دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حمله خیال به مرزهای واقعیت

قدرت تخیل مثل همه نعمت‌های خداوند اعجاب آور است.
No image
حمله خیال به مرزهای واقعیت

نقش «تخیل» در متاثر کردن واقعیت‌های عالم مدرن

قدرت تخیل مثل همه نعمت‌های خداوند اعجاب آور است. اگر چه به گونه‌ای با زندگی ما آمیخته و در نقشی مدام در همه ساعات ما حضور دارد که اصلاً وجودش حس نمی‌شود.

تخیل و قدرت تصویرپردازی، دنیایی را در ذهن می‌سازد که به اندازه بازتاب واقعیت بیرونی، واقعی به نظر می‌رسد و چون دست یافتنی می‌نماید، به محرکی برای دستیابی تبدیل می‌شود. به همین دلیل در همه علوم و عرصه‌ها حتی فلسفه و عرفان، این قوه مرموز مورد توجه است.

تخیل اگر در زمینه ای متعادل دنبال و به کار گرفته شود می‌تواند منشا منفعت باشد. چنان که بسیار شنیده ایم تخیل مثبت حتی می‌تواند بر واقعیت بیرونی تاثیر مثبت بگذارد چیزی که شبیه به آن را در آموزه‌های دینی؛ به فال نیک گرفتن و امید به خیر، می‌توان دید. اما این، همه مسئله نیست. تخیل منفی شامل تخیل در موضوعات منفی و تخیل کنترل نشده، همچون هر نیروی غریزی دیگر که از تعادل خارج شود، خطرآفرین است.

تخیل اگر در مسیر سازنده‌ای قرار نداشته باشد نابود کننده است و این را معمولاً در نتایج اولیه آن می‌توان تشخیص داد. خیال پردازی‌های بی پایه و آرزوبافی‌های دور و دراز معمولاً بیش از آن که به تحرک و تلاش منجر شود به یاس و کسالت می‌انجامد و سودی جز برای آنها که از شما می‌خواهند؛«به رویاهایت بیندیش» ندارد.

تخیل و هنر

بی راه نیست اگر «خیال» را عنصر اصلی هنر بدانیم. حتی در ابتدایی‌ترین نمونه‌هایی که به عنوان تلاش‌های نخستین انسان در هنر بر شمرده می‌شوند نقش خیال آشکار است. در همه عصرها هنرمندانی که به دنبال تاثیر گذاری و القای مفهومی در مخاطب خود بوده اند سعی کرده‌اند تصورات مورد نظر را با الفاظ یا تصاویر در ذهن او بازسازی کنند یعنی تخیل مخاطب را به سمت نتیجه مطلوب مدیریت کنند. چه این تصویرپردازی‌ها اساس واقعی داشته باشند یا خودشان هم نتیجه تخیل هنرمند باشند.

شاید داستان سرایی‌ها و افسانه‌ها رایج‌ترین و مهم‌ترین نمونه‌های خدمت رسانی تخیل به هنر باشند که به شکل گیری فرهنگ‌ها و اعتقادات و ارزش‌ها می‌توانند منجر شوند. بعد از آن باید به نقاشی وتصویرگری اشاره کرد که با همه وامداری اش به واقعیت در رئال ترین صورت، آینه غیرواقعی واقعیت است. تا برسیم به عصر جدید که فرزند غول پیکر این دو یعنی سینما، تخیل را عرصه ای بی حد و مرز بخشید.

تخیل در هر کدام از این صورت‌ها و شکل‌های هنری، همیشه حالت تعادل نداشته است. همیشه انسان‌های نامتعادلی بوده اند که راه افراط می‌پیموده اند و با سوء استفاده از طلب و ولع مخاطب به موارد خارق العاده، غیرمسئولانه ذهن و روان او را معرض جولان تخیلات خود قرار می‌داده اند. مهمترین آفت این خیال پردازی ها، متاثر کردن واقعیت است. خو کردن به افسانه‌ها و داستان‌های خیالی، انسان را از جدیت و واکنش متناسب نسبت به امور واقعی باز می‌دارد و خطرناک تر آنکه آموزه‌های واقعی و تصویرهای تاریخی را هم از ارزش می‌اندازد گویا اینها هم حاصل تخیلات عده‌ای دیگر بوده‌اند. برخی از این خیال پردازی‌ها حتی در طول سال‌ها تبدیل به بخشی از عقاید و تاریخ برخی اقوام می‌شد. البته چنین آفتی بعید است درباره بشر امروز تکرار شود اما بی شک، تب تخیل، آنگاه که اوج می‌گیرد از دست درازی در هستی شناسی و جهان بینی مخاطبین هم باز نمی ایستد حتی اگر هیچ پیام روشن ایدئولوژیک را به زبان نیاورد. خصوصاً در عصر حاضر شک نباید داشت که تجسم عینی خارق العاده‌ترین اتفاقات و موجودات (که با تولید انبوه و بازار رقابت، منجر به بمباران مخاطبین شده است) هر چند ناخودآگاه، ناسازگاری هایی در ذهن نسبت به آموزه‌های واقعی پدید می‌آورد. آیا تا به حال بیننده فیلم سینمایی ای بوده‌اید که داستان خیالی آن شما را درباره اطمینانی که به واقعی بودن خود و تصورات و جهان اطرافتان داشته اید دچار تردید کند؟

رسانه‌ها و فروریختن مرزها

در دنیای جدید این تنها مرزهای جغرافیایی نیست که توسط رسانه‌های جهانی نادیده گرفته می‌شوند بلکه مرزهای مستحکم تر دیگری هم هست که از بین می‌روند؛ «مرزهای خیال و واقعیت!»  برخی رسانه‌ها از چند جهت در به حاشیه راندن واقعیت و جایگزینی آن با تخیل و دنیای غیرواقعی نقش ایفا می‌کنند. از یک سو رسانه‌ها طی این سالیان بدل به عینک مردم جهان برای دیدن اطرافشان شده‌اند و با اطمینان ناگریزانه‌ای که کسب کرده‌اند به بازنمایی واقعیت آن گونه که خود می‌پسندند می‌پردازند. چیزی که بودریار با کلماتی نظیر؛ جهان شبیه سازی شده، فراواقعی و واقعیت واقعی‌تر از واقعیت! سعی در تفهیم آن دارد بیانگر تعیین کنندگی رسانه‌ها است در این که چه چیزی واقعیت دارد و چه چیز نه! هرچند نظر این دست اندیشمندان را نپذیریم اما در چنین فضایی، راز رفتارها و واکنش‌های نامتعادل بسیاری از جهانیان که مخاطب این رسانه‌ها هستند، قابل فهم‌تر است.

برخی رسانه‌ها همچون معرکه گیرانی که سعی می‌کردند با قصه‌های عجیب و غریب مردم را دور خود جمع کنند در رقابتی سنگین در تنور تخیل می‌دمند. رویه‌ای که با توجه به آثار تخدیر کننده آن بعید نیست به شکلی آگاهانه و برنامه ریزی شده، تحت مدیریت پنهان نظام سلطه دنبال شود. بویژه وادادگی رسانه عام و پرنفوذی همچون تلویزیون در برابر این موج، فاجعه آفرین است.

فاجعه‌ای که یکی از ابعاد آن کودکانند. نکته‌ای که معمولاً نادیده گرفته می‌شود این است که کودکان تا سن 8-7 سالگی آن چنان که باید تمایزی بین واقعیت و خیال نمی‌بینند. برخی تحقیقات نشان می‌دهد در بین کودکان 8 ساله، 29 درصد و بین کودکان 6 ساله، 58 درصد اصلاً نمی‌دانستند که بازیگران برنامه‌های تلویزیون واقعی نیستند و بازی می‌کنند (کودک و تلویزیون. ص79).

این واقعیت بدین معنا است که مثلاً تصویر تلویزیونی صحنه یک نبرد خونین برای یک کودک خردسال مانند یک مستند کاملاً واقعی برای بزرگسالان عمل می‌کند. البته معنای این آمارها این نیست که بزرگسالان از خلط واقعیت و مجاز مصون هستند؛ آیا تا به حال ترس ناشی از یک محصول ژانر وحشت را تجربه کرده‌اید؟

و اما رسانه‌های الکترونیک که تخیل را در بستر دیگری که ما با عنوان دنیای مجازی می‌شناسیم به زندگی انسان گره زده است. این شکل پیچیده‌تر و کاملاً متفاوتی از خیال پردازی است که چنان ملموس است که حتی از عنوان «تخیل»، زیرکانه می‌گریزد.

شاید همین پیچیدگی و تفاوت و همین زیرکی‌ها باعث شده است امروزه در سراسر جهان میلیون‌ها نفر به آن معتاد باشند. دسترسی آسان و سریع به اتفاقات واقعی دنیا! شبکه‌های اجتماعی که در ظاهر همه چیز آن شفاف و واقعی است، دنیاهای مجازی که به اندازه دنیای واقعی قابل زندگی بلکه «قابل تر» برای زندگی اند و امکانات دیگر این رسانه‌ها که در حقیقت بر لبه‌های مرز واقعیت و غیرواقعیت بنا شده اند، شرایط تازه ای را برای انسان پدید می‌آورند. شرایطی که تفکر آرمان نگر، واقعیت گرا و آزاد را تهدید می‌کند!

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

این مجموعه، مانند بسیاری از کارهای تلوزیون ضعف ها و نقطه قوت هایی دارد. می توان گفت مسئله عشق و ازدواج پنهانی مهمترین ایده این سریال است. اینکه ما دغدغه ها و مشکلات مردم و جامعه را به صورت عامه پسند و در رسانه ملی مطرح کنیم...
ریشه شناسی یک ترس ; نقد فیلم خفگی

ریشه شناسی یک ترس ; نقد فیلم خفگی

«جیرانی» در آخرین ساختة خود با یک ملودرام جنایی ـ معمایی به پردة سینما بازگشته است . «خفگی» همانند دیگر آثار او نظیر «قرمز» و «پارک‌وی» به روابط روان‌پریشانه بین شخصیت‌ها می‌پردازد. فیلم هرچند از حیث محتوا و انتخاب موضوع شبیه دیگرآثار این فیلم‌ساز است و منطبق با ایدئولوژی اوست اما از حیث فرم و محتوا فیلمی متفاوت به‌شمار می‌آید.
در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

اتفاقات سیاسی و اجتماعی در تاریخ ایران همواره ارتباط نزدیکی با اعتقادات اخلاقی و مذهب داشته است. بسیاری از قیام های محلی برآمده از دیدگاه مذهبی بودند و یا بواسطه حفظ اخلاقیات شکل گرفتند. در ایران، اخلاق گرایی و دین گرایی همپوشانی نزدیکی با وطن پرستی و استقلال ملی دارد. بسیاری از آثار ادبی و سینمایی از «کلیدر» محمود دولت آبادی گرفته تا «هزاردستان» علی حاتمی، بر اساس همین همپوشانی خلق شده اند.
شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

این سریال ساخته فیلمساز موفق ایرانی حسن فتحی است که سریال های جذاب وموفقی چون پهلوانان نمی میرند، شب دهم، مدار صفر درجه و میوه ممنوعه را در کارنامۀ خود دارد. همگی این سریال های تلویزیونی مخاطبان بیشماری را به خود اختصاص دادند و این همه ناشی از توانایی او در نوشتن فیلمنامه و کارگردانی است.
روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

از میان کارهای تلویزیونی حسن فتحی، مجموعه روشنتر از خاموشی که به شرح زمانه و اندیشه ملاصدرا می‌پردازد، چندان اسباب شهرت این کارگردان نیست. با آن‌که زمان پخش سریال نامناسب نبود و با آمدن شبکه IFilm هم پخش آن به دفعات تکرا شد، اما این سریال همواره در قیاس با هم‌نژادان خود- یعنی شب دهم، مدار صفر درجه و البته پهلوانان نمی‌میرند- کم‌رنگ و مهجور مانده است!
Powered by TayaCMS