دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پاسخ به شبهات

No image
پاسخ به شبهات

پاسخ به شبهات

این عالم زمان شناس، گذشته از خدمات علمى، فرهنگى و سیاسى رسمى، در صدد رفع شبهه و زدودن آثار شک و تردید از اذهان نسل نو بود. او سعى مى کرد با دلیل هاى قانع کننده نسل هاى جدید را از خطر هجوم افکار و اندیشه هاى انحرافى مصونیت بخشیده و شبهات مطروحه را رفع نماید. چند نمونه از این قبیل اقدامات وى را ذکر مى کنیم:

1. اربلى در شرح حال امام هفتم به این پرسش تاریخى که: چرا در هنگام تشییع پیکر پاک حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام) منادى ندا مى کرد: هذا اِمامُ الرَّفَضَه فَاعْرِفُوهُ؟! چنین پاسخ مى دهد:

چون در آن زمان گروهى بر این باور بودند که امام موسى(علیه السلام) قائم منتظر(علیه السلام) است حبس آن حضرت را به عنوان غیبت آن بزرگوار تلقى مى کردند. آنان اعتقاد داشتند که امام کاظم(علیه السلام)همان مهدى موعود(علیه السلام) است که بعدها ظهور خواهد کرد بدین جهت یحیى بن خالد هنگام شهادت آن حضرت دستور داد تا منادى ندا دهد که این پیکر همان موسى بن جعفر(علیه السلام) است که برخى گمان مى کنند که او نمى میرد، و آن حضرت، قائم منتظر نیست.([31])

2. او در مورد دعاهایى که با عصمت معصومین(علیهم السلام) سازگار نیست امّا از آن گرامیان صادر شده است. چنین جواب مى دهد: به نظر من انبیا و اولیاى الهى همه اوقات خود را به ذکر خدا مشغول مى داشته اند و قلب آنان مملو از ذکر و حبّ پروردگار متعال بود. و خاطر آنان همیشه متعلّق به ملأ اعلا بوده و آنان در همه اوقات در مراقبه بوده اند و هر گاه از این رتبه عالى تر قدرى پایین مى آمدند و توجّه به مسائل عادى و مباحات، آنان را لحظاتى از خداوند متعال باز مى داشت آن را براى خود گناه و خطا مى شمردند و از آن استغفار مى کردند و این از باب همان سخنى است که فرمود: حسنات الابرار سیّئات المقرّبین. دعاى امام هفتم(علیه السلام)در سجده نیز از همین قبیل است که مى فرمود: رَبِّ عَصَیْتُکَ بِلِسانى وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِکَ لاََخَْرَسْتَنى... خدایا من با زبان خود ترا گناه کردم قسم به عزتت که اگر مى خواستى زبان مرا مى بستى.([32])

3. وى در پاسخ این شبهه که آیه تطهیر اختصاص به زنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) دارد نه به اهل بیت(علیهم السلام)، پاسخ مى دهد:

این سخن هم از نظر روایت و هم از نظر درایت نادرست است. امّا روایت، حدیث امّ سلمه است که این آیه در منزل او نازل شده است و امّا درایت این که: اگر این آیه در مورد زنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل مى شد باید خداوند مى فرمود: لیذهب عَنْکُنَّ الرِّجْسَ وَ یُطَهِّرَکُنَّ، بنابراین از ضمیرهاى مذکر در آیه معلوم مى شود که این آیه در مورد اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل شده. بدیهى است که در ادبیات عرب اگر مذکر و مؤنث با هم باشند لفظ را مذکر مى آورند و به آن ]بر مؤنث [غلبه مى دهند.([33])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS