دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ریاضت

حضرت امیر المومنین علی (ع) می فرماید: من نفس سرکش را با تقوا تمرین می دهم ورام می سازم. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
ریاضت
ریاضت

قال علی علیه السلام:

…و إنّما هی نفسی أروضها بالتقوی…

(نهج‌البلاغه، نامه 45، بند 10)

ترجمه:

من نفس سرکش را با تقوا تمرین می دهم ورام می سازم.

(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)

توضیح:

ریاضت

حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «و إنّما هی نفسی أروضها بالتقوی»[1]؛ من نفس خود را با تقوا ریاضت می‌دهم. همچنین آن حضرت می‌فرماید: «لأروضنّ نفسی ریاضة تَهِشّ معها إلی القرص إذا قدرتُ علیه مطعوماً وتقنع بالملح مأدوماً ولأدعنّ مُقلتی کعین ماءٍ نضب مَعینها مستفرغة دموعَها»[2]؛ چنان نفس خود را ریاضت و تمرین می‌دهم که به قرصی نان، هرگاه به آن دست یابم، کاملاً متمایل شود و به نمک، به جای نان خورش قناعت کند و چنان از چشمهایم اشک بریزم که همچون چشمه‌ای خشکیده، دیگر اشکم جاری نگردد. کسی که با تمرین بخواهد حیوان سرکشی را رام کند می‌گویند آن را ریاضت می‌دهد و «رائض» کسی است که با تمرین حیوان سرکش را رام می‌کند.

ریاضت برای سالکان الهی این است که نفس سرکش خود را رام کنند تا به طرف «بهیمیّت»، «سبعیّت» و یا «شیطنت» حرکت نکند و فقط راه چهارم را که راه«فرشته منشی» است طی کند و مطیع عقل عملی[3] باشد.

به هر تقدیر، ریاضت یعنی تمرین دادن. انسان وقتی نفس امّاره را تمرین بدهد، آن را از امّاره بالسّوء بودن می‌رهاند و از تمرّد و سرکشی بیرون می‌ورد و مطیع عقل عملی می‌کند و در این اطاعت هم آن را ثابت قدم و راسخ می‌گرداند که در نتیجه، اطاعت از عقل عملی برای آن ملکه می‌شود.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص187-188
    پی نوشت:
  • [1] . نهج‌البلاغه، نامه 45، بند 10.
  • [2] . نهج‌البلاغه، نامه 25، بند 26.
  • [3] . محقّق طوسی در این بحث عقل عملی را بر «نیروی اجرایی و عملی» اطلاق کرده است. گرچه در اصطلاح، عقل عملی بر قوه‌ی که حکمت عملی را درک می‌کند اطلاق می‌شود، ولی اگر ما اصطلاح را چنین قرار دهیم، بهتر است: عقل عملی یعنی نیروی مدبّر، مدیر و نیروی اجرایی که «عُبد به الرَّحمن واکتسب به الجنان» (اصول کافی، ج 1، ص 11)؛ نه نیرویی که مسائل و حکمت عملی را درک می‌کند؛ زیرا درک همه مسائل، خواه نظری و خواه عملی، بر عهده عقل نظری است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS