دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پایتخت شیطان

No image
پایتخت شیطان

پایتخت شیطان

اندک اندک آوازه شهرت رضى الدین در سراسر عراق پیچید و آن دانشور فرزانه به خواهش شیعیان بغداد رهسپار آن سامان شد. مؤید الدین محمد بن احمد بن العلقمى، وزیر روشن بین عباسیان وى را در یکى از خانه هاى خویش جاى داد.([1]) سرور پرهیزگارانِ دانشمند حله در این شهر با انبوه مؤمنان و اندیشمندان دیدار کرد و تجربه هاى بسیار اندوخت.

هرچند سید پارساى آل طاووس تنها براى هدایت شیعیان بغداد بدان سامان گام نهاده بود، در این شهر نیز از پیشنهادهاى غیر قابل پذیرش آسوده نبود. مستنصر از وى خواست تا مقام افتاى دارالخلافه را به عهده گیرد و سید چنانکه شیوه اش بود از پذیرش سرباز زد و خود را آماج تیرهاى مسموم بدخواهان ساخت تیرهایى که سرانجام به هدف نشست و ذهن بیمار خلیفه را بر اى کیفر آن دانشور وارسته آماده کرد. ولى دست پنهان پروردگار به یارى بنده پاکدلش شتافته، وضعیت را به سود وى تغییر داد.([2])

اندکى بعد مستنصر شخصیتهاى بسیارى را واسطه ساخت تا فقیه آل طاووس مقام نقابت طالبیان را عهده دار شود. هرچند این مقام چیزى جز سرپرستى سادات عصر و رسیدگى به امور آنان نبود، رضى الدین از پذیرش آن سرباز زد. او در پشت پیشنهادهاى خلیفه خواسته هاى پنهانش را نیز مشاهده مى کرد. پس در برابر پافشارى دربار ایستاد و به وزیر دوستدار اهل بیت (علیهم السلام)، که وى را به پذیرش مقام و عمل به فرمان خدا مى خواند، گفت : اگر پذیرفتن مقام و عمل به آنچه پروردگار مى پسندد، ممکن است پس چرا تو در وزارت به کار نمى بندى؟!

چون خلیفه سید را بر رأى خویش استوار یافت، گفت : با ما همکارى نمى کنى در حالى که سید مرتضى و سید رضى در حکومت وارد شده، مقام پذیرفتند. آیا آنها را معذور مى دانى یا ستمگر مى شمارى؟ بى تردید معذور مى دانى! پس تو نیز معذورى!

رضى الدین گفت : آنها در روزگار آل بویه که ملوکى شیعه بودند، مى زیستند. آن حکومت در برابر حکومتهاى مخالف تشیّع قرار داشت، بدین جهت ورودشان به کارهاى دولتى با خشنودى خداوند همراه بود([3])

با این پاسخ مستنصر براى همیشه از پیشنهادش چشم پوشید و براى سودجویى از دانشور پرهیزگار حله چاره اى دیگر اندیشید.

مدتى بعد لزوم همنشینى رضى الدین با خلیفه بر سر زبانها افتاد. وزیران و درباریان هر یک به گونه اى دانشور پارساى حله را بدین کار فرا مى خواندند. سید روشن بین آل طاووس که از نیرنگ مستنصر براى بهره گیرى از نام خویش آگاه بود در برابر این پیشنهاد نیز سرسختانه ایستادگى کرد و بر دل سیاه خلیفه داغ ناکامى نهاد.

در این روزگار کامیابیهاى پیوسته مغولان مستنصر را در نگرانى فرو برد. او چنان اندیشید که دانشور آل طاووس را به عنوان سفیر نزد سرور مغولان فرستد. پس نماینده اى به خانه سید فرزانه حله گسیل داشت و خواست خویش را به آگاهى وى رساند. رضى الدین بى درنگ پاسخ منفى داد و در توضیح گفت : سفارت من جز پشیمانى هیچ دستاوردى ندارد.

فرستاده مستنصر با شگفتى پرسید : چگونه؟

فقیه روشن بین حله گفت : اگر کامیاب شوم تا واپسین لحظه زندگى هر روز مرا به سفارتى خواهید فرستاد و از عبادت و کردار نیک باز خواهم ماند. و اگر کامیاب نشوم حرمتم از میان مى رود، راه آزارم گشوده مى شود و مرا از پرداختن به دنیا و آخرت باز مى دارید. علاوه بر این اگر تن بدین سفر دهم بدخواهان چنان شایع مى کنند که فلانى به امید سازش با مغولان و بهره گیرى از آنان براى براندازى خلیفه سنى بغداد بدین سفر دست یازیده است. پس شما بیمناک مى شوید و کمر به نابودى ام مى بندید.

برخى از حاضران گفتند : چاره چیست، فرمان خلیفه است!

سید همچون همیشه زندگى اش به قرآن پناه برد و کلام الهى نیز بر نیک نبودن سفر دلالت داشت. آن را با صداى بلند تلاوت کرد تا همه دریابند که چرا فرمان خلیفه را نادیده گرفته است.([4])



[1] - همان کتاب، ص22 و 23.

[2] - کشف المحجة لثمرة المهجة، فصل 216 و 127.

[3] - همان، فصل 128 .

[4] - همان.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

No image

صدقه به فامیل واجبتر است یا دیگران؟!

نظر به این‌ که هر شخصی نسبت به بستگانش آگاهی بیشتری دارد و اگر در میان آنان شخص نیازمندی باشد وی را می‌شناسد بر این اساس، اگر همه ما به این وظیفه عمل کنیم دیگر در جامعه، نیازمند و فقیری موجود نخواهد بود.
No image

برخورد با همسر در اسلام

بر خلاف برخی تفکرات غلط و عوامانه و در حقیقت ظالمانه، در منطق اسلام زن برای مرد یک کنیز یا یک برده ویا کسی که کار منزل را انجام میدهد، واز بچه های شوهر نگهداری میکند نیست، بلکه به عنوان شریک شوهر ویار و همکار او در اداره امور زندگانی و تربیت فرزندان مطرح میباشد، لذا اسلام دستور فرموده که همسران باید از اذیت و بد زبانی و فحاشی به یکدیگر بپرهیزند.
No image

معیار معاشرت با دیگران در اسلام

از نظر اسلام احترام به پدر،مادر، استاد و معلم، بدلیل جایگاه ویژه آنها و ارزشی که دارند دارای اهمیت فراوانی است و انسان مأمور به احترام آنها و خضوع در مقابل آنهاست.
No image

اهمیت حیا از نطر دین اسلام

اگر در جامعه مرزها و حریم‌ها معیّن نباشد و هر کس به خود اجازه دهد وارد حریم دیگران شود، به تدریج بی‌حیایی در جامعه رواج پیدا می‌کند. صمیمیت و خودمانی شدن در جای خود امری پسندیده است اما اگر به افراط کشیده شد، حرمت‌ها شکسته می‌شود. در اسلام جایگاه هر کس تعریف شده است.
Powered by TayaCMS