دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جاودانگی اصول اخلاقی

اشاره: در یادداشتهای قبلی درباره واقع گرایی اخلاقی و پیامدهای آن و نیز مطلق گرایی اخلاقی مطالبی بیان شد در این نوشتار دیدگاه شهید مطهری درباره تلازم واقع گرایی اخلاقی و مطلق گرایی بررسی خواهد شد.
جاودانگی اصول اخلاقی
جاودانگی اصول اخلاقی
نویسنده: ‌ سید حسین رکن الدینی

اشاره: در یادداشتهای قبلی درباره واقع گرایی اخلاقی و پیامدهای آن و نیز مطلق گرایی اخلاقی مطالبی بیان شد در این نوشتار دیدگاه شهید مطهری درباره تلازم واقع گرایی اخلاقی و مطلق گرایی بررسی خواهد شد. دیدگاه شهید مطهّری در خصوص جاودانگی اصول اخلاقی با توجه به التزام به واقع گرایی را، ضمن یک مقدمه و چند نکته توضیح می‌دهیم:

مقدّمه: براساس دیدگاه ایشان اوّلاً: دو نوع کار وجود دارد: نوع اول، کاری است که برای بشر قابل ستایش، تحسین و پاداش است و نوع دوم، کاری است که بی‌ارزش یا ضدارزش است. بدیهی است انسان در شرایط عادی، نوع اول را تحسین و نوع دوم را تقبیح می‌کند. ثانیاً، بایدها و نبایدها برای انسان عاقل مطرح است وحسن و قبح، حکم عقل عملی است؛ یعنی کارِ قوّه مفکره‌ای است که درک کننده «کلّی» است از آن جهت که بدن را تدبیر می‌کند. ثالثاً: دو نوع باید و نباید داریم: نوع اول، باید و نبایدهای فردی و جزئی که در زندگی روزمره با آن روبه رو هستیم و بی‌شک این نوع بایدها و نبایدها نسبت به افرادِ متفاوت و زمان‌های مختلف، نسبی و متغیرند. نوع دوم، باید و نبایدهای کلی که به دلیل هم سنخ بودن یا نبودن با مَن عِلوی انسان از یک سو، و واقعی بودن (نه اعتباری) آنها و در نتیجه کمال بودن یا نبودن آنها برای من عِلوی از دیگر سو، و نیز متشابه بودن تمام انسان‌ها در این جهت، کلیت پیدا کرده‌اند. رابعا،ً خوبی و بدی، صفت عینی نیست به معنایی که متکلمان قائل هستند؛ مبنی بر اینکه حسن و قبح ذاتی افعال باشد، بلکه خوبی و بدی از رابطه بین انسان وآن کاری که نسبت به آن احساس خوب یا بد پیدا می‌کند، حاصل می‌شود؛ به عبارت دیگر، تمام خوبی‌ها و بدی‌ها بیان کننده رابطه شیء با کمال خودش است؛ پس خوبی و بدی، ذاتی افعال نمی‌باشد.

با توجه به مقدمه فوق دیدگاه ایشان ضمن چند نکته ذیل، تبیین می‌شود:

یک. انسان دو مَن «عِلوی» (بُعد حقیقی و واقعی) و «سِفلی» (بُعد حیوانی) دارد و واقعیت وجودی انسان از این دو من شکل گرفته است. هر چند واقعیت انسان بیشتر به من عِلوی وابسته است و بخش اصیل‌تر انسان به شمار می‌آید و در واقع بُعد ملکوتی انسان است.

دو. کمالاتی که انسان به حسب من عِلوی خود دارد، کاملاً واقعی و حقیقی‌اند نه اعتباری. این کمالات مربوط به نفس هستند و کمالات متناسب با کمال روحی و معنوی انسان، کار ارزشمند (عِلوی) به حساب می‌آیند. بر خلاف کارهای عادی و مبتذل که با بُعد عِلوی انسان سر و کار ندارند.

سه. خوبی و بدی به معنای خوب بودن و خوب نبودن یا دوست داشتن و دوست نداشتن است. در نتیجه، دوست داشتنی که به من عِلوی انسان مربوط است، اخلاق و ارزش است و چنین اخلاقی اعتباری نیست، چون من عِلوی، این حالت (دوست داشتن) را در خود به صورت کمال، احساس می‌کند و همه کمالات به همین وجود (من عِلوی) بر می‌گردد.

چهار. تمام گزاره‌های اخلاقی و ارزشی با من عِلوی انسان، سنخیت داشته و تناسب پیدا می‌کنند.

نتیجه: از دیدگاه شهید مطهّری پذیرش تبیین فوق، جاودانگی اصول اخلاقی را در پی خواهد داشت؛ به این بیان که «انسان به حکم اینکه دارای یک شرافت و کرامت ذاتی است که همان جنبه ملکوتی و نفحه الهی است، ناآگاهانه آن کرامت را احساس می‌کند، بعد در میان کارها و ملکات، احساس می‌کند که این کار یا این ملکه با این شرافت متناسب هست یا نیست. وقتی احساس تناسب و هماهنگی می‌کند، آن را خیر و فضیلت می‌شمارد و وقتی آن را برخلاف آن کرامت می‌یابد، آن را رذیلت می‌داند.... [براین اساس] بایدها و نبایدها و خوب و بدهای کلی توجیهش این است که: انسان‌ها در آنچه کمال نفسشان هست، متشابه آفریده شده‌اند، و وقتی متشابه آفریده شده‌اند دوست داشتن‌ها هم همه یک رنگ می‌شود، دیدگاه‌ها هم در آنجا یک رنگ می‌شود؛ یعنی علی رغم اینکه انسان‌ها از نظر بدنی و از نظر مادی و طبیعی در موضع‌ها و موقع‌های مختلف قرار گرفته اند و در شرایط مختلف نیازهای بدنی متغیر است، از جنبه آن کمال صعودی و کمال معنوی، همه انسان‌ها در وضع مشابهی قرار گرفته اند و قهراً دوست داشتن‌ها و خوب‌ها و بدها در آنجا یک سان و کلی و دائم می‌شود و تمام فضایل اخلاقی... با این بیان، توجیه می‌شوند.»

ایشان از نظر مبنا واقع گرا هستند و بر این اساس، با تبیین فوق تلاش کردند تا جاودانگی فضایل اخلاقی را اثبات کنند. واقع گرا بودن ایشان به عنوان یک اصلِ موضوع، قابل قبول است و به اثبات، نیاز ندارد. اما اینکه چگونه جاودانه بودن احکام اخلاقی را از واقع گرایی استنتاج کرده‌اند، شاید بتوان با این گونه توضیح داد که از نظر ایشان هر چیزی که منِ عِلوی انسان داشته باشد، یک ارزش (اخلاق) است و این ارزش، اعتباری نیست (واقعی یا ذاتی است)، زیرا آن را به عنوان یک کمال در خود احساس می‌کند، چون آن را با منِ عِلوی خود هم سنخ می‌داند و در نتیجه، آن چیز را برای خود یک خیر و فضیلت به حساب می‌آورد. حالا چون در این جهت و احساس، تمام انسان‌ها، متشابه آفریده شده‌اند، دوست داشتن ها، خواسته‌ها و دیدگاه‌ها نیز همه یک سان و یک رنگ می‌شوند و هر کجا که بر وی آسمان همین رنگ است، هر چند شرایط متفاوت باشند، از این رو، آنچه محور جامعیت و عمومیت و جاودانگی فضایل اخلاقی می‌شود، ارزش بودن خواسته‌های منِ عِلوی است که موجب پیدایش احساس کمال در انسان‌هاست و به دلیل تشابه در آفرینش، این احساس با منِ عِلوی تمام انسان‌ها سنخیت دارد. و از این رو، جامعیت و عمومیت دارد، و از طرفی چون کمالات و ارزش‌های مربوط به منِ عِلوی در ارتباط با نفس، روح یا فطرت انسان هستند و غیراعتباری (ذاتی) می‌باشند، جاودانه‌اند.

مقاله

نویسنده سید حسین رکن الدینی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (فلسفه احکام)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (فلسفه احکام)

گروهى، سؤالهایى درباره فلسفه احکام مى‌کنند؛ به عنوان مثال، مى‌پرسند: چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا باید براى نماز وضو بگیریم؟ فلسفه این که در نماز پیشانى خود را بر روى خاک مى‌گذاریم چیست؟ چرا در اسلام استعمال ظروف طلا و نقره حرام است؟ چرا دفن میت لازم است؟ چرا خوردن گوشت مردار جایز نیست؟ و چرا....
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (دانستنیهایی از بحثهای فقهی)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (دانستنیهایی از بحثهای فقهی)

احکام فقهى به دو بخش کلى تقسیم مى‌شود:1. احکام ثابت 2. احکام متغیر
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (شرایط احکام)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (شرایط احکام)

احکام شرایطى دارد که خود به سه قسمت تقسیم مى‌شود:
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (اجتهاد و شئون فقیه)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (اجتهاد و شئون فقیه)

اجتهاد از نظر لغت‌به معناى رنج‌بردن و کوشیدن تا سر حد توانایى است و در اصطلاح فقه اسلامى به کار بردن همت و کوشش درراه پى بردن به احکام و قوانین شرعى از منابع و ادله استنباط و در مقابل آن، تقلید عبارت است از پیروى از راى دیگرى بدون تحقیق شخصى.
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (تاریخچه فقه و اجتهاد)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (تاریخچه فقه و اجتهاد)

همان طور که در جاى خود ثابت‌شده، هدف از آفرینش انسان، تکامل فردى و اجتماعى در امور مادى، معنوى و اخلاقى است و او براى رسیدن به کمال، احتیاج مبرم به قوانینى دارد که تمام جنبه‌هاى فوق را دارا باشد; از این رو خداوند براى هر امتى شریعت و قوانینى مقرر فرموده:

پر بازدیدترین ها

آشنایی با احکام اعتکاف (نیت اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (نیت اعتکاف)

8- اعتکاف، همانند سایر عبادات ، باید با نیت و قصد قربت باشد و هرگونه ریا و خودنمایى و قصد غیرالهى آن را باطل مى‌کند.
آشنایی با احکام اعتکاف (مکان اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (مکان اعتکاف)

اعتکاف تنها در مسجد صحیح است ، بنابراین اگر کسى در خانه خود یا در تکیه، یا حسینیه یا در حرم معتکف شود صحیح نیست و ازمساجد نیز تنها در این مساجد، اعتکاف صحیح است .
آشنایی با احکام اعتکاف (روزه و مدت اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (روزه و مدت اعتکاف)

انسان، در ایام اعتکاف باید روزه بگیرد، بنابراین، کسى که نمى‌تواند روزه بگیرد، مانند، مسافر، مریض و زن حایض یا نفساء و کسى که عمداً روزه نگیرد، اعتکافش صحیح نیست.
آشنایی با احکام اعتکاف (محرمات اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (محرمات اعتکاف)

آنچه بر معتکف حرام است به طور اجمال بدین شرح است:
* استفاده از عطریات و گیاهان خوشبو
* خرید و فروش‌
* مجادله
* استفاده شهوانى از جنس مخالف‌
* استمناء ( استمناء یعنى انسان با خود کارى کند که از او منى بیرون آید.)
آشنایی با احکام اعتکاف (قطع اعتکاف‌)

آشنایی با احکام اعتکاف (قطع اعتکاف‌)

براى شناخت حکم قطع اعتکاف باید اقسام آن را شناخت.
Powered by TayaCMS