دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دروغ و شايعه‌پراكنی؛ دری از درهای نفاق

No image
دروغ و شايعه‌پراكنی؛ دری از درهای نفاق

در آموزهاي ديني همچنان كه دروغ گفتن حرام است گوش دادن به دروغ و شايعه و تهمت هم حرام است، چه بسا سخنان دروغ در انسان اثر بگذارد و نسبت به اشخاص يا حوادث و موضوعات مختلف، ديدگاه منفي يا دشمني پيدا كند. به گزارش مهر، يكي از آسيب‌هاي اجتماعي امروز در اكثر جوامع به ويژه جامعه دروغ و شايعه پراكني است. دروغ گفتن، دروغ نوشتن، و دروغ‌ها را پخش كردن و شايعه پراكني از زشت‌ترين كارهاست. گاهي كسي به عمد دروغ مي‌بافد و شايعه مي‌سازد كه گناهش بيشتر است. در روايات، دروغگويي را برخاسته از حقارت نفس و فرومايگي معرفي كرده‌اند و دروغگو را پست و خوار دانسته‌اند. دروغ گفتن نوعي خيانت به فرد و جامعه است و اطمينان عمومي را خدشه‌دار مي‌كند. دروغ از انسان شخصيتي كاذب و وارونه مي‌سازد و اعتبار انسان را از بين مي‌برد و اعتماد عمومي را سست مي‌كند. فرد دروغگو شخصيت ثابتي ندارد چون دروغ كار آساني است و مايه زيادي نمي‌خواهد. متأسفانه بعضي از مردم به گمان آنكه زودتر به مقصد برسند به آن متوسل مي‌شوند و بدين منظور آسمان و ريسمان را به هم مي‌بافند و چه بسا در يك روز ده‌ها دروغ مي‌گويند. نقطه اوج فاجعه آنجاست كه اينگونه افراد نسبت به بازتاب‌هاي منفي و عواقب شوم آن در زندگي فردي و اجتماعي نمي‌انديشند و دروغ را به حساب زرنگي و زيركي مي‌گذارند و راستگويان را افرادي بي‌سياست و نالايق مي‌پندارند، ولي از اين نكته غافلند كه دروغ‌پردازي بر خلاف فطرت پاك و شخصيت والاي انسان است و نمي‌دانند كه دروغ و شايعه پراكني در واقع شعبه‌اي از نفاق و دورويي است و به تعبير رسول اكرم (ص): دروغ دري از درهاي نفاق است(1). گاهي كسي دروغ و شايعه‌اي را باور مي‌كند و به نقل و اشاعه آن مي‌پردازد كه نتيجه اش همانند دروغگويي است و تشويق اذهان و گمراهي مردم را در پي دارد. بر اساس قرآن و روايات دروغگويي منافي با ايمان است و مؤمن هرگز دروغ نمي‌گويد. قرآن افترا بستن به دروغ را صفت آنان مي‌داند كه به آيات الهي عقيده ندارند(2). پيامبر خدا (ص) هم فرموده است: مؤمن ممكن است ترسو يا بخيل باشد ولي دروغگو هرگز(3). شايعه دروغي است كه به شكل يك خبر راست، پخش مي‌شود، فلذا نبايد هر شنيده را نقل كرد، چه بسا بي‌اساس باشد و انسان عملاً به نشر دروغ پرداخته باشد. توصيه دين است كه انسان هر خبر را به محض شنيدن نپذيرد، بلكه تبيين و تحقيق كند. سخن حضرت رسول خدا (ص) است كه در دروغگويي شخص همين بس كه هر چه را شنيد نقل كند(4). كسي كه در امور جزئي از دروغ پرهيز نكند در موارد بزرگ هم دروغ مي‌گويد. برخي دروغ را وسيله‌اي براي رسيدن به خواسته‌هايشان قرار مي‌دهند. دروغ موجب كاهش رزق و فقر مي‌شود. براي انسان خواري دنيا و آخرت را در پي دارد. دروغ شكوه و هيبت انسان را از بين مي‌برد، اسلام انسان را از همنشيني با دروغگويان بر حذر مي‌دارد. بايد بدانيم همچنان كه دروغ گفتن حرام است گوش دادن به دروغ و شايعه و تهمت هم حرام است. چه بسا سخنان دروغ در انسان اثر بگذارد و نسبت به اشخاص يا حوادث و موضوعات مختلف، ديدگاه منفي يا دشمني پيدا كند. از اين رو بايد براي گوش فيلتر گذاشت و دروغ را به آن راه نداد. قرآن كريم در سوره مائده از يهودياني كه گوششان بدهكار دروغ‌هاست انتقاد مي‌كند و در وصف بهشتيان در سوره نباء مي‌فرمايد: در بهشت، حرف لغو و دروغ نمي‌شنوند. از حقوق گوش اين است كه آن را از شنيدن غيبت و هرچه كه شنيدنش حلال و روا نيست دور بداريم. اگر دروغ و شايعه در سطح وسيع‌تر و از مقامات و منابع رسمي و عمومي صادر شود آسيب‌هاي بيشتري در پي خواهد داشت و اعتماد اجتماعي را مختل مي‌كند.

منابع:

1- كنزالعمال، حديث 82122- سوره نحل، آيه 1053- ميزان الحكمه، حديث 174004- كنزالعمال، حديث 8208

شكر به درگاه خدا و اثرات آن

انسان شاكر با شكر نعمت‌ها همواره در حال افزودن به سرمايه‌هاي مادي و معنوي خويش است ولي برعكس فردي كه كفران نعمت مي‌كند هستي خود و دارايي‌هايش را مي‌سوزاند و به تدريج به هلاكت مي‌رسد. در ابتداي سخن به حديثي از امام صادق (ع) اشاره مي‌كنيم كه مي‌فرمايد: شكر نعمت ها، پرهيز از گناهان است و شكر تمام و كامل اين است كه بنده خدا بگويد: الحمد‌ا... رب العالمين. پس اگر انسان با دست و زبان، قلم، مال، مقام و منصب و ثروت اعمالي را انجام دهد كه مورد رضايت خداوند متعال باشد او با عمل پاك و منزه خود شكر نعمت را به جاي آورده است و اگر با يكي از آنان مرتكب گناه شود كفران نعمت نموده است. كسي كه در قلبش به اين باور رسيده باشد كه تمام نعمت‌ها از آن خداوند است و با اين باور قلبي عالي‌ترين شكر را به جاي آورده و وظيفه قلبي خود را ادا كرده است و او همواره بايد مراقب و مواظب باشد كه در عمل نيز شكرگزار نعمت‌هاي خارج از وجود انسان باشد و شكر جامع و كامل به كار بردن نعمت بر وفق رضاي الهي و اجتناب از گناهان است. بعضي از نعمت‌ها به واسطه بشر به دست ما مي‌رسد در اين‌گونه موارد شرع مقدس دستور داده علاوه برشكر خداوند كه خالق و عطا‌كننده اصل نعمت است بايد راه وصول آن نعمت را كه انسان‌ها هستند شكر نمود و مراتب حق‌شناسي را در مقابل اين افراد ابراز كرد. امام رضا (ع) مي‌فرمايد: كسي كه شكر نعمت مخلوق خدا را ادا نكند شكر خداوند خالق را ادا نكرده و به جا نياورده است. اميرالمؤمنين علي (ع) فرمود: آن كسي كه به تو نعمت مي‌دهد و شكرش را ادا مي‌كني اگر قلباً از تو راضي باشد شكرت بر خشنودي و وفايش مي‌افزايد و اگر بر تو خشمگين باشد شكر تو موجب صلاح ضمير و عطوفتش مي‌گردد. شكي نيست كه شكر مخلوق علاوه بر اينكه اطاعت از فرمان خالق در حق‌شناسي از مخلوق است براي خود فرد هم آثار روحي و رواني به سزايي دارد. روايتي از رسول اكرم (ص) آمده كه مي‌فرمايند: آن كسي كه غذا مي‌خورد و سپاسگزار خداوند است اجر او همانند پاداش كسي است كه براي خدا و براي نيل به ثواب الهي روزه گرفته است. كسي كه سالم است و خدا را بر نعمت سلامتي شكر مي‌كند اجر او همانند اجر بيمار مؤمني است كه براي خداوند در بيماري صبر مي‌كند. كسي كه از نعمت خداوند برخوردار است و به ديگران هم مي‌بخشد اجر او همانند اجر تهيدست محرومي‌ است كه براي خدا قانع است و مضيقه زندگي را تحمل مي‌نمايد. انسان‌هايي كه به درجه بالاتري از بصيرت و آگاهي رسيده‌اند حتي در مواقع ناخوشي‌ها، سختي‌ها، بيماري‌ها و مصيبت‌ها نيز خداوند را شاكر هستند، ولي انسان‌های عادي فقط در هنگام سلامتي و نعمت زبان به شكر مي‌گشايند و خداوند را سپاس و شكر مي‌گويند. انسان‌هاي با بصيرت هميشه و در همه حال قلب و زبان شاكري دارند. انسان شاكر با شكر نعمت‌ها همواره در حال افزودن به سرمايه‌هاي مادي و معنوي خويش است ولي برعكس فردي كه كفران نعمت مي‌كند هستي خود و دارايي‌هايش را مي‌سوزاند و به تدريج به هلاكت مي‌رسد و مجازات چنين كفراني از دست دادن نعمت‌هاست: شكر نعمت، نعمتت افزون كند، كفر، نعمت از كفت بيرون كند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
Powered by TayaCMS