دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

استهزاء در قرآن

No image
استهزاء در قرآن

كلمات كليدي : قرآن، استهزاء،

نویسنده : ‌رضا كاظمي‌راد

استهزاء از ریشه «هـ - ز- ء»در لغت به معنای طلب تحقیر است با هر وسیله‌ای که صورت گیرد.[1]

در اصطلاح عبارتست از مسخره کردن افراد، یا برخی امور با گفتار یا کردار، مانند اشاره با چشم یا دیگر اعضای بدن[2] که این عمل بیشتر به قصد تحقیر و توهین دیگران صورت می‌گیرد، گاهی نیز با اهداف دیگری مانند جبران کمبود شخصیت، تقویت روحیه خود یا تضعیف روحیۀ دیگری انجام می‌شود.

این مفهوم در قرآن کریم با واژه‌های «هزء» و مشتقات آن 34 بار و «سُخْر» و مشتقات آن 16 بار بکار رفته است که بیشتر لغویان این دو واژه را به یک معنا دانسته‌اند.[3]

آیاتی که در قرآن سخن از استهزاء به میان آورده، بیشتر مربوط به حوزه عقیده و دین بوده که در آن جبهه مخالف انبیای الهی، مؤمنان، وحی، آیات قرآن، معاد و حتی خداوند را به تمسخر گرفته و از استهزاء به صورت حربه‌ای برای رویارویی با دین خدا بهره می‌جستند، در آیاتی نیز استهزاء در حوزه اخلاق مطرح شده که در آن خداوند مؤمنان را از تمسخر یکدیگر منع کرده است. از بررسی تمام آیاتی که پیرامون «استهزاء» هستند، آنچه که بدست می‌آید حکم استهزاء، منشأ آن، آثار و پیامدهای این صفت مذموم اخلاقی و نیز راههای مقابله با استهزاء گران است.

حکم استهزاء:

استهزاء دیگران "ظلم" است. قرآن در آیه 11 سوره حجرات مؤمنان را از تمسخر دیگران منع کرده و در پایان می‌فرماید: «اگر از عمل خویش توبه نکنند ظالم‌اند»:

«یا ایّها الّذینَ امَنوا لایَسْخَرْ قومُ مِن قومٍ...و مَن لَمْ یَتُبْ فاُولئِکَ هُمُ الظّالمُونَ»

با توجه با آیات متعددی که در آن، انسانها از استهزای مؤمنان، آیات الهی و دین نهی شده‌اندبه مرتکبان این عمل وعده عذاب الهی داده شده بر می‌آید که استهزاء عملی حرام است که خداوند آن‌را قبیح و ناپسند و استهزاء گران را مجرم شمرده است.[4]

ریشه‌های استهزاء:

استهزاء چه در حوزه عقیده باشدچه در حوزه اخلاق، منشأ و ریشه‌های متعددی دارد، برخی از این ریشه‌ها از دیدگاه قرآن عبارتند از:

1- برتری طلبی و غرور: حس برتری جوئی گاهی باعث می‌شود که

انسان دیگران را از خود کوچکتر بپندارد و آنها را استهزاء کند.

«یا ایّها الّذینَ امَنُوا لایَسْخَرْ قَومُ مِن قومٍ عَسی اَن یَکُونوا خَیراٌ مِنْهُم...» (حجرات/ 11)

کلمه "خیراٌ" افزون بر اینکه منشأ استهزاء را بیان می‌کند، این برتر بودن ظاهری را نیز نفی می‌کند.[5]

2- دنیا طلبی: گاهی داشتن ثروت و دلبستگی به دنیا موجب

استهزای افراد فقیر می‌شود.

«زُیّنَ للذّین کَفرُوا الحَیوةُ الدّنیایَسخَروُنَ مِنَ الذّینَ امَنُوا...»(بقره/ 212)

ابن عباس نقل می‌کند که این آیه درباره گروهی از اشراف قریش نازل شد که عمار و بلال را به سبب تهیدستی مسخره می‌کردند.[6]

از دیگر ریشه‌های استهزاء که قرآن به آنها اشاره کرده است می‌توان به جهالت (بقره/ 67)،‌عدم تعقل (مائده/ 58)، دشمنی و انتقام (مائده/ 58،59)، گناه و اصرار بر آن (روم/ 10) اشاره کرد.

آثار و پیامدهای استهزاء:

استهزای مؤمنان، دین و آیات الهی در دنیا و آخرت پیامدهای متعددی دارد:

1- هلاکت دنیوی: استهزای پیامبران الهی از سوی امتهای پیشین

باعث شد که خداوند آنان‌را دچار هلاکت دنیوی کند.

«وما یأتیهِمْ مِنْ نَبّیّ الّا کانُوا بهِ یَستَهزِءُونَ، فَاَهْلَکنا اَشدَّ مِنهمْ بَطشاٌ ومَضی مَثلُ الاَوّلینَ» (زخرف/ 7، 8)

2- حبط اعمال: باطل شدن اعمال از دیگر آثار استهزاء آیات خدا و

پیامبران است.

«اولئک الذینَ کَفَرُوا بِایاتِ رَبِهِم و لِقائه حَبِطَت أعمالُــهم... ذَلکَ جَزاوهُـــم جَهَنّم بِما کَـــفَرُوا وَاتَّخَذُوا ایاتی و رُسُلی هُزُواٌ»(کهف 105 ، 106)

در این دو آیه خداوند حبط و نابودی اعمال و در نتیجه جهنم را نتیجه استهزاء‌ آیات خداوند و فرستادگانش توسط کفار می‌داند.[7]

3- مورد استهزاء واقع شدن:

کافرانی که مؤمنان را در دنیا استهزاء کرده‌اند، در آخرت مورد تمسخر

آنان قرار خواهند گرفت.8

«اِنّ الّذینَ اَجْرَمَوا کانُوا مِنَ الّذینَ امَنُوا یَضْحکُونَ...فَالیَومَ الّذینَ ءامَنُوا مِنَ الْکُفارِ یَضحَکونَ »(مطففین/ 29، 30، 34، 35)

در قرآن آثار دیگری برای استهزاء ذکر شده است همچون فراموشی خداوند، ارتداد، حسرت در روز قیامت، خواری و عذاب اخروی.

برخورد با استهزاء گران:

قرآن کریم در آیاتی بطور مستقیم یا غیرمستقیم، راههای گوناگونی را برای برخورد با استهزاء گران ارائه داده است که به دو مورد اشاره می‌کنیم:

1- ترک همنشینی با آنها:

« وَاِذا رَأیْتَ الّذینَ یَخُوضُونَ فی ایاتِنا فَاَعرِضْ عَنْهُمْ حتّی یَخُوضُوا فی غَیْره» (انعام/ 68)

در این آیه قرآن صراحتاٌ امر به ترک همنشینی با کسانی را دارد که آیات خداوند را به تمسخر می‌گیرند.

2- ترک دوستی:

«یا ایّها الّذینَ امَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذینَ اتَخَذُوا دینَکُم هزواً ولَعباً...اولیاءَ»(مائده/ 57)

در این آیه نیز قرآن صراحتاٌ به مؤمنین دستور داده که از دوستی با کسانی که آیات خدا و دینش را به استهزاء و بازی می‌گیرند بپرهیزند.

از دیگر آیات قرآن راههای دیگری هم بدست می‌آید (در مقابل استهزاء کافران) همچون صبر و یاد خداوند، موعظه و نصیحت، مقابله به مثل...

مقاله

نویسنده رضا كاظمي‌راد
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS