح شده که به حق تعالی که از نقائص ممکنات عالم منزّه است همان مخلوق است، اگر چه وجه تمایز آن دو، ممکن بودن مخلوقات و نقص آنها و وجوب وجود حق و کمال اوست.[12]که فهم آن و و حدت وجود که از مهم‌ترین مسائل فلسفی و عرفانی است، منوط به فهم این نوع حمل است.

مقاله

نویسنده حسن رضايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

No image

آداب معاشرت اجتماعی از نظر قرآن و اسلام

اینكه درمعاشرت چه معیارهایی را درنظر داشته باشیم تا معاشرت های ما انسان ساز و جامعه ساز باشد و ما را درمسیر اهداف و فلسفه آفرینش یاری رساند، موضوعی است كه درآیات دیگر قرآن به آن توجه داده شده است. در قرآن دست كم می توان هفت معیار و ملاك برای معاشرت های انسانی شناسایی كرد كه در اینجا به طور اجمال به آنها پرداخته می شود.
No image

صدقه به فامیل واجبتر است یا دیگران؟!

نظر به این‌ که هر شخصی نسبت به بستگانش آگاهی بیشتری دارد و اگر در میان آنان شخص نیازمندی باشد وی را می‌شناسد بر این اساس، اگر همه ما به این وظیفه عمل کنیم دیگر در جامعه، نیازمند و فقیری موجود نخواهد بود.
No image

معیار معاشرت با دیگران در اسلام

از نظر اسلام احترام به پدر،مادر، استاد و معلم، بدلیل جایگاه ویژه آنها و ارزشی که دارند دارای اهمیت فراوانی است و انسان مأمور به احترام آنها و خضوع در مقابل آنهاست.
No image

معاشرت با انسان های دیگر از نظر اسلام

برخورد با دیگران به عنوان انسان وهمنوع ، صرف نظر از هر چیز دیگری . اسلام به این نوع معاشرت تأكید دارد و حدود و چهار چوبه كلی روابط و اخلاق جهانی مسلمانان را مشخص می‌كند.
No image

بهترین روش رفتار با دیگران از کلام رسول ‏اکرم(ص)

اگر روشى را دوست دارید که مردم آن گونه با شما رفتار کنند، به همان روش با دیگران برخورد کنید. هر چه را براى دیگران پیشنهاد مى‏کنید همان بهترین روش است و شما نیز بر اساس آن با آنان رفتار کنید. زیرا انسان جز انتظار خوش رفتارى از مردم ندارد، کمترین اهانتى را از سوى آنان نمى‏پذیرد راضى نیست که کسى به او تهمت زند، و نمى‏پسندد که کسى از معایب او پیش دیگران سخن بگوید هر چند آن عیوب را واقعا داشته باشد.
Powered by TayaCMS