دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نگاهی به یکی از علل اصلی طلاق

مهمترین عاملی که در یک ازدواج موفق مورد تاکید همه کارشناسان‌، مشاوران، روحانیون و حتی افراد باتجربه قرار دارد مسئله انتخاب درست و منطقی است.
نگاهی به یکی از علل اصلی طلاق
نگاهی به یکی از علل اصلی طلاق
نویسنده: محسن معظمی گودرزی

مهمترین عاملی که در یک ازدواج موفق مورد تاکید همه کارشناسان‌، مشاوران، روحانیون و حتی افراد باتجربه قرار دارد مسئله انتخاب درست و منطقی است.   متاسفانه امروزه افراد زیادی هستند که با انتخاب‌های نه چندان مناسب و ایده آل دست به انجام ازدواجهایی می‌زنند که از هیچ گونه پشتوانه عقلی مناسبی برخوردار نیست. در عین ناباوری این جوانان در حالی با انجام انتخاب‌های نادرست سرنوشت خود و فرد دیگری را به خطر می‌اندازند که طی سالیان گذشته عمرشان، نه تنها مباحث مفصلی درباره مزایای انتخاب‌های درست شنیده اند، بلکه به علت شایع شدن طلاق‌هایی که ریشه اصلی آن درعدم درک این مقوله بوده است، از خطرات این معضل به خوبی آگاهی دارند. اگر کسی از این افراد ادعا نماید که دستگاه‌های اطلاع رسانی مانند صدا و سیما تا کنون اقداماتی برای معرفی مشکلات انتخاب‌های نادرست به میان نیاورده است یا اینکه در مدرسه و دانشگاه از ضرورت توجه به انتخاب درست کمتر گفته شده، این مدعا به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست. زیرا رسانه ملی با پخش طیف وسیعی از برنامه‌های متنوع در این زمینه سطح آگاهی جامعه را هر روز بیشتر می‌کند. به گونه‌ای که تنها در حوزه معاونت صدا شبکه‌های مختلف رادیویی مانند فرهنگ، ایران، جوان و سلامت به کرات در مورد خطرات انتخاب‌های نادرست برنامه‌های مدون و مفصلی را تولید و پخش می‌کنند و در دانشگاه‌ها نیز تداوم این وضعیت در فضایی صمیمی ادامه دارد.  

اما با همه این اوصاف چرا جوانان باز هم دچار اشتباه شده و با انتخابی غلط مسیر زندگی خود را تغییر می‌دهند؟مشکل اصلی کجاست؟

خانواده به عنوان اولین و مهمترین جزء از بدنه یک اجتماع می‌تواند نقش بسیار مهمی در سرنوشت هر فردی داشته باشد. پدر و مادر مانند دو مهندس و معمار بزرگ علاوه بر طرح ریزی‌های گسترده‌، وظیفه ایجاد زمینه سازی‌های لازم در جهت افزایش رشد فکری و توسعه زندگی فرزندان را نیز دارند. به گونه‌ای که با تربیت درست و ایجاد فضای لازم، فرزندان را در راه درست سعادتمندی و بهروزی قرار دهند. منتها علی رغم اینکه برخی والدین امروزی اشتیاق فراوانی برای این کار از خود نشان می‌دهند، به خاطر تغییر سبک و سیاق زندگی امکان اعمال شرایط دلخواه مانند گذشته میسر نیست. در حقیقت برخی والدین امروز خود بر سر دوراهی مانده‌اند که چگونه زمینه‌های لازم برای بروز استعدادها و توانمندی‌های جوانان را مهیا سازند تا منافاتی با شرایط حاکم بر وضعیت نوین نداشته باشد؟! چگونه می‌توان دختری را برای زندگی آینده مهیا کرد که هم کار کند، هم خانه دار باشد، هم در رفاه باشد،هم شوهر خوب داشته باشد و در آخر هم استعدادهای وی شکوفا شود؟ یا اینکه چگونه می‌توان پسری را تربیت کرد که خوب تحصیل کند، پدری خوب باشد‌، به اندازه کافی در آمد داشته باشد و از زندگی لذت ببرد؟

آنچه که هست نگاه به نحوه زندگی جوانانی که در چنین خانواده‌هایی قرار دارند بسیار جالب است. زیرا والدین این دسته از جوانان به علت مشغله‌های مختلف مانند دغدغه‌های شغلی آنچنان در گیر زندگی شده‌اند که حتی فرصت صحبت کردن با جوانان خود را ندارند‌، ولی خواهان آن هستند که فرزندانشان در محیطی ایده‌آل برای زندگی آینده مهیا شود.  

اما بر خلاف این موضوع شاخصه هایی مانند راحت طلبی، تنوع در تغذیه‌، استراحت بیشتر‌، لذت مسافرت‌، سرگرمی و حتی در کمال ناباوری بازیهای کامپیوتری تمام اوقات جوانان را به خود می‌گیرد.  لذا با در اختیار قرار دادن انواع و اقسام امکاناتی از قبیل پیشرفته ترین سیستمهای کامپیوتری، کلکسیونی از انواع و اقسام کلاس‌های آموزشی‌، اتاقی مجزا، مسافرتهای متنوع و ده‌ها امکان دیگر این گونه می‌پندارند که فرزندانشان برای آینده‌ای روشن آماده شده‌اند. اما اگر چنین است چرا این جوانان در قیاس با افرادی که امکانات کمتر ولی هدفمند در اختیارشان قرار گرفته است زندگی موفقتر و بهتری را در آینده ندارند؟!

«دکتر جهان بخش روانشناس در این باره می‌گوید:«حس مسئولیت پذیری در کنار استفاده گسترده از امکاناتی که در اختیار جوانان 18 تا 20 ساله قرار می‌گیرد باید در یک راستا باشد. به گونه‌ای که اگر واقعا فرزند خانواده‌ای از استعداد شگرفی در یادگیری رشته‌ای خاص برخوردار است‌، بر مبنای آن برنامه‌ریزی نمایند و به هیچ عنوان وقت وی را در سایر رشته‌ها به بطالت هدر ندهند. مثلا اگر جوانی در برخی علوم کامپیوتری استعداد دارد، امکانات مورد نیاز وی باید در این جهت سازماندهی پیدا کند». ایشان همچنین می‌گوید: «اگر استعداد جوان هم راستا با آماده شدن وی در جهت پذیرش مسئولیت افزایش یابد می‌تواند در آینده نقش مهم و موثری را ایفا نماید». اما متاسفانه بر خلاف آنچه که عمده کارشناسان می‌گویند، اکثر این دسته از خانواده‌ها با صرف هزینه‌های بسیار زیاد در رشته‌ها و شاخه هایی که هیچ گونه سنخیتی با توانمندی‌های جوانشان ندارد گام بر می‌دارند.

به گونه‌ای که غالبا بعد از قرار گرفتن فرزندشان در دنیای شلوغ و پر ترافیکی از امکانات مختلف و بی هدف، آنچنان دچار بی‌تفاوتی می‌گردند که نوعی حس بی مسئولیتی و دل زدگی در وجودشان به وجود می‌آید. مسلما چنین پدیده‌ای در آینده‌ای نه چندان دور مشکلات مضاعفی را بر آنها تحمیل خواهد کرد و امکان مدیریت لازم و بهینه را از دست می‌دهند. کلاس‌های آموزشی غیر ضروری و غیر متناسب، کلاس‌های ورزشی بدون بهره‌وری، مسافرتهای غیر ضروری‌، نشست و برخاست با افراد غیر موجه، در اختیار قرار دادن انواع و اقسام امکانات صوتی و تصویری‌، وجود ماهواره‌های غیر مجاز برای گذران اوقات فراغت(بسیار خطرناک)، خوش گذرانی بیش از حد و عوامل متعدد این چنینی که فاقد هدف مشخص هستند تنها گوشه ای از سوء مدیریت برخی والدین است که ناخواسته به جوانان ارائه می‌شود. به موازات این گونه فرایند‌ها و در کمال تاسف‌، عده‌ای از والدین امروزی هنگام نصیحت کردن فرزندان خود،دائما با یادآوری شرایط سخت دوران جوانی که پشت سر گذاشته‌اند‌، این گونه به فرزند شان القا می‌کنند که مبارزه با مشکلات زندگی چیزی جز از بین بردن جوانی‌، نابود کردن سلامتی و. . . . .  به ارمغان ندارد. به عنوان نمونه ممکن است برخی مادران از تحمل شرایط سخت اقتصادی اوایل زندگی خود به دخترشان نکاتی را گوشزد کنند و یا اینکه پدری در مورد اینکه اوایل زندگی سه شیفت کار می‌کرده تا مخارج زندگی را تامین کند مسائلی را به پسرش بازگو نماید. اما غافل از اینکه با بزرگنمایی زحمات گذشته‌، گنج گرانبهای مبارزه با مشکلات را بی ارزش می‌نمایند. مسلما جوانی که خود را در این موقعیت احساس می‌کند‌، به علت عدم تجربه کافی این گونه می‌پندارد که اگر مبارزه با مشکلات تا این حد دردناک و غیر قابل جبران است!پس چه ضرورتی برای انجام این کار وجود دارد؟ چرا باید در زندگی آینده کار کرد، فرزندانی را به وجود آورد،از خودگذشتگی کرد و هزاران چرا و چرای دیگر؟ بهتر است که همین زندگی خوب و خوش را ادامه داد و به آینده‌ای این چنینی اصلافکر نکرد! اما اگر والدین این جوانان به جای دردناک جلوه دادن روزگار جوانی خود، درس ایستادگی‌، مقاوت و صبر در مواجه با مشکلات را به جوانان خود دهند، جای هیچ گونه شک و تردیدی نیست در آینده افرادی به عرصه اجتماع وارد خواهند شد که از بابت قبول مسئولیت در بالاترین سطوح ممکنه قرار دارند و دیگر به جای فرار از مشکلات زندگی سراغ راحت طلبی نخواهند رفت. دکتر جهان بخش همچنین در این باره می‌گوید: «بعضی از دختران تا سنین بیست و چند سالگی هنگام خواب عروسک بغل می‌گیرند و یا پسرانی تا همین سنین با انجام بازی‌های کامپیوتری شب و روز خود را سپری می‌کنند. این افراد در قیاس با همسالانی که آگاهانه و عاقلانه به زندگی آینده فکر می‌کنند و والدینشان برای انجام زندگی با روحیه مسئولیت پذیری تربیتشان می‌کنند هیچ حرفی برای گفتن ندارند». ایشان همچنین معتقد است: «نمونه آینده جوانانی از این دست را می‌توان در دادگاهای خانواده پیدا کرد. متاسفانه درصد بسیار بالایی از طلاق‌های امروز به انتخاب‌های غلطی بر می‌گردد که زوج یا زوجه قبل از انجام ازدواج به خاطر عدم حس مسئولیت پذیری‌، عدم درک حقایق زندگی و همچنین فقدان راهکاری پایدار برای مبارزه با مشکلات، دست به انتخاب همسر می‌زنند. در واقع این قبیل افراد هیچ گونه آموزش اصولی در این باره ندیده اند».

بازهم طلاق باز هم انتخاب غلط!

مقایسه آمار 6 ماهه اول سال 88 با سال 89 نشان می‌دهد که ازدواج 2/3 درصد و طلاق 2/6 در صد رشد داشته است. بر اساس آخرین آمار ثبت احوال، امسال نرخ طلاق دو برابر نرخ ازدواج در کل کشور بوده است. همچنین براساس نظرسنجی انجام شده در شهر تهران مشخص شده که 72 درصد اولین خواستگاری‌ها از دختران بین سن16 تا 20 سالگی و 11 درصد نیز قبل از سن 16 سالگی رخ داده است، به این ترتیب 83 درصد اولین خواستگاری‌ها قبل از سن 20 سالگی رخ داده است.  در بخش دیگر این گزارش آمده حدود 45 درصد از طلاق‌ها به نحوی با آشنایی هنگام ازدواج مرتبط بوده که به دو روش دوستی یا آشنایی در محل کار و تحصیل در حالی واقع شده است که انتخاب صورت گرفته تحت تاثیر عواملی مانند شیفتگی بوده و منطق صحیح بسیار کمتر به چشم می‌خورد.  یکی دیگر از مسائلی که در نظرسنجی موردی طلاق بررسی شده بحث موافقت خانواده با ازدواج زوج‌های در آستانه طلاق بوده که بر اساس آن اغلب ازدواج‌های منجر به طلاق از ابتدا با مخالفت خانواده روبرو شده است. گزارش حاضر در مورد عوامل پایداری ازدواج نیز مشخص کرده که هرچه طول مدت نامزدی طولانی‌تر شود طلاق کاهش می‌یابد. اگر دقت کرده باشید 45 درصد طلاق‌ها در حالی رخ داده است که جوانان به علت انتخاب‌های غلط و عدم تائید خانواده دست به انجام این کار زده اند. در حالی که اگر همین خانواده‌ها با تربیت صحیح، امکان انتخاب درست را به فرزندانشان می‌دادند انتخاب بهتری صورت می‌گرفت و هیچ گاه طلاق مطرح نمی شد. زیرا طلاق صرفا یک جدایی ساده نیست که به راحتی بتوان از کنار آن عبور کرد. بی خانمان کردن زوج به خاطر دریافت مهریه‌، تباه کردن آینده و احساسات زوجه‌، لگد مال شدن آبروی دو خانواده‌، تغییر نگاه اطرافیان،افزایش بزهکاری و فقدان عاطفه در کودکان طلاق تنها گوشه‌ای‌ از مضرات طلاقی است که باید ریشه‌های آن را در گذشته و تربیت ناصحیح زوجین طلاق جستجو کرد. اگر والدین این قبیل خانواده‌ها به این باور برسند که مدیریت ارائه امکانات در راستای افزایش حس مسئولیت پذیری تنها راه نجات فرزندانشان از گرد آب‌های آینده است یقینا نه تنها روند افزایش توسعه و پیشرفت اجتماع ترقی خواهد کرد،بلکه کاهش آمار طلاق نیز حتمی خواهد بود.

مقاله

نویسنده محسن معظمی گودرزی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نفس لوامه و اضطراب اخلاقی

نفس لوامه و اضطراب اخلاقی

در زبان عربي قلق (نگراني) به همان معناي اضطراب در زبان فارسي به کار رفته است.
No image

اخلاق قرآنی

پر بازدیدترین ها

No image

اخلاق قرآنی

نفس لوامه و اضطراب اخلاقی

نفس لوامه و اضطراب اخلاقی

در زبان عربي قلق (نگراني) به همان معناي اضطراب در زبان فارسي به کار رفته است.
Powered by TayaCMS