دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حیا Pudency

No image
حیا Pudency

كلمات كليدي : حيا، شرم، حشمت، ترس

نویسنده : علي اكبريان تبريزي

از امور بسیار پسندیده که به انسان ارزش مى‌دهد ومرتبه ومقام او را نزد حق وخلق رفعت مى‌بخشد، شرم وحیا کردن از امور قبیح وزشت است. امورى که خدا وانسانهاى بلند مرتبه، زشت مى‌شمارند.

حیا، که مایه‌ى اولى واصلى‌اش از سوى خدا در وجود انسان نهاده شده استباید به وسیله‌ى مربیان دلسوز رشد ونمو داده شود وبا موعظه وتذکر تقویت گردد تا وجود انسان در برخورد به امورزشت از آلوده شدن واتصال به آنهاامتناع ورزد.

تعریف:

«حیا» در لغت، یعنی شرم[1]، شرمسارى، خجالت و شرم داشتن از ارتکاب زشتی‌ها که در مقابل آن «وقاحت» و بى‌شرمى قرار دارد.

«حیا» در اصطلاح، نوعی حالت روانی یا انفعال و انقباض نفسانی است که موجب متانت و وقار در رفتار، حرکات و سکنات انسان شده و همچنین موجب خودداری از انجام امور ناپسند در انسان می‌گردد و منشأ آن ترس از سرزنش دیگران است. در نتیجه هر چه این حالت در انسان قوی‌تر باشد، شخصیت آدمی وزین‌تر و رفتارش سنجیده‌تر خواهد بود و از آنچه با آراستگی شخصیت منافات دارد، بیش‌تر اجتناب می‌کند.

اهمیت حیا:

رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ حیا را زینت آدمی شمرده و فرموده است:

« تعدّى و تجاوز (بی شرمی) با هیچ چیز همراه نشد مگر این که آن را زشت و بدنما گردانید و شرم و حیا با هیچ چیز همراه نگشت، مگر این که آن را زینت بخشیده وآراست.» [2]

امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:

« مَنْ کَسَاهُ الْحَیاءُ ثَوْبَهُ لَمْ یرَ النَّاسُ عَیبَه‌ »[3]

آن کس که لباس حیاء بپوشد، کسى عیب او را نبیند.

جایگاه حیا:

امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ در حدیث نسبتا طولانی جایگاه حیا را در رأس مکارم اخلاقی دانسته می‌فرماید:

« الْمَکَارِمُ عَشْرٌ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَکُونَ فِیکَ فَلْتَکُنْ ... قِیلَ وَ مَا هُنَّ قَالَ صِدْقُ الْبَأْسِ وَ صِدْقُ اللِّسَانِ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ وَ إِقْرَاءُ الضَّیفِ وَ إِطْعَامُ السَّائِلِ وَ الْمُکَافَأَةُ عَلَى الصَّنَائِعِ وَ التَّذَمُّمُ لِلْجَارِ وَ التَّذَمُّمُ لِلصَّاحِبِ وَ رَأْسُهُنَّ الْحَیاء مکارم ... »[4]

«ده چیز است، اگر میتوانى آنها را داشته باش، ... عرض شد: آنها چه هستند؟ فرمود: نومیدى حقیقى (از آنچه دست مردم است) و راستى زبان و اداء امانت و صله رحم و پذیرائى از مهمان و غذا دادن به‌سائل (کسى که از او غذا طلبد) و جبران نیکى‌هاى و مراعات حق همسایه و مراعات حق رفیق و سّر همه مکارم (افضل و عالیتر از همه) حیا و شرم است. (زیرا کسى که در برابر خالق و مخلوق شرم داشته باشد، همه این مکارم را انجام میدهد و همان خصلت حیا بر تمام این مکارم داعى و باعث مى‌شود).

اهمیت و جایگاه حیا در حدّى است که پیامبر اسلام صلى الله علیه و اله و سلم فرمود:

«الْإِسْلَامُ عُرْیانٌ فَلِبَاسُهُ الْحَیاء»[5]

«اسلام برهنه است و لباسش حیا.»

اسباب حیا:

1- عقل: پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم در پاسخ راهب مسیحی (شمعون بن لاوی بن یهودا) که از او درباره ماهیت و آثار عقل پرسیده بود، فرمودند:

«فَتَشَعَّبَ مِنَ الْعَقْلِ الْحِلْمُ وَ مِنَ الْحِلْمِ الْعِلْمُ وَ مِنَ الْعِلْمِ الرُّشْدُ وَ مِنَ الرُّشْدِ الْعَفَافُ وَ مِنَ الْعَفَافِ الصِّیانَةُ وَ مِنَ الصِّیانَةِ الْحَیاء»[6]

عقل موجب پیدایش حلم است و از حلم، علم و از علم، رشد و از رشد، عفاف و از عفاف، خویشتن داری و از خویشتن داری، حیا، و از حیا، وقار، و از وقار، مداومت بر عمل خیر و تنفّر از شرّ، و از تنفّر از شر، اطاعت نصیحت گوی، حاصل می گردد.

2- ایمان: امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:

«لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیاءَ لَه»[7]

ایمان ندارد کسى که حیا ندارد. (حیا و ایمان در یک رشته و همدوشند، و هروقت یکى از آن دو برود، دیگرى هم در پى آن می رود).

موانع حیا:

در روایات ائمه معصومین علیهم‌السلام، اموری به عنوان موانع حیا و یا به عبارت دیگر علل بی‌حیایی یا کمی حیا معرفی شده‌اند که مهم‌ترین آنها به شرح زیر است:

1- از میان برداشتن پرده‌ها و حریم‌ها: از امام کاظم ـ علیه‌السّلام ـ چنین روایت شده که به یاران خود توصیه می‌فرمود:

«پرده شرم و حیاى میان خود و برادرت را برمدار و مقداری از آن را باقى گذار، زیرا از میان بردن و برداشتن آن، برداشتن حیاء است.»[8]

2- دست نیاز به سوی مردم دراز کردن: امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود:

«دراز کردن دست حاجت و نیاز به‌سوی مردم ، عزت آدمى را سلب مى‌کند و شرم و حیا را مى‌ریزد.» [9]

3- زیاد سخن گفتن: امام علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید:

«کسى که زیاد سخن مى‌گوید، زیاد هم اشتباه دارد، و هر کس که بسیار اشتباه کرد، شرم و حیاء او اندک است، و آنکس که شرم او اندک شود، پرهیزکارى او نیز اندک خواهد بود، و آنکه پرهیزکارى و پارسایی‌اش اندک گردد، دلش بمیرد.» [10]

آثار حیا:

در روایات، آثار فراوانی اعم از دنیوی و اخروی، فردی و اجتماعی، نفسانی و رفتاری برای حیا بیان شده است که برخی از آنها به شرح زیر است.

1- کلید خوبی ها: حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:

«شرم کلید هر خیریست»[11]

زیرا که هر گناهى از بى‌شرمى از خدا ناشى شود و اگر علنی کند بى‌شرمى از خلق نیز باشد، پس کسى را که شرم باشد گناه نکند و همین کلید هر خیرى است.

2- مانع کارهای زشت: حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند:

«شرم از فعل قبیح منع می‌کند.» [12]

یعنى شرم از حقّ تعالى هر که را باشد مانع شود او را از کردن قبیح و هر که مرتکب قبیحى شود نشان این است که شرم ندارد از حقّ تعالى بلکه هر که را شرم از خلق نیز باشد مانع شود او را از کردن بسیارى از قبایح.

3- محو کننده خطاها: حضرت علی علیه‌السلام می فرمایند:

«شرم از خدا محو می‌کند بسیارى از خطاها و گناهان را.» [13]

یعنى باعث این مى‌شود که آنها از او صادر نشود یا این که بعد از این که صادر شده باشد هرگاه شرم از خدا حاصل شود آنها محو شود باعتبار این که شرم از خدا باعث توبه شود و به توبه آنها محو شود.

4- نگه دارنده از آتش: حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند:

«شرم از خدا نگاه مى‌دارد از عذاب آتش.» [14]

5- پاکدامنی: حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:

«میوه شرم عفت است»[15]

یعنى باز ایستادن از حرامها، زیرا که کسى که از خدا شرم داشته باشد مخالفت او نمى‌کند بلکه شرم از خلق نیز باعث ترک بسیارى از محرّمات مى‌شود.

5- پوشیده شدن عیب: حضرت علی علیه‌السلام می‌فرمایند:

«هر که شرم بپوشاند جامه او را، عیب او از مردم پنهان ماند.»[16]

زیرا کسى که شرم داشته باشد حرفى نگوید و کارى نکند که عیب او ظاهر شود.

7- مانع هلاکت: حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:

«هر کسی که در گفتار او حیا باشد، جداشود ازاو خناء(هلاک یا فساد) در کردار او. مراد اینست که اگر کسى در گفتار شرم داشته باشد کردار او نیز خوبست و کارى نکند که هلاک یا فسادى در آن باشد. »[17]

اقسام حیا:

شرم و حیاء، اقسامی دارد و برخی از اقسام آن، مثبت و ارزنده و برخی از آن، مذموم و مورد نکوهش است.

پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آل - می فرماید:

« الْحَیاءُ حَیاءَانِ حَیاءُ عَقْلٍ وَ حَیاءُ حُمْقٍ فَحَیاءُ الْعَقْلِ هُوَ الْعِلْمُ وَ حَیاءُ الْحُمْقِ هُوَ الْجَهْل‌»[18]

« حیا دوگونه است: حیاء عقل و حیاء حماقت، حیاء عقل علم است و حیاء حماقت نادانى.» نوع اول آن قوت و ایمان و نوع دیگرش ضعف و زبونی است.

در این قسمت به سه مورد از موارد حیاء پسندیده، اشاره می کنیم.

1- حیاء از خداوند: خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

« یسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ یسْتَخْفُونَ مِنَ اللّه...[19]»

کسانی را که از خداوند شرم و حیاء نمی‌کنند مورد سرزنش و ملامت قرار می‌دهد و می‌گوید:« اعمال زشت خود را... از خدا پنهان نمی‌دارند» بنابراین اولین مصداق از مصادیق حیای مثبت و بجا، شرم و حیا از خدای متعال است و شرم از خداوند هم به این است که انسان اوامر او را انجام دهد و از اموری که منع شده است دوری نماید.

۲- حیاء از مردم: نوع دوم از حیای معقول، این است که انسان، برخی اعمال زشت و ناپسند را به خاطر این که در بین جامعه و مردم، بدنام نشود ترک می‌کند، چنانچه در قرآن می‌فرماید:

« یستخفون من الناس...»[20]

اعمال زشت خود را از مردم پنهان می دارند» شرم و حیا از افکار عمومی، و ترس از ملامت و سرزنش مردم، یکی از عمد‌ه‌ترین عواملی است که موجب حسن اجرای قانون و سلامت جامعه در جهان امروز می‌شود.

۳- حیاء از خود: نوع سوم از انواع شرم و حیای پسندیده این است که انسان از خود و وجدان خویش، شرم و حیاء داشته باشد و از ارتکاب اعمال خلاف شرع و قانون در جاهای خلوت، خودداری نماید.

حضرت علی – علیه‌السلام - این نوع از حیاء را از بهترین‌ها معرفی می‌کند و می فرماید:

بهترین شرم و حیاء آن است که تو خود از نفس خویش حیاء کنی [و قدمی به ناروا برنداری] . [21]

جاهایی که نباید حیا کرد:

1 . حیا ورزیدن از گفتار: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:

هیچ عملی را از روی ریا و خودنمایی انجام مده و از سر حیا و شرم آن را رها نکن. [22]

2. حیا ورزیدن از تحصیل علم: امام علی ـ علیه‌السّلام ـ فرمود:

کسی شرم نکند از آموختنِ آنچه نمی‌داند. [23]

3 . حیا ورزیدن از تحصیل درآمد حلال: امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود:

«کسی که از طلب مال حلال حیا نکند، هزینه هایش سبک شود و خداوند خانوادهاش را از نعمت خویش بهره مند گرداند.»[24]

4 . حیا ورزیدن از خدمت به مهمان: امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:

سه چیز است که نباید از آن شرم کرد: از جمله خدمت کردن به مهمان. [25]

5 .حیاورزیدن از احترام گذاشتن به دیگران: امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:

سه چیز است که نباید از آنها شرم کرد: از جمله برخاستن از جای خود برای پدر و معلم. [26]

مقاله

نویسنده علي اكبريان تبريزي
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS