24 آبان 1393, 14:4
كلمات كليدي : تاريخ، سريه، پيامبر(ص)، بَشِير بن سَعد، غطفان، حَسِيل بن نُوَيره، جُبَار و جناب
نویسنده : هادي اكبري
"سریة" از ماده «سرو» و به قطعهای از سپاه گفته میشود که به دستور رسولخدا(ص) به سوی مکانی و برای انجام مأموریتی اعزام میشدند، بدون آنکه پیامبر(ص) همراه آنان خارج شود.[1]
دربارهی علت وقوع این سریه نوشتهاند، "حَسِیل بن نُوَیره" که از قبیلهی أشجَع و راهنماى رسولخدا(ص) به سوی خیبر بود، به مدینه آمد. پیامبر(ص) از او پرسیدند: از کجا مىآید؟ او پاسخ داد: از منطقه «جُبَار»(آبی است متعلق به «بنیحمیس» که بین «مدینه» و منطقهی «فید» واقع شده است[2]). پیامبر(ص) از حَسِیل بن نُوَیره در مورد اخبار آن منطقه پرسش نمودند و او در پاسخ گفت: گروهى از قبیله «غطفان» در منطقهی «جناب» جمع شده بودند و قصد حمله به شما یا اطراف مدینه را دارند.[3]
در پی خبر "حَسِیل بن نُوَیره" در مورد حملهی قریبالوقوع قبیلهی غطفان به مدینه، رسولخدا(ص) در شوال سال هفتم هجری،[4] "بَشِیر بن سَعد" را احضار فرموده و براى او پرچمى بسته و سیصد تن را همراه او کردند. پیامبر(ص) دستور دادند تا سپاه، شبها را حرکت کرده و روزها کمین کنند. حَسِیل بن نُوَیره هم به عنوان راهنما به همراه آنان حرکت کرد.[5]
سپاه مسلمانان به راه افتاده، شبها حرکت مىکردند و روزها پنهان میشدند تا اینکه به منطقهی «خیبر» در «سَلاح»(منطقهای است در قسمت پایین خیبر[6]) رسیدند. پس از آن از منطقهی سَلاح حرکت کردند تا اینکه به نزدیک سرزمین دشمن رسیدند. در این حال حَسِیل بن نُوَیره گفت: اکنون فاصله میان شما و دشمن به اندازه دو سوم روز یا نصف روز است. اکنون اگر مایلید شما در اینجا کمین کنید تا من به عنوان پیشاهنگ به سوی دشمن رفته و از آنان برای شما خبر بیاورم، در غیر این صورت همگی با هم خواهیم رفت. پس از مشورت و تصمیمگیری، حَسِیل بن نُوَیره به تنهایی برای کسب خبر به راه افتاد. او پس از مدتی بازگشته و به اطلاع مسلمانان رساند که گلههای غطفانیان در همین نزدیکی است و آنان میتوانند به آنان حمله کنند. پس از آنکه مسلمانان در مورد حمله به گلهها با یکدیگر مشورت کردند، تصمیم گرفتند تا گلههای آنان را تصاحب کنند و پس از آن به تعقیب دشمن بپردازند.[7]
پس از آنکه مسلمانان به مشورت پرداختند، تصمیمِ حمله به فتنه انگیزان را گرفتند. حمله به غطفانیان برای مسلمانان بسیار پرمنفعت بود و علاوه بر دفع خطر متجاوزان، شتران زیادی نصیب مسلمانان کرد. نگهبانان شتران در پی وقوع این حمله گریختند و خود را به قبیله رسانده و خبر حملهی مسلمانان را به اطلاع آنان رساندند. نتیجه این خبر فرار افراد قبیله از ترس مسلمانان و گریختن به سرزمینهای دیگر بود. پس از غنیمتگیری، بَشِیر بن سَعد به همراه یاران خود به محل اجتماع دشمن رفت؛ ولی آنان را در آنجا نیافت و به سوی مدینه بازگشت.[8]
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان