دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حفظ آبرو

هرکه عمل بدی را شایع کند، چون عامل آن است و هرکه مؤمنی را به کاری عیب کند، نمیرد تا مرتکب آن شود.» (نهج الفصاحة، مجموعه کلمات قصار حضرت رسول(ص)، ص 775)
حفظ آبرو
حفظ آبرو

حفظ آبرو

قال النبی(ص): «مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَةً کَانَ کَمُبْتَدِئِهَا وَ مَنْ عَیَّرَ مُؤْمِناً بِشَیْ‌ءٍ لَمْ یَمُتْ حَتَّی‌ یَرْکَبَهُ»

آبرو به معنی«عرض» به کسر عین، هر چیزى را گویند که آدمى از عیب در آن و نقصان آنننگ داشته باشد، خواه در او باشد و خواه در کسى از متعلقان او[1] و یا آنچه از اصالت و بزرگى که انسان بدان مى‌بالد و افتخار مى‌کند.[2]

اهمیت آبرو در اسلام

 یکی از ارکان بسیار مهم که اسلام بر آن تأکید بسیاری داشته، آبروی مؤمن بوده تا آنجا که هم به خود مؤمنان دستور می‌دهد که آبروی خود را حفظ کنند و هم به دیگران می‌فرماید آبروی مؤمنان را حفظ نمایند. در کتب روایی آمده است،پایه‌هاى دین اسلام هفت چیز است: نخستین پایه آن، عقل است که بنیاد شکیبایى است و دومین، آبرودارى‌ و راست‌گویى و...[3]

در موارد بسیاری خداوند متعال از بندگان خویش می‌طلبد که آبروی برادر مؤمن خویش را حفظ کنید و به انحاء مختلف وی را در ورطه‌ی بی‌آبروی قرار ندهید؛ آبروی مؤمن را بازیچه وقت‌گذرانی خویش و پرکردن اوقات یکدیگر قرا ندهید، شاید شما کلامی را به اشتباه به کسی نسبت دهید، حال ایشان چگونه باید از عهده این بی‌آبروی برآید و یا اصلاً به‌طور صحیح به کسی واقعه‌ی بدی را نسبت دهید، این احتمال را نمی‌دهید که شاید ایشان توبه کرده باشد و از آن گناه دست کشیده باشد؛ اى بنده خدا! در عیب‌جویى از بنده‌اى که مرتکب گناهى شده شتاب مکن، شاید گناه او بخشیده شود و بر نفس خویش ایمن مباش که گناه کوچکى انجام داده‌اى، شاید بر همان گناه عذاب شوى. پس هر کس از شما به عیب دیگرى آگاهى یافت، باید از عیب‌جویى او خوددارى کند، زیرا به عیب خود نیز آگاه است.[4]

اموال در جهت آبروداری

از آنجایی که حفظ آبرو از واجبات دین است، لذا دستورات اخلاقی اسلام نیز حول محور آن بیانات دلنشینی را بیان می‌فرماید؛ از جمله: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):

«کُلُ‌ مَعْرُوفٍ‌ صَدَقَةٌ وَ کُلُّ مَا أَنْفَقَ الْمُؤْمِنُ مِنْ نَفَقَةٍ عَلَى نَفْسِهِ وَ عِیَالِهِ وَ أَهْلِهِ کُتِبَ لَهُ بِهَا صَدَقَةً وَ مَا وَقَى بِهِ عِرْضَهُ کُتِبَ لَهُ صَدَقَةً الْخَبَر...:[5]

هر کار خیرى صدقه است، و آنچه کسى خرج خود و اهل و عیال خود کند، به‌عنوان صدقه براى او نوشته مى‌شود، و آنچه انسان براى حفظ آبرو و شرف خود صرف کند، هم‌چون صدقه براى او نوشته مى‌شود.»

قال الرّضا(ع):

«خَیرُ المالِ مَا وُقِیَ به العرضُ... :

نیکوترین مال آن است که عرض (جان، آبرو، حیثیّت) انسان به‌وسیله آن حفظ شود.»[6]

قال علی(ع):

«حَصِّنوا الاعراضَ بالاموالِ...[7]:

در حصار کنید عرض‌ها را به مال‌ها، یعنى مال را صرف کنید از براى نگاه‌داشتن آبروی خود.»

حفظ آبروی خویشتن

مطالبی در باب حفظ آبروی دیگران ذکر شد، اما روایات متعددی مبنی بر حفظ آبرو و اهمیت آن که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست، آمده است و انسان را به تأمل وا می‌دارد؛ به‌طور مثال:

حضرت امیر(ع) در باب طلب مال از کسی می‌فرماید:

«بذل الوجه الى اللئام الموت الاکبر:[8]

روانداختن به‌سوى لئیمان مردن بزرگ‌تر است.

ظاهر این است که «بذل رو» در اینجا به معنى بى‌قدر ساختن و خوار نمودن رو باشد، اما به هر تقدیر معنى این است که ریختن آبروى خود نزد لئیمان؛ یعنى بخیلان یا مردم فرومایه پست‌مرتبه مرگ بزرگ‌تر است، یعنى از مرگ حقیقى بدتر و دشوارتر است.

یا در جای دیگری بیان می‌دارد:

«بذل ماء الوجه فى الطلب اعظم من قدر الحاجة و ان عظمت و انجح فیها الطّلب:[9]

بخشیدن آبرو درطلب نیازی، بزرگ‌تر است از اندازه‌ی حاجت تو، هرچند آن حاجت مهم بوده و برآورده شود.»

که در اینجا هم تکیه بر این است که آبرو را براى هیچ حاجتى نباید ریخت، چون حاجت هرقدر هم بزرگ باشد و برآورده شود، نمی‌تواند با آبرو برابرى کند.»

دوباره ایشان در یک عبارت بسیار شیوا می‌فرماید: «آبروى‌ تو بسته است (محفوظ مى‌باشد)سؤال و درخواست آنرا مى‌چکاند (مى‌ریزد) بنگر آنرا پیش چه کسی مى‌ریزى (از مردم پست چیزى نخواه که اگر خواسته‌ات را انجام ندهد شرمنده مى‌گردى و اگر روا سازد همیشه تو را فروتن مى‌خواهد).»[10]

موارد جواز آبروریزی

گاهی به‌خاطر اهم و مهم انسان اجازه دارد به شخصی توهین کند، آبرویش را بریزد که از جمله آن می‌توان موارد جواز غیبت را برشمرد؛ مثلاً گاهی حفظ نظام اقتضا می‌کند شخصی مورد عتاب قرار گیرد، نظیر نامه پرعتاب حضرت امیر(ع) به نماینده خود که چرا سر سفره کذایی شرکت کردی؟ و نظیر بعضی از عتاب‌های حضرت امام(ره) به بعضی از مسئولین.[11]

و یا در عبارت دیگر حضرت رسول(ص)می‌فرماید:

«ثلاثة لا تحرم علیک‌ أعراضهم‌ المجاهر بالفسق و الإمام الجائر و المبتدع:[12]

سه کس هستند که آبرویشان محترم نیست؛ آنکه به فسق تجاهر کند و پیشواى ستمگر و بدعت‌گذار.»

[1]. آقا جمال خوانسارى، محمدبن حسین، شرح آقا جمال‌الدین خوانسارى بر غررالحکم و دررالکلم، 7جلد، دانشگاه تهران-تهران، چاپ چهارم، 1366ش، ج‌3، ص406.
[2]. بستانى، فؤاد افرام و مهیار، رضا، فرهنگ ابجدى، 1جلد، انتشارات اسلامی‌-‌تهران، چاپ دوم، 1375ش، ص605.
[3]. ابن شعبه، حسن‌بن على‌ و ‌‌حسن‌زاده، صادق، تحف العقول‌/‌‌ترجمه حسن‌زاده، 1جلد، انتشارات آل علیّ علیه‌السلام‌-‌قم، چاپ اول، 1382ش، ص329.
[4]. شیخ حر عاملى محمدبن حسن و ‌افراسیابى نهاوندى، على، جهادالنفس وسائل‌الشیعة‌/‌‌ترجمه افراسیابى، 1جلد، نهاوندى‌-‌قم، چاپ اول، 1380ش، ص159.
[5]. نورى، حسین‌بن محمدتقى، مستدرک‌الوسائل و مستنبط‌المسائل، 28 جلد، مؤسسة آل‌البیت علیهم‌السلام‌-‌قم، چاپ اول، 1408ق، ج‌7، ص239.
[6]. حکیمى، محمدرضا و حکیمى، محمد و حکیمى، على‌ و ‌آرام، احمد، الحیاة‌/‌‌ترجمه احمد آرام، 6جلد، دفتر نشر فرهنگ اسلامى‌-‌تهران، چاپ اول، 1380ش، ج‌3، ص298، به نقل از بحار الانوار، ج 72، ص352.
[7]. آقا جمال خوانسارى، محمدبن حسین، شرح آقا جمال‌الدین خوانسارى بر غررالحکم و دررالکلم، 7جلد، دانشگاه تهران‌-‌تهران، چاپ چهارم، 1366ش، ج‌3، ص406.
[8]. آقا جمال خوانسارى، محمدبن حسین، شرح آقا جمال‌الدین خوانسارى بر غررالحکم و دررالکلم، 7جلد، دانشگاه تهران‌-‌تهران، چاپ چهارم، 1366ش، ج‌3، ص264.
[9]. همان، ص265.
[10]. شریف‌الرضى، محمدبن حسین‌ و ‌فیض‌الاسلام اصفهانى، على نقى، ترجمه و شرح نهج‌البلاغة (فیض‌الإسلام)، 2جلد، مؤسسه چاپ و نشر تألیفات فیض‌الإسلام‌-‌تهران، چاپ پنجم، 1379ش، ج‌6 ، ص1248.
[11]. قرائتی، محسن، مجموعه فیش‌های تبلیغی 1، ذیل کلمه آبرو، ص6.
[12]. پاینده، ابوالقاسم، نهج‌الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، 1جلد، دنیاى دانش‌-‌تهران، چاپ چهارم، 1382ش، ص403.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS