دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بشارت های خدا

No image
بشارت های خدا

كلمات كليدي : قرآن، بشارت، مبشّر، خداوند، بشارت دنيوي، بشارت اخروي، بهشت

نویسنده : روح‌الله رضائی

بشارت از ماده‌ی "بشر" بوده که در لغت معانی مختلفی برای آن ذکر کرده‌اند؛ جمال و زیبائی،[1] خبر مسرت بخش[2] و برخی آن را با بشر و مباشر هم ماده دانسته‌ و اصل واحدی برای آن‌ در نظر گرفته‌اند که به معنای مطلق انبساط و گشاده‌ روئی است؛ به انسان نیز از این جهت بشر می‌گویند که گشاده روئی مخصوص به اوست.[3] و در اصطلاح قرآنی بشارت به معنای خبر دادن به چیز مسرت‌بخش می‌باشد. از این رو واژه‌ی بشارت درباره‌ی اخبار به خیر به کار می‌رود؛ اما این کلمه در برخی موارد با کمک قرینه، درباره‌ی خبر به شرّ نیز به کار می‌رود.[4]

مبشّر در قرآن

در بحث بشارت، آیات مختلفی وجود دارد که این آیات از لحاظ‌های گوناگونی تقسیم می‌شوند. از جمله بررسی آیات از لحاظ بشارت دهنده(مبشّر):

1. خداوند

«یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فیها نَعیمٌ مُقیمٌ»[5]

«پروردگارشان آنها را به رحمتى از ناحیه خود، و رضایت(خویش)، و باغهایى از بهشت بشارت مى‌دهد که در آن، نعمتهاى جاودانه دارند.»

2. پیامبر اسلام

«یا أَیهَا النَّبِی إِنَّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً»[6]

«اى پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت‌ دهنده و انذار کننده!»

و آیات دیگری که بشارت دهنده را خود قرآن(نحل/89)، پیامبران الهی(بقره‌/‌213، انعام‌/‌48)، روح‌القدس(نحل/102)، جبرئیل(بقره/97)، بادها(اعراف/57) و غیره معرفی می‌کند.

بشارت‌های خداوند در قرآن

مراد ما در این بحث، بشارت‌هایی است که "خداوند" به طور مسقیم بشارت دهند‌ی آن بوده که شمار این آیات، به بیش از ده آیه می‌رسد.[7] چند مورد آن را به طور خلاصه یادآور می‌شویم:

1. عوامل بهره‌مندی از بشارت خدا

ذکر بشارت‌های خداوند در آیات قرآن برای این است که انسان به این بشارت‌ها طمع کرده و به سوی اعمالی که سبب این بشارت شده است، رغبت کند؛ از این رو در بسیاری از آیات بشارت عوامل این بشارت‌ها نیز ذکر شده است. برخی از این عوامل عبارتند از:

1. ایمان به خدا و رعایت تقوای الهی

در یکی از آیات قرآن عامل بهره‌مندی از بشارت خداوند، داشتن ایمان به همراه تقوای الهی بیان شده است:

«أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَاللَّهِ... الَّذِینَ ءَامَنُوا و کانوا یَتّقوُن؛ لَهُمُ الْبُشْرى‌ فِی‌الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی‌الْآخِرَةِ لاتَبْدیلَ لِکَلِماتِ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ» [8]

«آگاه باشید (دوستان و) اولیاى خدا،... همان‌ها که ایمان آوردند و (از مخالفت فرمان خدا) پرهیز مى‌کردند؛ در زندگى دنیا و در آخرت، شاد (و مسرور)ند؛ وعده‌هاى الهى تخلّف ناپذیر است. این است آن رستگارى بزرگ»

خداى متعال در این آیات اولیاى خود را بشارتى اجمالى ‌داده و چنین معرفى کرده: «الَّذِینَ آمَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُونَ»، پس صرف ایمان و تقوی انسان را لایق بشارت خداوند نمی‌کند؛ بلکه با آوردن کلمه‌ی "کانوا" فهمانده که اولیاى خدا قبل از ایمان آوردن، تقوایى مستمر داشته‌اند؛ معلوم است که ایمان ابتدایى مسبوق به تقوا نیست، آن هم تقواى مستمر و دائمى؛ بنابراین بهره‌مندی از بشارت خداوند مرحله‌ی خاص و والایی از تقوای الهی را می‌خواهد که مسبوق به تقوای دائمی باشد.[9]

2. اجتناب از طاغوت و اطاعت خدا

این دو خصلت برای کسانی که مورد بشارت خداوند قرار می‌گیرند، آورده شده و بیانگر علل بهره‌مندی از بشارت‌های خداوند می‌باشد.[10] کسانی که این صفات را داشته باشند جزء بندگان خاص خداوند بوده و مشمول بشارت خاص می‌شوند:[11]

«وَ الَّذینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى‌ فَبَشِّرْ عِبادِ...» [12]

«و کسانى که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوى خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده...»

3. بندگی خدا و انجام اعمال صالح

بندگی کردن و عمل صالح انجام دادن انسان را در شمار بهره‌مندان از بشارت الهی قرار می‌دهد:[13]

«ذلِکَ الَّذی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ...»[14]

«این همان چیزى است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند به آن نوید مى‌دهد...»

4. جهاد در راه خدا و هجرت

دو صفت دیگری که انسان‌های مؤمن را از بشارت الهی بهره‌مند می‌کند، هجرت و جهاد در راه خداست:[15]

«الذین ءامَنُوا و هاجَروا و جاهَدوا فی سَبیلِ اللهِ بِأَمْوَالهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَاللَّهِ وَ أُوْلَئکَ هُمُ الْفَائزُونَ؛ یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ...»[16]

«آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند. پروردگارشان آنها را به رحمتى از ناحیه خود، و... بشارت مى‌دهد...»

در این آیه کسانی را که در راه خدا جهاد و هجرت می‌کنند، رستگار خوانده و از سیاق آیه برمى‌آید که رحمت، رضوان و جنتى که مى‌شمارد، بیان همان رستگارى است که در عبارت «أُوْلَئکَ هُمُ الْفَائزُونَ» ذکر شده که در اینجا به طور تفصیل و با زبان بشارت و نوید بیان شده است.[17]

2. تعلقات بشارت خداوند

آیاتی که از بشارت‌های خداوند سخن به میان آورده و بندگان خود را مشمول آن بشارت نموده، بر دو گونه می‌توان بیان کرد که بشارت الهی به آن تعلق گرفته است:

الف. تعلقات دنیوی

1. امداد الهی

امداد غیبی جزو نعمت‌های دنیوی شمرده شده که در برخی جنگ‌ها خداوند به مؤمنان عنایت کرده است:

«بَلىَ إِن‌تَصْبرِواْ وَ تَتَّقُواْ وَ یَأْتُوکُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُم بخِمْسَةِ ءَالَافٍ مِّنَ‌الْمَلَائکَةِ مُسَوِّمِینَ وَ مَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشرْى‌ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئنِ‌َّ قُلُوبُکُم بِهِ‌...»[18]

«آرى، (امروز هم) اگر استقامت و تقوا پیشه کنید، و دشمن به همین زودى به سراغ شما بیاید، خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان، که نشانه‌هایى با خود دارند، مدد خواهد داد! ولى اینها را خداوند فقط بشارت، و براى اطمینان خاطر شما قرار داده‌...»

فرستادن ملائکه و وعده‌ی کمک به مؤمنان توسط فرشتگان الهی، بشارتی است از ناحیه‌ی خداوند، جهت تسلی و اطمینان دل‌هایشان تا از زیادی سپاه دشمن و کمى عدد خود نهراسند.[19]

2. اهداء فرزند

یکی دیگر از نعمت‌های دنیوی که از ارزش والایی برخوردار است، بشارت به فرزند بوده که به حضرت ابراهیم(ع) در سن پیری خداوند از بشارتی خبر می‌دهد که مربوط به ولادت فرزندش حضرت اسحاق(ع) است؛[20]

«وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِیّاً مِنَ‌الصَّالِحینَ»[21]

«ما او را به اسحاق- پیامبرى از شایستگان- بشارت دادیم!»

البته برخی این بشارت را متوجه نبوت حضرت اسحاق نیز می‌دانند؛ یعنى در آیه‌ی شریفه به ابراهیم(ع) همزمان دو بشارت داده شده: بشارت به وجود پسر، و بشارت به نبوت آن پسر که پیامبری از صالحان بود.[22] اینکه متعلق بشارت فرزند باشد، در آیه‌ی دیگر نیز به اشاره شده است:

«فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلیمٍ»[23]

«ما او [ابراهیم‌] را به نوجوانى بردبار و صبور بشارت دادیم!»

ب. تعلقات اخروی

1. بهشت:

بهشت یکی از نعمت‌های اخروی است که در برخی آیات، خداوند بندگان را به آن بشارت داده ‌است:

«یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فیها نَعیمٌ مُقیمٌ»[24]

«پروردگارشان آنها را به رحمتى از ناحیه‌ی خود، و رضایت (خویش)، و باغ‌هایى از بهشت بشارت مى‌دهد که در آن، نعمت‌هاى جاودانه دارند.»

همچنین آیاتی در قرآن وجود دارد که سخن از بشارت‌های خداوند در روز قیامت می‌زند:

«وُجُوهٌ یَوْمَئذٍ مُّسْفِرَةٌ، ضَاحِکَةٌ مُّسْتَبْشِرَة»[25]

«چهره‌هایى در آن روز گشاده و نورانى است، خندان و مسرور است.»

خوشحال بودن مؤمنان که به آن بشارت داده شده‌اند، به دلیل جایگاه والایشان است؛ جایگاهی که خداوند به آن‌ها عنایت کرده و آنان می‌خواهند در آن وارد شوند.[26]

در برخی آیات به هر دو بشارت دنیوی و اخروی باهم اشاره شده است:

«الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ کَانُواْ یَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرَى‌ فىِ‌الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ فىِ‌الاَخِرَةِ لَاتَبْدِیلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»[27]

«همان‌ها که ایمان آوردند، و (از مخالفت فرمان خدا) پرهیز مى‌کردند، در زندگى دنیا و در آخرت، شاد (و مسرور)ند. وعده‌هاى الهى تخلّف ناپذیر است! این است آن رستگارى بزرگ!»

بشارت در این آیه اگر انشایی باشد (بشارت باد آنان را...)، به این معناست که این بشارت هم در دنیا براى آنان واقع مى‌شود و هم در آخرت واقع خواهد شد؛ اما اگر خبری باشد و خواسته باشد خبر بدهد که خداى تعالى بزودى اولیاى خود را در دنیا و آخرت بشارت مى‌دهد؛ یعنی بشارت در دنیا و آخرت بعدها برای آنها واقع مى‌شود؛ و اینکه این چه نعمتی است که قرآن از آن بشارت داده، آیه نسبت به آن ساکت است.[28] البته برخی معنای بشارت در آخرت را بهشت می‌دانند؛[29] چون در برابر مؤمنان، قرآن از تحریم این بشارت از مجرمان خبر داده است:

«یَوْمَ یَرَوْنَ الْمَلائِکَةَ لابُشْرى‌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمینَ وَ یَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً»[30]

«(آنها به آرزوى خود مى‌رسند،) امّا روزى که فرشتگان را مى‌بینند، روز بشارت براى مجرمان نخواهد بود (بلکه روز مجازات و کیفر آنان است)! و مى‌گویند: ما را امان دهید، ما را معاف دارید! (امّا سودى ندارد!)»

منظور از "یوم" روز قیامت است و آیه خبر می‌دهد که مژده‌ای برای مجرمان وجود ندارد و این خود نشان می‌دهد که بشارت در آخرت بر برخی انسانها وجود دارد.[31]

مقاله

نویسنده روح‌الله رضائی
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - خداشناسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS