دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دایرﺓ المعارف (دانش نامه) Encyclopaedia

No image
دایرﺓ المعارف (دانش نامه) Encyclopaedia

كلمات كليدي : دايرﺓالمعارف، دانش نامه، فرهنگ نويسي، كتب مرجع، علوم سياسي

نویسنده : اعظم بابایی

دایرﺓالمعارف یا دانش‌نامه معادل انسیکلوپدیا (Encyclopaedia)؛ خلاصه‌ی مستند و قابل فهمی از مجموع اطلاعات بشری - در همه‌ی رشته‌ها یا در رشته‌ای معین- که به ترتیب الفبایی تنظیم شده باشد. دایرﺓالمعارف را حاوی العلوم، فرهنگ علوم و فنون نیز نامیده‌اند.[1]

دایرﺓالمعارف بر دو نوع است: دایرﺓالمعارف‌های اختصاصی (مقالات مربوط به موضوعی خاص در آن نوشته می‌شود)، و دایرﺓالمعارف‌های عمومی (شامل مطالبی کلی در حوزه‌ی تمام معارف بشری است).

وجه اشتراک دایرﺓ‌المعارف‌ها، لغت‌نامه‌ها، اطلس‌ها، و اصولا مجموعه‌های چند دانشی در این است که همگی به‌عنوان کتاب‌های مرجع شناخته شده‌اند. کتاب‌هایی که افراد برای اطلاعات اجمالی به آنها مراجعه می‌کنند.[2]

دایرﺓ‌المعارف ناظر به اطلاعاتی در باب موضوع‌های مختلف و کمابیش مختصر از آنها است. دایرﺓ‌المعارف‌ها نوعا جزو کتاب‌هایی نیستند که کسی به قصد فراگرفتن دانشی خاص آنها را از آغاز تا پایان بخواند، زیرا با خواندن یک دایرة‌المعارف، هر قدر هم که مفصل باشد، کسی پزشک، ریاضی‌دان و یا مورخ نمی‌شود. بلکه هدف هر دایرﺓ‌المعارف‌نویسی این است که اطلاعات اجمالی درباره‌ی یک موضوع خاص را به خواننده عرضه کند.[3]

دانشمندان با درج نام خود در پایان مقالاتی که در دایرﺓالمعارف‌ها می‌نویسند، مسئولیت صحت مطالب عرضه شده را بر عهده می‌گیرند و تمام مآخذ و منابع مربوط به موضوع را معرفی می‌کنند. به همین جهت اطلاعاتی که در دانش‌نامه‌ها عرضه می‌شود باید دقیق، منقٌح، قابل اعتماد، منحصر به واقعیات و خالی از عبارت‌پردازی و لقب‌سازی باشد.[4]

گویا چینی‌ها نخستین ملتی بودند که به فکر تألیف دانش‌نامه افتاده‌اند و مجموعه‌ای پرحجم و بزرگی در 15 قرن پیش از میلاد نوشته‌اند. پس از چینی‌ها یونانیان دومین ملتی هستند که آثاری دایرﺓالمعارف‌گونه پدید آورده‌اند گویا اولین نفری که در تاریخ تمدن یونان، نخستین دایرﺓ‌المعارف را پدید آورد «اسپوسیپوس» speusippus، شاگرد افلاطون بوده و برخی دیگر در این مورد ارسطو را مطرح می‌کنند.[5]

مسلمانان تألیف و تدوین دانش‌نامه یا دایرﺓ‌المعارف را قرن‌ها پیش از آن‌که غربیان دایرﺓ‌المعارف‌های الفبایی را به وجود آوردند، همت گماشته‌اند و به صورت‌های مختلف، علوم زمان خود را به صورت فشرده و مختصر در دسترس جویندگان علم قرار داده‌اند.[6]

در سده‌های نخستین اسلامی، بلافاصله پس از اولین ترجمه‌های متون خارجی به عربی در بغداد، ضرورت طبقه‌بندی و تنظیم معارف جدید احساس شد. دانش اقوام مغلوب بایستی با علوم اسلامی که از بدو اسلام شکل گرفته بود، هماهنگ شود. همین ضرورت باعث به وجود آمدن انواع مختلف تألیفات دایرﺓالمعارف‌گونه شد. بنابراین در اسلام، فکر تدوین مجموعه‌های چند دانشی و کتاب‌هایی که حاوی اطلاعات روز باشد، از اواسط قرن سوم هجری پدید آمد. از نخستین مجموعه‌های دایرﺓ‌المعارفی این دوره کتاب «الحیوان» از جاحظ (متوفی 255 ه.ق) است. شماری از دایرﺓالمعارف‌های اسلام به زبان عربی عبارتند‌ از: اقسام‌العلوم از ابوزید احمدبن‌سهل بلخی، (متوفی 322 ه.ق)؛ ماللهند، ابوریحان بیرونی (متوفی440ه.ق)؛ احیاءالعلوم از امام‌محمد غزالی (متوفی 505 ه.ق)؛ اقسام‌الحکمه، خواجه نصیرالدین طوسی (متوفی 672 ه.ق) و... که همگی ایرانی بودند.[7]

ظهور دایرﺓالمعارف‌نویسی در ایران به زبان فارسی به اوایل سده‌ی پنجم هجری باز می‌گردد. میان این آثار و مشابه آن در زبان عربی چند اختلاف دیده می‌شود. ارزش دایرﺓالمعارف عربی بیشتر در شیوه‌ و سبک جمع‌آوری مطالب است؛ ضمن این‌که در این دایرﺓالمعارف‌ها کوشش شده است مدل‌هایی جامع و یا به‌طور اعم، چارچوبی برای ایجاد نوعی آگاهی ساخته شود. درحالی که در دایرﺓ‌المعارف‌های فارسی که از تازگی ویژه‌ای برخوردار نیستند، هدف اصلی، خلاصه‌ی متون عربی و تبدیل آن به آثار عامه فهم یا کتاب‌هایی سرگرم‌کننده برای مردمی است که عربی نمی‌دانند. برخی از دایرﺓ‌المعارف‌های فارسی: "دانش‌نامه‌ی علایی"، تألیف ابن سینا (نخستین دایرة‌المعارف فلسفی)؛ "کیمیای سعادت" از امام‌محمد غزالی؛ "جامع‌العلوم" از فخرالدین رازی (متوفی 606 ه.ق)؛ "نزهة‌القلوب" از حمدالله مستوفی (تألیف 740 ه.ق)؛ "دانش‌نامه‌ی شاهی" از محمد ‌امین استرآبادی (متوفی 1036 ه.ق)؛ "دایرﺓالمعارف فارسی" زیر نظر غلامحسین مصاحب (تألیف 1345)؛ "دایرﺓ‌المعارف نو" از عبدالحسین سعیدیان؛ "دانش‌نامه‌ی مصور" ترجمه‌ی محمدرضا باطنی و... .[8]

از دایرﺓ‌المعارف‌های فارسی که در خارج از ایران انتشار یافته است، "دایرﺓ‌المعارف آریانا" در افغانستان؛ "دایرﺓالمعارف شوروی تاجیک" در تاجیکستان را می‌توان ذکر کرد.[9]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

No image

آداب معاشرت اجتماعی از نظر قرآن و اسلام

اینكه درمعاشرت چه معیارهایی را درنظر داشته باشیم تا معاشرت های ما انسان ساز و جامعه ساز باشد و ما را درمسیر اهداف و فلسفه آفرینش یاری رساند، موضوعی است كه درآیات دیگر قرآن به آن توجه داده شده است. در قرآن دست كم می توان هفت معیار و ملاك برای معاشرت های انسانی شناسایی كرد كه در اینجا به طور اجمال به آنها پرداخته می شود.
No image

معیار معاشرت با دیگران در اسلام

از نظر اسلام احترام به پدر،مادر، استاد و معلم، بدلیل جایگاه ویژه آنها و ارزشی که دارند دارای اهمیت فراوانی است و انسان مأمور به احترام آنها و خضوع در مقابل آنهاست.
No image

صدقه به فامیل واجبتر است یا دیگران؟!

نظر به این‌ که هر شخصی نسبت به بستگانش آگاهی بیشتری دارد و اگر در میان آنان شخص نیازمندی باشد وی را می‌شناسد بر این اساس، اگر همه ما به این وظیفه عمل کنیم دیگر در جامعه، نیازمند و فقیری موجود نخواهد بود.
No image

معاشرت با انسان های دیگر از نظر اسلام

برخورد با دیگران به عنوان انسان وهمنوع ، صرف نظر از هر چیز دیگری . اسلام به این نوع معاشرت تأكید دارد و حدود و چهار چوبه كلی روابط و اخلاق جهانی مسلمانان را مشخص می‌كند.
No image

بهترین روش رفتار با دیگران از کلام رسول ‏اکرم(ص)

اگر روشى را دوست دارید که مردم آن گونه با شما رفتار کنند، به همان روش با دیگران برخورد کنید. هر چه را براى دیگران پیشنهاد مى‏کنید همان بهترین روش است و شما نیز بر اساس آن با آنان رفتار کنید. زیرا انسان جز انتظار خوش رفتارى از مردم ندارد، کمترین اهانتى را از سوى آنان نمى‏پذیرد راضى نیست که کسى به او تهمت زند، و نمى‏پسندد که کسى از معایب او پیش دیگران سخن بگوید هر چند آن عیوب را واقعا داشته باشد.
Powered by TayaCMS