دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عناصر شعر

No image
عناصر شعر

كلمات كليدي : شعر، عناصر شعر، زبان، عاطفه، تخيل، انديشه، موسيقي، نقد شعر، ادبيات فارسي

نویسنده : اعظم بابایی

شناخت شعر، قرن‌ها آدمیان را به خویش مشغول داشته است. فیلسوفان و ادیبان تلاش‌های پی‌گیر در تعریف شعر به کار بسته‌اند و صدها بلکه هزاران تعریف از شعر در فرهنگ‌ها و کتاب‌های جهان مسطور و مندرج است. کهن‌ترین تعریف شعر را نزد منطقیان می‌یابیم که می‌گویند: «شعر کلام خیال‌انگیز است» پس از ایشان ادیبان و عروضیان معتقدند که «شعر کلام موزون قافیه‌دار است». متأخران به تلفیقی از دو تعریف منطقی و عروضی قایل‌اند و «شعر را کلام خیال‌انگیز موزون قافیه‌دار» می‌خوانند. علاوه‌بر این سه تعریف که در بسیاری از کتاب‌ها نقل شده، تعاریف و توصیفات بسیاری در نوشته‌های شاعران و منتقدان می‌یابیم که بسیار زیبا و دقیق‌اند از جمله «محمدرضا شفیعی کدکنی» می‌گوید: «شعر گره‌خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبانی آهنگین شکل گرفته است.» و یا «مهدی اخوان ثالث» می‌گوید: «شعر محصول بی‌تابی آدم است در لحظاتی که شعور نبوت بر او پرتو انداخته است». این سخنان گویای آن است که شعر متعلق به قلمرو آگاهی‌های برتر و والاتر است، و با شعور و احساس ژرف همراه و هم‌ریشه است. می‌توان در میان تعاریف متعدد شعر وجوه مشترکی پیدا کرد و آن وجوه مشترک را عناصر شعر دانست. وجوهی که در اغلب تعریف‌ها به آنها اشارتی رفته است عبارتند از: 1- کلام بودن (زبان) 2- خیال‌انگیزی 3- عاطفی و احساسی بودن 4- وزن و موسیقی 5- اندیشه و معنا.[1]

زبان

زبان از دیدگاه نظریه‌پردازان جدید، مهم‌ترین عنصر شعر است، شکلوفسکی شعر را رستاخیز کلمه‌ها خوانده است.[2] شعر در حقیقت چیزی نیست جز شکست نرم زبان عادی و منطقی زبان، و حادثه‌ای است که در زبان روی می‌دهد و در حقیقت گوینده‌ی شعر با شعر خود، عملی در زبان انجام می‌دهد که خواننده میان زبان شعری و زبان روزمره و عادی تمایز احساس می‌کند.[3]

رستاخیز واژگان به راه‌های گوناگونی می‌تواند صورت گیرد که می‌توان آنها را به دو گروه عمده تقسیم کرد:

1. گروه موسیقایی؛

2. گروه زبان‌شناسی.

گروه موسیقایی که شامل وزن، قافیه، ردیف و هماهنگی‌های صوتی است و گروه زبان‌شناسی، عواملی را دربر می‌گیرد که به اعتبار تمایز نفس کلمات، در نظام جمله‌ها، بیرون از خصوصیت موسیقایی آنها، می‌تواند موجب تمایز یا رستاخیزی واژه‌ها شود. این عوامل عبارتند از استعاره و مجاز، حس‌آمیزی، کنایه، ایجاز و حذف، باستان‌گرایی واژگانی و نحوی، ترکیبات زبانی، آشنایی‌زدایی در حوزه‌ی قاموسی، آشنایی‌زدایی در حوزه‌ی نحو زبان و....[4] برای توضیح عبارات فوق ناگزیر از اشاره‌ای اجمالی به نظریه‌ی فرمالیست‌ها هستیم.

فرمالیست‌ها (صورت‌گرایان) دو فرآیند زبانی را از هم باز می‌شناختند و بر این دو فرآیند نام‌های «خودکاری» ((automatisation و برجسته‌سازی (forgraunding) نهاده بودند. به اعتقاد «هاوراک» فرایند خودکاری زبان در اصل به کارگیری عناصر زبان است، به‌گونه‌ای که به قصد بیان موضوعی به کار رود، بدون آن‌که شیوه‌ی بیان، جلب نظر کند و مورد توجه قرار گیرد. ولی برجسته‌سازی به کارگیری عناصر زبان است، به‌گونه‌ای که شیوه‌ی بیان جلب نظر کند، غیر متعارف باشد و در مقابل فرایند خودکاری زبان، غیر خودکار و غیر اتوماتیک باشد. «موکارفسکی» نیز می‌گوید زبان شعر از نهایت برجسته‌سازی برخوردار است. وی برجسته‌سازی را انحراف از مؤلفه‌های هنجار زبان می‌داند.[5]

به اعتقاد «لیچ»، فرایند برجسته‌سازی به دو شکل امکان‌پذیر است. نخست آن‌که نسبت به قواعد حاکم زبان خودکار انحراف صورت پذیرد، و دوم آن‌که قواعدی بر قواعد حاکم بر زبان خودکار افزوده شود. به این ترتیب برجسته‌سازی از طریق دو شیوه‌ی هنجارگریزی و قاعده‌افزایی تجلی خواهد یافت. شفیعی کدکنی هنگام بحث درباره‌ی زبان شعر به همین نکته اشاره می‌کند و معتقد است انواع برجسته‌سازی را می‌توان در دو گروه موسیقایی (هنجارگریزی) و زبانی (قاعده‌افزایی) تبیین کرد. به‌عنوان مثال در این بیت :

رشته‌ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار

دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

حافظ

غیر از وزن و توازن خاص که زبان این بیت را، از زبان یک جمله معمولی متمایز کرده (هنجارگریزی)؛ شاعر با تکرار صامت (س) و ایجاد هم حروفی از هماهنگی آوایی سود برده است. چنین کاربردی گریز از هنجار زبان نیست، بلکه افزودن قاعده‌ای بر قواعد زبان هنجار است.[6]

تخیل

تخیل و صورت‌های مختلف خیال یکی از برجسته‌ترین عناصر آشنایی‌زدایی در زبان شعر است. اگرچه نمی‌توان هر سخنی را که دارای انواع صورخیال است، شعر به حساب آورد و در عوض چه بسیار شعرهای مؤثر و باارزش می‌توان یافت که خالی از عناصر خیال هستند؛ اما بدون تردید یکی از عناصری که سبب تمایز زبان شعر در مفهوم وسیع کلمه می‌شود؛ صور خیال است. صورت‌های خیال علاوه‌بر آن‌که زبان شعر را به سهم خود از زبان نثر متمایز می‌کند، ظرفیت زبان را برای برانگیختن عاطفه افزایش می‌دهد.[7]

خیال یا تصویر که عنصر اساسی شعر است عبارت است از: کوشش ذهنی شاعر برای برقراری نسبت میان انسان و طبیعت و ایجاد تصرف ذهنی در این مفاهیم. هر گوشه‌ای از زندگی انسان با گوشه‌ای از طبیعت هزاران پیوند و ارتباط دارد که از همه‌ی این پیوندهای گوناگون ذهنی، شاعر گاه یکی را احساس می‌کند و در برابر آن بیدار می‌شود و حاصل این بیداری را به ما نشان می‌دهد.[8]

عنصر خیال را می‌توان در دو جهت بررسی کرد: یکی در محور افقی شعر؛ یعنی در طول مصراع‌ها که منجر به ایجاد انواع مجاز، تشبیه، و استعاره می‌گردد و دیگری در محور عمودی شعر؛ که در واقع تصویرهای پراکنده در کل شعر را به هم پیوند می‌دهد و طرحی یک‌پارچه و ساختمانی استوار به کل اجزای شعر، متناسب و هماهنگ با محتوا می‌بخشد.[9]

موسیقی

خواجه نصیرالدین طوسی یکی از عناصر ایجاد انفعال نفسانی را، وزن و موسیقی شعر می‌دانست و پیش از او ابن‌سینا نیز متذکر شده است که لحن در نفس تأثیر بسزایی دارد و هر غرضی را با لحنی که خاص اوست، باید بیان کرد. پیوند موسیقی با عاطفه و توانایی آن در برانگیختن انفعال نفسانی چندان واضح است که نیازی به توضیح ندارد.[10]

مجموعه عواملی که زبان شعر را از زبان روزمره به اعتبار بخشیدن آهنگ و توازن، امتیاز می‌بخشد و در حقیقت از رهگذر نظام موسیقایی، سبب رستاخیز کلمه‌ها و تشخص واژه‌ها در زبان می‌شود، می‌توان گروه موسیقایی نامید و این گروه موسیقایی خود عوامل شناخته شده و قابل تحلیل و تعلیلی دارد؛ از قبیل انواع وزن، قافیه، ردیف، جناس و.... مهم‌ترین عوامل موسیقی‌ساز در شعر عبارتند از:

الف) وزن: اولین درخشش ظاهری موسیقی یک قطعه شعر در وزن آن است؛ به عبارتی وزن اساس موسیقی یک شعر را پی می‌ریزد و بقیه‌ی عوامل (قافیه، ردیف و...) در نقش تکمیل‌کننده و تقویت‌کننده آن عمل می‌کنند. وزن علاوه‌بر آن‌که از کشش ذهنی می‌کاهد، به سبب آن‌که برای کلام، قالبی مشخص و معین ایجاد می‌کند، خود باعث التذاذ نفس می‌شود، زیرا وزن تناسب و قرینه‌هایی میان اجزای پراکنده شعر به‌وجود می‌آورد که ادراک مجموع اجزا را سریع‌تر و آسان‌تر می‌کند و همین نکته سبب احساس لذت ادبی می‌شود.[11]

ب)قافیه: قافیه ضروری‌ترین عنصر موسیقایی کناری شعر است که در ایجاد موسیقی شعر و تکمیل وزن و آهنگ آن مؤثر است.[12]

ج) ردیف: ردیف در حقیقت برای تکمیل موسیقایی قافیه به‌کار می‌رود. به‌طور قطع می‌توان ادعا کرد که حدود 80 درصد از غزلیات خوب فارسی همه دارای ردیف هستند.[13]

د) هماهنگی‌های صوتی: شامل موسیقی حاصل از صنایع بدیعِ لفظی و معنوی مثل واج‌آرایی‌ها، اشتقاق، انواع جناس و....

عاطفه

در تمام نظریه‌هایی که درباره‌ی ماهیت و حقیقت شعر ابراز شده است به این موضوع که شعر انگیخته‌ی عاطفه، در ارتباط با شاعر و انگیزنده‌ی عاطفه در ارتباط با مخاطب است، اذعان شده است. هر عاطفه‌ای با انگیزشِ معنا و پیامی همراه است، چنان‌که هر معنی و پیامی نیز می‌تواند انگیزه‌ی عاطفه‌ای باشد.[14]

منظور از عاطفه، اندوه یا حالت حماسی یا اعجابی است که شاعر از رویداد حادثه‌ای در خویش احساس می‌کند و از خواننده یا شنونده می‌خواهد که با وی در این احساس داشته باشد. نمی‌توان به یقین پذیرفت که امکان آن باشد که هنرمندی حالتی عاطفی را به خواننده خویش منتقل کند، بی‌آن‌که خود آن حالت را در جان خویش احساس کرده باشد.[15]در بررسی سطح عاطفی شعر موازین زیر اهمیت دارد:

الف) شاعر به کدام دسته از عواطف شعری اصالت داده است؛ فردی، جمعی یا نوعی.

ب) عمق عاطفی شعر تا چه حدّ است و شعر تا چه میزان از عمق جان شاعر برمی‌آید.

ج) میزان تأثیرگذاری عاطفه‌ی شعر بر مخاطب چقدر است.

د) تناسب عاطفه‌ی شعر با سایر عناصر شعر.

اندیشه و معنا

در کنار عواطف، اندیشه‌ها و تأملاتی هستند که از یک سوی با خرد و منطق ما سر و کار دارند و از طرفی زمینه‌ی بعضی از انواع شعر هستند. بسیاری از تأملات فلسفی و یا حقایق علمی که در حوزه‌ی شعر داخل می‌شود، همه اندیشه‌هایی هستند که از یک سوی با واقیعت جهان و با ذهن منطقی ما سروکار دارند و از سوی دیگر با حس و تجربه‌های شعوری و شهودی ما. البته باید گفت که هیچ تجربه‌ای از تجربه‌های انسانی که می‌تواند موضوع شعر قرار گیرد، بی‌تأثیر و تصرف نیروی خیال، ارزش هنری و شعری پیدا نخواهد کرد و هر حادثه‌ای هنگامی موضوع شعر است که از شهود حسی و خیال شعری انسان شاعر رنگ پذیرفته باشد.[16]

در بررسی سطح اندیشه‌گی شعر چند معیار اهمیت دارد: عمق اندیشه‌ی ‌شعر، کشف حوزه‌های جدید معنایی برای شعر، تنوع مضامین، رویکرد شاعر به مضامین فرا‌زمانی و انسانی، و سرانجام ارتباط و پیوند اندیشه با سایر عناصر شعر.[17]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (فلسفه احکام)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (فلسفه احکام)

گروهى، سؤالهایى درباره فلسفه احکام مى‌کنند؛ به عنوان مثال، مى‌پرسند: چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا باید براى نماز وضو بگیریم؟ فلسفه این که در نماز پیشانى خود را بر روى خاک مى‌گذاریم چیست؟ چرا در اسلام استعمال ظروف طلا و نقره حرام است؟ چرا دفن میت لازم است؟ چرا خوردن گوشت مردار جایز نیست؟ و چرا....
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (دانستنیهایی از بحثهای فقهی)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (دانستنیهایی از بحثهای فقهی)

احکام فقهى به دو بخش کلى تقسیم مى‌شود:1. احکام ثابت 2. احکام متغیر
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (شرایط احکام)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (شرایط احکام)

احکام شرایطى دارد که خود به سه قسمت تقسیم مى‌شود:
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (اجتهاد و شئون فقیه)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (اجتهاد و شئون فقیه)

اجتهاد از نظر لغت‌به معناى رنج‌بردن و کوشیدن تا سر حد توانایى است و در اصطلاح فقه اسلامى به کار بردن همت و کوشش درراه پى بردن به احکام و قوانین شرعى از منابع و ادله استنباط و در مقابل آن، تقلید عبارت است از پیروى از راى دیگرى بدون تحقیق شخصى.
مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (تاریخچه فقه و اجتهاد)

مجموعه درسهایی از احکام اسلامی (تاریخچه فقه و اجتهاد)

همان طور که در جاى خود ثابت‌شده، هدف از آفرینش انسان، تکامل فردى و اجتماعى در امور مادى، معنوى و اخلاقى است و او براى رسیدن به کمال، احتیاج مبرم به قوانینى دارد که تمام جنبه‌هاى فوق را دارا باشد; از این رو خداوند براى هر امتى شریعت و قوانینى مقرر فرموده:

پر بازدیدترین ها

آشنایی با احکام اعتکاف (مکان اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (مکان اعتکاف)

اعتکاف تنها در مسجد صحیح است ، بنابراین اگر کسى در خانه خود یا در تکیه، یا حسینیه یا در حرم معتکف شود صحیح نیست و ازمساجد نیز تنها در این مساجد، اعتکاف صحیح است .
آشنایی با احکام اعتکاف (روزه و مدت اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (روزه و مدت اعتکاف)

انسان، در ایام اعتکاف باید روزه بگیرد، بنابراین، کسى که نمى‌تواند روزه بگیرد، مانند، مسافر، مریض و زن حایض یا نفساء و کسى که عمداً روزه نگیرد، اعتکافش صحیح نیست.
آشنایی با احکام اعتکاف (محرمات اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (محرمات اعتکاف)

آنچه بر معتکف حرام است به طور اجمال بدین شرح است:
* استفاده از عطریات و گیاهان خوشبو
* خرید و فروش‌
* مجادله
* استفاده شهوانى از جنس مخالف‌
* استمناء ( استمناء یعنى انسان با خود کارى کند که از او منى بیرون آید.)
آشنایی با احکام اعتکاف (نیت اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (نیت اعتکاف)

8- اعتکاف، همانند سایر عبادات ، باید با نیت و قصد قربت باشد و هرگونه ریا و خودنمایى و قصد غیرالهى آن را باطل مى‌کند.
آشنایی با احکام اعتکاف (اقسام و شرایط اعتکاف)

آشنایی با احکام اعتکاف (اقسام و شرایط اعتکاف)

اعتکاف، در لغت به معناى توقف در جایى است و در اصطلاح احکام، عبارت است از ماندن در مسجد به قصد عبادت خداوند ، با شرایطى که خواهد آمد.
Powered by TayaCMS