دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تلمود چیست؟

اگر کتاب مقدس سنگ زاویه و شالوده یهودیت باشد، تلمود ستون اصلى آن خواهد بود که از فراز بنیادها سربرآورده، کل بنا و عمارت معنوى و عقلانى یهودیت را پشتیبانى مى‌کند. هیچ کتابى نمى‌توان یافت که به‌اندازه تلمود، برنظریه و عمل زندگى یهودى، شکل‌دهى به محتوا و مضامین معنوى آن و ایفاى نقش راهنماى رفتار، تأثیر داشته باشد.
تلمود چیست؟
تلمود چیست؟

اگر کتاب مقدس سنگ زاویه و شالوده یهودیت باشد، تلمود ستون اصلى آن خواهد بود که از فراز بنیادها سربرآورده، کل بنا و عمارت معنوى و عقلانى یهودیت را پشتیبانى مى‌کند. هیچ کتابى نمى‌توان یافت که به‌اندازه تلمود، برنظریه و عمل زندگى یهودى، شکل‌دهى به محتوا و مضامین معنوى آن و ایفاى نقش راهنماى رفتار، تأثیر داشته باشد.

اگر کتاب مقدس سنگ زاویه و شالوده یهودیت باشد، تلمود[1] ستون اصلى آن خواهد بود که از فراز بنیادها سربرآورده، کل بنا و عمارت معنوى و عقلانى یهودیت را پشتیبانى مى‌کند. تلمود از بسیارى جهات، مهم‌ترین کتاب در فرهنگ یهودى و ستون فقرات خلاقیت و حیات ملى آن است. هیچ کتابى نمى‌توان یافت که به‌اندازه تلمود، برنظریه و عمل زندگى یهودى، شکل‌دهى به محتوا و مضامین معنوى آن و ایفاى نقش راهنماى رفتار، تأثیر داشته باشد. قوم یهودى همیشه به خوبى مى‌دانسته است که ماندگارى و بالندگى او در مطالعه تلمود است و دشمنان یهودیت نیز این واقعیت را دریافته‌اند. این کتاب با بى‌احترامى‌ها، ناسزاها و افتراهاى زیادى روبه‌رو شد و در قرون وسطى، بارها در شعله‌هاى آتش سوخت؛ این اواخر نیز همان توهین‌ها نسبت به آن روا داشته مى‌شود. هر از چندى، مطالعه تلمود ممنوع مى‌شده است؛ زیرا کاملاً آشکار بوده که اگر جامعه یهودى از مطالعه این اثر باز ایستد دیگر امیدى به ماندگارى نخواهد داشت.

تعریف رسمى تلمود عبارت است از: خلاصه‌اى از شریعت شفاهى که پس از قرن‌ها تلاش عالمانه دانشمندان مقیم فلسطین و بابل، در آغاز قرون وسطى (با تفاسیر جدید) به بار نشسته است. تلمود از دو بخش اصلى تشکیل مى‌شود: میشنا[2]، کتابى حاوى هَلاخا (شریعت) که به زبان عبرى نوشته شده است؛ و تفسیر میشنا معروف به تلمود (یا گِمارا) [3]، که معناى خاص آن خلاصه‌اى از بحث و تبیین میشنا به زبان نامأنوس آرامى - عبرى است.

اما این توضیح، برخلاف ظاهرش که درست به نظر مى‌رسد، گمراه‌کننده و غیردقیق است. تلمود گنجینه هزاران ساله حکمت و خرد یهودى است و شریعت شفاهى که به قدمت و اهمیت شریعت نوشته (تورات) است، در آن تجلى مى‌یابد. تلمود مجموعه‌اى شامل شریعت، حکایت و فلسفه است؛ آمیزه‌اى از منطق بى‌نظیر و واقع‌بینى زیرکانه، تاریخ و علم تجربى، و حکایت‌ها و فکاهى‌ها. این کتاب جُنگى است از مطالب ضد و نقیض: چارچوب آن منظم و منطقى است؛ هر واژه و اصطلاحى در آن، مورد تدوین دقیق و موشکافانه قرار گرفته و قرن‌ها پس از کار اصلى گردآورى، به انجام رسیده است. با این حال، هم‌چنان بر تداعى آزاد، همانند رمان‌هاى جدید که سیلان ذهن و تسلسل خاطرات در آن موج مى‌زند بر پیوند خوردن اندیشه‌هاى گوناگون استوار است. اگر چه موضوع اصلى تلمود تفسیر و شرح کتاب شریعت است، با این حال، اثرى هنرى است که از قانون‌گذارى و کاربرد عملى آن فراتر مى‌رود. تلمود با آن که تا زمان حاضر، منبع اولیه شریعت یهود است، نمى‌توان آن را به تنهایى مرجعى براى صدور حکم شرعى دانست.

تلمود با مسائل انتزاعى و کاملاً غیرواقعى، با همان شیوه برخورد با معمولى‌ترین وقایع در زندگى روزمره روبه‌رو مى‌شود. در عین حال، در پرهیز از اصطلاحات انتزاعى موفق است. با آن که مبتنى بر اصول سنت و انتقال حجّیت از نسلى به نسل دیگر است، اشتیاق آن به طرح سؤال و بازاندیشى درعهد ودیدگاه‌هاى مسلّم وپذیرفته شده و یافتن علل اساسى، بى‌نظیر است. در روش بحث تلاش مى‌کند تا به باریک‌بینى‌هاى ریاضى نزدیک شود؛ با این حال از کاربرد نمادهاى ریاضى یا منطقى مى‌پرهیزد.

بهترین راه براى شناخت و درک تلمود، تحلیل اهداف نویسندگان و گردآورندگان آن است. هزاران دانشمندى که عمر خویش را در مجادله و گفت‌وگو در صدها مرکز کوچک و بزرگ آموزشى صرف کردند، چه هدفى داشتند؟ پاسخ این پرسش را باید در نام این اثر یافت: تلمود، یعنى مطالعه و یادگیرى. تلمود تجسّم مفهوم بلند میصواىِ تلمود تورا[4]، تکلیف شرعى یادگیرى و مطالعه تورات، دانش‌اندوزى و خردورزى است، تحصیلى که خود، هدف تلمود و پاداش آن است. در این باره یکى از حکیمان تلمودى که از او چیزى جز نام و این کلمه قصار براى ما باقى نیست، گفته است:

آن را بارها و بارها زیر و رو کنید؛ چون همه چیز در تورات آمده است. آن را در زندگى لحاظ کنید و با آن، پا به سن بگذارید و هیچ‌گاه آن را به کنار ننهید؛ چون هیچ ارزش بالاترى وجود ندارد.

بى‌تردید، مطالعه تورات اهداف عملى بى‌شمارى را تأمین مى‌کند، ولى منظور اصلى اینها نیست. مطالعه وابسته به درجه اهمیت یا قابلیت اجرایى مسائل موردبحث نیست. هدف اصلى و عمده آن، خود یادگیرى است. هم‌چنین شناخت تورات نیز به معناى مراعات احکام آن نیست، بلکه خود غایت و هدف است. این بدان معنا نیست که تلمود به ارزش‌هاى نهفته در مباحث و دست‌مایه‌هایى که به مطالعه آن‌ها مى‌پردازد بى‌توجه است. برعکس، با تأکید بسیار بیان شده است که آن کس که به مطالعه تورات بپردازد اما به آموخته‌هاى خود عمل نکند، کاش هرگز متولد نشده بود. شیوه زندگى و رفتار یک دانشمند حقیقى الگوى زنده‌اى براى دیگران است. اما این بخشى از جهان‌بینى عمومى تلمود است. براى طلبه‌اى که به تعمق در متون مى‌پردازد، تحصیل پایانى جز شناخت ندارد. هر موضوعى که با تورات، یا آن نوع زندگى‌اى که در تورات ترسیم شده است، رابطه داشته باشد ارزش بررسى و تحلیل را دارد و همواره براى دست‌یابى به درون‌مایه موضوع تلاش شده است. در فرایند مطالعه، هرگز این پرسش مطرح نمى‌شود که آیا این تحلیل‌ها فایده عملى دارند یا خیر؟ ما اغلب در تلمود با مجادله‌هاى طولانى و پرحرارتى روبه رو هستیم که درباره مسائل گوناگون، به بررسى ساختار روش و تبیین نتایجى که از آن به دست مى‌آید، مى‌پردازد. دانشمندان تمامى این تلاش‌ها را انجام دادند با این‌که مى‌دانستند که خودِ منبع مطرود شده است و از هیچ‌گونه اهمیت تشریعى‌اى برخوردار نیست. این روى‌کرد هم‌چنین روشن مى‌سازد که چرا ما در تلمود بحث‌هایى را مى‌بینیم که به مسائل گذشته دور مربوط مى‌شوند و طرح دوباره آن‌ها بعید مى‌نماید.

البته گاهى اتفاق مى‌افتد که مسائل و مباحثى که زمانى بى‌اهمیت و نامربوط تلقى مى‌شوند، در زمان دیگرى اهمیت کاربردى پیدا مى‌کنند. این امر در حیطه علوم محض، پدیده‌اى عادى است؛ اما براى طلبه تلمود این تحول اثر چندانى ندارد؛ چرا که یگانه هدف او از همان آغاز، حل مسائل نظرى و کشف حقیقت است.

در ظاهر، تلمود در امتداد مرزهاى یک رساله قانونى تدوین شده است و بسیارى از مردم به خطا، ماهیت آن را شرعى مى‌شمارند. تلمود موضوع‌هایى را که با آنها سروکار دارد، یعنى هَلاخاى اصلى، آیات کتاب مقدس یا سنت‌هایى را که از حکیمان منتقل شده‌اند، پدیده‌اى طبیعى و اجزاء واقعیتى عینى تلقى مى‌کند. وقتى که کسى با طبیعت رابطه برقرار مى‌سازد، نمى‌تواند ادعا کند که فلان موضوع براى او جذّابیت یا ارزش دقت کردن ندارد. البته موضوع‌ها از نظر اهمیت، سلسله مراتبى دارند، اما همه آنها در این که وجود دارند و باید به آنها توجه شود، یکسانند. هنگامى که یک حکیم تلمودى به بررسى سنتى کهن مى‌پرداخت، آن را بیش از هر چیز یک واقعیت مى‌پنداشت و الزام‌آور بودن یا نبودن آن برایش تفاوت نمى‌کرد، بلکه این امر جزئى از دنیاى او بود و نمى‌شد از آن غفلت کرد. این عالمان وقتى که از یک نظریه یا منبع مطرود بحث مى‌کردند، همان موضعى را داشتند که یک دانشمند علوم تجربى به هنگام تفکر درباره جاندارى دارد که به خاطر ناتوانى‌اش در سازگارى با شرایط متغیر، منقرض شده است. به عبارت دیگر، هرچند چنین جاندارى ناکام مانده و از گردونه هستى خارج شده است، این امر از ارزش مطالعاتى آن نزد دانشمند علوم تجربى نمی‌کاهد.

یکى از بزرگ‌ترین مشاجره‌هاى تاریخى، مشاجره‌اى است که به مدت بیش از یک قرن، میان روش «بِت»[5] 1 مّاى، 3شَمّاى[6] و هیلل[7] وجود داشته است. این نزاع، سرانجام با این گفته حکیمانه مشهور که «هر دو کلمات خداى جاوید[8] هستند، ولى تصمیم مطابق با بِت هیلل است»، پایان یافت. البته ترجیح مکتبى بر مکتب دیگر، به این معنا نیست که آن دیگرى بر درکى نادرست استوار است؛ آن نیز تجلى خلاقیت و بیان «کلمات خداى جاوید» است. زمانى که یکى از حکیمان به خود جرأت مى‌داد تا بیان کند که فلان نظریه را مطلوب نمى‌داند، همکارانش او را سرزنش نموده، چنین مى‌گفتند: «شایسته نیست که درباره تورات گفته شود این خوب است و آن دیگرى خوب نیست.» چنین دیدگاهى در مورد یک دانشمند علوم تجربى نیز وجود دارد؛ او نیز مجاز نیست که بگوید فلان آفریده برایش جذّابیتى ندارد. این به معناى نفى مطلق ارزش‌گذارى (حتى اگر از روى علاقه باشد) نیست؛ چون ارزش‌گذارى اگر بر درک این واقعیت استوار باشد که هیچ فردى حق ندارد که از نظر عینى صرف، قضاوت و یا تعیین کند که فلان چیز فاقد زیبایى و جذّابیت است، مورد قبول است.

این شبیه‌سازى میان دنیاى طبیعى و تورات مسئله‌اى کهن است و حکیمان درباره آن به تفصیل بحث کرده‌اند. یکى از قدیمى‌ترین اظهارنظرها در این باره چنین است: «درست همان‌گونه که معمار با استفاده از طرح و نقشه، ساختمانى را بنا مى‌کند، آن یگانه مقدس - تبارک و تعالى - نیز در آفریدن جهان، تورات را مبنا قرار داده است.» نتیجه‌اى که از این بینش به دست مى‌آید این است که باید میان جهان هستى و تورات پیوندى خاص باشد؛ چون که تورات بخشى از ذات طبیعت است، نه این‌که صرفاً تأمّلى سطحى از جهان طبیعى ارائه کند. این شیوه تفکر موجب پیدایش این دیدگاه شد که هیچ موضوعى آن قدر عجیب و غریب یا باور نکردنى نیست که نتوان در آن اندیشه کرد.

تلمود اثرى یکدست از یک نویسنده نیست؛ و به همین دلیل، طیف گسترده‌اى از سلیقه‌ها را نشان مى‌دهد. وقتى که چندین نفر در تدوین یک اثر [به طور هم‌زمان‌] همکارى مى‌نمایند، در ذهن خودشان هدف خاصى را تعقیب مى‌کنند که سرشت و جهت‌گیرى آن اثر را مشخص مى‌کند. اما تلمود نتیجه و حاصل تقریر اندیشه‌ها و بیانات تعداد زیادى از عالمان، در یک دوره طولانى است که هدف نهایى هیچ‌یک از آنها در آن زمان، خلق و کتابت یک اثر نبوده است. گفته‌ها و نظرهاى آنها ملهم از زندگى بود و از پرسش‌هاى طرح شده براى خود آنان و تبادل آراء میان حکیمان گوناگون و شاگردانشان سربرمى‌آورد. به همین دلیل، ما نمى‌توانیم گرایشى روشن یا هدفى خاص را در تلمود بیابیم. [در این کتاب‌] تا حد زیادى، هر بحثى نسبت به مباحث دیگر مستقل و بى‌بدیل است و در عین حال، موضوع‌هاى مورد بحث، به یکدیگر مربوط هستند. با این همه، تلمود داراى سرشتى غیرقابل تردید، خیره‌کننده و مخصوص به خود است که محصول کار یک فرد یا تدوین‌کنندگان آن نیست، بلکه محصولى جمعى است که اوضاع قوم یهودى را در دوره‌اى معیّن نشان مى‌دهد. تمایز میان اشخاص نه‌تنها در آن‌جا که هزاران دیدگاه بدون ذکر نام مطرح شده‌اند، بلکه در مواردى هم که هویت نویسنده یا شارح معلوم است، کم‌رنگ و نامشخص است و روحیه عمومى حکم‌فرماست. هر اندازه هم که اختلاف میان دو حکیم شدید بوده، هر خواننده‌اى درنهایت، با ملاحظه اتحاد و یگانگى حاکم بر همه آنها، به خصوصیات مشترک و همدلى آنان، اذعان خواهد کرد.

از آن‌جا که تلمود به موضوع‌ها، عقاید و مشکلات مى‌پردازد، در طول قرن‌ها، شیوه نقل دیدگاه‌هاى مختلف به صورت زمان حالِ «اَبَیِه مى‌گوید، راوا مى‌گوید» در آن رشد کرده است. این ویژگى در سبک، این باور را منعکس مى‌کند که اثر ذکر شده صرفاً ضبط تاریخى نظرهاى حکیمان دوره‌هاى گذشته نیست و نباید با ملاک و معیار تاریخى درباره آن قضاوت کرد. حکیمان تلمودى خود، بین شخصیت‌ها و دوره‌ها (روشن کردن این مسائل در واقع مکمل تحقیق است) تمایز قائل مى‌شدند؛ اما این تفاوت‌ها را تنها زمانى نقل مى‌کردند که ارتباط نزدیکى با موضوع داشتند و در کار ارزش‌گذارى و تحقیق به‌کار گرفته نمى‌شدند. به عقیده این دانشمندان، زمان یک جریان پایدار نیست که در آن، زمان حال همیشه گذشته را محو و نابود کند. اساساً حال و آینده به تعبیرى، رو به رشد تلقى مى‌شوند؛ چرا که هر دو بر گذشته‌اى که هنوز زنده است بنا مى‌گردند. در این فرایند گسترده، برخى عناصر شکل ثابت‌ترى به خود مى‌گیرند، درحالى‌که عناصر دیگرى، به خاطر تعلق داشتن به زمان حال، انعطاف‌پذیرند و قابلیت تغییر بسیار زیادى دارند. با این همه، چنین فرایندى بر ایمان به سرزندگى و نشاط همه عناصر - گرچه ممکن است قدیمى هم باشند - و اهمیت نقش آنها در کار بى‌پایان و خود نوسازِ آفرینش مبتنى خواهد بود.

این فرایند نوسازى و تجدد، رابطه‌اى وثیق با محور بودن پرسش در گفت وگوهاى 1 مود، 3تلمودى دارد. سرتاسر 1 مود، 3تلمود، تا حدودى، در قالب پرسش و پاسخ تدوین شده است. حتى آن جا که مسائل به درستى نوشته نشده‌اند و صورت‌بندى واضحى ندارند، این پرسش‌ها زمینه هر گفتار و تفسیرى را تشکیل مى‌دهند. یکى از قدیمى‌ترین روش‌هاى مطالعه 1 مود، 3تلمود تلاش براى بازسازى پرسش بر مبناى گزاره‌اى است که در حکم پاسخى براى آن به شمار مى‌رود. 1 مود، 3تلمود شمار بسیار زیادى از کلمات پرسشى را دربردارد که به ترتیب، از پرس‌وجو در جهت ارضاى کنجکاوى، تا سؤال‌هایى را که در پى تخریب اعتبار موضوع‌هاى مورد بحث هستند، شامل مى‌شوند. هم‌چنین، 1 مود، 3تلمود بین سؤال‌هاى بنیادى و تحقیقات کم‌اهمیت‌تر، یعنى بین پرسش از اصول و پرسش فرعى، تفاوت قائل است. طرح ابهام‌ها نه تنها مجاز، که مطالعه و تحقیق در آن ضرورى است. قاعده این است که هر نوع پرس‌وجویى تا حد معیّنى، مجاز و حتى مطلوب است؛ هرچه بیشتر، بهتر. هیچ پرس‌وجویى تا وقتى که به موضوع اصلى وفادار بماند و به جنبه‌اى از آن مربوط بشود، غیرمنصفانه و غلط تلقى نمى‌گردد. این امر نه تنها درباره خود 1 مود، 3تلمود، که درباره شیوه مطالعه و پى‌جویى آن نیز صادق است. از طلبه انتظار مى‌رود که پس از یافتن دست‌مایه‌هاى اصلى و اساسى، سؤال‌هایى براى خود و دیگران طرح کند، تردیدهایى بیان دارد، و به چون و چرا درباره آنها بپردازد. از این نظر، 1 مود، 3تلمود شاید تنها کتاب مقدس در تمام فرهنگ‌هاى دنیا باشد، که به طلبه اجازه مى‌دهد و حتى او را تشویق مى‌کند که آن را مورد سؤال قرار دهد.

این ویژگى تلمود ما را به جنبه دیگرى از این اثر و مطالعه در آن رهنمون مى‌شود؛ از بیرون نمى‌توان نسبت به این اثر، معرفتى اندوخت. از آن جا که تلمود داراى سرشتى یگانه است، هر گونه توصیفى از موضوع‌هاى آن و شیوه‌هاى مطالعه در آن، ناچار و به‌طورحتم، سطحى خواهد بود. معرفت و شناخت حقیقى تنها از طریق ارتباط روحانى به دست خواهد آمد و طلاب باید عاقلانه و با احساس، در بحث تلمودى مشارکت جویند؛ به گونه‌اى که خود، تا اندازه‌اى خالق آن شوند.

    منبع: باشگاه مطالعاتی تحقیقاتی صهیونیسم
    پی نوشتها:
  • seyr.[1]
  • Mishnah.[2]
  • Geara.[3]
  • mitzvat seyr Torah.[4]
  • house.[5]
  • Shammai.[6]
  • Hillel.[7]
  • living God.[8]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS