دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاص؛ مهم ترين پيام علامه به جوانان

No image
اخلاص؛ مهم ترين پيام علامه به جوانان

شخصيت علامه طباطبایی(ره) از زبان فرزند

علامه سيد محمد حسين طباطبايي، حکيمي الهي، مفسر قرآن، فيلسوف، فقيهي بزرگ و دانشمندي آگاه بود. آثار علمي او در زمينه هاي مختلف، هر کدام گواه صادقي بر احاطه و عظمت مقام علمي وي است. نشست هاي علمي او با هانري کربن فيلسوف و شيعه شناس فرانسوي زمينه ساز معرفي تشيع به اروپاييان شد. استاد شهيد مطهري درباره علامه چنين مي گويد: «اين مطالب را من همه اش را از علامه طباطبايي گرفته ام؛ يعني اصولاً من بيشتر مطالبي را که در کتاب ها و نوشته هاي خود دارم، شايد ريشه هايش را از علامه طباطبايي و خصوصاً از الميزان گرفته ام. علامه طباطبايي خيلي شخصيت عجيبي است. ايشان يک سبک بيان و اسلوب خاصي دارند. مطالب عالي، عالي ترين مسائل و معارف را آن چنان به راحتي و در جملات کوتاه بيان مي فرمايند که وصف ناشدني است و حتي خودشان هم گاه توجه ندارند؛ يعني به نظر من ايشان مطالب را در يک حالت الهام مانند مي نويسد.

متن زير گفت وگوي سايت شفقنا با نجمه سادات طباطبايي، دختر بزرگ علامه طباطبايي و همسر آيت الله شهيد قدوسي است که از نظر مي گذرانيد.

* در يک جمله علامه طباطبایی را معرفی کنيد.

امثال من نمي توانند آن مرحوم را تعريف کنند چون به قدري مقام ايشان بالابود که هرکسي نمي تواند تعريف دقيقي از ايشان داشته باشد چون گوشه گوشه زندگي ايشان داستاني است اما در يک نگاه مي توان گفت فردي متدين و متعهد بود که لحظه اي وقت خود را بيهوده نمي گذراند و مقصود ايشان همواره خدا بود و خود را کوچکترين فرد به شمار مي آورد.

* گرچه در رابطه با ايشان نوشته ها و اقوال فراوان است اما با اين همه شما خاطره ای از مرحوم علامه داريد که جایی نقل نشده اما در عين حال درس آموز باشد؟

به نظر من بالاتر از هرچيزي، اخلاص ايشان است که تعريف نشده است مثلاهرگاه شاگردان ايشان به منزل مراجعه مي کردند و ما پشت درب مي رفتيم و متوجه مي شديم که آنها هستند به پدرم مي گفتيم شاگردان شما آمدند اما پدرم به ما مي گفت نگوييد شاگردان بگوييد رفقا. يعني ايشان تا اين حد متواضع بودند.

* يکي از مسائلی که در جامعه امروز مهم و اساسی است بحث تحکيم مبانی خانواده است؛ متأسفانه پايه های خانواده در زمان حاضر مورد هجمه دشمنان قرار گرفته و ما فروپاشی خانواده ها را شاهد هستيم؛ رفتار علامه با فرزندان و همسر در خانواده چگونه بود؟

زندگي ما خيلي دوستانه بود و هيچ گاه پدرم خود را جدا از اعضاي خانواده نمي دانست و حتي در غذاخوردن، سهمي به اندازه بچه ها برمي داشت؛ هرگز به فرزندان خود دستور انجام کاري را نمي داد و اين در تربيت و زندگي فرزندان موثر بود که هرکس به اندازه خودش بايد کاري انجام دهد.

* آنچه از زندگی علامه طباطبایی بر می آيد اينکه ايشان فعاليت ديگری هم انجام می دادند و تمام وقت خود را صرف تدريس و بحث نمی کردند. دليل اين امر چيست؟

تمام وقت پدرم صرف نوشتن مي شد و درس را تعطيل کردند. مقابله تفسير بسيار وقت گرفت؛ پدرم با آيت الله موسوي همداني وقت زيادي را صرف اين کار کردند. ايشان تدريس را تعطيل کردند چون معتقد بودند کسان ديگري هستند که مي توانند تدريس کنند اما کار نوشتن تفسيرالميزان و کتابهاي ديگر را کسي نمي توانست انجام دهد.

* چطور شد که علامه به نگارش تفسير الميزان روی آورد؟

سالها بود که ايشان آرزوي نوشتن چنين تفسيري را داشتند؛ زماني که ما کودک بوديم مرتب به ما مي گفت دعا کنيد خداوند به من توفيق تمام کردن اين کار را بدهد.

* چرا علامه طباطبایی از شهريه استفاده نمی کرد؟

شهيد آيت الله قدوسي هم شهريه نمي گرفتند؛ چون معتقد بودند شهريه براي کساني است که خيلي محتاج هستند؛ حتي از خمس هم استفاده نمي کردند چون اعتقادشان اين بود که سهم امام است و خرج کردن سهم امام خيلي مشکل است.

* مرحوم علامه در رياضيات، فيزيک و ستاره شناسيیهم متبحر بودند؛ چگونه اين علوم را کسب کرده بود؟

پدرم در نجف اشرف استاد داشتند و از ايشان ياد گرفتند؛ مرحوم علامه مي گفت خانه استاد نزديک منزل ما بود؛ پيش ايشان رفتم و گفتم مي خواهم اين علوم را ياد بگيرم و آنها گفتند ايشان فقط ساعت ۱۲ ظهر وقت دارد لذا پدرم تعريف مي کرد که با لباس و عمامه وارد حوض مي شدند و با همان لباس خيس نزد استاد مي رفت وقتي نزد استاد مي رسيد لباسش خشک شده بود؛ وقتي هم که از خدمت استاد مرخص مي شد در حوضي که منزل استاد بود مي رفت تا به خانه مي رسيد لباس ايشان خشک مي شد. لذا ايشان به قدري مسلط بودند که هرسوالي را پاسخ مي داد.

* آيا مرحوم علامه طباطبایی در زمينه تربيت فرزندان بهره گيری لازم را از کلام وحی داشتند؟ شيوه تربيتی ايشان به چه صورتی بود؟

من خيلي زود ازدواج کردم اما آنچه که براي ما مشخص بود اينکه ايشان روي جهت خاصي حرکت مي کردند؛ هيچگاه نمي گفت قرآن کريم چنين و چنان مي گويد اما رفتار ايشان چه با فرزند و چه با همسر خدايي بود. به گونه اي رفتار مي کردند که ما مي فهميديم روي منبعي کار مي کند.

* نسل امروز علامه طباطبایی را به ياد نمی آورد و شناختی که از ايشان دارد منحصر به تفسيرالميزان است؛ دليل جاودانگی و اثر ايشان را در چه می‌دانيد؟

اخلاص؛ کسي که براي خدا کار کند هرگز گم نمي شود و اين اعتقاد پدرم و همسرم بود که اگر کسي براي خدا کار کند هرگز گم نمي شود. ببينيد آيا ائمه ما گم شدند؟

* ويژگی خاصی در نوشته های ايشان و به ويژه تفسير الميزان توجه شما را جلب کرده است؟

شيوه گفتار ايشان واقعاً شيرين و قابل استفاده براي همه است؛ من وقتي تفسير را می‌خوانم احساس مي کنم پدرم صحبت مي کند.

* متأسفانه به نظر می رسد تفسير الميزان در جامعه حوزوی و دانشگاهی ما مورد توجه قرار نمی گيرد و به نوعی مغفول مانده است.

به قول آيت الله شهيد مطهري علامه و اثر ايشان بعد از صدسال شناخته مي شود؛ مگر در زمانهاي گذشته اين گونه شناخته شده بود؟ زمان دکتر علي شريعتي به درب منزل آمدند و خيلي اذيت کردند؛ اين است که بزرگان تا وقتي در قيد حيات هستند شناخته نمي شوند وقتي از ميان مردم مي روند شناخته مي شوند.

* قرآن چگونه می تواند در متن زندگی مردم وارد شود؟

ما بايد تبليغاتي داشته باشيم؛ تبليغات ما ناقص است. تلويزيون ما چه چيزي دارد؟ کداميک از برنامه هاي آن آموزنده است؟ بايد کانالي داشته باشيم که مفهوم اصلي و پيام اصلي دين را به نسل امروز برساند. نسل جوان ما امروز اين سوال را دارد که همه دين يعني چادر و مقنعه؟ نه دين اين نيست؛ فرزندان امروز فکر مي کنند دين با گذشته تفاوت کرده است.

* به نظر شما عامل دين زدگی جوانان چيست؟

افراط و تفريط و تبليغ ناقص. ما بايد بفهميم چه چيزي مي خواهيم بگوييم؟ آيا مدارس ما ديني هستند؟ برخي از مديران مدارس به ويژه مدارس غيرانتفاعي خيلي به خودشان مغرور هستند؛ آيا اين خانم مدير رفتارش را از دين گرفته است؟ فرزندان ما همين مدير را الگو قرار مي دهند.

مادر من متديَن بود اما خيلي متواضع بود و هرگز مغرور نبود؛ تواضع انسان را جلب خود مي کند. در آپارتماني که زندگي مي کنيم اغلب ساکنان آن افراد بدون چادر هستند اما خيلي مودب و خوش زبان هستند و در مقابل يک خانواده اي هستند که چادري است، اما به او سلام مي کنيم پاسخ نمي دهد و حتي پشت خود را به ما مي کند که مبادا مجبور شود سلام کند. خب جوان ما از دين چه مي فهمد؟ اين رفتارها دين زدگي به وجود مي آورد.

* علامه در زمينه حقوق همسايگان چگونه برخورد داشتند؟

مادرم خيلي با همسايگان دوست بود و رفت و آمد داشت؛ آن زمان طلاب از شهرهاي دور به قم مي آمدند و همسرانشان غريب بودند و لذا مدام آنها را نصيحت مي کرد و براي ايشان لباس مي دوخت و يا آشپزي به همسران طلاب ياد مي داد و پدرم خوشحال بودند از اين کار و مادر را تشويق مي کردند. وقتي مادرم فوت کرد تشييع عجيبي داشت و همه طلاب و همسران آنها در تشييع جنازه ايشان حضور داشتند.

* آموزه های قرآنی بنابر سخنان شما در زندگی علامه موج می زده و اين رابطه همسر با همسر نمونه و اسوه ای از رابطه اسلامی بوده است؛ اين روش تا چه اندازه در زندگی شما مورد استفاده قرار گرفته است؟

به نظر خودم و تا جايي که مي توانستيم پياده کرديم و سعي کرديم زندگي ما هم منطبق با تعاليم قرآن باشد.

* پيام علامه طباطبایی به نسل امروز چيست؟

اخلاص مهمترين پيام علامه به جوانان در هر دوره اي است. هروقت خبرنگاري نزد ايشان مي آمد و مي گفت پيامي به جوانان دهيد، مي گفتند خدا را حاضر و ناظر بر اعمال خود ببينيد در اين صورت است که هيچ گاه منحرف نمي شود. لذا اگر معتقد به اين امر باشيم هرگز راه خلاف نمي رويم.

* مسئله ای که امروز در جامعه وجود دارد بحث حجاب اجباری است؛ آيا شما در منزل خودتان و در زمينه پوشش با اجبار مواجه بوديد؟

در تمام عمري که از خداوند گرفتيم يک بار مادر و پدرم به ما نگفتند که جوراب نازک نپوشيد يا چادرتان را پايين تر بياوريد يا با مردها شوخي نکنيد بلکه مادرم به نوعي رفتار مي کرد که اين گونه تربيت شديم و لذا رفتار مادر روي ما اثر گذاشته است.

* علامه طباطبایی به مباحث اخلاقی چه نگاهی داشتند؟

ايشان به اين مباحث و مسائل خيلي مقيَد بودند؛ اخلاق خودشان که فوق العاده بود و دوست داشتند که فرزندان هم اينگونه باشند. ايشان هرگز عصباني نمي شد و يکبار نديديم اخم کرده باشند.

* زندگی علامه طباطبایی نمونه زندگی قرآنی است، به نظرتان اگر بخواهيم جامعه را با اين افکار آشنا کرده و اين نوع زندگی را به عنوان الگو و اسوه معرفی کنيم، بايد چه کارهایی را صورت دهيم؟

به نظر من تبليغ خيلي موثر است و لذا بايد سريالها و فيلمهايي از زندگي بزرگان ساخته شود تا مردم شيوه صحيح زندگي کردن را ياد بگيرند. به تدريج رويکردي که در برنامه هاي تلويزيون هست را تغيير دهيم.

* شما به عنوان دختر ارشد علامه طباطبایی چه انتظاری را از جامعه و حوزه علميه در قبال علامه و اثر جاودان ايشان داريد؟

دوست داريم حقيقت بيشتر از اين بيان شود؛ متاسفانه رفتارهايي را از برخي افراد مي بينيم که انتظار نداريم و اين خيلي دردناک است.

* اگر خاطره شيرينی از علامه داريد بيان کنيد؟

مادرم بيمار بودند و ۲۴ روز در منزل بستري بود و بعد فوت کرد؛ خانمي براي آمپول زدن ايشان آمده بود؛ آقايي آن طرف ايستاده بود، پدرم کنار بستر مادرم بودند و دست و پاي ايشان خيلي مي لرزيد، اين آقا خيلي تعجب کردند و صحبتي را با پدرم داشتند که من تنها به اين بخش از صحبت پدرم با اين فرد رسيدم که گفت« ۴۰ سال است من با خانم هستم الآن ايشان را از ۴۰ سال قبل بهتر مي بينم» در حالي که مادرم خيلي ورم کرده بود. اين قدر قدردان بودند به نظرم پدرم تمام عاطفه بودند نه فقط با مادرم يا فرزندان بلکه حتي وقتي نامي از آيت الله قاضي برده مي شد بي اختيار اشک مي ريخت و معتقد بود انسان در هرحالي بايد قدردان نعمت هاي خداوند باشد.

* خاطره ای از برخورد علامه با خودتان يا فرزندان داريد؟

من چون لوزه داشتم خيلي بيمار مي شدم؛ تا تب مي کردم مادرم مي گفت نعلين حاج آقا را بيار و من خودم مي رفتم مي آوردم؛ سه بار اين نعلين را به گلوي من مي زدند به طوري که مي گفتند برگرد و بعد گلوي من خوب مي شد.

قبل از تب، سردرد عجيبي داشتم حاج آقا وقتي وضو مي گرفتند در همان حالي که دست ايشان خيس بود، مي گفتند برو به حاج آقا بده بنويسد؛ مي رفتم کنار ايشان مي نشستم و ايشان آيه «بسم الله الرحمن الرحيم» را از اين طرف پيشاني تا آن طرف مي نوشتند و بعد سردردم خوب مي شد اما عجيب اينجا بود که انگار قرار نبود هردفعه اين طور باشد و برخي اوقات مادرم مي گفت برو کفشها را بياور؛ هنوز نفهميدم چه راز و سرَي در اين کفشها بود.

روزنامه كيهان، شماره 21154 به تاريخ 19/6/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

هویت زنانه در تندباد تاریخ

هویت زنانه در تندباد تاریخ

✍️ سعید احمدی
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت
Powered by TayaCMS